|
1
|
|
2
3
10 |
|
4
6 |
|
5 |
|
7 |
|
8
9 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
15 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
100 هزار نفر عليه 90
گروه ورزشي: حالا کمتر کسی در تبریز پیدا میشود که نظرسنجی برنامه 90 را قبول داشته باشد چرا که آنها معتقدند پیامکهایشان ارسال نمیشد و قطعا تعداد هواداران تراکتورسازی بیشتر از آن چیزی هستند که آن شب اعلام شد. از این رو مصاف روز گذشته تراکتورسازان و مقاومت میعادگاهی بود برای آذریهای معترض به برنامه 90 و عادل فردوسیپور. دیروز ورزشگاه یادگار امام(ره) شاهد یک نمایش تماشاگر بینظیر در تبریز بود که در یک رکورد تاریخی بیش از 105 هزار هوادار تبریزی خودشان را به استادیوم رساندند تا ثابت کنند تراکتورسازی از چه پتانسيل بالایی برخوردار است. حضور این همه هوادار که حتی دربی معروف تهران هم سالهای سال است نمونهاش را تجربه نکرده، جواب قاطعی بود به مسابقه پیامک 90. نشستن روی دکل برق و همچنین اسکوربورد ورزشگاه، یادآور داربی سال 1361 تهران بود که بیش از 120 هزار نفر در ورزشگاه آزادی حضور داشتند حتی خبرنگاران حاضر در تبریز گزارش دادند اگر ظرفیت یادگار امام(ره) بیش از 70 هزار نفر در حالت استاندارد بود، قطعا تماشاگران بیشتری از این دیدار استقبال میکردند چرا که دهها هزار نفر دیگر به علت ازدحام بیسابقه جمعیت مجبور به ترک ورزشگاه شدند. البته هواداران تراکتورسازی به موضوع دیگری هم معترض بودند و آن بریده شدن سر یک کبوتر قرمز در دیدار هفته قبل این تیم با استقلال بود. از اینرو بیش از 500 کبوتر روز گذشته قبل از انجام این مصاف در ورزشگاه رها شدند که همین حرکت خالق صحنه بدیعی در ورزشگاه شد. با وجود اینکه تراکتورسازی در این بازی نتوانست به نتیجهای بهتر از تساوی بدون گل برابرمقاومت دست پیدا کند اما هواداران این تیم شهرستانی بیتوجه به روند بازی در بیشتر دقایق مشغول سر دادن شعارهایی مبنی بر تضییع حق تیمشان در این نظرسنجی بودند. آنها پلاکاردهای متعددی را در دست داشتند که روی آنها حک شده بود: «پیامک من نرفت». حتی کاریکاتور عادل فردوسیپور را در شمايل پينوكيو به ورزشگاه آوردند تا دوربین 90 را مجاب کنند همه صحنههای رخداده بر سکوها را بگیرد. البته با توجه به جمعیت تبریز و خیل هواداران پرشور تراکتورسازی به نظر میرسد مشکل عدم ارسال پیامک بیشتر از همه مشمول حال آنها شده بود تا دیگر تیمها. این صحبتی بود که مدام بین تبریزیها رد و بدل میشد و آنها خواستار تکرار این نظرسنجی البته با اختصاص دادن یک شماره مخصوص برای هواداران شهرستانی بودند. حضور 105 هزار هوادار در یک دیدار نه چندان جذاب رکورد منحصر به فردی بود که قطعا تا سالها هیچ تیمی و شهری قادر به شکستن آن نیست. جدای از اینکه پرسپولیس پرطرفدارترین تیم ایران است یا نه، تبریزیها دیروز خواستند ثابت کنند همه ایران، تهران نیست.
خروش شهرستان ؛ ايران فقط تهران نيست
یاشار صفایی
خاستگاه تحولات و رویدادهای یک کشور پارامتر بسیار مهمی در تحلیل وضع و شرایط آن منطقه جغرافیایی به شمار میرود و در ادامه چگونگی تحولات در حوزههای مختلف جغرافیایی میتواند به نتایج ارزیابیها اعتبار بخشد. دنیای مدرن، تصمیمگیری در باب تحولات اجتماعی را ذیل یافتههای جامعهشناسی انجام میدهد و استنباط و تحلیل رویدادهای این حیطه را نیز در همین طریق دنبال میکند. در این مسیر، تحلیل هر وضع یا رویکردی، تصمیمی به دنبال دارد و در پی آن تصمیم، در انتظار پیامدها و اثرات باید نشست. آنچه در 4 سال اخیر در حوزههای اجتماعی و به دیگر بیان در جهتگیریهای کلان اجرایی در بخشهای اجتماعی نمودار شد، تمرکززدایی تصمیمسازیها و در ادامه نشر این تصمیمات به گستره کشور است. این تصمیم که یک اقدام ضروری در مقابل تفکر مدیریتی گذشته در این حیطه بود، در وهله نخست «یکساننگری» و در ادامه ظرفیتبخشی را در قبال بخشهای مختلف سرزمینی اعمال کرد تا توسعه پایدار را مبتنی بر برآیند توسعه سرزمینی دنبال کند. این مدل هیچگاه سیاستهایی چون سرزمینهای حاصلخیز و سرزمینهای سوخته را درون خود جای نداد اما ظرفیتهای مناطق مختلف کشور را به دیده شتاببخشی به توسعه نگریست. پیگیری این سیاستها منجر به حضور سیاستگذاران در همه ایران و در نتیجه دستیابی به «برآورد ملی» از تواناییها شد. اهتمام در پیگیری این طریقه نگرش است که ناگهان شکافهای مستتر حاصل از تصمیمات سابق را در معرض دید قرار میدهد و البته هزینه «درد» این شکافها نیز قابل پذیرش است. همانگونه که پیشتر گفته شد اعمال این استراتژی کلان اجتماعی، اثرات و تبعات ملموس و محسوسی را طبعا به دنبال خواهد داشت. شتاب گرفتن رشد شهرستانها در همه حوزهها آثار فراوانی به همراه داشت اما مهمترین این آثار، تحرک فراوان شهرستانها، بهواسطه تقویت «خودباوری» است و به همین واسطه است که برخلاف گذشته، اینبار شهرستانها منشأ تحولات مهم و تاثیرگذار شدند. رویکرد توسعه فراگیر- و نه منطقهای ـ و تزریق منابع به همه مناطق که قطعا منتج به توسعه پایدار میشود، حضور مؤثر در تحولات و تصمیمگیریهای مهم را در پیامد دارد و بدونشک ذائقه شهرستان، تداوم چنین رویکردهایی را ترجیح میدهد.
اگرچه پس از انتخابات اخیر ریاستجمهوری، رفتارهای سخیفی که ناشی از همان «درد» آشکار شدن شکافهای اجتماعی است؛ مانع از آن شد که روند شتابان پیشرفتخواهی شهرستان از نظرها مغفول بماند و حتی متأسفانه برخی نخبگان با ادبیاتی دور از انتظار با رویگردانی از اصل مردمسالاری، خواهان حاکمیت چرخشی نخبگانی شدند تا این روند دچار اخلال شود اما این روزها و در پارهای موضوعات جذاب و قابل لمس برای افکار عمومی، میتوان نتایج خیزش شهرستانها را مشاهده کرد. لیگ برتر فوتبال ایران میتواند یک مورد مناسب برای تحلیل آثار این رویکرد تلقی شود. در حال حاضر صدر جدول لیگ برتر فوتبال ایران در اختیار تیمهای شهرستانی سپاهان و ذوبآهن است و جالب اینکه این تیمها با قاطعیت کامل و با اختلاف امتیاز قابلتوجه، از تیمهای تهرانی پرسپولیس و استقلال پیشی گرفتهاند. فارغ از این موضوع که نشاندهنده تمرکز زودبازده بر مناطق دارای ظرفیت است اما 2 تیم دیگر شهرستانی لیگ برتر نیز به صورت ویژه توجه افکار عمومی را متوجه خود کردهاند؛ تراکتورسازی تبریز به لحاظ فنی، بهترین تیم شهرستانی پس از صدرنشینان اصفهانی است اما آنچه موجب توجه افکار عمومی به این تیم شهرستانی شده استقبال بیسابقه مردم تبریز از بازیهای این تیم است به گونهای که در مسابقات خانگی، همواره استادیوم یادگار امام مملو از تماشاگر است و در بازیهای بیرون از خانه ـ نظیر بازی با استقلال در استادیوم آزادی ـ نمیتوان عنوان «میهمان» را برای این تیم برگزید.تحرک فوقالعاده حامیان تراکتورسازی بهگونهای است که این تیم روز گذشته در اعتراض به برنامه نود، 105هزار نفر را به ورزشگاه یادگار امام کشاند! بدونشک این آمار، بینظیرترین آمار در استقبال از یک بازی لیگبرتری است که یک تیم شهرستانی به خود اختصاص داده است. بهخاطر همین حضور شگرف بود که تبریزیها درخواست کردند بازیهای تیم ملی در تبریز برگزار شود که مورد استقبال سازمان ورزش همه قرار گرفت اما در کنار تراکتورسازی، شاهین بوشهر نیز از جمله تیمهایی است که بهرغم بضاعت کم در داشتن نیروی انسانی، بازیهای بسیار زیبایی به نمایش گذاشته است. ضمن اینکه شور و شوق تماشاگران بوشهری پس از برد تیم مورد علاقهشان حاکی از اشتیاق قابل ستایش مردمان این منطقه از کشور است. قطعاً در کنار تراکتورسازی، شاهین بوشهر پرشورترین تماشاگران لیگ برتر را داراست، اما صدارت تیمهای اصفهانی و نیز قدرتنمایی تراکتورسازی در برخورداری از مقبولیت مردمی و نیز افتخار شاهین بوشهر به داشتن تماشاگرانی با اشتیاق، قبل از هر چیزی میتواند نشاندهنده جریان پرشور «تحرک» و «پیشرفت» شهرستانها باشد.اگرچه فوتبال تنها مصداقی از تأثیرات جهتگیریهای کلان اقتصادی و اجتماعی دولت است اما میتواند مصداقی قابل لمس از دیگر بخشها باشد؛ اینکه شهرستانیها امروز میگویند «همه ایران، تهران نیست»؛ صدایی که 4 سال پیش به خوبی توسط دولتمردان شنیده شد.
آغاز اصلاح اطلاعات اقتصادی خانوار از امروز
مرکز آمار ایران از مردم خواست از امروز -سوم بهمن- برای اصلاح اطلاعات اقتصادی خود مربوط به طرح هدفمندکردن یارانهها به پایگاه اطلاعرسانی این مرکز مراجعه کنند. براساس این اطلاعیه سامانه طرح جمعآوری اطلاعات اقتصادی خانوار از سوم بهمن ماه براساس زمانبندی مشخص شده فعال است و خانوادهها باید پس از مراجعه به پایگاه اینترنتی www.amar.org.ir اطلاعات اقتصادی خود را در صورت صحت، تایید و در صورت مغایرت، اصلاح کنند.بر این اساس، خانوارهای یک تا 2 نفره طی 3 روز از سوم تا پنجم بهمن، خانوارهای 3 نفره از ششم تا هشتم، خانوارهای 4 نفره از نهم تا یازدهم و خانوارهای 5 نفره به بالا از 12 تا 14 بهمن میتوانند به این پایگاه مراجعه کنند.همچنین خانوارهایی که براساس زمانبندی فوق موفق به مراجعه نشدهاند، از 15 تا 22 بهمن به مدت 8 روز میتوانند به تایید یا اصلاح اطلاعات اقتصادی خود اقدام کنند.همچنین در اطلاعیه مرکز آمار ایران آمده است: بدینوسیله به اطلاع عموم اشخاص حقیقی و حقوقی که مستقیما از شبکه جهانی اینترنت استفاده میکنند یا در خارج از کشور قصد دسترسی به وبگاه ویژه طرح
هدفمند كردن یارانهها را دارند، میرساند، دسترسی به وبگاه ویژه طرح هدفمند كردن یارانهها و درگاه ملی آمار، صرفا از طریق شبکه اینترانت ملی امکانپذیر است.لذا کاربرانی که به طور مستقیم به شبکه جهانی اینترنت متصل هستند یا در خارج از کشور قصد دسترسی به وبگاه مذکور را دارند، قادر به دسترسی به اين وبگاه نخواهند بود. بنابراین توصیه میشود برای دسترسی به وبگاه ویژه این طرح، از طریق شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنتی در داخل کشور اقدام کنند.
ادغام 2 شرکت در مجموعه ایران خودرو
گروه اقتصادی: ادغام شرکت تجارت بینالملل سمند (سیتکو) در شرکت خودروهای سفارشی ایران خودرو(آپکو) در دیماه سال جاری نهایی شد. به گزارش روابط عمومی ایرانخودرو فرآیند ادغام این 2 شرکت در 5 ماه گذشته و بر اساس مصوبه هیات مدیره گروه صنعتی ایران خودرو و نظارت معاونت اقتصادی گروه، برنامه ریزی و اجرایی شده است. بر اساس این گزارش، در راستای همافزایی هر چه بیشتر فعالیت شرکتهای تابعه ایران خودرو و به دنبال کاهش هزینهها و عملکرد کاراتر شرکتهای فوق،
ایران خودرو قصد دارد شرکتهایی را که به نوعی فعالیت مشابه یا موازی دارند، در هم ادغام و مجموعههای قویتری ایجاد کند. مدیریت ارشد گروه صنعتی ایران خودرو درصدد است با این کار مجموعهای پویا و چابکتر به وجود آورد، در این میان میتوان گفت ادغام شرکت سیتکو به عنوان وارد کننده خودروهای سواری شرکای ایران خودرو در شرکت خودروهای سفارشی ایران خودرو (آپکو) به عنوان سرآغازی در راستای ادغام شرکتهای تابعه ایران خودرو است که زیرساختهای آن نیز آماده شده است. با توجه به اینکه شرکت خودروهای سفارشی ایران خودرو (آپکو)، حدود 2 سال است در حوزه عرضه قطعات و خودروهای سفارشی در حال فعالیت است، امیدوار است بتواند با اضافه شدن خودروهای وارداتی، تنوع خوبی در ارائه خدماتی که به مشتریان ارائه میدهد، ایجاد کند. بر اساس این گزارش پیش از این سیتکو عملیات واردات و فروش پژو 407 را اجرایی ميكرد.
دومینوی شکست
حسین میزان:پروسه رفت و آمد مقامات آمریکایی به خاورمیانه پایانی ندارد و کمتر میتوان فرصتی یافت که دیپلماتی آمریکایی در منطقه حضور نداشته و با اعراب و رژیم صهیونیستی در حال مذاکره نباشد. همین چند روز پیش بود که جیمز جونز، مشاور امنیت ملی آمریکا به خاورمیانه سفر و از لبنان، فلسطین اشغالي و عربستان سعودی دیدار کرد. اندکی از پایان سفر جونز به منطقه نگذشته بود که جورج میشل، نماینده ویژه اوباما در امور خاورمیانه بار دیگر عازم منطقه شد تا رکوردی جدید خلق کند و در حدود یکسالی که به این سمت منصوب شده است، سومین تور خاورمیانهای خود را هم تجربه کند. میشل در جریان سفر دورهای اخیر خود به منطقه از لبنان دیدار و با میشل سلیمان و سعد حریری، رؤسایجمهوري و نخستوزیر این کشور مذاکره کرد. میشل در شرایطی پشت درهای بسته به مذاکره با مقامات لبنانی پرداخت که در کنار مرز لبنان با اسرائیل، تحرکات تسلیحاتی شدیدی از جانب رژیم صهیونیستی در جریان بود. هرچند رژیم صهیونیستی مدعی بود، این تحرکات به منظور زمینهسازی رزمایشی است که بزودی برگزار خواهد شد اما بیتردید سران اسرائیل میکوشیدند...
تا با این دست اقدامات مذاکرات میشل و سران لبنان را تحتالشعاع قرار دهند و با انجام این رفتارهای تهدیدآمیز میشل را در جریان مذاکرات در موقعیتی برتر قرار دهند. بیتردید میشل در طول مذاکرات موضوع خلع سلاح حزبالله را طرح کرده است. موضوعی که برای اسرائیل اهمیتی حیاتی دارد. از این روی همه پتانسیل خود را برای به سرانجام رسیدن این مذاکرات به نفع ایالات متحده به کار بست. میشل سری هم به دمشق زد و با بشار اسد مذاکراتی را برگزار کرد تا بار دیگر، عملا بر نقش بیبدیل سوریه در خاورمیانه اذعان کرده و قدرت سیاسی این کشور را به رسمیت شناسد، اما در جریان سفر به تلآویو مهمترین هدفی که از جانب میشل پیگيری میشود، موضوع از سرگیری مذاکرات سازش میان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان به رهبری محمود عباس است. موضوعی که فشارها را بر اسرائیل بیش از پیش تشدید کرده است. رفتارهای افراطی کابینه نتانیاهو سبب شده، محمود عباس که همواره به عنوان رقیب گرمابه و گلستان صهیونیستها شناخته میشده است هم از مذاکره با آنها سر باز زند. چرا که کابینه نتانیاهو کماکان شهرکسازیها را ادامه میدهد. این کنشهای افراطی حتی واکنش اتحادیه اروپا را برانگیخت و این اتحادیه در اقدامی استثنایی طرح پیشنهادی سوئد را مبنی بر لزوم تشکیل دولت فلسطینی در سرزمینهای اشغالی 1967 به پایتختی بیتالمقدس، با تعدیل بخشهایی از آن به تصویب رساند. در حال حاضر کار به جایی رسیده است که برخی از کشورهای اروپایی درباره لزوم پیگرد قضایی جنایات جنگ غزه در کنار کشورهای اسلامی و غیرمتعهد قرار گرفتهاند و حتی خود میشل نیز در آستانه سفرش به خاورمیانه از لزوم قطع کمکهای آمریکا به اسرائیل در صورت همکاری نکردن تلآویو سخن گفت. اظهارنظری که نشان میداد شخص میشل هم امیدی به نتیجه بخش بودن مذاکراتش نداشت. به واقع تاکنون رفتارهای افراطی صهیونیستها همه رشتههای میشل و همراهانش را پنبه کرده است. میشل در دوران کاری خود طرحهای متعددی نظیر طرح 57 کشوری مبتنی بر اقبال 57 کشور اسلامی به سازش با صهیونیستها و طرح کنفدرالی براساس اصل واگذاری مشترک امور اماکن مقدس نظیر قدس به فلسطینیها، اردن و رژیم صهیونیستی و سپس تقسیم دیگر مناطق میان صهیونیستها و فلسطینیها را ارائه کرد که هیچ کدام به نتیجه نرسیده است. شدت ناامیدی جرج میشل از به سرانجام رسیدن این مذاکرات تا حدی است که اخباری نیز مبنی بر استعفای او شنیده میشود. میشل با علم به اینکه ایالات متحده عملا نمیتواند رژیم صهیونیستی را به پذیرفتن تعهداتش وادار کند، به استعفا از سمتش میاندیشد. با این حال، اوباما و دولت متبوعش چارهای جز این ندارند که حداقل و در ظاهر خود را برای به نتیجه رساندن مذاکرات سازش کوشا نشان دهند. در شرایطی که میزان محبوبیت اوباما در ایالات متحده بشدت کاهش یافته است، دموکراتها تلاش دارند که با به نتیجه رساندن مذاکرات سازش، حتی به صورتی موقت، اندکی وجهه خود را در آمریکا ترمیم کنند. وجههای که انتخابات میاندورهای سنا نشان داد عملا چیزی از آن باقی نمانده است. جمهوریخواهان در جریان این رقابت توانستند کرسی ایالت ماساچوست را که دژ سنتی دموکراتها تلقی میشد و مدت 50 سال به آنها تعلق داشت از اختیار حزب رئیسجمهور خارج سازند. با این حال مختصات سیاسی خاورمیانه نشاندهنده آن است که دومینوی شکست ایالات متحده، برای به سرانجام رساندن مذاکرات سازش را پایانی نیست. هرچند که اعراب مطابق عادت مألوف خود در مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا از خود کرنش نشان میدهند اما کابینه افراطی نتانیاهو هیچ تمایلی برای ورود به مذاکراتی فراگیر که به سازشی طولانی مدت در منطقه منجر شود، از خود نشان نمیدهد. لذا بیتردید این سفر فرستاده اوباما هم مانند دیگر تورهای خاورمیانهای وی نتیجهای به دنبال نخواهد داشت. اساسا دموکراتها چارهای ندارند جز اینکه برای تغییر چهره داخلی و خارجی خود به دنبال آلترناتیو دیگری باشند. آلترناتیوی که به نسبت روند سازش خاورمیانه، سهلالوصولتر باشد.
رئیس مجلس شورای اسلامی:
طرح دروغ تقلب زیر سؤال بردن جمهوریت بود
فارس: رئیس مجلس شورای اسلامی که به استان مرکزی سفر کرده بود، در جمع مردم خمین با تاکید بر اینکه تقلب در انتخابات یک دروغ بزرگ است، گفت: اگر کسی این مساله را مطرح کند جمهوریت را زیر سوال برده است. علی لاریجانی تقلب در انتخابات را یک دروغ بزرگ دانست و افزود: تقلب در کشور وجود ندارد زیرا ناظر در کشور وجود دارد و اگر کسی این مساله را مطرح کند جمهوریت را زیر سوال برده است زیرا امام جمهوریت را یک راه اصلی برای انقلاب معرفی کرده است. وی با اشاره به نقش ولیفقیه در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: در دولت قبل، مشاجرات سیاسی بوجود میآمد و سوالاتی مطرح میشد اما ولیفقیه شرایط را به سمت صراط مستقیم هدایت کرد و این نشانه بیداری نیروهای معتقد و انقلابی و ولیفقیه است. ما نیز باید از میراث امام یعنی ولایتفقیه صیانت کنیم. لاريجاني روز گذشته پس از سخنراني قبل از خطبههاي نمازجمعه ساوه به تهران بازگشت.
سخنگوی وزارت جهاد کشاورزی اعلام كرد
ذخیرهسازی میوه و گوشت شب عید
سخنگوی وزارت جهاد کشاورزی از ذخیرهسـازی میوه و گـوشت مـورد نیاز شب عید مـردم خبر داد. انصاریفرد گفت: میوه و گوشت مرغ و قرمز مورد نیاز مردم ذخیره و انبارسازی شده و در این زمینه مردم نگرانی نخواهند داشت. مدیرکل روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی تاکید کرد: گوشت مرغ و گوشت قرمز 2 برابر سـال گذشته تهیه و ذخیرهسازی شده و میوههای مصرفی ایام نوروز از هماکنون تامین شده است. انصاریفـرد درباره گـرانی میـوه در کشور گفت: میـوه ایـران نسبت به بازارهای جهانی ارزانتر است، اما میوه در ایران خارج از زمان مصرف به بازار میآید و با تغییر الگوی مصرف میتوان قیمت این محصولات را متعادل کرد. وی افزود: سالانه افزون بر 4 و نیم میلیون تن مرکبات درکشور تولید میشود و ایران از نظر تولید محصولات باغی، مرکبات و میوه یکی از کشورهای برتر در سطح جهان است. عضو شورای راهبردی و سخنگوی وزارت جهاد کشاورزی بـا تاکید بر اینکه میوههای پاکستانی که از طـریق قـاچاق وارد کشور میشود، ناسالم و غیرقابل مصرف است، گفت: به نـارنگیهایی که بـه صورت قاچاق و از طریق مبادی غیررسمی وارد کشور میشود، قاچاقچیان واکس براق سمی میزنند تا به عنوان میوههای تازه جلوه کند.
وزیر مسکن خبر داد
وجود 480 هزار واحد مسکونی خالی در کشور
گروه اقتصادی: وزیر مسکن و شهرسازی، از وجود 480 هزار واحد مسکونی خالی در کشور که توسط انبوهسازان احداث شده است، خبر داد. علی نیکزاد در نشست شورای مسکن استان سمنان با بیان این مطلب بر ضرورت استفاده از ظرفیت انبوهسازان در ساخت مسکن مهر تاکید کرد. نیکزاد وظیفه دولت را تامین مسکن مورد نیاز جوانان برشمرد و افزود: بخش مسکن موتور محرک اقتصاد کشور است و باید تلاش شود تا این بخش فعال و پویا به امر تامین مسکن جوانان و نیازمندان بپردازد. وی با بیان اینکه 400 رشته مرتبط با مسکن در کشور فعال است از واگذاری 50 هزار واحد مسکونی از ابتدای دهه فجر در استانهای مختلف کشور خبر داد و گفت: واگذاری 50 هزار واحد مسکونی طرح 99 ساله مهر اجاره به شرط تملیک از دهه فجر امسال آغاز میشود. وی با اشاره به اینکه واگذاری این تعداد واحدها از دوازدهم بهمن در 26 استان کشور آغاز میشود، گفت: متقاضیان این واحدها میتوانند تا 28 اسفندماه اقدام کنند.به گفته وی، در 4 استان کهگیلویهوبویراحمد، لرستان، خراسان رضوی و بوشهر واحد مسکونی در اینباره وجود ندارد. وزیر مسکن و شهرسازی با اشاره به اینکه 3 تا 5 درصد واحدهای مسکونی مهر به صورت صنعتی در کشور در حال احداث است، گفت: وزارت مسکن و شهرسازی برای عقد قرارداد با سازندگان مسکن صنعتی در کشور با اعطای تسهیلات و ارائه تضمین خرید آماده است. به گفته وی، این متقاضیان ساخت مسکن صنعتی خواهان حذف بوروکراسی و ایجاد تسهیلات در صدور پروانه و روند اجرایی هستند که خواسته بحقی است و مسؤولان باید به آن عمل کنند. نیکزاد با اشاره به اینکه در کشور حدود یک میلیون نفر واجد شرایط برخورداری از مسکن مهر در شهرها هستند، گفت: 20 هزار میلیارد ریال اعتبار در بخش مسکن مهر جذب شده است.وی افزود: فوندانسیون 200 هزار واحد مسکونی مهر در شهرها و 100 هزار واحد مسکونی در روستاها ریخته شده است. وی یادآور شد: مقاومسازی 200 هزار واحد مسکونی در روستاها درحال انجام است.
از سوی هیأت وزیران صورت گرفت
تعیین اعضای کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور
هیات وزیران، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع، وزیر کشور، وزیر علوم، معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و دبیر کمیته دائمی و دبیر کل دبیرخانه پدافند غیرعامل کشور را به عنوان نمایندگان ویژه رئیسجمهوری و اعضای کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور تعیین کرد.این کمیته در راستای کاهش خسارات و تلفات ناشی از حملات دشمن یا سوانح طبیعی، ادامه فعالیت سازههای مدیریتی در شرایط بحران و افزایش ضریب حفاظتی مراقبت از زیرساختهای حیاتی کشور تشکیل شده است. هیات وزیران بنا به پیشنهاد رئیسجمهوری و به استناد اصول 127 و 138 قانون اساسی اعضای این کمیته را تعیین کرد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، سرلشگرسید حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به عنوان رئیس این کمیته تعیین شده است. همچنین احمد وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، مصطفی محمدنجار وزیر کشور، کامران دانشجو وزیر علوم، ابراهیم عزیزی معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و داوود احمدینژاد (دبیر کمیته دائمی و دبیرکل دبیرخانه پدافند غیرعامل کشور) دیگر نمایندگان ویژه رئیسجمهوری و اعضای کمیته دائمی پدافند غیرعامل کشور هستند. بر اساس این مصوبه، همه اختیارات هیات وزیران در امور پدافند غیرعامل و ماده 121 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1383 به اعضای کمیته یاد شده تفویض میشود. به موجب مصوبه دولت، تصمیمات نمایندگان ویژه رئیسجمهوری و اعضای کمیته دائمی پدافند غیرعامل درباره امور اجرایی یاد شده که با اکثریت آرا اتخاذ میشود، در حکم تصمیمات رئیسجمهوری و هیات وزیران بوده و لازمالاجراست و با رعایت آییننامه داخلی هیات دولت قابل صدور خواهد بود. بر این اساس، اختیارات هیات وزیران در غیرموارد اجرایی یاد شده و نیز اصلاح تصویب نامهها و آییننامههای مصوب موجود در این باره یا مقررات مربوط به وزرای عضو کمیته تفویض میشود.
معاون سلامت وزیر بهداشت اعلام کرد
برخورد با تجویز داروهای غیرمجاز چاقی و لاغری
معاون سلامت وزیر بهداشت با انتقاد از همکاری نکردن شهرداری در انتقال زبالههای بیمارستانی تفکیک شده، از برخورد وزارت بهداشت با پزشکانی که داروهای غیرمجاز چاقی و لاغری تجویز میکنند، خبر داد. حسن امامیرضوی در حاشیه افتتاح واکسیناسیون هپاتیت B که در مرکز بهداشتی غرب تهران برگزار شد در جمع خبرنگاران اعلام کرد: در حال حاضر بیشتر بیماریهای غیرواگیر در کشور تحت کنترل درآمده است و پوشش واکسیناسیون بیماریها در ایران بهترین پوشش نسبت به کشورهای منطقه و بسیاری از کشورهای جهان محسوب میشود چرا که بیش از 95 درصد پوشش واکسیناسیون بیماریهای غیرواگیر در کشور وجود دارد. وی با بیان اینکه واکسیناسیون سه گانه دیفتری، کزاز و سیاهسرفه، فلج اطفال در کشور انجام میشود، افزود: همه این واکسنها تولید داخل هستند مگر برخی واکسنها، ممکن است کارخانجات در مقاطعی نتوانند آنها را تولید کنند که در این صورت از کشورهای دیگر وارد کشور میشوند. امامیرضوی تصریح کرد: هر پزشک از لحاظ قانونی اجازه انجام کاری را دارد که آموزش آن را دیده باشد و اگر دست به اقدامی بزند که مهارت آن را نداشته باشد باید در مقابل شکایت انجام شده پاسخگو باشد و در آن اقدام درمانی مورد مؤاخذه قرار میگیرد. وی ادامه داد: مداخله درمانی در موارد غیرمجاز یا تجویز داروهایی که در لیست دارایی وزارت بهداشت نیست یا مواردی که تحت تأثیر تبلیغات صورت میگیرد توسط پزشک عمومی ممنوع است. همچنین داروهای لاغری و چاقی اگر مورد تأیید وزارت بهداشت نباشند مورد پیگرد قانونی قرار میگیرند. امامی رضوی درباره زبالههای بیمارستانی تصریح کرد: در این موضوع 2 مساله وجود دارد که یکی تفکیک زبالههای خطرناک از بیخطر و دومی انتقال این زبالههاست. مساله مهم ما این است که از زمانی که تصمیم به انتقال دوگانه این زبالهها گرفته شده است، شهرداریها زبالهها را به صورت تفکیکنشده منتقل نمیکنند. لذا به علت این عدم انتقال و به علت اینکه برخی بیمارستانها دستگاههای بیخطرسازی زبالهها را ندارند تصمیم گرفته شد که تمام بیمارستانها مجهز به این دستگاهها شوند تا زبالهای که بیرون میآید بیخطر باشد. وی گفت: این برنامه در حال حاضر در حال اجراست و امیدواریم در 2 تا 3 سال آینده تمام زبالههایی که از بیمارستانها خارج میشوند، بیخطر باشند. معاون سلامت وزارت بهداشت گفت: مشارکت بخش خصوصی در ارائه خدمات سلامت با مدیریت و نظارت وزارت بهداشت مجاز است. باید بازار سلامت تحت کنترل باشد اما در حال حاضر به دلیل برخی محدودیتهای قانونی تمام سیاستگذاریها در وزارت بهداشت متمرکز نیست و از این جمله میتوان به تعیین تعرفه بخش خصوصی اشاره کرد. امامیرضوی خاطرنشان کرد: این موضوع مانع اعمال همه سیاستها توسط وزارت بهداشت شده است. همچنین در برنامه چهارم توسعه آمده است که وزارت بهداشت نمیتواند در بخش سطحبندی خدمات در بخش خصوصی اعمال نظر کند. اگر این مانع قانونی برداشته شود جلوی مداخلات غیرمعمول و غیرعاقلانه در بخش اقتصاد سلامت گرفته میشود.
پس از افتتاحیه امشب، جشنواره فیلم فجر فردا با فیلم رفع توقیفی حاتمیکیا کلید میخورد
پرواز ارغوانی سیمرغ بیستوهشتم
سينمايي برای 70 ميليون ايراني
معاون امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در پيامي به جشنواره فيلم فجر اعلام كرد: سينمايي مردمي كه بتواند با 70 ميليون مخاطب ايراني ارتباط برقرار كند را خواهانيم. در اين پيام آمده است: مردم را دوست داريم، پس سينمايي مردمي كه بتواند با 70 ميليون مخاطب ايراني ارتباط برقرار كند را خواهانيم. به ايران عزيز عشق ميورزيم، پس سينماي ايراني كه هويت، فرهنگ، تمدن و زبان ايراني را پاس بدارد آرزومنديم. به مسلماني خود ميباليم، پس براي سينمايي كه زير چتر معار
گروه فرهنگ و هنر: بیستوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر امشب در سالن همایشهای برج میلاد افتتاح و فردا با نمایش پرحاشیهترین فیلم این سالهای سینمای ایران، «بهرنگ ارغوان» ابراهیم حاتمیکیا، رسماً آغاز بهکار میکند. روزگذشته و پس از چند روز انتشار اخبار پراکنده درباره جدول نمایش فیلمهای جشنواره، سرانجام روابط عمومی جشنواره از نمايش «بهرنگارغوان» و «تسويه حساب» در نخستين روز مركز برج ميلاد خبر داد و اعلام کرد: در روز اول مركز اصلي جشنواره (سالن مركز همايشهاي برج ميلاد) 5 فيلم سينمايي ايراني براي اهالي رسانهها به نمايش درميآيد.
رسانهها یکروز جلوتر
ایلبیگی مدیر روابط عمومی جشنواره با اعلام این خبر اظهار داشت: نمايش سالن اصلي مركز همايشهاي برج ميلاد با فيلم «بهرنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتميكيا از ساعت 10 صبح آغاز ميشود و به ترتيب در سئانسهاي دوم (ساعت 13) فيلم «تسويه حساب» ساخته تهمينه ميلاني، سئانس سوم (ساعت 15 و 45 دقيقه) فيلم «صبح روز هفتم» به كارگرداني مسعود اطيابي، سئانس چهارم (ساعت 18 و 45 دقيقه) فيلم «ديگري» ساخته مهدي رحماني و سئانس پنجم (21 و سي دقيقه) فيلم «خاله سوسكه» ساخته نادره تركماني به نمايش درميآيد. ايلبيگي يادآور شد كه نمايش فيلمها در سينماي رسانهها يك روز قبل از نمايش مردمي آغاز ميشود تا زمينه اطلاعرساني بهتر درباره اين آثار فراهم شود.
تازهترین سخنان دبیر
مهدی مسعودشاهی، دبیر جشنواره فیلم فجر هم پنجشنبه شب با حضور در برنامه زنده 45 دقیقه تلویزیون، به تشریح برنامهها و پاسخ به برخی شبهات پرداخت. مسعودشاهی درباره اعلام اسامی داوران جشنواره گفت: به سبب مسائلي كه ممكن است پس از اعلام نام افراد به وجود بيايد اسامي هيأت داوران بخش مسابقه ايران را در مراسم اختتاميه اعلام ميكنيم. وی همچنين درباره چگونگي نمايش 3 فيلم سينمايي «زمهرير»، «هيچ» و «آتشكار»، در جشنواره گفت: اين 3 فيلم نتوانستند نظر هيأت انتخاب را به سبب كيفيت جلب كنند چرا كه آثار باكيفيتتري از اين فيلمها در جشنواره وجود داشت اما معاونت سينمايي اين اختيار را به من داده است كه يك نمايش ويژه براي اهالي فن و متخصصان سينما در جشنواره براي اين 3فيلم در نظر بگيرم. مسعودشاهي در ادامه اين برنامه در پاسخ به اينسوال كه چه زماني جوايزي كه از سالهاي گذشته به برگزيدگان جشنواره اعطا نشده، اهدا خواهد شد، گفت: من به عنوان نماينده سينماگران بايد از اين افراد عذرخواهي كنم چرا كه كساني بودند كه از اين افراد سوءاستفاده كردند و به نظر ميرسد يك عذرخواهي بزرگ بايد صورت گيرد.
جایزه برای مخاطبان
دبير جشنواره فيلم فجر همچنين با اشاره به اينكه امسال علاوه بر جايزه مردمي كه در بخش سينماي بينالملل و مسابقه سينماي ايران اهدا ميشود، يك بخش جديد نيز اضافه شده است، خاطرنشان كرد: به چند نفر از مخاطبان جشنواره نيز به قيد قرعه جوايزي اهدا خواهد شد كه اين قرعهكشي از طريق شمارهاي كه روي قبضهاي آراي مردمي وجود دارد انجام گرفته و به منتخبان آن جوايزي اهدا ميشود.
تجهيز سينماهاي مردمي
همزمان با انتشار این اظهارات دبیر جشنواره از دیگر سو سخنگوي انجمن سينماداران از آمادگي تمام سينماهاي تهران براي استقبال از مخاطبان جشنواره خبر داد. محمدرضا صابري درباره اقدامات اين انجمن براي استقبال از بيست و هشتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر در آستانه آغاز اين جشنواره گفت: با توجه به مهمترين رويداد سينمايي كشور كه جشنواره فجر است، انجمن سينماداران از مدتي قبل به تجهيز و نوسازي سالنهاي سينماي شهر تهران اقدام كردند. در پي اين مساله سالن سينما آفريقا با حمايت موسسه سينما شهر به سيستم صداي دالبي ديجيتال مجهز شده و پرده نمايش اين سينما كه يكي از بزرگترين پردههاي نمايش در كشور است، نيز پس از مدتها تعويض شد.
کهریزک با دستور چه کسی راهاندازی شد؟
گروهی از دانشجویان در پاسخ به اظهارات اخیر محمد خاتمی و گزارش تعدادی از نمایندگان مجلس در رابطه با بازداشتگاه کهریزک،باصدوراطلاعیهای اعلام کردند: این مرکز با دستور خاتمی و پول دولت اصلاحات تاسیس و راه اندازی شده است.این دانشجویان تحت عنوان «جمعی از دانشجویان عدالتخواه» در اطلاعیه خود سخنرانی خاتمی در بنیاد باران به تاریخ 29 دیماه درباره بازداشتگاه کهریزک را فرافکنانه خواندهاند.این دانشجویان با امضای متنی خطاب به خبرگزاری ایسنا که سخنان خاتمی را منتشر کرده بود، متذکر شدند: «گزارش تعدادی از نمایندگان مجلس و مطبوعاتی شدن موضوعات مربوط به بازداشتگاه کهریزک و اظهار نظر غیرمنصفانه آقای محمد خاتمی نکاتی را روشن نمود که نباید از دید وکلای حقیقت یاب ملت مخفی بماند».این دانشجویان در اطلاعیه خود آوردهاند: «با استناد به سوابق موجود در نیروی انتظامی، طرح تاسیس بازداشتگاه کهریزک و مکانیابی آن از سوی دولت آقای خاتمی بود و پس از تایید وزارت کشور در زمان موسوی لاری، این طرح نهایی و با امکاناتی به مراتب پایینتر از وضع قبل از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک افتتاح و راهاندازی شده است».این گزارش میافزاید: «در زمان افتتاح بازداشتگاه مذکور توسط دولت آقای خاتمی،بازداشتگاه فوق با اعزام بیش از هزار متهم از منطقه خاکسفید تهران به این محل، حدود 10 سال قبل آغاز بهکار نمود و خاتمی از سوی وزارت وقت کشور در جریان کامل وضعیت این مکان بوده است».در بند دیگر گزارش دانشجویان عدالتخواه آمده است: «مجوز رسمی و قانونی این بازداشتگاه و استقرار حدود هزار نفر از متهمان منطقه خاک سفید که از اقشار مختلف بوده و لزوما اراذل و اوباش نبودهاند را شورای امنیت کشور در وزارت کشور صادر نموده که آقای موسوی لاری، وزیر وقت کشور در دولت اصلاحات مسؤولیت مستقیم آن را بر عهده داشته است».این متن تصریح دارد: نمایندگان محترم مجلس چنانچه به اصل تاسیس بازداشتگاه کهریزک و مقایسه امکانات موجود در آن در زمان دولت آقای خاتمی و وضعیت فعلی آن بپردازند مشخص میگردد این بازداشتگاه که محصول دوران اصلاحات است به چه انگیزهای تشکیل شده و دولت اصلاحات چه گروههایی را به این بازداشتگاه با حجم وسیع اعزام کرده است.در ادامه آمده است: «حال این سوال مطرح است که آیا احداث بند نسوان در این بازداشتگاه که فقط در دولت اصلاحات فعالیت داشته و پس از آن تعطیل گردیده هیچ مسؤولیتی را متوجه آقایان خاتمی و موسوی لاری نمینماید؟ چرا مسائلی که علت حوادث اخیر است از دید نمایندگان مخفی مانده است؟»در بخش دیگری از متن منتشره تاکید شده است: شایسته است مجلس شورای اسلامی به تاریخچه این بازداشتگاه و سوابق آن در 8 سال دولت اصلاحات نیز توجه و به دور از یکطرفهنگری و پس از تتبع لازم نتیجه را به استحضار افکار عمومی برساند تا روزنامههای دوم خردادی که هر روز مباحث خود را به این بازداشتگاه اختصاص دادهاند، بدانند بازداشتگاه کهریزک محصول بلافصل دولت اصلاحات بوده است.در پایان دانشجویان امضاکننده این متن از کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی خواستهاند: «سخنان رئیس دولت اصلاحات را با توجه به اسناد و مدارک فوقالذکر بررسی و جهت تنویر افکار عمومی و استحضار روزنامههای دوم خردادی و زنجیرهای که از فرافکنی خاتمی ذوقزده شدهاند، گزارش نمایند».
گفتوگوی «وطن امروز» با نویسنده «جنگ دوستداشتنی»
ما درشلمچه بوديم آقازادهها در تورنتو!
حسين قدياني: کسی که اسم کتابش درباره جبهه، «جنگ دوستداشتنی» باشد، زنگ موبایلش هم «مارش عملیات» میشود. کسی که روی خاکریز و در زیر بارانی از گلوله، میرقصد و «یا صدام پیت حلبی» میخواند، زندگیاش ساده و بسیجیوار میشود. کسی که در «کربلای5» برای بالا بردن روحیه رزمندگان، لطیفههای آنچنانی تعریف میکند، لطف خدا هم شاملاش میشود. کسی که با شوخیهای مثالزدنیاش در شب عملیات «والفجر8»، لبخند را بر لب بسیجیها مینشاند، امداد غیبی هم به مددش میآید و از «اروند»، این رودخانه وحشی رد میشود. اگر «همت
جناب تاجیک! شما و دیگر رزمندگان در جبهه مردانه جنگیدید؟
نه پس، زنانه جنگ کردیم!
ولی به نظر میرسد تمام خاک ما در جبهه حفظ نشده!
من مرزمان را با عراق، وجب به وجب چک کردم؛ ذرهای از خاک ما دست دشمن نیفتاد.
باور نمیکنم.
چرا؟
شما یک جاهایی را حفظ نکردید. احتمالا بخشی از «سهراهی شهادت»دست دشمن ماند والا در این حوادث اخیر، دشمن از کدام روزنه و منفذ، نیروهای خود را تا «سهراه جمهوری» آورد؟! مگر تا بیخ گوشمان نیامدند؟
ذرهذره این خاک را ما حفظ کردیم؛ به قیمت جان بیش از 300 هزار شهید. این روزنه را کسان دیگری باز کردند. بهتر بود این سؤال را از مسؤولان و از سیاسیها میپرسیدی.
آنها میگویند ما بیگناهیم. آنها که دروغ نمیگویند، پس لابد تقصیر شماست.
تقصیر ما هم نیست. من حالا به شما توضیح میدهم چه کسانی مقصرند. اتفاقا خوب شد مصاحبه را اینطوری شروع کردی. بگو ببینم سر «امام حسین(ع)» را چه کسی برید؟
فکر میکنم «شمر».
اما همین شمر ملعون زمان حضرت علی(ع) و در جریان جنگهای زمان حضرت، جانباز شد و اگر امروز بود، همین «بنیاد شهید» برایش 200 درصد جانبازی رد میکرد. پس سر سیدالشهدا را جانباز حضرت علی(ع) از تن جدا کرد. این نامهای بزرگ و اسامی پرطمطراق و پرسابقه وقتی در تعارض با هم قرار میگیرند، قدرت تحلیل از آدمی گرفته میشود. من البته کاملا متوجه هستم که شما قصدتان از طرح این پرسش چه بود ولی بسیاری هستند که نه در وادی ژورنالیسم که در عالم رئالیسم هم ما را مقصر میدانند و فکر میکنند ما درباره جنگ دروغ گفتیم. البته درباره جنگ هم مثل «درباره الی» دروغهایی گفته شد، منتها نه از زبان بسیجیها. دروغگو ترسوست و انسان ترسو هیچوقت به خیبر و بدر و کربلای5 نمیآید.
مهمترین دلیل صداقت بسیجیها، شجاعتشان است. بسیج از همان اول کار باصداقت جلو آمد و خیانتی در کار نبود. خیانت را کسانی کردند که بعد از جنگ، بچههای بسیج را فراموش کردند. همیشه گوشت قربانی، بسیج بوده و از نظر عدهای بسیج، تنها به این درد میخورد که در برابر دشمن کشته شود و همین که صلح و آرامش برقرار شد باید بسیج را منزوی کرد تا جنگ بعدی، تا فتنه بعدی. این اوج نامردی و بیانصافی است و قصور را خواصی مرتکب شدند که با بیبصیرتی پای دشمن را به این مرز و بوم باز کردند. در صدر اسلام هم خواص دنیاپرست، مصلحت اسلام را قربانی عافیت خود کردند و برای دشمن بیرونی فرش قرمز پهن کردند. بله، من هم قبول دارم در حوادث اخیر پای دشمن به گلیم جمهوری اسلامی باز شد، اما این نفوذ از خاک نبود. از خاکریز سهراهی شهادت نبود. ما که خاکمان را حفظ کردیم، آنچه که حفظ نشد خاکریز بصیرت بود. بیانیههای این حضرات، دشمن را به اینجا کشاند. ما خاکمان را حفظ کردیم، این آقایان زبانشان را حفظ نکردند و با دروغ بزرگ تقلب، کار بدینجا کشیده شد. بسیج با خون سرخ خود، در برابر دشمن یک چراغ قرمز ابدی روشن کرد ولی دروغ تقلب، این چراغ را چند روزی «سبز» کرد و دشمن را چهارراه به چهارراه جلو آورد.دشمن در این جنگ که چندان هم نرم نبود و بعضا به سلاح گرم هم مجهز بود از 2 مساله سوءاستفاده کرد: فتنهگران دروغگویی که بیتعارف قصد براندازی داشتند و هدفشان پایین کشاندن ولایت فقیه از صدر حکومت بود و دوم از سکوت و کجفهمی خواص بدون بصیرت. بصیرت، آن طور که حضرت «آقا» در شهر «چالوس» عنوان کردند مثل یک «قطبنماست» که نمیگذارد شما در تشخیص راه دچار اشتباه شوید. من حالا میخواهم برگردم به دوران جنگ. در عملیات «والفجر 4» ما حتی قطبنما هم نداشتیم ولی چون بعضی از بچههای بسیج «ستارهشناسی» بلد بودند، با کمک ستارهها راه را پیدا کردیم. الان برای خواص ما قطبنما؛ هست اما با این وجود راه را گم کردهاند ولی بچههای بسیج حتی بدون قطبنما هم گم نشدند و سر از خیمه دشمن درنیاوردند. پس بصیرت را بسیج داشت که بدون قطبنما، راه را عوضی نرفت. بسیجی، سرباز است و گوش به فرمان مولای خود داد. اینكه امروز چنین شد، محصول بیبصیرتی است. ما خاک را حتی بدون قطبنما حفظ کردیم. دشمن از روزنه دیگری وارد شد و این فجایع را به بار آورد. البته بسیج، چشم به لبان ولایت دوخته. ما فعلا صبر میکنیم و تنها اسلحهمان بصیرت است اما مطمئن باشید اگرجهاد لازم شد، ما فریب 200درصد جانبازی شمر را نخواهیم خورد و نمیباریم مگر آنکه سیل به راه اندازیم. ما همان بسیجیانی هستیم که در «والفجر8» از یک امر محال، ممکن ساختیم و از عرض اروند رد شدیم. اینها که عرض و طولی ندارند. ما از اروندی رد شدیم که در شبانهروز، 2بار جزر و مد داشت. اینها که کلهگندههایشان یا اعتراف کردند یا فرار کردند یا هم شدند مثل این مردان باحجاب. من از نسل بسیجیان والفجر4 هستم. در این عملیات، پای نیروهای اطلاعات عملیات به زمین نرسید. این عملیات از این حیث یک استثناست. والفجر4 در «شمالغرب مریوان» بود.
دشت پنجوین، ارتفاعات کانیمانگا.
بله! سلسله ارتفاعات ساندویچی کانیمانگا. آن زمان هنوز «پیتزا» نبود!
«همت» بود دیگر؟
بود. اتفاقا یکی از عکسهای معروف حاجی مال همین والفجر4 است.
که با لباس پلنگی از روی جایگاه دارد به دوربین نگاه میکند.
بارکالله! این عکس در «پادگان گرمک» گرفته شد و با خود ارتفاعات کانیمانگا فاصله زیادی دارد.
چرا در «والفجر4» گفتید پای بچههای اطلاعات به زمین نرسید؟
بچههای اطلاعات به کمین عراق خوردند و برگشتند.
چرا؟
دشت پر بود از نیروهای عراقی. بعثیها گلهبهگله نیرو گذاشته بودند و بچهها مجبور شدند بدون شناسایی زمین به خط بزنند. 24ساعت اول این عملیات، بسیار نفسگیر بود و خیلی از بچهها شهید و مجروح شده بودند. فردای این روز کل بچههایی که خواستند عقب برگردند تقریبا 360 نفر شده بودیم؛ که بالا میرفتیم عراقیها بودند، پایین میآمدیم عراقیها بودند. چپ میرفتیم، راست میآمدیم، نامردها همهجا بودند و ما آن وسط محاصره شده بودیم. تنها معجزه و دست یاری خدا به دادمان رسید و آن روز من آیه «وجعلنا من بین ایدیهم سداً و من خلفهم سدا فاخشینا هم فهم لا یبصرون» را به چشم خود دیدم و هنوز هم ماندهام که ما چگونه توانستیم از کنار آن همه عراقی عبور کنیم و به «دشت شیلر» برسیم. ما از دشت شیلر رفتیم طرف «رود قزلچه» و از آنجا به نیروهای خودی رسیدیم. آن شب در کنار مدد الهی، اگر بچهها «ستارهشناسی» بلد نبودند، همهمان اسیر شده بودیم و بچهها با کمک ستارههای قطبی راه را پیدا کردند. یعنی هم اطرافمان در همه جهات پر بود از نیروهای عراقی و هم چون شب بود و راه پرپیچ و خم،گم شده بودیم اما ما بدون قطبنما راه را پیدا کردیم.
یک سؤال میپرسم، راستش را بگو. با دیدن روزگار بعد از جنگ و مثلا همین حوادث، پشیمان نشدی؟
نه.
شعار نده.
چرا شعار ندهم. من برای این انقلاب از جان خودم گذشتم، اینکه حالا یک شعار است! شعاری بد است که پشتش نه شور باشد نه شعور، مثل «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد» مهمترین اثر بسیج این است که اجازه نداد صدام پدر بعضیها باشد. اگر بسیج نبود، این هتاکان به خواهر صدام باید میگفتند «عمه»! امام حسین (ع) گفت: «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید» و من میگویم: اگر آزاده نیستید، لااقل شرف داشته باشید.
«روزگار جنگ» تلختر بود یا الان که به نوعی «جنگ روزگار» است؟
ما در جنگ چیزی جز زیبایی ندیدیم. «جنگ دوستداشتنی» را که خواندهای؟
بله خب.
کجایش تلخ بود؟
اما جنگ الان تلخ است.
نسل شما سال 60 را به یاد ندارد.
باز هم کم بودن سن و سال ما را چماق کنید!
بحث این حرفها نیست. زمان بنیصدر ملعون در همین خیابان انقلاب، 74تا از بهترین بچههای ما را با تیغ موکتبری سر بریدند. باورتان میشود؟
یک چیزهایی از «جنگ خیابانی» شنیده بودم.
آن زمان هم جالب است؛ خودشان ملت را میکشتند، بعد با خیمهشببازی، یکی را مثل همین «ندا» بزرگ میکردند.
ولی شما به راحتی میگویی «بنیصدر ملعون»، اما اینجا به سران فتنه، ما یک چیزی هم بدهکار شدهایم!
من منکر پیچیدگیهای فتنه امروز نیستم.
پس نگویید سال 60 نبودید! نگویید زمان جنگ نبودید! برای شما کشتن بعثیها کاری نداشت ولی امروز عدهای با ما همان کار بعثیها را کردند اما وقتی علیهشان یک مطلب مینویسی، متهم میشوی به تندروی. به اینکه داری بین مسؤولان جدایی میاندازی. ما اینجا روي هر فتنهگری دست میگذاریم یا استوانه نظام است یا متوازیالاضلاع یا ذوزنقه!
من که قبول دارم. اصلا یکی از جاهایی که بچههای بسیج، بیشترین تلفات را دادند «بلوار کاوه» و «مجتمع سبحان» بود ولی جالب است که در نامهها و بیانیههای سران فتنه، برعکس این، ادعا میشود. بله، این مظلومنماییهاست. در حوادث اخیر کسانی که خدایشان آمریکا بود، «الله اکبر» میگفتند. جنس این الله اکبر با الله اکبر ملت در 22 بهمن 57 فرق میکرد. این تفاوت را عدهای نمیفهمند. اصلا با فتوای چه کسی سر مبارک سیدالشهدا، را از تن جدا کردند؟ «شریح قاضی» و در زیر برگه حکم ارتداد امام حسین(ع)، امضای 63 آیتالله، 63 حوزوی و 63 « الهی و قلبی محجوب» دیده میشود. بله، اینها مردم را گیج میکند. برخی از کسانی که در برابر ابیعبدالله ایستادند، تنها به خاطر یک مشت گندم بود. برخی یک خورجین! الان دشمن برخی از فتنهگران ما را مگر با چند دلار خریده؟
البته از حق نگذریم؛ برخی واقعاً خالصانه آمریکا را دوست دارند!
در رابطه با غبارآلودگی فضای جامعه من یک مثال بزنم: عراق برای نخستینبار در جنگ، یک شب تک کرد و دیگر نتوانست همچین غلطی بکند. در کربلای 5 بود. من را به شدت موج گرفته بود و کمرم به شدت آسیب دیده بود. آمده بودم عقب. اغلب فرماندهان ما هم یا شهید شده بودند یا مجروح. ما 3، 4 نفر بودیم که مانده بودیم. «مجید کسرایی» فرمانده گردان ما شده بود. مجید به من گفت: برای چی آمدی عقب؟ گفتم: درب و داغان شدهام. گفت: آمدیم و عراق امشب تک کرد، «قاسم» در خط حناست. گفتم: چرت و پرت نگو، الان شب است و عراق در این 5 سال تا به حال جرات نکرده شب تک کند. گفت: حالا ما احتمال میدهیم. ساعت نزدیک یک بود، یک دفعه دیدیم صدای بیسیم بلند شد که آقا، منور بزنید. منور بزنید. گفتیم چی شده؟ گفتند: عراق، «دودزا» زده است. عراق اول دودزا زد، بعد نیروهایش را کشید جلو و 12 نفر از بچههای «گردان حمزه» را اسیر کرد و دقیقا آمدند در خط ما و رخنه کردند در صفوف ما.
این مال «شهرک دوئیجی» است؟
نه، درست جلوی « سه راهي شهادت» است؛ حالا من نمیدانم در «شهرک دوئیجی» هم دودزا زد یا نه. آن طرف را خبر ندارم ولی در این جبهه، یعنی محور لشکر حضرت رسول(ص)، دودزا زد و عراقیها از زیر دود خودشان را به خاکریز ما چسباندند که ما سریع 180 تا موشک گذاشتیم توی تویوتا بردیم جلو، تا این تک را دفع کنیم و همین کار را هم کردیم و زدیم پدر صاحب بچه را درآوردیم، به حول و قوه الهی.
میخواهید بگویید همیشه قبل از حمله دشمن، اول فضا را پر از دود و گرد و غبار میکنند؟
همینطور است.
در حوادث اخیر، چه کسی «دودزا» را زد؟
آن «نامه سرگشاده» که قبل از انتخابات نوشته شد، حکم دودزا را داشت و فضا را غبارآلود کرد و فضا که پر از دود شد، دشمن هم استفاده کرد.
اما اینجا برخلاف کربلای 5، دودزا، نه از طرف دشمن که از طرف جبهه خودی زده شد.
و سر همین فضای «سه راهي جمهوری» از «سه راهي شهادت» غبارآلودتر شد!
گفتید که دودزای کربلای5، منجر به اسارت عدهای از بچهها شد.
اینجا هم این دودزا برخیها را اسیر کرد. مگر عدهای از خواص ما را به طرف فتنهگران نکشاندند؟! متاسفانه این نخبگان ما بصیرت نداشتند و در این فضای مهآلود، به «چراغ مهشکن» مجهز نبودند.
اما حالا میگویند بیایید با هم آشتی کنیم!
بسیج در طول این 7 ماه نزدیک 15 شهید رسمی داد و تعدادی هم با همین تفکر بسیج که البته عضو رسمی نبودند به شهادت رسیدند. ما با چه کسی باید آشتی کنیم؟ با کسی که دودزا زد؟ یا با کسانی که بعد از دود آلودشدن فضا خواستند كودتاي مخملین راه بیندازند و عمود خیمه انقلاب یعنی ولایت را پایین بکشند؟ مگر دعوای ما سر لحاف بود که حالا آشتی کنیم؟ مگر سر ارث و میراث با هم دعوا کرده بودیم که حالا فتیله را پایین بکشیم؟
عدهای میگویند این حضرات پشیمان شدهاند.
نهپشیمان شدهاند، نه توبه کردهاند. این نامهها و بیانیههای اخیر هم برای این است که بعد از 9 دی ملت را دیدند و ترسیدند و الا چرا همان روزی که دودزا زدند پشیمان نشدند؟ چرا 30 خرداد پشیمان نشدند؟ چرا روز عاشورا پشیمان نشدند؟ حالا که یخشان نگرفته، حرف از ندامت میزنند؟
کاش نادم بودند؛ با کمال وقاحت شرط و پیششرط هم میگذارند! انگار نظام باید از اینها معذرتخواهی کند که کودتای رنگیشان موفق نشد! و باید به اینها فرصت بدهد تا دفعه بعد از تجارب این دفعه استفاده کنند و انقلاب را بسپارند دست آمریکا.
فتنه اخیر خیلی پیچیده است. سعید حجاریان را چه کسی ترور کرد؟
سعید عسگر.
سعید عسگر و پدرش در همین شهرری جزو نفرات اول ستاد موسوی بودند. این عجیب نیست؟
چقدر گفتند و نوشتند که ترور حجاریان، کار لباس شخصیها، یعنی بسیج بود.
اینها استاد باز کردن کوچه خاکی هستند. الان طرح وحدت و آشتی ملی، یک بهانه است تا همه فراموش کنند جزو چه کسانی جرقه فتنه را زدند. بعد از 9 دی، خب معلوم بود که سران فتنه باید محاکمه شوند اما این حضرات جلوی اقیانوس خروشان ملت، یک رودخانه فرعی زدند و با این مناظرهها ما دوباره برگشتیم به 7 ماه پیش. اینها دوباره میخواهند دودزا بزنند و باز فضا را پر از گرد و غبار کنند تا همه چیز برای فتنه بعدی، یعنی «حکمیت» فراهم شود. ما برای این جمهوری اسلامی بیش از 300 هزار نفر، فقط در جنگ شهید دادیم. پای درخت انقلاب با خون این شهیدان آبیاری شده و مگر در این 7 ماه با دودزایی که زدند و با فتنهای که به راه انداختند، نخواستند ریشه انقلاب را بزنند؟! مسامحه با سران فتنه، یعنی پایمال کردن خون تکتک این 300 هزار شهید. شما میدانید در جنگ دوم جهانی چقدر کشته شدند؟
آمار رسمی سازمان ملل، 45 میلیون نفر است، اما خیلی بیشتر از این حرفهاست.
خود مورخان غربی و اروپایی که انصاف بیشتری دارند میگویند 85میلیون نفر در جریان جنگ دوم جهانی کشته شدهاند این مال اروپای متمدن و مهد آزادی و سرزمین حقوق بشر و زمین صلح است. جنگ دوم جهانی کلاً چقدر طول کشید؟
4 سال.
جنگ ایران و عراق اما 8 سال طول کشید و از جنگ دوم جهانی هم، جهانیتر و بینالمللیتر بود. براساس اسناد و مدارک موجود بنا بر یک تعریف سنتی از جنگ، 34 کشور و بنابر یک تعریف مدرن و کلاسیک از جنگ،
42 کشور و بنابر تعریف سیاسی و ژورنالیستی از جنگ، 66 کشور دنیا، مستقیم و غیرمستقیم، در طول این 8 سال، پای کار عراق بودند. شما خاطرات
«و فیق السامرایی» را بخوانید. چه کشورهایی به عراق گاز خردل دادند؛ هلند، دانمارک، آلمان و آمریکا. 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ ما با عراق نبود، جنگ جهان کفر بود با جمهوری اسلامی. بویژه بعد از «بیتالمقدس» که به فتح خرمشهر منجر شد، کشورهای استکباری هم آمدند پشت صدام. جالب اینکه جنگ دوم جهانی فقط در اروپا بود و یک بخشی از آسیای میانه و مثلاً در آمریکا، یک تیر هم شلیک نشد اما ایران شد سرپل این جنگ! و جالبتر اینکه جنگ جهانی دوم تنها 4 سال طول کشید و باز جالب است که ما در این جنگ کلا 300 هزار شهید دادیم و یک وجب هم از خاکمان عقب ننشستیم. بنا به گفته «سردار کوثری» ما از 34 کشور دنیا در همین جنگ تحمیلی، اسیر گرفتیم. از 34 کشور. جنگ دوم جهانی از چند کشور اسیر داشت؟ ما در جزایر مجنون از کشورهای جنوب شرق آسیا اسیر گرفتیم، باورتان میشود؟ من حالا حرفم این است که با چه حقی میخواهید پا روی خون این شهدا بگذارید و قضیه را ماست مالی کنید. اینها در فتنه اخیر، آن عَلَمی را میخواستند زمین بیندازند که شهدای ما به قیمت جانشان و در عاشوراییترین جنگ بعد از عاشورا، آن را برافراشته نگه داشتند و این بیرق، این پرچم، «ولایت فقیه» بود. آشتی با سران فتنه، یعنی لگد مال کردن جنگی که نماد عزت، شرف و همه افتخار ماست. شما شعارهای فتنهگران و سران فتنه را نگاه کنید. مهمترین هدفشان، زدن ولایت بود و بعد بسیج. غیر از این است؟ اتفاقاً منظورشان از کوبیدن بسیج، بیش از آنکه من و شما باشیم، همان همت و باکری بود. مگر همت و باکری جانشان را فدای ولایت نکردند؟ و مگر ماموریت اینها چیزی جز کوبیدن این اصل مترقی بود؟ آشتی سران فتنه یعنی پاره کردن وصیتنامه شهدا. یعنی لگدمال کردن این گلهای پرپر. امروز در کشورهای اروپایی، پیرمردهای زپرتی جنگ دوم جهانی را روی سر میگذارند، ما به چه حقی میخواهیم از آرمان بچههای جبهه کوتاه بیایيم؟ الان عرق گیر یک سرباز جنگ دوم جهانی را در موزه میگذارند ولی ما چه کار کردهایم؟ من حالا گذشته از این مباحث، دارم حرف میزنم. در «عملیات رمضان» ، هرچی تانک عراقیها را بچه بسیجیها زدند، مفت فروختند به تجار عرب،آنها هم تانکها را آب کردند، شد قاشق چنگال خانه من و شما! عراق دوبار تا روستای «دب حردان» اهواز آمد؛ یک بار اول جنگ، یک بار آخر جنگ اول جنگ، خب ما آماده نبودیم، عراق یک دفعه 5 استان ما را درگیر جنگ کرد و در خوزستان تا دب حردان آمد ملت آمدند و عراقیها را مجبور به فرار کردند. در همین دب حردان که 5 کیلومتری اهواز است یک بار هم عراقیها آخر جنگ آمدند. سال 67 و زمانی که دفاع متحرک شماره 2 عراق فعال شده بود. از دب حردان تا خرمشهر 115 کیلومتر است. ما در این فاصله یک خاکریز چند جداره داشتیم به عرض 400 متر و به طول 115 کیلومتر. همین آقایی که با نامهاش دودزا زد آمد همه را شخم زد و صاف کرد و شما از این خاکریز الان فقط یک کیلومترش را میبینيد که من البته بعید میدانم این خاکریز، همان خاکریز اصلی باشد. آن وقت در کشورهای اروپایی، هر نمادی که از جنگ دوم جهانی باقی مانده را با عناوینی چون «گل سرخ» و «سرباز قهرمان» و «خاک مقدس» و... حفظ کردهاند. امام بعد از فتح خرمشهر گفت تا آنجا که مقدور است به خرمشهر دست نزنید تا به عنوان یک نماد باقی بماند و برای ساکنان خرمشهر هم یک شهر جدید و زیبا در کنار خرمشهر قدیمی بسازید. شبیه کاری که در «هویزه» شد اما شما الان در خرمشهر که میرويد انگار نه انگار روزگاري در این شهر، عملیات بزرگی مثل «بیتالمقدس» رخ داد. در عملیات رمضان بچه ها 365 تا تانک عراقی زدند ولی الان همه این تانکها را آب کردهاند. الان اگر بچههای جنگ حرفی میزنند، عدهای سوءاستفاده نکنند. ما رزمندهها گذشته از فتنه اخیر از بعضی حضرات، مطالبات جدی داریم. چرا به بهانه بیان ناگفتههای جنگ، حقایق را وارونه جلوه میدهید؟ چرا میان خود جنگ زرگری درست میکنید تا بلکه از قداست جنگ کاسته شود؟ اینها اواخر جنگ چند دروغ گفتند، همین سران فتنه و همینهایی که مدام دم از مسامحه با فتنهگران میزنند. اولین دروغ این بود که گفتند ملت خسته شدهاند و جبههها خالی از نیرو شده و رزمندهها انگیزهای برای دفاع از خود ندارند. دروغ دوم این بود که به امام گفتند ما تا 5 سال آینده به هیچ عنوان پیروزی نخواهیم داشت و اگر فلان مقدار سلاح و بهمان تعداد مهمات داشته باشیم شاید در سال71 به یک پیروزی موقت دست پیدا کنیم. بعد هم جناب نخستوزیر از وضع اقتصادی گله کرد که کفگیر ما به ته دیگ خورده. در حالی که به نسبت اول جنگ، وضع اقتصادیمان اگر بهتر نبود، بدتر هم نبود. 3 دروغی که این 3 نفر بیان کردند در حالی بود که هم ملت انگیزه داشت، هم با دست خالی باز قادر به ادامه جنگ و رسیدن به فتوحات بعدی بود و هم اینکه عمده پول جنگ را مردم، خودشان از جیب میدادند و میرحسین هیچ منتی نباید سر جنگ بگذارد که بله، ما پول جنگ را میدادیم. پول جنگ را تازه عروسی میداد که طلاهایش را خرج راه رزمندگان کرد. هزینه جنگ را مادری میداد که فرشهای خانهاش را فروخت و پولش را داد به ستاد کمک رسانی به جبههها. وقتی در کربلاي 5، شنی تانک عراقیها روی بدن بچههای ما میرفت، آقایان، نگران فرزندشان بودند که در «تورنتو» داشت درس میخواند و خیلی عجیب است که این خاطرات را منتشر هم کردهاند! بچههای مردم در شلمچه شهید میشوند، نگران اینها نیست، نگران آقازاده خودش در کاناداست! بله، آن روزها نیز این آقایان با نوشتن نامه به امام(ره) و نامناسب نشان دادن شرایط، «دودزا» زدند و در فضایی غبارآلود، جام زهر را به کام امامخمینی دادند.
مگر در «بیتالمقدس»، ما از نظر تجهیزات نظامی چه برتری ویژهای نسبت به پایان جنگ داشتیم که عدهای کمبود سلاح را بهانه کردند برای ختم جنگ؟
باید دید آقایان چه شرایطی را پیش آوردند که منجر به قصه جام زهر شد. قبل از بیان این شرایط نکتهای را باید به عرض برسانم: در جریان جنگ تحمیلی، عراقیهایی بودند که به نفع ما وارد مبارزه با صدام شدند، یعنی «سپاه بدر» و از سوی دیگر، ایرانیهایی بودند که به نفع صدام وارد جنگ با ما شدند، یعنی «منافقین».
تحرکات منافقین و سپاه بدر در فاصله قبول قطعنامه تا عملیات مرصاد، یک مقدار مشکوک است و از معاملهای پشت پرده خبر میدهد که انشاءالله این هم در آینده روشن خواهد شد. اما چرا من معتقدم آقایان، فضا را برای امام(ره) وارونه جلوه دادند. خوب دقت کنید: چند روز بعد از پذیرش قطعنامه، منافقین ظرف 5 روز آنچه را که ما در مدت 5 سال گرفته بودیم، همه را از ما گرفتند و از طرف اندیمشک آمدند، فکه را گرفتند، مهران و دهلران را گرفتند، جاده اهواز- خرمشهر را گرفتند، در ایلام تا سهراهي حزبالله را گرفتند، نفتشهر را گرفتند، حاج عمران را گرفتند و... یعنی هرچه در طول 5 سال رشته بودیم، در عرض 5 روز پنبه کردند اما مگر قرار نبود ما تا 5 سال پیروزی نداشته باشیم و مگر مردم خسته نشده بودند و مگر اقتصادمان ضعیف نشده بود و مگر جبههها تهی از نیرو نشده بودند پس چرا از همین اهواز،جوانانی با ظاهرهاي مختلف و نه فقط بچه بسیجیها آمدند جبهه؟ پس چرا همین که دوباره شهرهای ما اشغال شد، دوباره مردم جبههها را پر کردند؟ ... و چرا امام گفت: من اگر میدانستم مردم هنوز برای دفاع از اسلام آماده جاننثاری هستند، هرگز قطعنامه را نمیپذیرفتم؟ حضور ملت در جبههها آنچنان عالی بود که مردم ظرف چند روز دوباره عراق را به پشت مرز خودش برگرداندند.
بعد از قعطنامه، تقریبا عراق مثل اول جنگ، نواحی مرزی ما را تصرف کرد. عجیب است؛ ما زمانی که به زعم حضرات هم امکانات داشتیم؛ هم پول و هم نیروی پای کار، 5 سال طول کشید تا دشمن را از این مرز بیرون کنیم اما در مرصاد که ما باز به زعم این آقایان هیچ کدام اینها را نداشتیم در عرض چند روز دشمن را فراری دادیم.
اینجا معلوم میشود که این آقایان همیشه خستگی، بریدگی و بحرانی بودن شرایط خود را به مردم نسبت میدهند.
جناب تاجیک! این روزها سالگرد عملیات کربلای5 است. این عملیات 19دی 65 شروع شد. تا چند روز ادامه داشت؟
نزدیک 35 روز.
چرا «کربلای 5» این همه برای بچههای جنگ، عزیز و دوستداشتنی است؟ من هنوز به یاد دارم که روی در و دیوار همین تهران که متاسفانه شهرداری همهاش را جمع کرد، به کرات نوشته بودند: «بسیجی!
کربلاي 5 یادت نره؟»
ما در 8 سال جنگ تقریبا سالی یک عملیات بزرگ انجام میدادیم، از والفجر 4 تا خیبر، 4 ماه شد، از خیبر تا بدر شد یک سال، از بدر تا والفجر 8 شد یک سال و از والفجر 8 تا کربلای 4 هم شد یک سال اما از کربلای4 تا کربلای 5 شد 15 روز. بصره بعد از بغداد مهمترین شهر عراق است بویژه از نظر اقتصادی. بصره، 4 بندر دارد: امالقصر، ابوالخصیب، فاو و بندر بصره. در اروندرود 3تا از بندرهای بصره عملا از کار افتاده بود چون در خط مقدم ما بود و فقط مانده بود امالقصر. البته تجهیزات نظامی اهدایی دیگر کشورها به عراق عمدتاً از بندر عقبه اردن وارد عراق میشد. حالا اگر ما مناسبت زده هم نباشیم و فقط نخواهیم درباره کربلای5 صحبت کنیم من معتقدم عملیات والفجر 8 در تاریخ جنگهای بشر، نه کمنظیر که بینظیر است.
این بینظیر بودن والفجر 8، یک بخشاش به خاطر جغرافیای منطقه فاو و رودخانه اروند نیست؟
اصلا همهاش بحث جغرافیای منطقه است. آن طور که به ما گفته بودند اغلب فرماندهان عالیرتبه عراق در فاو خدمت میکردند، چرا که خیالشان راحت بود و یک مانع طبیعی به نام اروند جلوی ایران وجود داشت. اروندرود با تلاقی دجله و فرات در منطقه القرنه عراق شروع میشود. القرنه شهری است پایین جزایر مجنون. اروند از اینجا شروع میشود تا شمال خرمشهر ما و در خرمشهر، آب کارون هم به این رودخانه ریخته میشود و از دهانه خورعبدالله به خلیج فارس میریزد. اروند 125 کیلومتر طول و تا 50 متر عمق دارد که البته در جاهای مختلف کم و زیاد میشود.
تقسیمات مرزی در اروندرود خط تالوگ است. خط تالوگ عمیقترین بستر رودخانه است که قابل کشتیرانی باشد و فرقی نمیکند که این خط، طرف ساحل ما باشد یا طرف ،ساحل عراق. ما در رودخانههای مرزی 2 نوع تقسیمبندی داریم؛ یا خط وسط یا خط تالوگ. ویژگی منحصر به فرد والفجر 8 منوط به جغرافیای خاص رودخانه اروند است که سرعت عادی آب در آن 75کیلومتر است و در شبانهروز 2بار بشدت جزر و مد در اروند رخ میدهد. عرض این رودخانه از 250متر در همان القرنه شروع میشود و تا دهانه خور عبدالله به 2هزار متر هم میرسد.
2هزار متر؟!
بله، مثل «جاجرود» نیست که شما پاچه شلوارت را بالا بزنی و بروی آنطرف رودخانه قلیان بکشی. شوخی نیست. عرض این رودخانه 2کیلومتر است. حالا معجزاتی که در والفجر 8 اتفاق افتاد، بماند. یک نفر به نام «ستار ناصر»، معاون گردان 111 تیپ 44 عراق میگوید: یک روز من خواب بودم. دیدم سربازم آمد من را صدا زد که یاسیدی! بلند شو، یک هیأت عاليرتبه نظامی از مصر و یمن آمدهاند. بلند شدیم، دیدم «محمدسعید فوضی» و «احمد یمانی» آمدهاند که از سرلشکرهای عاليرتبه ارتش مصر و یمن هستند. همراه این 2 نفر «محمد جواد ذوالنوع»، فرمانده استخبارات ارتش عراق، «اسماعیل تابعالنعینی» و «هشام صبافخری» که از فرماندهان مطرح عراق هستند، آمدند از این خط دیدن کنند. فوضی و یمانی زمانی که برای بازدید از این خط میآیند و اروند را میبینند و همچنین موانعی را که بعثیها کار گذاشته بودند، به فرماندهان عراقی میگویند: ایران که سهل است اگر مدرنترین ارتشهای کلاسیک دنیا هم بیایند اروند، قادر به عبور از آن نیستند. شما تخت استراحت کنید! بعد این مثال را میزنند که این خط شما به مراتب از «خط بالریو» اسرائیلیها در صحرای سینا محکمتر است. در اروند یک مانع خود رودخانه بود که اصلا عراقی هم که نبودند رد شدن نیروها از اروند باز هم محال به نظر میرسید. مانع دوم نحوه استقرار عراقیها بود؛ به گونهای که بچهها در صورت ورود به اروند، اگر درون آب میرفتند که خفه میشدند و اگر لحظهای سرشان را بیرون میآوردند، عراقیها میزدند. در چنین شرایطی بود که بچهها از عرض اروند رد شدند و اگر نبود دستگیری خانم فاطمه زهرا (س)، ما یک متر عرض اروند را هم نمیتوانستیم رد کنیم. آن هم در بهمن و فصل سرد سال. درباره والفجر 8 باید هزاران ساعت سخن گفت تا ذرهای از حق مطلب ادا شود. حالا برویم سراغ کربلای پنج که...
بحث اصلی ما کربلای5 است اما با این چیزهایی که از والفجر 8 گفتید،حیفم میآید که از اروند بدون یک خاطره رد شویم.
من قبلش این جمله را بگویم که بچههای این ملت از رودخانه اروند رد شدند و سربلند بیرون آمدند اما برخی از خواص ما در فتنه اخیر غرق شدند و در سیمخاردار بیبصیرتی گیر کردند و نتوانستند از موانع دنیا عبور کنند و اما خاطره، چهجوریاش را میخواهی؟
معمولیاش را بگو.
مرحله سوم عملیات بود. میخواستیم از طرف «سهراه سلیمانخاطر» حرکت کنیم و سر پل امالقصر را بگیریم که تا 500 متری پل ميرسیدیم ولی عقبنشینی شد؛ داستان دارد. آتش از زمین و زمان روی سرمان میبارید. مثل باران بهاری آتش میبارید. در آن بحبوحه، مهمترین کاری که به ذهن من رسید روحیه دادن به بچهها بود. من در مسیر پل امالقصر دیدم یکی از بچههای مداح به نام «مهدی هدایتی» که بچه دولاب بود، خدا رحمتش کند، به من گفت: سعید! جوک بلدی؟ گفتم: آره. گفت: بگو. من هم یک جوک نسبتا بدی گفتم! حالا ما در حین دویدن بودیم و هر آن ممکن بود تیری، گلولهای، چیزی به آدم بخورد. یادش به خیر! این صحنه را جزء به جزء در خاطر دارم. یکهو دیدم که این مهدی هدایتی ایستاد و شروع کرد به خندیدن و با دستش شکمش را گرفت که از خنده غش نکند. مهدی که ایستاد، من حدود چند متر از مهدی فاصله گرفتم. در همین حین 2 تا تیر گرینوف آمد در ستون و یکی خورد به ساق پای یکی از پدران شهدا به نام «حاج آقا کاشیپزها» و تیر بعدی هم خورد شقیقه مهدی و دقیقا افتاد روی حاج آقا کاشیپزها و خون شقیقهاش داشت مثل فواره میپاشید. من دیدم حاج آقا درد خودش را فراموش کرده و مدام دارد مهدی را صدا میزند. از این تیپ خاطرهها زیاد است. مثلا همین
«محمد طاهری» مداح در گردان ما بود. من یک شیپور داشتم، از این پلاستیکیها. با این صدای خروس درمیآورم. محمد طاهری یک مسؤولی داشت به نام «یحیی لواسانی» که از آن فرماندههای مشتی بود. خیلی هم چاق و چله بود. من صبح زود توی پایگاه سوم موشکی عراق، یک جا قايم شدم و با این شیپور صدای خروس درآوردم. یحیی به محمد گفت: پاشو خروس، پیدایش کن، ناهار یک دلی از عزا دربیاوریم. محمد گفت: خروس اینجا چه کار میکند؟ یحیی گفت: نمیدانم ولی صدای خروس دارد میآید. حالا من قايم شده بودم پشت گونی. بعد که فهمیدند صدای خروس از طرف گونی است، یحیی از این طرف آمد، محمد از آن طرف، بعد که فهمیدند من سر کارشان گذاشتم، تا 2 ساعت دنبالم کردند!
و عملیات کربلای 5.
من خودم همان طور که شما گفتید بعد از جنگ زیاد در و دیوار میدیدم که این شعار را نوشتهاند: «بسیجی! کربلای 5 را فراموش نکن» اما همه این شعارها زمان کرباسچی حذف شد. در همین تهران خیابان شهید تندگویان، قبلش یک «وزیر بسیجی» داشت. اینها بسیجیاش را حذف کردند. اینقدر اینها از بسیج میترسند. مگر تندگویان، بسیجی نبود. تندگویان در اسارت، 11 سال تمام خورشید را ندید. این را مهندس یحیوی میگفت. اگر تندگویان، وزیر بسیجی نبود که مثل این وزرای فراری خاتمی، بند را آب میداد. بله، کربلای 5 هم اگر ماندگار شده محصول همت بچههای بسیج است. کربلای 5 یکی از مهمترین و در عین حال پیچیدهترین عملیاتهای ما بود. در کربلای 5 ما در زمینی عملیات کردیم که 85 درصد صلح بود. یکی از ویژگیهای کربلای 5 این است که دفعتا رخ داد. ما مثلا برای «والفجر 8» 6 ماه تمام فقط اطلاعات عملیات و بچههای غواص حدود 750بار رفتند آن طرف اروند، آمدند این طرف اروند و منطقه را شناسایی کردند. اما کربلای 5 مگر چند روز با کربلای 4 فاصله داشت؟ آیا فرصتی بود که دکل دیدهبانی بزنیم؟ آیا وقتی برای باز کردن معبر بود؟ آیا خطوط دشمن شناسایی شد؟ آیا زمان بود که نقاط ضعف دشمن را شناسایی کنیم؟ و این عملیات از نظر سیاسی هم بسیار مهم بود و در مقطعی رخ داد که ما شاهد جنگ نفتکشها بودیم. در کربلای 5، 85 درصد زمین را صلح کرده بودند. 270 ردیف موانع داشت. مثل سیمخاردارهای حلقوی، فرشی، مثل تلههای انفجاری، مثل خورشیدهای طرح اسرائیلی.
با این حساب اصلا راه رفتن در زمین عملیات کربلای5 امر دور از ذهنی بود، چه برسد به جنگیدن با دشمن.
و در همین زمین بچهها با رمز یا زهرا(س) بیشتر از 30 روز شبانه روز جنگیدند. در کربلای 5 هم سیمخاردارها مسلح به مین بود و بعثیها آب دریاچه پرورش ماهی را تنظیم کرده بودند که تا زیر زانو باشد و نه غواص بتواند شنا کند، نه قایق بتواند در این آب مانور دهد و نه نفر توانایی عبور داشته باشد. شهید سعید سلیمانی به خود من گفت که امام وقتی نقشه را برایش برده بودند، انگشتان مبارکش را گذاشت روی شلمچه و گفت: باید در این منطقه عملیات شود. بعضی از فرماندهان اول مخالفت کردند بعد که پذیرفتند گمانشان این بود که امام حالا چند ماه فرصت میدهد اما حضرت روحالله گفت ظرف یک هفته عملیات کنید. فرماندهان نظامی 15 روز از امام وقت میگیرند. کوتاهترین عملیات ما در جنگ، کربلای 4 بود که 3دی 65 شروع و 5 دی تمام شد. 2 هفته بعد کربلای 5 آغاز شد. جالب اینجاست که ما «تیپ قمر بنیهاشم» و «لشکر 5 نصر» را به عنوان تله فرستادیم جلوتا بعثیها مشغول اینها شوند و ما از نواحی دیگر جلو برویم.
برای کربلای 4، یک سال وقت برنامهریزی بود اما 2 روزه شکست خورد ولی کربلای 5 با 2 هفته به پیروزی رسید. چرا؟
حضرت علی(ع) میفرماید: غرور مایه شکست است. من روی عملیات کربلای 4 خیلی کار کردم ولی مهمترین دلیل شکست در این عملیات، مغرور شدن بچهها بعد از والفجر 8 در بهمن سال 64 بود و امثال ما در دلمان میگفتیم ما که از اروند رد شدیم، پس حتما از پس عراق در کربلای 4 هم برخواهیم آمد. «وفیق السامرایی» میگوید: ما در طول جنگ برای اولینبار نیروهایمان را شبانه گسیل کردیم به نخلستانهای حاشیه اروند. دشمن به این نتیجه رسیده بود که رزمنده برای عملیات به نخستین چیزی که نیاز دارد مهمات انفرادی است. مثلا کلاش به دست نیاز به تفنگ کلاشینکف دارد. تیربارچی نیاز به گرینوف دارد. آرپیچیزن نیاز به گلوله آرپیجی دارد. سنگینترین سلاحهای آفندی ما همینهاست. دوشکا و خمپاره بعدا میآید. توپ و تانک هم در مرحله بعدی است. عراقیها آمدند کل خطوط کربلای 4 در حاشیه اروند را از سلاح انفرادی و سبک خالی کردند.
چگونه؟
از قبل آماده کرده بود خودش را و با جاسازی نیروها در اطراف اروند، با تانک، قایق میزد و حتی با تانک، نفر میزد. با گلوله مستقیم تانک، میزد به بچهها. جنگ تن با تانک در کربلای 4 رخ داد. لذا 8 گردان ما که توانستند از آب عبور کنند، خیلی زود گیر بعثیها افتادند و قلع و قمع شدند و عملیات شکست خورد. ما البته میدانستیم که عملیات لو رفته. من خودم ساعت 6 بعد از ظهر که هوا دیگر تاریک شده بود دیدم عراق منور خوشهای زده است. من یکی از دوستانم «راسخ» را صدا کردم و گفتم: عملیات لو رفته. راسخ گفت:چرت و پرت نگو و الکی روحیه بچهها را ضعیف نکن، بعد یک پسگردنی هم زد به ما. من منورهای خوشهای را نشانش دادم. منورهای خوشهای نمایانگر لو رفتن عملیات بود. با هلیکوپتر میریختند و 25 دقیقهای این منورها میسوخت و شب را، درست مثل روز روشن میکرد و شما میتوانستید یک سوزن را نخ بکنید. همانشب دستور دادند که با چراغ روشن به خط بروید و تمام ماشینها با چراغ روشن رفتند خط و چه بهرهبرداری از این تاکتیک کردند، خدا میداند.
حالا چرا با چراغ روشن؟
من نمیدانم.
چه کسی این دستور را داد؟
بگذریم؛ تاریخ روشن خواهد کرد. من نمیدانم چه اصراری بود عملیاتی که لو رفته بود حتماً انجام شود و چرا در خطی که لو رفته، دستور دادند با چراغ روشن حرکت شود. در کربلای 4 بهخاطر همین اشتباهات، عقبه 8 گردانی که تا جاده الاماره- بصره جلو رفتند، بسته شد. خود فاو، 3تا جاده داشت: امالقصر، بصره و البهار، بچهها تا جاده البهار ـ بصره جلو رفتند.
مگر برای کربلای 4 شناسایی صورت نگرفته بود؟
بله.
پس چرا متوجه نیروهای عراقیای که داخل نخلستانها بودند نشدیم؟
عراقیها در میان نخلستانها استتار کرده بودند و حتی عکس هوایی هم آنها را نشان نمیداد و مشكوك بود.
اما عملیات «والفجر مقدماتی» در فکه هم لو رفت ولی انجام شد. جناب تاجیک! شاید ناگزیر بودیم از انجام کربلای 4.
این ناچار بودن را من برای والفجر مقدماتی قبول دارم. درباره کربلای 4 اما اصلاً نمیپذیرم که ما ناگزیر بودیم. خیلی راحت میشد عملیات را به تعویق انداخت و کربلای 4 را در کربلای 5 حل کرد. در سال 61 رئیسجمهور فرانسه والری ژیسکاردستن، الکساندر کنت دومارانش وزیر اطلاعاتش را فرستاد بغداد تا با عدنان خیرالله درباره راههای اهدای یک بمب اتم به عراق مذاکره کنند و قرار بود در سال 61 با زدن یک بمب اتم به یکی از زمینهای اطراف مرز غائله جنگ را به نفع خود تمام کنند. این دومارانش همان است که موجب ربوده شدن امام موسی صدر در لیبی شد و جالب است بدانید همین فرد در عملیات دلتا در صحرای طبس قصد ربودن امام (ره) را هم داشت. نیروهای آمریکایی در این عملیات معروف بودند به «پنجه عقاب» تحت فرماندهی چارلی بکویز. حالا از بحث منحرف نشویم. من در عملیات کربلای 5 و والفجر 8 به خاطر شدت حجم آتش برخورد گلوله با همدیگر را دیدم. بیتالمقدس هم میگویند برخورد گلولهها با یکدیگر بوده که من در بیتالمقدس نبودم. در همین عملیات به حدی شرایط برای عراقیها سخت شد که شایعه کردند شخص صدام آمده و دارد عملیات را رهبری میکند. که این به نظر من دروغ است، خود صدام وجود نمی کرد به خط کربلای 5 بیاید. فرمانده عراق در کربلای 5 شخصی به نام میخائیل رمضان بود. میخائیل رمضان کتابی دارد به نام «شبیه صدام» که در این کتاب زوایایی از زندگی صدام برملا میشود. میخائیل رمضان به قدری شبیه صدام بود که انگار خلاف ادب است یک پشگل را از وسط 2نیم کرده باشند. عراقیها از کربلای 5 و همچنین والفجر 8 به عنوان کابوس یاد میکردند و هر کسی را میخواستند تنبیه کنند یا میفرستادند اروند یا شملچه. در کربلای 5 ما از نظر زمان محدودیت داشتیم و از نظر مکان بشدت در مخمصه بودیم.
اصولا هدف از عمليات کربلای 5 چه بود؟
رسیدن به شرق بصره و اگر شد شهر بصره یعنی ما تا کانالهای زوجی برویم. میدانید که عراق تقریبا همه نیروهایش را گسیل داد به این منطقه تا از بصره با تمام قوا دفاع کند. از نظر عراق، بصره اهمیت استراتژیکی در حد خرمشهر برای ایران داشت. صدام یک بار قبل از بیت المقدس بلوف زد که اگر ایران خرمشهر را بتواند از ما بگیرد، من کلید بصره را دو دستی تقدیم ایران میکنم. پس بصره برای عراق شهری حیاتی بود که به 4 بندر منتهی میشود. ما در کربلای 5 تا 8 کیلومتری شهر بصره رفتیم. گردان ما تا کانالهای زوجی رفت که البته آنجا کار گره خورد و ناچار شدیم عقبنشینی کنیم. من با همین چشمهای خودم کارخانه پتروشیمی بصره را دیدم و در شب، چراغهای شهر بصره روشن بود. هدف حداکثری ما در کربلای 5 ورود به دروازههای شهر بصره بود که اگر برخی آقایان اجازه میدادند رسیدن به این مهم کاری بود که از عهده این بچهها برمیآمد مثلا میان ما و لشکر سیدالشهدا اگر یک الحاقی صورت میگرفت اتفاقات شیرینتری هم در کربلای 5 میافتاد.
سرانجام کربلای 5 چه شد؟
عراقیها چون از نبرد روی زمین با بچههای ما عاجز بودند جنگ را به ورطه نامردی کشیدند و از یک طرف به جنگ نفتکشها دامن زدند و از طرف دیگر شهرهای ما را موشکباران کردند. البته بچههای ما در جنگ در این وادی هم کم نیاوردند و «کشتی بریجتون» را زدند.
ماجرای این کشتی بریجتون چیست؟
آمریکاییها ادعا کرده بودند خلیج فارس تحت سیطره ماست. امام ولی گفته بود که اجازه ندهید کشتیهای آمریکایی از تنگه هرمز رد شوند و اگر آمدند بزنید اما برخیها به حرف امام گوش نکردند و معتقد بودند که نظر امام از منظر نظامی، کارشناسانه نیست. تا اینکه چند سال پیش یکی از ژنرالهای آمریکایی در خاطرات خود گفته بود که ما بنا داشتیم اگر ایرانیها همان روزهای اول حضور ما یکی از کشتیهای ما را بزنند ما از تنگه هرمز عقبنشینی کنیم. در آن زمان آمریکاییها اگر اشتباه نکنم حدود 1250 تا خبرنگار آوردند روی یکی از ناوهای مهمشان مستقر کردند. یک ناو از عقب، 2 تا ناو از 2طرف، این کشتی نفتکش از جلو، اینها را اسکورت میکردند. اینجا باز هم لطف خدا و کمک حضرت حق شامل حال ما میشود و مینهایی که بچهها در مسیر حرکت این کشتی کار گذاشته بودند موثر میشود و دماغه کشتی بریجتون به مین میخورد و منفجر میشود و نفتکش هم آتش میگیرد و همان خبرنگارانی که آمده بودند هیبت آمریکا را نشان دهند، ناخواسته ابهت ایران را مخابره کردند. در همین حوادث اخیر هم خبرنگاران زیاد میآمدند تا بلکه خبر فروپاشی نظام را مخابره کنند اما مجبور شدند از 9دی گزارش رد کنند.
ادامه در صفحه16
معاون پارلماني رئيس جمهور:
همه دهکها یارانه نقدی میگیرند
گروه سیاسی: صحبتهای رئیس مرکز آمار ایران درباره میزان بهرهمندی دهکهای درآمدی موجود در جامعه از یارانههای پرداختی، باعث به وجود آمدن برخی نگرانیها در میان اقشار مختلف مردم شد اما به فاصله یک روز بعد از اعلام این آمارها، رئیسجمهور و نمایندگان عضو کمیسیون ویژه مجلس از تعلق گرفتن یارانهها به تمام اقشار مردم سخن گفتند. معاون پارلمانی رئیسجمهور نیز با تأکید بر اینکه هدفمند کردن یارانهها شامل همه دهکهای جامعه میشود، تصریح کرد: طبق مصوبه مجلس باید در دهکهای جامعه خوشهبندی و دستهبندی صورت گیرد.حجتالاسلام سیدمحمدرضا میرتاجالدینی با تأکید بر اینکه طبق مصوبه مجلس دیگر دهکها حذف شدند اما پرداخت یارانهها به میزان درآمد خانوارها انجام خواهد شد، تصریح کرد: طبق مصوبه مجلس باید خوشهبندی و دستهبندی در دهکهای جامعه صورت گیرد که در این خوشهبندی مردم در 4 دهک اول، 3 دهک بعدی و 3 دهک بعدی تقسیم میشوند که 4 دهک اول در یک خوشه قرار میگیرند و به یک میزان و مبلغ یارانه دریافت میکنند؛ 3 دهک بعدی در خوشه بعدی و از دهک هفتم تا آخر در خوشه بعدی قرار خواهند گرفت و همه دهکها مشمول دریافت یارانهها خواهند بود ولی کیفیت، چگونگی و میزان آن بعداً اعلام میشود. معاون پارلمانی رئیسجمهور در گفتوگو با فارس همچنین به ارتباط بودجه سال 89 با برنامه پنجم توسعه اشاره کرد و با اشاره به اینکه برخی نمایندگان مجلس به دنبال تصویب بودجه برمبنای برنامه چهارم توسعه هستند، عنوان کرد: از آنجا که احکام کلی برنامه پنجم توسعه منطبق بر سیاستهای کلی کشور است، چندان اختلافی در اینباره بین مجلس و دولت نیست؛ بنابراین میتوان بودجه 89 را با نگاه به برنامه پنجم تصویب کرد اما اگر هم مجلس برنامه پنجم توسعه را بعد از بودجه 89 مورد بررسی قرار دهد و هر زمان برنامه پنجم از سوی مجلس تصویب و قانونی شود، در آن زمان بودجه 89 منطبق بر سال اول برنامه پنجم میشود.
معرفي برگزيدگان نخستين جشنواره فيلمهاي تلويزيوني
برگزیدگان نخستین جشنواره فیلمهای تلویزیونی که شامگاه دیروز، همزمان با شب میلاد با سعادت امام موسی کاظم(ع) در سالن همایشهای صداوسیما برگزار شد، به شرح زیرمعرفی شدند:
بهترین چهرهپرداز: بابک شعــاعی برای فیلم «تنهـایـی» و مریم دوستی برای «آخرین گره خورشید» / بهترین جلوههای ویژه: جواد شریفی برای فیلم «عملیات پایتخت» / بهترین طراحی صحنه: محسن نوروزی برای فیلم «لرزش زندگی»
بهترین طراحی لباس: داریوش پیرو برای فیلم «تنهایی» و «خواب زمین» / بهترین موسیقی: علیرضا کهندیری برای فیلم «عبور از شب» / بهترین صداگذاری: مهدی صادقی برای فیلم «لرزش زندگی» / بهترین صدابرداری: امیر پرتوزاده برای فیلم «لرزش زندگی» / بهترین نورپردازی: رضا رخشان برای فیلم «مهمانخانهای در برف» / بهترین تصویربرداری: سهیل نوروزی برای فیلم «آخرین گره خورشید» / بهترین تدوین: علی ژکان برای فیلم «تصادف» / بهترین بازیگر نقش دوم مرد: سعید پورصمیمی و مالک سراج برای بازی در فیلم «آخرین گره خورشید» / لوح تقـدیر این بخش به شاهین غلامرضایی برای فیلم «عمه ماه منیر» و لوح تقدیر دیگر این بخش به هنرمند پیشکسوت،سعدی افشار برای حضور در فیلم «به جا مانده» اهدا شد./ بهترین بازیگر نقش دوم زن: ژاله صامتی برای فیلم «دماغ» و شهره سلطانی برای فیلم «زنی از کوچه پشتی» / بهترین بازیگر نقش اول مرد: مهدی هاشمی برای بازی در فیلم «وقت اضافه» و شهاب حسینی برای
بازی در فیلم «تنهایی»
جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن: رویا تیموریان برای بازی در فیلم «تنهایی» و پریوش نظریه برای فیلم «فراموشی» / لوح تقدیر این بخش به نیلوفر پورمهدی برای فیلم «روجا» و سهیلا گلستانی برای فیلم «دمـاغ» اهدا شد.
بهترین کارگردانی: فرزاد موتمن برای فیلم «دماغ» و اسماعیل فلاحپور برای فیلم «عبور از شب»
بهترین فیلم: اکبر تحویلیان برای فیلم «لرزش زندگی» و بهروز مفید برای فیلم «در همین نزدیکی» / بهترین فیلمنامه: علیرضا محمودی و همایون اسعدیان برای فیلمنامه «آخرین گره خورشید»
جایزه ویژه هیأت داوران بهخاطر موضوع نگاه به مسأله ملی
چیستا یثربی برای فیلمنامه «ماه از روی سکو»
علیرضا بذرافشان، سارا خسروآبادی و حسین ترابنژاد برای فیلمنامه «لرزش زندگی»
فلورا سام برای فیلمنامه «حماسه ماندگار»
محمد سلطانی برای فیلمنامه «عملیات پایتخت»
رضا بهشتی و پریسا عشقی برای فیلمنامه «قهوه اسپرسو»
علیرضا محمودی و همایون اسعدیان برای فیلمنامه «آخرین گره خورشید»
جایزه ویژه هیأت داوران به مدیر فیلمهای تلویزیونی شبکه یک سیما مسعود صباح به خاطر تولید 120 فیلم تلویزیونی در 3 سال و بیشترین نامزد در جشنواره تعلق گرفت.
پس از اهانت حامیان موسوی به آیتالله مکارمشیرازی
آیتالله نوریهمدانی تهدید شد
وطن امروز: پس از آنکه آیتاللهالعظمي مکارمشیرازی، از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سوالی، همکاری با رسانههای مخالف و معاند جمهوریاسلامی و نیز تماشای این رسانهها را جایز ندانستند و حامیان موسوی در سایت جرس طی یادداشتی به این مرجع تقلید اهانت کردند؛ برخی منابع خبری اعلام كردند، برخی افراد ناشناس در تماس با دفتر آیتاللهالعظمي نوریهمدانی، این مرجع تقلید را تهدید کردهاند. آنگونه که پایگاه خبری صراط خبر داده است، به دنبال ناآرامیها و اغتشاشات پس از انتخابات در کشور که با بیانیههای کاندیدای شکستخورده هدایت میشد و تلاش عدهای برای اسلامی جلوه دادن اعتراضات و اغتشاشات خیابانی، آیتالله نوریهمدانی با موضعگیریهای صریح و انقلابی به محکومیت اقدامات گروه فتنهجو پرداختند. با توجه به تاثیرگذاری موضعگیریهای ولایتمدارانه این مرجع عالیقدر، اخیرا گروه فشار سبز ضمن برقراری تماسهای تلفنی مکرر با دفتر آیتالله نوریهمدانی اقدام به تهدید ايشان و اعضای خانواده و دفتر ایشان کرده و خواستار سکوت و بازگشت ایشان از مواضع خود هستند. این افراد هشدار دادهاند که در صورت صدور بیانیههای دیگر از طرف آیتالله نوریهمدانی دست به اقدامات تلافیجویانه خواهند زد. تهدید مراجع تقلید که یک اقدام بیسابقه است در حالی از سوی حامیان تندروی موسوی انجام گرفته که این روزها بیشتر اقدامات فتنهگران در قالب رفتارهای رادیکال انجام میگیرد. این رفتارهای رادیکال نیز در شرایطی است که با توجه به اعترافات صورت گرفته از سوی برخی از دستگیرشدگان آشوبهای اخیر، تا كنون وابستگی تعدادی از اغتشاشگران به بیگانگان و گروههای تروریستی برملا شده است. حامیان موسوی که تاکنون با نمایش دادن اقداماتی عجیب و ساختارشکنانه نشان دادند که دارای چه نوع گرایش سیاسی و ایدئولوژیک هستند، اینبار با تهدید مرجع تقلید شیعیان نشان دادند که برای رسیدن به اهداف خود حاضر به چه اعمالی هستند.
هیلاری کلینتون :
چین با تحریم ایران مخالف است
مهر: وزیر خارجه آمریکا ضمن اذعان به مخالفت چین با تحریم ایران در سخنانی مبهم اعلام کرد، گروه 1+5 در پی پاسخ قوی به ایران در خارج از سازمان ملل متحد است. به گزارش خبرگزاری رویترز، هیلاری کلینتون که در واشنگتن صحبت میکرد، گفت: نشست اخیر گروه 1+5 درباره ایران در نیویورک گامی سازنده و روبه جلو بود و 6 کشور موضع واحدی برای اعمال فشار بر ایران دارند. وزیر خارجه آمریکا درباره اختلاف در گروه 1+5 افزود: اجازه بدهید شفاف بگویم ما منتظر نخواهیم بود و عقبنشینی نخواهیم کرد. ایران گزینه روشنی بین انتخاب انزوا و عمل به تعهدات بینالمللی خود دارد. با توجه به مخالفت چین با اعمال تحریمها، از وزیر خارجه آمریکا خواسته شد درباره اظهارات متناقضش درباره اتحاد گروه 6 با وجود مخالفت پکن توضیح دهد که وی گفت: ما بر این باوریم که راهی برای رسیدن به یک قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل وجود دارد. برنامه ما در حال حاضر حرکت به جلو و بهدست آوردن قویترین زبان و قطعنامه ممکن در خارج از سازمان ملل است. همزمان با موضعگیری کلینتون، سخنگوی وزارت خارجه چین از کشورهای عضو گروه 1+5 خواست با افزایش تلاشهای دیپلماتیک و اتخاذ سیاستهای واقعبینانه به حل مساله هستهای ایران کمک کنند.
«درباره الی... » از رقابت در اسکار باز ماند
آکادمی اسکار نام 9 فیلم سینمایی خارجی را که وارد رقابتهای نیمهنهایی اسکار در رشته بهترین فیلم خارجی سال شدهاند معرفی کرد. فیلم ایرانی «درباره الی...» ساخته اصغر فرهادی که نتوانست وارد این فهرست شود، از دور رقابتهای اسکار در این رشته باز ماند. «روبان سفید» محصول سینمای آلمان که هفته قبل جایزه بهترین فیلم خارجی سال را از مراسم گلدن گلوب (کره طلایی) گرفت، نامزد اصلی در میان 9 فیلم نیمهنهایی است.«یک پیامبر» از فرانسه و «زمستانی در دوره جنگ» محصول هلند از دیگر فیلمهای منتخب آکادمی اسکارند که از تولیدات کشورهای اروپایی هستند.«راز چشمهای آنان» پرفروشترین فیلم سال 2009 سینمای آرژانتین، فیلم منتخب دیگر آکادمی در این رشته است.کشور کوچک قزاقستان هم با فیلم «کلین» در دور نیمهنهایی رقابتهای اسکار بهترین فیلم خارجی سال شرکت دارد.«سامسون و دلیله» از استرالیا که برخلاف نام خود (که یادآور یک اثر تاریخی- حماسی است) یک اثر اجتماعی است، دیگر رقیب اسکاری است.از کشورهای اروپای شرقی، بلغارستان این شانس را داشت که با فیلم «دنیا بزرگ است» به جمع رقبای نیمهنهایی اسکار بهترین فیلم خارجی سال بپیوندد. آکادمی اسکار، فیلم «آجامی» از سرزمینهای اشغالی را که موضعی ضدصهیونیستی دارد، به عنوان نهمین فیلم این بخش از رقابتها اعلام کرد. امسال 65 کشور جهان با ارسال فیلمهای برگزیده خود به آکادمی اسکار، در رقابتهای اسکار بهترین فیلم خارجی سال شرکت کردند. در تاریخ اسکار، برای نخستینبار این تعداد فیلم خارجی به آکادمی اسکار ارائه شد.منتقدان سینمایی به جای خالی نامهایی مثل «مادر» (کرهجنوبی)، «باریا» (ایتالیا)، «من مادرم را کشتم» (کانادا) و «پلیس، صفت» (رومانی) در فهرست نیمهنهایی اسکار در این رشته اشاره میکنند. آکادمی اسکار نام 5 نامزد اصلی رشته بهترین فیلم خارجی و دیگر رشتههای اسکار را در تاریخ دوم فوریه اعلام میکند. مراسم اسکار هفتم ماه مارس در کداک تیهتر شهر لسآنجلس برپا میشود.
اخبار
6 بار قصاص براي قاتل سريالي زنان
گروه حوادث: معاون دادستان عمومي و انقلاب قزوين گفت: در كيفرخواست صادره براي متهم اول پرونده قتل سريالي زنان
6 بار قصاص تقاضا شده است.به گزارش فارس، علياكبر لشكري بعدازظهر ديروزطي نشست خبري با رسانههاي گروهي اظهار داشت: متهم در نخستين جلسه علني دادگاه به برخي مسائل اقرار كرد.وي ادامه داد: درباره اقرارهايي كه از متهم گرفته شده است، تحقيقهاي لازم انجام شده به طور مثال درباره قتل يكي از زنان كه وي اظهار داشته جسد را از پشت بر روي زمين كشيده است با بازسازي صحنه و ضمن بررسي محيط جغرافيايي محل وقوع ،اين امر به اثبات رسيده است.معاون دادستان عمومي و انقلاب قزوين گفت: در بررسي محل كشيدن اين جسد محل فشار پاي متهم به قتل بخوبي نشان ميدهد كه وي جسد را به سمت پشت كشيده است و در حمل جسد تنها بوده است.وي تصريح كرد: درباره اينكه نحوه قتل زنان چگونه بوده، بر اساس تحقيقات اين خانم در نخستين قتل انجام شده مقتول را در صندلي جلوي ماشين سوار كرده ولي پس از آنكه با خوردن نوشيدني بيهوش ميشود حضور مقتول را در صندلي جلو مناسب نميبيند در نتيجه براي اينكه در قتلهاي ديگر توجه عمومي را به خود جلب نكند مقتولان را در صندلي عقب سوار ميكرده. وي خاطرنشان كرد: متهمه هماكنون داراي وكيل تسخيري است و از حقوق قانوني بهرهمند است.معاون دادستان عمومي و انقلاب قزوين تاكيد كرد: اعتراف هر متهمي بايد مطابق منطق و بر اساس واقعيت باشد از همين رو اگر كسي به 100 قتل نيز اعتراف كند، نميتواند بدون وجود شواهد و قرائن منطقي هر فصل مورد پذيرش باشد از همين رو ما در بررسيهاي خويش بر اساس شواهد و قرائن مستند و منطقي به بررسي پرونده ميپردازيم.
صعود 6 پلهای ایران
در رتبهبندی جهانی دولت الکترونیک
سازمان ملل طی گزارشی اعلام کرد: ایران از نظر توسعه دولت الکترونیک در میان 183 کشور جهان با صعود 6 پلهای در دو سال گذشته، رتبه 102 جهان و 8 منطقه را بهدست آورده است.به گزارش فارس، سازمان امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در گزارشی موسوم به «بررسی دولت الکترونیک» اعلام کرد: ایران طی 2 سال گذشته پیشرفت خوبی در زمینه توسعه دولت الکترونیک داشته است. بر اساس این گزارش ایران در سال 2008 در میان 182 کشور جهان رتبه 108 را از نظر توسعه دولت الکترونیک کسب کرده بود و در سال 2010 در میان 183 کشور جهان رتبه 102 را به دست آورده است. در میان 12 کشور خاورمیانه نیز از این جهت ایران در رتبه 8 قرار گرفته است که نسبت به سال 2008 یک پله صعود داشته است.