|
1
|
|
2
3 |
|
4
6
7 |
|
5 |
|
8
9 |
|
10
15 |
|
11 |
|
12
13 |
|
14 |
|
16 |
|
|
| کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه وطن امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است. | ||
|
|
|
|
اندازه فونت |
|
ارسال به دوستان |
|
پرینت |
|
برش مطبوعاتی | جابجایی متن |
سعید جلیلی و خاویر سولا نا در گفتوگوی تلفنی توافق کردند
9مهر، دور جديد مذاكرات ايران و 1+5
گروه سیاسی: سرانجام پس از 14 ماه وقفه در مذاکرات گروه 1+5 با تهران بر سر مساله هستهای، این ابتکارعمل ایران در ارائه دومین بسته پیشنهادی به 6 کشور حاضر در مذاکرات بود که راهی را برای رفع بن بست میان 2 طرف پیش روی غرب قرار داد، نه ماهها متوسل شدن به انواع تهدید و ارعاب؛ موضوعی که دولتمردان کشورمان در مقاطع مختلف سعی در تفهیم آن به طرف مقابل داشتهاند. از این رو بود که 2 روز پس از تماس اولیه خاویر سولانا، مسؤول کمیته سیاست خارجی اتحادیه اروپايي با دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان و اعلام خبر آمادگی کشورهای 1+5 برای مذاکره با تهران، سعید جلیلی در تماسی تلفنی، مهرماه (اکتبر) را به عنوان تاریخ شروع گفتوگوها پیشنهاد کرد که ظاهرا به گفته کریستانا گالاچ، سخنگوی سولانا تاریخ دقیق این نشست اول اکتبر برابر با نهم مهرماه است اما مکان دقیق برگزاری این نشست هنوز مشخص نشده است. جلیلی در این گفتوگو با اشاره به آماده شدن بسته به روز شده پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران، آن را بستر مناسبی برای گفتوگوها با هدف تحقق صلح، عدالت و پیشرفت عنوان کرد؛ بستهای که در 3 محور سیاسی- امنیتی، مسائل بینالملل و اقتصادی تنظیم و تدوین شده و به اذعان برخی مقامات بلندپایه از جمله سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه «شامل موضوعات قابل بررسی» است که میتواند «مبنایی برای مذاکرات» قرار گیرد. دبیر شورایعالی امنیت ملی کشورمان سپس با یادآوری گفتوگوهای سال قبل در ژنو سوئیس که به دنبال ارائه بسته 1+5 به تهران در خرداد ماه 87 و نیز نخستین بسته پیشنهادی ایران به این گروه برگزار شد و به علت تعیین مهلتهای چند هفتهای و چند ماهه و انتظار دو طرف برای واکنش طرف مقابل در ابهام فرو رفت، به تحولات جدید در عرصه بینالمللی اشاره کرد و گفت: «جمهوری اسلامی ایران آماده است در گفتوگوهای اکتبر با جدیت و انگیزهای مضاعف که حاصل مشارکت بینظیر 85 درصدی ملت ایران در انتخابات اخیر است برای همکاریها و تعامل بیشتر تلاش کند». خاویر سولانا نیز در پاسخ به اظهارات جلیلی با اشاره به مطالعه دقیق جزئیات بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران به 6 کشور، بررسی دقیقتر ابعاد و زوایای این بسته را نیازمند گفتوگوی 2طرف دانست و با اشاره به تحولات رخ داده در منطقه و جهان، ابراز امیدواری کرد: گفتوگوهای اکتبر که برای بررسی بسته پیشنهادی کشورمان برگزار خواهد شد، سودمند باشد. همزمان با انجام گفتوگوی تلفنی مذاکره کننده ارشد هستهای کشورمان با نماینده کشورهای 1+5 ، استیون چو، وزیر انرژی آمریکا در حاشیه کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی در جمع خبرنگاران با تاکید بر حضور آمریکا در مذاکرات آتی بین ایران و گروه 1+5 درباره بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران گفت: «بگذارید اینگونه بگوییم که این مذاکرات گام مهم اول محسوب میشود از این رو میتوانیم امید به بهترین نتایج را در سر داشته باشیم». از سوی دیگر، رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان نیز که برای شرکت در کنفرانس سالانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی عازم وین شده بود، با ایراد سخنرانی در این نشست، گفت و شنود و مذاکرات غیر مشروط را کلید حل و فصل مناقشات عنوان و تصریح کرد: «مذاکرات مبتنی بر پیش شرط راه به جایی نخواهد برد زیرا معادل نتیجهگیری پیشاپیش است». علی اکبر صالحی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه رقابت هستهای با هدف استیلای یکجانبه بر جهان هیچ دستاوردی به غیر از ده ها سال جنگ سرد به همراه نداشت، گفت: متاسفانه هنگامی که کشور متبوع من با شهامت و تقریبا دست تنها چنین فضای استکباری را به چالش کشید، آنها به این عبارت غیر منطقی متوسل شدند، آنها منافع ملی خود را حفظ میکنند.
...گویی آنها تنها کشورهایی در جهان هستند که صاحب حقی ویژهاند تا بتوانند از منافع ملی سخن بگویند». وی افزود: «وقتی کشوری همانند کشور متبوع من در پی اعمال حقوق حاکمیتی خویش برآمد، بیشرمانه آن را مردود شمردند، گویا این نیز کافی نیست و علاوه بر آن ما به طور مداوم به حمله به تاسیسات هستهای مان تهدید میشویم». صالحی سپس به ایستادگی ملت ایران در برابر همه رنجهای ناشی از جنگ تحمیلی و تحریمهای غیر عادلانه اشاره کرد و ثمر برافراختن تهدید در قبال چنین ملتی را چیزی جز افزودن بر عزم و اتحاد ملت بزرگ ایران ندانست. رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به زرادخانههای هستهای رژیم صهیونیستی و ممانعت این رژیم از ورود بازرسان آژانس برای بازدید از این تاسیسات متذکر شد که جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه رفتار مستثنا کنندهای را نمیپذیرد و سپس افزود: «جمهوری اسلامی ایران از هنگام تکوین آژانس بینالمللی انرژی اتمی همواره ارتباطات قوی و فعال خود را با این سازمان حفظ کرده و در یک مقطع زمانی با اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی برای 2 سال و نیم، صرفاً به منظور نشان دادن شفافیت ذاتی و روح همکاری فراتر از تعهدات خود عمل کرد، در حالیکه با کمال تاسف این اقدام مثبت ایران با پاسخ وارونه مواجه شد. مدتی بعد ایران و آژانس درباره یک برنامه عمل برای تنظیم یک جدول زمانی به منظور پایان بخشیدن به تحقیقات آژانس درباره فعالیتهای هستهای ایران با هدف عادی ساختن اجرای پادمان در کشور متبوع من به روال معمول، به توافق رسیدند. ما هنوز امیدواریم آژانس روی حرفش بایستد و تعهداتش به موجب بند پایانی سند INFCIRC/711 را به اجرا درآورد». علیاکبر صالحی پس از بیان اين مطالب تصریح کرد: چنانچه موضوع به روال معمول درآید، آنگاه جمهوری اسلامی ایران برای پاسخگویی به سوالات، در صورت وجود و همانند دیگر کشورهای عضو و در چارچوب موافقتنامه پادمان خویش در موقعیتی بهتر قرار خواهد گرفت.
قسمت نیست با این مصدومیت به مرفاوی کمک کنم
جباری: دیگر به اروپا نميروم
به خودش لقب بدشانس را میدهد. به نظر کمی به هم ریخته است و زیاد دوست ندارد مصاحبه کند. پارگی مجدد رباط صلیبی و دوری چند ماهه از فوتبال بدجوری روی اعصابش تلنگر میزند. کار دیگر از دلداری دادن و این حرفها هم گذشته است و مجتبی تنها به آن روزی فکر میکند که بتواند روی زمین چمن دویدن را شروع کند: «دوستانم زیاد دلداریام میدهند، بویژه امیدرضا روانخواه، اما واقعا آدم بدشانسی هستم که برای بار دوم از یک ناحیه مصدومیتی را تجربه میکنم.» جباری این را میگوید و ادامه میدهد: «وضعیت درمانم خوب است و روزی 3-2 ساعت فیزیوتراپی میکنم. نمیتوانم پیشبینی کنم که دقیقا چه زمانی به فوتبال بازمیگردم اما در حالحاضر شرایطم خوب است و مشکل خاصی وجود ندارد». دلش برای فوتبال بازی کردن تنگ شده و هر هفته بازیهای استقلال را دنبال میکند. مجتبی از نتایجی که استقلال تا اینجای کار گرفته رضایت دارد اما از یک چیز ناراحت است، اینکه در این برهه زمانی نمیتواند کمکی به صمد و تیمش بکند: «خیلی دوست داشتم در تیم مرفاوی باشم و برای وی بازی کنم، اما نمیدانم چرا این قدر بدشانس هستم که هر وقت وی سرمربی استقلال میشود، من رباط صلیبی پاره میکنم، در حال حاضر احساسم این است که تیم بسیار خوبی داریم. اگر میتوانستم بازی کنم، سبک بازی من میتوانست به تیم کمک کند تا شرایط خیلی بهتر شود، به هر حال من انگیزه زیادی برای جبران فصل قبل و پیشرفت کردن داشتم، شرایط خوبی هم داشتم و میدانستم که اگر بازی کنم، سال بهتری خواهم داشت، اما مصدومیت رباط صلیبیام همه چیز را خراب کرد». وقتی مجتبی برای دومینبار رباط صلیبی پاره کرد شایعات زیادی درباره او مطرح شد. او که فصل قبل هم به دلیل مصدومیت بسیاری از بازیهای فصل را از دست داد پس از پاره کردن رباط صلیبی متهم به تمارض شد؛ تمارضی که هر فصل گریبانش را میگیرد و همیشه هم پس از امضای قرارداد نصیبش میشود. خودش دوست ندارد زیاد در این باره صحبت کند و فقط میگوید: «حمایت واعظیآشتیانی از من خیلی چیزها را به من ثابت کرد. باز هم میگویم، همیشه سعی کردهام که نان حلال به خانهام ببرم. از این عادتها ندارم که بخواهم سر سفرهام پولی را ببرم که برکت نداشته باشد». جباری که حسابی از این حرف شاکی شده بود تصمیم جدیدی گرفته است. او میخواهد پس از پایان مصدومیتش و برای فصل آینده در لیگ برتر زیاد معطل نکند و خیلی زود تیم جدیدش را انتخاب کند تا این حرف و حدیثها دربارهاش زده نشود. جباری میگوید: «فصل بعد خیلی زود تیم خودم را انتخاب میکنم، چون با این مصدومیت و بازی نکردن به طور قطع پروژه بازی کردن در اروپا کنسل است و نمیتوانم مثل فصلهای قبل تا آخرین روز منتظر بمانم و سپس تیم خودم را انتخاب کنم. برای فصل بعد خیلی زود قرارداد میبندم تا جبران همه اتفاقات قبل را با یک جباری آماده بكنم».
نوسازی خودروهای فرسوده تسهیل میشود
گروه اقتصادي: دولت به 2 شرکت خودروساز ایرانخودرو و سایپا اجازه داد با ارائه گواهی اسقاط خودروهای فرسوده، حقوق ورودی خودرو و قطعات منفصله خودروهای وارداتی خود را پرداخت کنند. وزیران عضو کارگروه توسعه
حمل و نقل عمومی و مصرف سوخت با هدف کمک به 2شرکت سایپا و ایرانخودرو برای نوسازی خودروهای فرسوده، تصویب کردند که این 2 شرکت به مدت 6 ماه از اول مرداد 1388 خودروها و قطعات منفصله خودروهای وارداتی خود را تا سقف 500میلیارد ریال حقوق ورودی برای هر شرکت (در مجموع 1000میلیارد ریال) ترخیص قطعی کنند. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، بر اساس این مصوبه 2 شرکت سایپا و ایرانخودرو نیز در مقابل موظفند در مهلت مقرر با ارائه گواهیهای اسقاط خودروهای فرسوده نسبت به تسویه بدهی خود با گمرک اقدام کنند.
درخواست نمايندگان كويت براي اخراج سفير آمريكا
در پي اظهارات سفير آمريكا و توصيف 4 نماينده زن پارلمان كويت به گروه فوركتس (Four Cats)، نمايندگان پارلمان كويت خواستار اخراج سفير آمريكا از اين كشور شدند.
دبورا جونز سفير آمريكا در كويت، در اظهاراتي، 4 زن پارلمان كويت را به فوركتس يا 4 گربه توصيف كرد. نام فوركتس نام يك تيم خواننده لبناني است.زماني كه از وي درباره علت اين نامگذاري روي 4 زن پارلمان كويت سوال شد، وي در پاسخ گفت: اگر كه نمايندگان زن گربه باشند، پس آيا نمايندگان مرد سگ هستند؟ اين مساله موجب خنده حاضران، خبرنگاران، كارشناسان و ديپلماتها شد.در پي اين اظهارات، نمايندگان پارلمان كويت خواستار طرد جونز از اين كشور شدند؛ اما جاسم خرافي رئيس پارلمان كويت، با اين مساله مخالف است و معتقد است كه سفير آمريكا هيچ اهانتي به نمايندگان نكرده است و اين مساله نيازي به عذرخواهي وي يا كشورش ندارد.
رئیس سازمان حج و زیارت:
سهمیه حج در صورت تهیه واکسن آنفلوآنزا کاهش نمییابد
رئیس سازمان حج و زیارت گفت: در صورت تهیه واکسن آنفلوآنزای نوع A از میزان ریزشی (40 درصد) که از سهمیه حج امسال داریم، استفاده میکنیم. به گزارش ايرنا، مصطفی خاکسار قهرودی ادامه داد: در عربستان بویژه در ایام حج در مکه، اعمال فشرده بوده و امکانات و تجهیزات کنترل نیز وجود ندارد که در نتیجه این امر موجب میشود تا مشکلات جدی ایجاد شود، بنابراین تصمیم گرفته شده که محیط قابل کنترل در آنجا برای حداقل کسانی که اعزام میشوند، بوجود آید. وی افزود: اگر واکسن آنفلوآنزا به تعداد سهمیه کامل نباشد، نمیتوانیم 100 هزار نفر را اعزام کنیم و فضای لازم را برای درمان احتمالی آنها ایجاد کنیم. بنابراین با کاهش میزان اعزام و اختصاص حدود 20 درصد فضای بیشتر به افرادی که اعزام میشوند، تا آنجا که بتوانيم به زائران خدمترسانی میکنیم.
کمیته ارزیابی زیست محیطی مادامالعمر شد
گروه اجتماعي: آییننامه اجرایی ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه و تنفیذی در ماده 71 قانون برنامه چهارم که مربوط به تمام پروژهها و طرحهای مشمول ارزیابی
زیست محیطی است به تصویب هیات وزیران رسید. علیرضا رحمتی معاون دفتر ارزیابی سازمان محیط زیست درباره این آییننامه گفت: این آییننامه در تاریخ 25 تیر ماه 88 به تصویب هیات وزیران رسید و در روزنامه رسمی چاپ شد. وی با بیان اینکه آییننامه اجرایی ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه بوده است، گفت: این ماده درباره ارزیابی اثرات زیست محیطی است و 2 نکته در آن لحاظ شده است. معاون دفتر ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: در این آییننامه همه پروژههایی که مشمول ارزیابی زیست محیطی شده قبلاً مصوبه شورای عالی محیط زیست بوده که در پیوستی لیست تمام پروژهها به تصویب هیات وزیران رسید. وی گفت: ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه و تنفیذی در ماده 71 قانون برنامه چهارم است و اگر برنامه چهارم تمام میشد و به تصویب نمیرسید، کمیته ارزیابی نیز تمدید نمیشد و وجاهت قانونی نداشت، در واقع با این آییننامه کمیته ارزیابی زیست محیطی مادامالعمر شد. به گفته رحمتی، یکسری پروژهها مثل پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی، نیروگاهها، طرحهای سکوهای نفتی و خطوط انتقال نفت و گاز که مشمول مطالعات ارزیابی زیست محیطی بودند، مصوبه هیات وزیران نداشتند که با پیگیری انجام شده به تصویب هیات وزیران رسید.
مسأله لبنان حريري نيست
سعد الله زارعي
مبنای اختلاف فعلی در کابینه لبنان نادیده گرفتن توافق دوحه توسط سعد حریری در مقام نخستوزیر لبنان بود. براساس توافقنامهای که در اردیبهشتماه سال گذشته در شهر دوحه قطر بین گروههای مختلف لبنانی اعم از گروههای مخالف یا هوادار مقاومت به امضا رسید و به عنوان سند همگرایی و وحدت ملی لبنان منتشر شد، کابینه لبنان باید به گونهای تنظیم شود که گروههای هوادار مقاومت در مجموع از ثلث ضامن کرسیهای کابینه برخوردار باشند، یعنی اگر تعداد کرسیهای کابینه لبنان 30 کرسی باشد براساس توافق دوحه نیروهای هوادار مقاومت باید از 11 کرسی برخوردار باشند. مبنای این تصمیمگیری هم این بود که مقاومت لبنان بهرغم اینکه از پشتیبانی اکثریت قاطع مردم برخوردار بود اما در عین حال به واسطه اینکه دولت در اختیار مخالفان حزبالله قرار داشت از تصمیمات سیاسی کابینه ایمن نبودند و به همین دلیل هم براینکه ثلث ضامن اعضای کابینه در اختیار آنها قرار داشته باشد، پافشاری کردند. براساس قانون جاری لبنان، تصمیمات کابینه تنها زمانی مشروعیت دارد که حداقل دو سوم اعضای دولت مصوبات را تایید کنند و ثلث ضامن در واقع ثلث به علاوه یک اعضای کابینه بود که در این صورت مشروعیت تصمیمات کابینه لبنان به تایید نیروهای مقاومت بستگی داشت. سعد حریری ابتدا فرمول 15-10- 5 را مطرح کرد به این معنا که 15پست در اختیار نیروهای 14مارس و اکثریت فعلی حاکم بر مجلس لبنان باشد، 10کرسی برای نیروهای مقاومت (یعنی اقلیت فعلی مجلس) و 5 کرسی هم در اختیار میشل سلیمان، رئیسجمهور قرار بگیرد. اگرچه این تصمیم با ثلث ضامن مغایرت داشت و تنها 10 کرسی در اختیار معارضه قرار میگرفت اما از آنجایی که روابط بسیار خوبی میان مقاومت و ریاستجمهوری لبنان وجود دارد، حزبالله هم این فرمول را تامینکننده مصالح لبنان و گروه 8 مارس دانست و آن را تایید کرد. اما به مرور عربستان سعودی و آمریکاییها فشار زیادی را به سعد حریری وارد کردند و با تحلیلهای نادرست نسبت به شرایط لبنان پس از انتخابات 17 خرداد، حریری را از توافق و فرمول پیشین پشیمان کرده و اعلام کردند که اکثریت میتواند روی 20 کرسی پارلمانی تاکید داشته باشد و کاملا برتری خودش را بر پارلمان و دولت اعمال کند. بعدها نخستوزیر انتخابی فرمول دیگری را مبنای کار قرار داد؛ فرمول جدید به صورت 3-7-20 چیده شده بود. به این معنا که 20 کرسی برای اکثریت، 7 کرسی برای اقلیت و 3 کرسی برای ریاستجمهوری تعیین شد. این در حالی است که فاصله کرسیهای اکثریت و اقلیت در مجلس لبنان بسیار کم است. یعنی در حال حاضر 57 کرسی از آن اقلیت و 71 کرسی در اختیار اکثریت قرار دارد. از سوی دیگر موضع ولید جنبلاط هم متزلزل است. اگر جنبلاط در عمل از گروه 14مارس جدا شود، چه به مقاومت بپیوندد و چه به عنوان گروه سوم، مستقل از سایرین عمل کند، در کل اکثریت فعلی را تحت تاثیر قرار خواهد داد و موقعیت آنها را تضعیف میکند. بنابراین اقدام سعدالدین حریری با نادیده گرفتن نقش مهم مقاومت و نیروهای هوادار در پارلمان بود و حریری نیز بخوبی میدانست که این فرمول چالشبرانگیز است و حزبالله و میشل عون به عنوان یک جریان غالب مسیحی و برخی دیگر از گروههای برجسته لبنانی زیر بار این تحمیل نمیروند اما ظاهرا آمریکاییها و سعودیها نمیخواهند لبنان سر و سامان پیدا کند و ظاهرا در تحلیل کلی آنها اغتشاش و بهم ریختگی در لبنان برای طرحهای منطقهای آنها مفید ارزیابی شده و این مشکلی است که لبنان همواره با آن دست و پنجه نرم کرده است. در حال حاضر هم اوضاع لبنان پس از تصمیم حریری متشنج است. حریری با این نگاه که سلیمان ناچار است وی را دوباره انتخاب کند (به واسطه اینکه نخستوزیر حتما باید از گروه اهل سنت انتخاب شود و آن گروه اهل سنتی که اکثریت پارلمانی را در اختیار دارد، باید نخستوزیر،از آن باشد)و با علم به این مساله، فشارهای خودش را بر رئیسجمهور و مقاومت وارد کرده تا آنها را وادار به عقبنشینی از فرمول 15-10-5 کند.
...احتمال اینکه فرد دیگری نیز به جای حریری معرفی شود بسیار کم است مگر اینکه وی شخصا از پذیرش مسؤولیت دولت استعفا دهد به این معنا که فقط اعلام نکند که من قادر به تشکیل کابینه وحدت ملی نیستم بلکه به صورت کلی و رسمی اعلام کند که مایل به پذیرفتن پست نخستوزیری نیستم. اگر این اتفاق واقعا بیفتد آنگاه از گروه اهل سنت مجلس لبنان نیروهایی هستند که بتوان آنها را بهعنوان نخستوزیر به رئیسجمهور معرفی کرد و از مجلس رای اعتماد بگیرند اما در عین حال این نکته را باید در نظر گرفت که آنچه در این صحنه اتفاق افتاده بیش از آنی که ناشی از سوءتدبیر یا سوءنیت سعدالدین حریری باشد، ناشی از دخالت عربستان سعودی و آمریکا در مسائل لبنان است که این مساله بودن یا نبودن حریری را تحتالشعاع قرار میدهد. به عبارت دیگر اگر این سیاست وجود داشته باشد هر کس دیگری که از گروه المستقبل بهعنوان نخستوزیر انتخاب شود، باز همین اوضاع حاکم خواهد بود و با کنار رفتن حریری مساله لبنان حل نمیشود. درباره اینکه حریری در سیستم سیاسی لبنان چه جایگاهی دارد باید به ساختار فعلی لبنان نگاه کرد. براساس این ساختار نخستوزیر به هر حال باید از اهل سنت انتخاب شود و آن فراکسیون اهل سنتی که در مجلس لبنان اکثریت کرسی سنیها را در اختیار دارد، میتواند نخستوزیر را معرفی كند و هیچکس دیگری غیر از آن، قادر به تشکیل کابینه لبنان نیست. بر همین اساس هم انتخاب حریری برای نخستوزیری یک انتخاب محتوم در صحنه سیاسی لبنان بود. نکته دیگری که در اینجا قابل ملاحظه است اینکه سعدالدین حریری به خانوادهای تعلق دارد که این خانواده در صحنه سیاسی لبنان نوعا نقش مثبتی را ایفا کردند و در حال حاضر هم هر کسی که در لبنان نخستوزیر بشود باید عملا از مسیر خانواده حریری عبور کند. یعنی باید کاندیدای خانواده حریری باشد، بر همین اساس هم نیروهای مقاومت در لبنان ترجیح میدهند که با خود حریری کار کنند تا با یک عنصر واسطه و به جای یک نفر با 2نفر مواجه باشند. بر همین اساس هم حزبالله لبنان، هم نبیه بری، رئیسجنبش امل و رئیس مجلس لبنان و هم دیگر گروهها خودشان به حریری پیشنهاد دادند که کاندیدای نخستوزیری شود و این اتفاق هم افتاد، منتها حریری در این صحنه ثابت کرد که از استقلال عمل لازم برخوردار نیست.
در عین حال یک نکته کلیدی دیگر، تهدیدات رژیم صهیونیستی است که این روزها همزمان با کنارهگیری سعدالدین حریری از تشکیل کابینه وحدت ملی، حملات و تهدیداتی را متوجه لبنان کردند که از نگاه تحلیلگران منطقه بهعنوان یک اقدام تشویقی برای حریری محسوب میشود و گامی است در جهت ایجاد فضای ناامنی و تشنج در لبنان که از نوعی همگرایی بین دولتهای ریاض، تلآویو و واشنگتن نیز حکایت میکند. اگر نگاهی به عقب بیندازیم مشاهده میکنیم که فرمول 15-10-5 تا قبل از سفر عبدالعزیز خوجه، وزیر ارتباطات سعودی و سفیر سابق عربستان در لبنان حاکم بود، 2 طرف از این فرمول راضی بودند و مباحثه سیاسی داخل لبنان معطوف به این بود که چه وزارتخانهای توسط چه گروهی مدیریت شود و در نهایت ترکیب دولت لبنان چگونه باشد، یعنی موضوع کابینه از فرمول جاری عبور کرده بود و به این رسیده بود که وقتی قرار است 5 پست به مارونیها داده شود، این پستها در اختیار میشل عون باشد یا جمیل و هر کدام از اینها چه میزانی را در سهمیه مارونیها در اختیار خواهند داشت. مباحثه در این 2 میدان دور میزد اما با سفر خوجه و پس از آن سفر حریری به ریاض، مسائل تغییر کرد و شاهد بودیم که گروه حریری پس از این سفرها موضع خودشان را تغییر دادند. این مسائل نقش عربستان را در بهم ریختگی فعلی لبنان کاملا برملا میکند و نشان میدهد که این آشفتگی سیاسی ریشه منطقهای دارد و بهطور خاص دولت عربستان این بحران را تحریک میکند. از سوی دیگر طبیعتا فقدان دولت در کشوری که دارای طوایف و مذاهب مختلفی است میتواند بستر یکسری آشوبها، تحریکات، ناامنیها و مشکلات را فراهم و به حیثیت منطقهای و بینالمللی لبنان آسیب وارد کند و این کشور را از نقشآفرینی درباره مسائل منطقهای و داخلی بازدارد. بنابراین، این مساله حتما برای لبنان یک خسارت عمده به حساب میآید و بار دیگر بیروت را از منافع ملی خود دور میکند.
* کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه
رئیس سازمان حج و زیارت:
سهمیه حج در صورت تهیه واکسن آنفلوآنزا کاهش نمییابد
رئیس سازمان حج و زیارت گفت: در صورت تهیه واکسن آنفلوآنزای نوع A از میزان ریزشی (40 درصد) که از سهمیه حج امسال داریم، استفاده میکنیم. به گزارش ايرنا، مصطفی خاکسار قهرودی ادامه داد: در عربستان بویژه در ایام حج در مکه، اعمال فشرده بوده و امکانات و تجهیزات کنترل نیز وجود ندارد که در نتیجه این امر موجب میشود تا مشکلات جدی ایجاد شود، بنابراین تصمیم گرفته شده که محیط قابل کنترل در آنجا برای حداقل کسانی که اعزام میشوند، بوجود آید. وی افزود: اگر واکسن آنفلوآنزا به تعداد سهمیه کامل نباشد، نمیتوانیم 100 هزار نفر را اعزام کنیم و فضای لازم را برای درمان احتمالی آنها ایجاد کنیم. بنابراین با کاهش میزان اعزام و اختصاص حدود 20 درصد فضای بیشتر به افرادی که اعزام میشوند، تا آنجا که بتوانيم به زائران خدمترسانی میکنیم.
تصويب پيشنهاد ايران مبني بر ممنوعيت حمله به تاسيسات هستهاي در آژانس
فارس: نماينده ايران در آژانس خبر داد كه پيشنهاد ايران مبني بر افزودن يك بند در دستور كار كنفرانس سالانه آژانس پيرامون ممنوعيت حمله و تهديد حمله به تاسيسات هستهاي در كميته عمومي كنفرانس آژانس تصويب شد. علي اصغر سلطانيه، نماينده ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي با اعلام اين خبر گفت: پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران مبني بر اضافه كردن يك بند در دستوركار كنفرانس سالانه آژانس پيرامون ممنوعيت حمله يا تهديد به حمله به تاسيسات هستهاي در حال كار و در حال ساخت مورد تصويب قرار گرفت. وي اضافه كرد: در اين كنفرانس كشورهاي مختلف پيرامون اين موضوع مهم سخنراني خواهند كرد. وي درباره رايزنيهاي جمهوري اسلامي ايران در اين باره نيز توضيح داد: با ديگر كشورها در حال مشورت هستيم تا قطعنامهاي كه بتواند نظر اكثريت آرا را جلب كند در اين باره بدست آوريم.
پنجمین جلسه رسیدگی به اتهامات عوامل کودتای مخملین برگزار شد
دادگاه سایبریها
گروه سیاسی: پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران و اولین دادگاه عوامل آشوب از آغاز مدیریت آیتالله آملي لاریجانی بر قوه قضائیه و همچنین عباس جعفری دولتآبادی بر دادستانی عمومی و انقلاب تهران، دیروز به ریاست قاضی صلواتی در شعبه 15 دادگاه عمومی و انقلاب تهران با حضور برخی از این متهمان برگزار شد. در دادگاه روز گذشته به اتهامات 6 نفر از متهمان براندازی نرم رسیدگی شد که در کنار «ع. م. ر»، 5 متهم دیگر متهمان فعال در فضای مجازی و سایبر بودند که در اغتشاشات تهران اقدام به جوسازی میکردند. اما آنچه این دادگاه را از 4 دادگاه گذشته متفاوت کرد اظهارات قاضی صلواتی در ابتدای این دادگاه بود که با استناد به اجرای تبصره 1 ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری از رسانهها خواست از بیان نام افراد دادگاه پرهیز کنند؛ البته عکسهای خبرگزاریها از روند دادگاه، هویت متهمان را مشخص میکرد. در دادگاه دیروز، دبیر سازمان موسوم به ادوار تحکیم وحدت، یکی از مدیران سایت جمهوریت، دبیر کمیته IT ستاد موسوی و برخی از اعضای ستاد موسوی همچون برادرزاده قربان بهزادیاننژاد رئیس ستاد انتخاباتی ستاد
میرحسین موسوي در دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری و فردی که به دنبال اخلال در شبکه برق کشور بوده است به اتهام طراحی و دست داشتن در کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران محاکمه شدند. پس از اظهارات قاضی صلواتی، نماینده دادستانی پیش از رسیدگی به اتهامات «ع.م.ر» به آسیبشناسی فضای سایبر و جنگ روانی رسانههای بیگانه و کشورهای غربی با استفاده از فضای اینترنت علیه کشورمان پرداخت. وی با اشاره به اینکه 25 میلیون کاربر ایرانی از شبکههای ایرانی استفاده میکنند و سایت فیس بوک توانسته است 200 میلیون نفر را در فضای مجازی به گرد خود درآورد، ادامه داد: آمریکا با حمایت و ایجاد سایتهای اینچنینی و با عضوگیری از این سایتها بستر را برای آشوبگران در راستای تضعیف جایگاه داخلی و بینالمللی نظام اسلامی فراهم کرد. پس از این اظهارات، «ع.م.ر»، دبیر سابق تشکیلات غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت و از حامیان مهدی کروبی در انتخابات ریاستجمهوری ضمن پذیرش اتهامات و غیرقابل دفاع دانستن کارنامه خود، توضیح داد: سال 76 به عنوان فردی مکتبی و معتقد به دنبال تشکیلات سیاسیاي بودم که با دیدگاههای من انطباق داشته باشد. وی افزود: در آن زمان جذب دفتر تحکیم وحدت شدم اما آنچه در مناسبات این دفتر دریافت کردم با انگیزههای ورودم به این تشکیلات تفاوت ماهوی داشت اما فضای دفتر آنقدر سنگین بود که بیرون آمدن از این مجموعه موجب بایکوت و ترور شخصیتی من میشد و حضورم در تشکیلات نیز به تحکیم مناسبات آن کمک میکرد. این عضو ارشد سازمان ادوار تحکیم وحدت که 32 سال سن دارد و متهم به فعالیت تبلیغی علیه نظام و ارسال اخبار درگیریهای خیابانی بعد از انتخابات 22 خرداد و مصاحبه با رسانههای بیگانه، تشویش اذهان عمومی از طریق انتشار و توزیع شبنامه و اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور شده، در سالهای 81، 82 و 86 نیز دستگیر شده بود و این چهارمین بار است که در بازداشت به سر میبرد.
تأثیرپذیری تحکیم وحدت از منافقین
وی که در جلسه دادگاه به درخواست خود به جای گرفتن وکیل از خویش دفاع میکرد، درباره روند استحاله دفتر تحکیم و تغییر رویکرد این مجموعه از حرکت درون نظام به تقابل و خروج از نظام اظهار داشت: عدول از اصول و فقدان مرزبندی شفاف و اصولی میان دفتر تحکیم وحدت با گروههای التقاطی و تاثیرپذیری از گروهکهایی چون منافقین و مارکسیستها و جریانات اپوزیسیون داخلی موجب استحاله دفتر تحکیم وحدت شد. «ع.م.ر» از ارسال نامه برای خاویر سولانا مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در آستانه انتخابات مجلس هفتم به منظور حمایت از اصلاحطلبان را از دیگر اقدامات غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت که قبح دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورمان را شکست، یاد کرد و همکاری با جریانات مارکسیستی در برگزاری مراسم پاسداشت روز دانشجو در 16 آذر و طرح ساختارشکنانه فراخوان رفراندوم به منظور تغییر در اصل نظام را از دیگر اقدامات غیرقانونی تشکل متبوعش دانست. وی تصریح کرد: موضعگیریهای ما در مخالفت با سیاستهای کلان نظام منطبق با سیاستهای دشمنان جمهوری اسلامی بود و به عنوان نمونه در زمینه مساله هستهای برخلاف خواست عمومی جامعه که این فناوری را حق مسلم ایرانیان میدانست، حرکت کردیم.
وی از دیگر موارد استحاله دفتر تحکیم وحدت را استفاده ابزاری جریانات سیاسی داخل کشور از این تشکل غیرقانونی دانشجویی عنوان کرد و گفت: نه تنها جریان ضدانقلاب بلکه اپوزیسیون داخل کشور نیز با هدف امتیازگیری از نظام برای رسیدن به قدرت اعمال فشار بر حاکمیت تلاش داشت از ظرفیت دانشجویی بهره ببرد که این مساله را از طریق دفتر تحکیم وحدت پیگیری میکردند.
جزئیات تکان دهنده
«ع.م.ر» با بیان اینکه فعالیتهای دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت در راستای تخریب ارکان نظام و به چالش کشیدن آن از طریق فاقد پشتوانه و ناکارآمد نشان دادن حاکمیت صورت میگرفت، به بیان جزئیاتی از فعالیت غیرقانونی تشکل متبوعش پرداخت.
این فعال دانشجویی متهم به براندازی اظهار داشت: در سایت ادوار نیوز با هدف ایجاد بیاعتمادی در مردم نسبت به متولیان امور اخبار مختلفی منتشر میشد که از جمله آنها اعلام خبر جعلی واجدان شرایط شرکت در انتخابات برخلاف آمار رسمی و انتشار اخبار غیرواقعی در باره نرخ تورم و بیکاری و تخریب دولت بویژه در عرصه سیاست خارجی بود. وی خاطرنشان کرد: در نتیجه فعالیتهای دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار این دفتر، نوعی همگرایی و ائتلاف میان این مجموعهها با جریان اپوزیسیون داخل و خارج کشور به وجود آمد و تلاش شد با استفاده از ترفندهای مختلف هجوم هدایتشدهای علیه ارکان نظام سامان یابد. این متهم براندازی نرم خاطرنشان کرد: ما از هر وسیلهای برای تخریب نظام بهره میجستیم و به عنوان نمونه هر کسی که به دلایل امنیتی یا سیاسی دستگیر میشد، دستگیری وی را خودسرانه میخواندیم و با حمایت از متهمان و محکومان دادگاه به دنبال اعمال فشار بر دستگاه قضایی بودیم. وی به عنوان نمونه به یکی از نشستهای غیرقانونی که دفتر تحکیم وحدت در جهت حمایت از متهمان و محکومان دادگاه جمهوری اسلامی برگزار کرده بود اشاره کرد و گفت: جلسهای را با عنوان نقد طرح ارتقای امنیت اجتماعی در محل سازمان ادوار تحکیم وحدت برگزار کردیم که سخنران آن آقای آغاجری بود و نه تنها در این جلسه از اراذل و اوباش حمایت شد بلکه یکی از سخنرانان به دفاع از اعضای سازمان منافقین پرداخت. «حمایت از محکومان و مرتبطان با گروه تروریستی پژاک و دفاع از تجزیهطلبان و قومیتگراها از دیگر اقدامات سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت بود و تحت لوای حمایت از حقوق بشر همسو با خواست ضدانقلاب خارجنشین اقدام به تحصن و اعتصاب غذا کردند».
آموزش براندازی و کاندیداتوری عبدالله نوری
«ع.م.ر» درباره سفر خود به آلمان برای آموزش براندازی نرم همراه با 3 فعال دانشجویی دیگر توضیح داد با تعدادی از اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم با هدف شرکت در کلاسهای آموزشی به مدت یک هفته به آلمان رفتیم که همه هزینه آن توسط آمریکا و تحت پوشش یک نهاد حقوق بشری تامین شده بود. وی همچنین درباره فعالیتهای سازمان ادوار تحکیم وحدت در انتخابات ریاستجمهوری دهم اظهار داشت: در انتخابات گذشته رویکرد ما تحریم و عدم شرکت در انتخابات بود اما در این دوره فعالانه وارد عرصه انتخابات شدیم. وی به جلسات سازمان ادوار تحکیم وحدت با سران گروهکهایی چون نهضت آزادی، جبهه ملی، شورای موسوم به ملی- مذهبیها و فعالان حقوق زنان و کمپین اشاره کرد و گفت که در قالب این جلسات مطالبی ساختارشکنانه به منظور ایجاد چالش برای حاکمیت مطرح میشد. این متهم براندازی نرم در همین زمینه توضیح داد در گام نخست به طرح کاندیداتوری عبدالله نوری وزیر کشور دوره اصلاحات که محکومیت قضایی داشت پرداختیم و این کار با علم به رد صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان صورت گرفت. وی افزود: هدف ما ایجاد جنبش اجتماعی در راستای چالشآفرینی برای نظام جهت تغییر ساختار بود و مقرر شد اگر نوری رد صلاحیت شد نیروهای اجتماعی را برای حمایت از وی سامان دهیم و اگر تایید صلاحیت شد به طرح مطالبات ساختارشکنانه خود بپردازیم.
کروبی ساده و احساساتی است
«ع.م.ر» ادامه داد: حدود 6 ماه تحت عنوان حمایت از کاندیداتوری نوری به جوسازی علیه نظام و تبلیغ حاکمیت خفقان و نبود آزادی پرداختیم و بعد از منتفی شدن نامزدی نوری با تشریح دلایل و اهداف خود به حمایت از مهدی کروبی روی آوردیم. «در این فرصت برنامههای ساختارشکنانهای را در حمایت از کروبی ارائه کردیم و با استفاده از سادگی و احساساتی بودن وی به تحمیل مواضع خود پرداختیم و عمده مشاوران ایشان نیز با این هدف انتخاب شدند و لذا نه اعتقادی به وی داشتند و نه با یکدیگر سازگار بودند».
ببخشید، همین!
هنگامی که قاضی صلواتی رئیس دادگاه از این متهم به براندازی نرم خواست آخرین دفاع خود را ارائه دهد، وی که نماینده دادستان بر اساس مواد 42،46 و 47 و مواد 500،610 و 698 قانون مجازات اسلامی خواستار محاکمه و مجازات او شده بود، گفت که دفاعی از خود ندارم و آنچه که بیان کرده برای تنویر افکار عمومی بود و در نهایت از خطاها و اشتباهات بزرگ و رفتارهایی که موجب انحراف و ایجاد بدبینی و بیاعتمادی نسبت به نظام در مجموعه دانشجویی شده بود طلب بخشش کرد.
قطار بیگانه
در ادامه دادگاه، به اتهامات «ع.ع» 22 ساله اهل تهران و مسؤول کمیته IT ستاد موسوی که با قرار وثیقه آزاد است رسیدگی شد. فعالیت و گسترش رسانهای و اینترنتی به منظور جریاناندازی اغتشاشات، راهاندازی و ارسال و همکاری 30 هزار ایمیل با امید لواسانی برای دعوت در تجمعات غیرقانونی، طراحی سایت «چرا میرحسینی»، «میرحسینی دات کام»، «قلمنیوز» و «قلمسیما» با همکاری ابوالفضل فاتح و معتمدنیا به قصد تشویش اذهان عمومی و زیرسوال بردن انتخابات و نیز اقدام به پخش بیانیههای تحریکآمیز و ارسال اخبار کذب در اینترنت از اتهامات متهم مذکور است که توسط نماینده دادستان قرائت شد.نماینده دادستان تهران افزود: «ع.ع» رهبری جنبش وبلاگی در حمایت از موسوی که پس از انتخابات برای هدایت اغتشاشات راهاندازی شده بود را برعهده داشته و ارسال ایمیل برای اغتشاش در میدان ولیعصر و تاکید بر تقلب در انتخابات از دیگر موارد اتهامی این عضو ستاد موسوی است. در ادامه «ع.ع» با حضور در جایگاه از موارد اتهامی خود دفاع کرد.
طعمههای کوچک
این متهم کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران اقدامات و فعالیت خود و امید لواسانی را بدون هدف عنوان کرد و گفت: توسط فردی به نام معتمدنیا از تجمع غیرقانونی میدان بهارستان جهت اغتشاش اطلاع پیدا کردم که من این خبر را در اختیار لواسانی قرار دادم که در کمال ناباوری این خبر را روی سایت کلمه مشاهده کردم که البته این رویداد باعث اطلاعرسانی غیرقانونی شد. وی تاکید کرد: من و لواسانی ناخواسته وارد این سناریوسازی مخدوشبودن انتخابات شدیم که معتقدم این ادعا و شایعه در راستای زیر سوال بردن نظام بود و ما تنها طعمههای کوچک برای شکارچیان بزرگ بودیم. عضو کمیته IT ستاد موسوی ابطال انتخابات را طرحی برشمرد که توسط راهبران این قطار برای مسافران معرفی شده بود و از طریق اخبار سایتهای فیسبوک و یوتیوب به آن دامن زده میشد. وی افزود: من خود و لواسانی را بیگناه میدانم چرا که ما از این قطار در حال حرکت پایین آمدیم اما معتقدم هنوز این قطار در حال حرکت است و امروز راهبران این قطار طعمه را برای خود انتخاب میکند تا جایی که حتی روز قدس که از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی به یادگار مانده است را وارد مسیر این قطار کردند که البته این کنگره عظیم جهانی تحت القائات افراد قرار نمیگیرد و پررنگتر از گذشته روز قدس برپا خواهد شد.
و باز هم مهدی هاشمی
«م. ر. ن» عضو شورای مرکزی سایت جمهوریت متهم دیگری بود که در دادگاه دیروز به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق حضور در اغتشاشات بعد از انتخابات ریاستجمهوری دهم و فعالیت تبلیغی علیه نظام و تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب و توهین به مسؤولان جمهوری اسلامی محاکمه شد. این متهم در دفاع از خود گفت که سایت جمهوریت متعلق به مهدی هاشمی و توسط حمزه کرمی اداره میشد و از سایتهای حامی میرحسین موسوی بود. این فعال رسانهای متهم به براندازی نرم گفت: پاییز سال گذشته آقای کرمی به من گفت که آقای مهدی هاشمی به دلیل چالشهایی که با دولت احمدینژاد دارد میخواهد فعالیتهای انتخاباتی خود را آغاز کند تا از این طریق مانع از ریاستجمهوری مجدد وی شود که البته بخشی از این فعالیتهای انتخاباتی فعالیتهای رسانهای بود. «م. ر. ن» گفت: آقای مهدی هاشمی تاکید داشت برای آنکه سایت جمهوریت هر چه سریعتر در میان افکار عمومی جایگاه خود را پیدا کند و به منبع خبری اثرگذار مبدل شود از مطالب جنجالی استفاده شود و منبع خبر و مستندات برای وی اهمیت نداشت. وی اضافه کرد: بر همین اساس سایت جمهوریت به خبرسازی و انتشار شایعات تحت عنوان اخبار شنیده از منابع روی آورد که بخشی از این شایعات توسط مهدی هاشمی و بخش دیگری از آن توسط آقای کرمی که مدعی بود آنها را از دوستانش در نهادهای حکومتی میگیرد در اختیار ما قرار میگرفت.
تغییر سیبل جمهوریت
وی ادامه داد: در ابتدای همکاری با سایت جمهوریت این ذهنیت وجود داشت که این سایت انتخاباتی است ولی رفتهرفته متوجه شدیم استراتژی و سوژههای مهدی هاشمی وسیعتر از خط تخریب دولت است و سیبل ما از دولت به نظام تغییر یافت و بین این سایت و رسانههای ضدانقلاب همسویی ایجاد شد. «م. ر. ن» افزود: بسیار اتفاق افتاده بود که نمیخواستیم خبری را منتشر کنیم و یا میخواستیم گفتوگویی منتشر شود اما آقای مهدی هاشمی و کرمی به دلیل مصالح و منافعی که داشتهاند خط دیگری را منتشر میکردند که نمونه بارز آن انتشار نامه طبقهبندی شده وزارت اطلاعات درباره پرونده استاتاویل بود.
طراحان ما را فریب دادند
احمد علی اکبری نماینده دادستان تهران در پنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات طراحان اغتشاشات بعد از انتخابات، کیفرخواست انفرادی «الف. ل» را قرائت کرد. پس از قرائت متن کیفرخواست، متهم «الف. ل» از اتهامات وارده دفاع کرد. وی اظهار داشت: شغل من طراحی و راهاندازی سایت است که با نزدیک شدن به انتخابات سلسله پیشنهاداتی برای طراحی سایت ستاد کاندیداهای مختلف را دریافت کردم که پس از پیگیری موفق به کار با ستاد موسوی شدم. «الف.ل» اضافه کرد: ارسال مطلب برای خبر تجمع در مقابل مجلس توسط بنده مورد قبول واقع شد زیرا مدیر سایت توانایی ارسال این مطلب را نداشت اما پس از ارسال این مطلب در سایت قلم نیوز نوشته شد که موسوی در این تجمع شرکت نخواهد کرد؛ پس از مشاهده این مطلب سرور سایت را روز اول تیر خاموش کردیم زیرا بهرغم تعهدات خود برای پشتیبانی سایت، دیگر قصد ادامه همکاری نداشتیم چرا که تصور میکردیم اهداف ناصوابی توسط آنان پیگیری میشد. این متهم به اغتشاشات ادامه داد: ما اگر از ابتدا به اهداف طراحان اصلی اغتشاشات واقف بودیم وارد این بازی نمیشدیم و من از این بابت متاسفم اما امید دارم که عنصر مفیدی برای وطنم باشم.
طراح اخلال در برق کشور احساساتی شده بود
در ادامه پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران به اتهامات «الف. الف» کارشناس مطالعات سیستم که به اخلال در شبکه برق کشور با هدف مقابله با نظام از طریق خاموشی سبز متهم است رسیدگی شد. اکبری نماینده دادستان تهران با اشاره به اتهامات این متهم گفت: فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق اخلال در شبکه برق کشور با هدف اخلال در نظم عمومی و اجرای طرح خاموشی سبز از اتهامات این فرد است. در ادامه رسیدگی به اتهامات «الف.الف» وی با حضور در جایگاه متهم به دفاع از اتهامات خود پرداخت و اینگونه گفت: «من هیچگاه تحلیلگر سیاسی نبودم و از مسائل کشور اطلاعی نداشتم از این رو با حضور در کشور پس از انتخابات در فضای به وجود آمده دچار احساسات شدم». این متهم کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران با قبول موارد اتهامی خود مبنی بر شرکت در تجمعات غیرقانونی در روزهای 25، 26، 27 و 28 خرداد و با اشاره به اینکه در شرایطی به اینگونه اقدامات دست زدم که در فضای مسموم جامعه در آن مقطع همانند بسیاری دیگر قرار گرفته بودم، اضافه کرد: در آن فضا اعلام میکردند که فلان شخص کشته و یا در زندان برایش اتفاقات زیادی افتاده است از این رو اقدامات من به دلیل قرار گرفتن در آن فضا و جو حاکم بر آن بود. این متهم کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران نیز در ادامه گفت: در سایت بالاترین طرحی را مبنی بر اینکه 10 میلیون لوازم برقی باید به برق زده شود تا در سیستم برق کشور اخلال به وجود آید دیدم و با توجه به اینکه من کارشناس سیستم برق هستم این طرح را مسخره یافتم از این رو 200 ایمیل به نام 30 تیر زدم گرچه میدانستم این طرح تنها تئوری است و در صحنه اجرا، قابل عملیاتی شدن نیست.
موسوی و کروبی به دروغهای خود پایان دهند
در ادامه پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران، اتهامات «ع.ب» فرزند اصغر 22 ساله متولد مشهد، ساکن تهران، مورد رسیدگی قرار گرفت. پس از قرائت متن کیفرخواست، متهم «ع.ب» با حضور در جایگاه ضمن درخواست از رئیس دادگاه برای قرائت دفاعیاتش از طریق نوشته از اتهامات وارده به خود دفاع کرد.
وی با بیان اینکه «قلبی که برای ایران نتپد، بهتر است که نتپد» از برخی اقدامات خود در وقایع پس از انتخابات ابراز شرمساری کرد. این متهم کودتای مخملین و اغتشاشات اخیر تهران با اشاره به نحوه آشنایی خود با ستاد میر حسین موسوی اینگونه گفت: اینجانب به واسطه نسبت فامیلی و اینکه قربان بهزادیاننژاد رئیس ستاد موسوی عمویم است از اسفند سال 88 وارد فعالیت انتخاباتی شدم و در آن تاریخ طرحی را مبنی بر آشنایی با ظرفیتهای فضای مجازی و بهرهبرداری از آن به ستاد ارائه کردم.
وی در توضیح انگیزه خود برای راهاندازی سایت روابط عمومی و ارتباطات ستاد موسوی اظهار داشت: بهرهگیری از دریافت مزد، جاهطلبی و امید به رسیدن به کسب مقام دولتی در صورت رای آوری موسوی از جمله انگیزههای من برای کار در ستاد موسوی بود. وی با اشاره به محرکهای اقدامات افراطی و ساختارشکن سایت متبوعش در حوادث پس از انتخابات بیان داشت: اولین محرک بحث تقلب در انتخابات بود که از سوی موسوی و کروبی اعلام شد و با سخنانی نظیرعملیات مهندسی آرا و شعبدهبازی آرا این نوع ادبیات قشر جوان را احساساتی کرد. تحریک سایتهای مخالف و معاند نظام نظیر رادیو فردا و بیبیسی فارسی با طرح تقلب گسترده در انتخابات که در راستای جنگ روانی غرب علیه کشورمان صورت میگرفت، مشاهده برنامههای شبکههای تلویزیونی معاند نظام همچون بیبیسی فارسی و صدای آمریکا که هنوز هم با اخبار تحریک کننده دست به اینگونه اقدامات میزنند و نیز شناخته شدن این سایت به عنوان مرجعی رسمی در ستاد موسوی که عمده اخبار کذب و تحریک کننده را منتشر میکرد از دیگر محرکهایی بود که این متهم اغتشاشات اخیر در تشریح اقدامات سایت خود اعلام کرد.
تقلب، ادعایی مضحک
وی خطاب به موسوی تاکید کرد: آقایان زمانی که با آرای واقعی ملت روبه رو شدند ادبیات تند تقلب در انتخابات را مطرح کردند و موضوع تخلف را به جای تقلب نشاندند از این رو معتقدم تقلب در این حجم گسترده ادعایی بیش نیست. وی بازیچه قرار گرفتن مردم برای تحریک در خیابانها که از سوی کروبی و موسوی پیگیری شد را اعمال مجرمانه خواند و گفت: آقایان دریافتند که به دلیل عدم وجود دلایل مستند نمیتوانند خواستههای خود را از طریق قانونی پیگیری کنند و به این دلیل به لشکرکشی پرداختند.
محسنی اژهای روند رسیدگی به ادعاهای کروبی را تشریح کرد
روایت دادستان
وطنامروز: دادستان کل کشور با تشریح ادعاهای کذب مطرح شده از سوی مهدی کروبی و نامه وی درباره حوادث بعد از انتخابات ، تاكيد كرد: «دشمنان بيشترين بهرهبرداري سوء را از نامههاي كروبي كردند».
غلامحسين محسنياژهاي یکشنبه شب با حضور در برنامه گفتوگوي زنده ويژه خبري شبكه 2 سيما به روند تشكيل هيات 3 نفره قوه قضائيه براي پيگيري مسائل و حوادث پس از انتخابات و وصول نامه کروبی در این هيات اشاره و تصريح كرد: اين نامه از جايگاه كروبي صادر شده بود لذا بايد بررسي ميشد كه آيا اين اظهارات صحيح است يا خير، اگر صحيح نيست چرا كروبي اين اظهارات را از اين جايگاه مطرح كرده است. اژهای در ادامه تصریح کرد: كروبي ابتدا در جلسه اول كلياتي را مطرح كرد. از اينرو در هيات 3 نفره از كروبي خواستيم كه مسائل و مستندات مربوط به نامه اول كه آن را به هاشمي داده بود و نامه دوم را بيان كند. وي اجمالاً گفت، زماني كه نامه را به هاشمي دادم از مداركي كه در حال حاضر دارم، در آن زمان هيچ كدام از مدارك و مستندات فعلي را نداشتم و حتي افراد مطرح شده در نامه را نديده بوديم ولي بعداً آنها به افراد حزب يا به صورت مستقيم به خود بنده مراجعه كردند. دادستان كل كشور در ادامه و در بيان آنچه كه در جلسه اول حضور كروبي در هيات 3نفره گذشته است گفت: بنده به كروبي در همان جلسه اول گفتم كه آیا شما واقعاً درباره مسائلي كه مطرح كرديد به اطمينان رسيدهايد يا خير؛ كروبي در پاسخ گفت، خير بنده شنيدهام. البته 2 مورد را مستقيماً از خود افراد شنيدهام و بقيه را به صورت غير مستقيم به بنده گفتهاند. دادستان كل كشور با اشاره به خدشههاي لوح فشرده که مهمترين سند كروبي محسوب میشد ، تأكيد كرد: در بررسي باقيمانده لوح هایفشرده مشاهده كرديم كه هيچگونه ادعاي تجاوز جنسي در آنها مطرح نميشود، از اينرو تصميم براين گرفتيم كه با تهيهكنندگان لوحهاي فشرده و شخص «الف –ش» صحبت كنيم. اما فرداي آن روز اول وقت مشاهده كرديم كه از دفتر كروبي يا از سايت وي اعلام شد كه «الف –ش» مفقود شده است، در اين بين متوجه شديم كه يكي از افراد حزب با شخص «الف –ش» مخفيانه در ارتباط است. وي در ادامه با بیان اینکه «درباره موضوع ترانه موسوي دشمن بهرهبرداري بسياري كرد» افزود: البته بايد بگويم كه كروبي هم هيچ مستندي درباره ترانه موسوي ارائه نداده بود؛ از اينرو ما در هيات 3 نفره تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كرديم. دادستان كل كشور در ادامه با اشاره به تحقيقات هيات 3 نفره قوه قضائيه درباره ادعاهاي مهدي كروبي راجع به آزار و اذيت برخي بازداشتشدگان و در ادامه توضيح خود راجع به موضوع ترانه موسوي، گفت: پس از تحقيقات فراوان و مشخص شدن واهي بودن اين ادعا، به آقاي كروبي گفتم كه ما اين راهها را طي كرديم و چيزي پيدا نكرديم، اگر شما راه ديگري به ذهنتان ميرسد به ما بگوئيد تا پيگيري كنيم؛ كه آقاي كروبي گفت: «نه حرفهاي شما منطقي است، ولي من الان چيزی بيشتر از اين ندارم».
اژهاي در ادامه سخنان خود با اشاره به تحقيقات هيات 3 نفره قوه قضائيه و ادعاهاي مهدي كروبي راجع به آزار و اذيت برخي بازداشتشدگان و موضوع ادعاي كروبي مبني بر آزار و اذيت دختر يك شهيد، اظهار داشت: در ادعاهاي آقاي كروبي آمده بود كه اين فرد را در جايي به همراه مادرش و در حالي كه اللهاكبر ميگفته دستگير كردهاند و بعد از مدتي و پس از آنكه مورد آزار و اذيت قرار گرفته است، پائينتنهاش را با اسيد سوزانده و جنازهاش را به طور مخفيانه دفن كردهاند. دادستان كل كشور افزود: در اعلاميه فوت اين شخص نيز آمده بود كه فلاني تنها فرزند جانباز شهيد! آقاي فلاني بوده است. اما پس از تحقيقات از بنياد شهيد و خانواده اين فرد مشخص شد كه اصلاً پدر اين خانم شهيد نشده و اين خانم نيز تنها فرزندخانواده نيست. ضمن اينكه مشخص شد نه دستگير شده و نه بدنش سوزانده شده و نه مخفيانه دفن شده است. وي با بيان اينكه بعد از مشخص شدن اين موضوعات آقاي كروبي مجددا به دادستاني كل كشور فراخوانده شد، اظهار داشت: در اين جلسه به آقاي كروبي گفتم كه آيا ظرف اين يك هفته به اطلاعات جديدي درباره موارد ادعايي خود دست پيدا كردهايد يا خير؟ كه آقاي كروبي گفت؛ «بله فهميدهام كه آن دختر، دختر شهيد نيست». اژهاي در اين بخش از سخنان خود همچنين با اشاره به اينكه در جلسه اول به كروبي گفتم كه احتمال نميدهيد ممكن است برخي افراد مغرض بخواهند حق و باطل را مخلوط كرده و غرض خاصي داشته باشند؟ اظهار داشت: كروبي در اين جلسه گفت كه اگر ثابت شد موارد ادعايي اشتباه بوده، خودم با شجاعت آن را اعلام ميكنم؛ لذا در جلسه دوم به ايشان گفتم حال كه كذب بودن همين مورد مشخص شده، آن را اعلام كنيد چرا كه براي خودتان نيز خوب است؛ اما كروبي گفت كه «نه من اينكار را نميكنم، اگر همه مواردي كه گفتم ثابت نشد، بعد همه را اعلام ميكنم». دادستان كل كشور خاطرنشان كرد: كروبي در اين جلسه به ما گفت كه «دلايل شما درباره ترانه موسوي منطقي است». اژهاي با تأكيد بر اينكه اين موارد با انگيزه سياسي از سوي يك جريان سياسي خاص مطرح شده است، افزود: الان خودشان نيز ميدانند كه ادعاهايشان صحت ندارد اما حاضر نيستند به آنچيزي كه رسيدهاند، اذعان كنند. وي درباره مورد چهارم ادعاي كروبي نيز اظهار داشت: درباره اين فرد نه خودش و نه كروبي ادعاي آزار و اذيت جنسي ندارند و مدعي نيستند كه به بازداشتگاه رفته است، اما بالاخره فردي بوده كه كتك خورده است و موضوع در حال پيگيري است. ممكن است در هر جايي اتفاق افتاده باشد و مورد ضرب و شتم قرار گرفته باشد اما به هر صورت وي در آشوبها دستگير نشده و ادعايي نيز در اينباره از سوي كروبي و خود فرد صورت نگرفته است. اژهاي تأكيد كرد: من نميگويم كروبي اما يك جريان سياسي اين مسائل را كنار هم گذاشته و اين خط نيز دنباله همان قضاياي پس از انتخابات است و ما از اين آقايان ميخواهيم كه مقداري به خود بيايند و ببينند كه آب به آسياب چه كسي ميريزند. اژهاي در پايان با اشاره به اينكه كميته 3نفره همچنان فعال است و گزارش اخير، آخرين گزارش اين كميته نيست، تصريح كرد: درباره ماجراي كوي دانشگاه نيز در حال تحقيق هستيم.
عضو کمیته کشوری آنفلوآنزا اعلام کرد
ممنوعیت توزیع ماسک در معابر و مکانهای عمومی
با گذشت بیش از 3 ماه از اعلام شیوع آنفلوآنزای نوع A در ایران و در شرایطی که استفاده از ماسک برای جلوگیری از شیوع این بیماری از سوی برخی مسؤولان وزارت بهداشت توصیه شده بود، بررسیهای جدید نشان میدهد که ماسک منبعی از آلودگی بوده و این بیماری را افزایش میدهد. محمد سروش، عضو کمیته کشوری آنفلوآنزا اعلام کرد که به هیچوجه به استفاده از ماسک برای جلوگیری از ابتلا به آنفلوآنزا معتقد نیست و گفت: لغو استفاده از ماسک را به سازمان تجهیزات پزشکی وزارت بهداشت اعلام کردهایم و قرار نیست از این به بعد این ماسکها میان مردم توزیع شود. وی ادامه داد: روش استفاده از ماسک در دستورالعمل آن برای افراد خاص تاکید شده و برای جلوگیری از شیوع آنفلوآنزای نوع A استفاده از دستمال کاغذی مناسب است. این عضو کمیته کشوری آنفلوآنزا گفت: استفاده از ماسک توسط افراد در معابر و خیابانها به جز ایجاد رعب و وحشت کاربرد دیگری ندارد و خود این وسیله منبعی از آلودگیهای میکروبی است. این در حالی است که رضا مسائلی، رئیس سازمان تجهیزات پزشکی وزارت بهداشت گفت: به توصیه معاونت سلامت و مرکز بیماریهای واگیر وزارت بهداشت ماسکهای مجاز را که مورد تایید این وزارتخانه بوده، به مردم معرفی کردهایم. وی ادامه داد: اینکه ماسکی استفاده شود یا خیر، مناسب باشد یا مضر، بحثی است که از سوی معاونت سلامت باید به ما ابلاغ شود كه تاکنون ابلاغی در اين زمینه به ما نشده است.
معاون وزیر مسکن و شهرسازی در گفتوگو با «وطنامروز» :
مصلای تهران در صورت تأمین اعتبار تا سال 91 افتتاح ميشود
مجید میرزاحیدری: مدیرعامل سازمان مجری طرحهای دولتی و عمومی، بهرهبرداری از پروژه مصلای پایتخت در 3 سال آینده را منوط به تأمین اعتبار مورد نیاز آن دانست.
موسی برزگر معاون وزیر مسکن و شهرسازی در گفتوگو با «وطنامروز» بدون اشاره به رقم اعتبار مورد نیاز برای اتمام مصلای امام خمینی(ره) پیشبینی کرد تا 10 روز آینده میزان اعتبار موردنیاز و زمانبندی آن مشخص شود.
عملیات احداث مصلای پایتخت در سال 67 و به دنبال پینوشت نامه رئیسجمهور وقت از سوی حضرت امام خمینی(ره) رهبر فقید انقلاب اسلامی دایر بر درخواست تملک بخشی از اراضی عباسآباد برای احداث مصلا آغاز شد.
از آن به بعد روش احداث مصلای پایتخت به صورت پیمانی و امانی دنبال شد اما طبق اعلام ناظران امر، در طول این سالها پیشرفت فیزیکی احداث مصلای امام خمینی (ره) از 40درصد فراتر نرفت. از همین رو عملیات تکمیل و احداث مابقی بناهای مصلا در سال 85 و طی تفاهمنامهای به سازمان مجری طرحهای دولتی و عمومی واگذار شد که بر اساس این تفاهمنامه، سازمان مذکور ظرف مدت 5 سال مکلف به تکمیل و پایان رساندن عملیات عمرانی در مصلای تهران خواهد بود. مصلای تهران دارای 63 هکتار مساحت بوده که از این مقدار مساحت، 600 هزار متر مربع زیربنا در نظر گرفته شده که بخشی از این زیربنا شامل 5 شبستان به مساحت 51 هزار متر مربع است.
در حال حاضر تکمیل بناهای مختلف در مصلا به چندین مرحله تقسیم شده که از مرحله نخست آن که به عنوان هسته مرکزی یاد میشود، شامل رواق شرق و غرب، گنبدخانهها، ایوان و شبستان شمالی به علاوه قرائتخانه و گلدستههاست؛رواق شرقی دارای 70 هزار متر مربع بنا، رواق غربی دارای 38 هزار متر مربع، گنبدخانهها 13 هزار متر مربع و ایوان اصلی نیز 20هزار متر مربع بنا دارند.
تاخیر در اجرای برنامه
عملیات تکمیل و احداث مصلای تهران در حالی از سوی سازمان مجری طرحهای دولتی و عمومی دنبال میشود که طبق تفاهم امضا شده میان مدیران فعلی و وزارت مسکن و شهرسازی در 2 سال آینده باید عملیات عمرانی رواقها و تا 3 سال آینده نیز باید گنبدخانهها و ایوانها نیز به پایان برسد، به عبارت بهتر طبق این تفاهمنامه تا سال 91 عملیات عمرانی هسته مرکزی باید به پایان برسد. مدیرعامل مصلای تهران در گفتوگو با خبرنگار «وطنامروز» رئوس مهم تفاهمنامه امضا شده مدیرعامل مصلا با وزارت مسکن را شامل 3 محور مهم ارزیابی کرده است؛ اتمام پروژه طبق مدتزمان معین، تامین اعتبار از سوی وزارت مسکن و شهرسازی و اجرای پروژه مصلا با کیفیت بسیار مطلوب و در راستای طرح مصوب. دکتر اصغر فرهادی مهمترین مشکل کنونی فراروی اجرای پروژه عمرانی مصلای امام خمینی(ره) را تامین اعتبار از سوی وزارت مسکن و شهرسازی میداند که از نگاه وی، همین امر سبب شده سازمان مجری طرحهای دولتی و عمومی در تامین اعتبار و تدارک ساز و کار اجرایی از برنامه عقب بیفتد.
به نظر میرسد تاکنون هزینههای انجام شده برای مصلای تهران اعلام نشده، همانطور که اعتبار مورد نیاز برای تکمیل آن نیز همچنان در حال بررسی است، اما برآوردها حاکی از آن است که تکمیل این پروژه«خاص» نیازمند حداقل 2 هزارميليارد ریال اعتبار است.
مدیرعامل مصلای امامخمینی(ره) معتقد است، وزارت مسکن و شهرسازی در شرایط کنونی باید درباره تامین اعتبار مصلای امام خمینی(ره) و در عین حال ایجاد سازوکار فنی برای به پایان رساندن پروژه در مدت معین اقدامات لازم را مد نظر قرار دهد.
این توصیه مدیرعامل مصلا به مدیران وزارت مسکن و شهرسازی درباره تامین اعتبار و ایجاد سازوکار فنی و مهندسی برای به پایان رساندن پروژه مذکور در زمان معین بعد از آن صورت میپذیرد که پیشتر هیات وزیران با استناد به اصل 127 قانون اساسی و در راستای سرعت بخشیدن به عملیات اجرایی احداث مصلای پایتخت، نظارت بر نحوه اجرای کار و تعیین میزان هزینهها و پرداختها، وزیر مسکن و شهرسازی را به عنوان نماینده ویژه رئیسجمهوری برای اجرای طرح احداث مصلای تهران تعیین کرد؛ بر اساس این مصوبه، وزیر مسکن و شهرسازی بهعنوان نماینده ویژه رئیسجمهور بر نحوه اجرای کار، اتخاذ تصمیم درباره انتخاب مشاوران، پیمانکاران و سازندگان و تعیین قیمت و مبانی و شرایط قرارداد و تضمینهای مربوط و حل اختلاف درباره تعیین میزان و نحوه پرداختها از جمله تنخواهگردان، پیش پرداخت، علیالحساب و نوع تضمینهای دریافتی نظارت میکند.
نماینده ویژه رئیسجمهور بر مصرف منابعی که از محل اعتبارات خارج از شمول قانون محاسبات عمومی کشور و دیگر مقررات عمومی تخصیص یافته، به نحوی که تشخیص، تعهد و تسجیل توسط نماینده یادشده به عنوان هزینه قطعی تلقی شود نظارت میکند.
براین اساس، تصمیماتی که توسط نماینده ویژه رئیسجمهور درباره موارد اجرایی یاد شده اتخاذ میشود، در حکم تصمیمات رئیسجمهور و هیات وزیران بوده و لازمالاجراست.
با این اوصاف، مدیرعامل مصلای امام خمینی(ره) پایان عملیات اجرایی و عمرانی در مصلای تهران را منوط به عزم همهجانبه همه دستاندرکاران آن و رفع برخی موانع ارزیابی کرده است.
به گفته «نادری» در حال حاضر تاسیسات معظم 5 شبستان مصلا در حال تکمیل شدن است که تاسیسات سرمایشی آن به صورت آزمایشی و در ایام برگزاری نمایشگاه قرآنی راهاندازی شد و امید است در آیندهای نزدیک نیز سیستم سرمایشی و گرمایشی این 5 شبستان به صورت قطعی راهاندازی شود.
وی خبر داد که وزارت مسکن و شهرسازی در حال مذاکره با وزارت نیرو برای تامین امور زیربنایی و تاسیسات مصلا از جمله آب، برق و گاز است. کارشناسان امر با توجه به اینکه متوسط اجرای پروژههای بزرگ عمرانی در کشور را 8 سال میدانند به این نکته اذعان دارند که تاخیر در راهاندازی پروژه مصلای امام خمینی (ره) که 2 دهه از آغاز عملیات اجرایی آن میگذرد امری غیرمنطقی است؛ تاخیر بیش از پیش در راهاندازی مصلای امام خمینی(ره) منجر به تضییع منابع عمومی کشور شده و در عین حال نیاز پایتخت نسبت به برگزاری نمازهای عظیم و اعیاد اسلامی در این مکان را با اختلال مواجه میکند. به نظر میرسد هماکنون اتفاق نظر لازم برای پایان دادن به عملیات عمرانی این طرح عظیم و با ارزش در بین همه دستاندرکاران امر بهوجود نیامده است. براستی آیا مصلای پایتخت در سال 91 گشایش خواهد یافت؟
احتمال تغییر قوانین فرزندخواندگی در مجلس
غریبههایی که فرزند میشوند
كتايون ضيائي: داشتن فرزند برای خیلیها آرزویی است دور که با وجود همه درمانها و روشهای مدرن باز هم محقق نمیشود و کودکی بچههای بسیاری نیز در غم بیپدری و بیمادری به بزرگسالی میرسد. اگرچه هنوز پذیرش کودکان بیسرپرست در کشور ما خیلی عمومیت ندارد و بسیاری از خانوادهها به عنوان آخرین راهحل در آغوش کشیدن کودکی که پدر و مادر صدایشان کنند از آن استفاده میکنند اما این روش راهی است موثر که کانون خانواده زوجها با خنده یک کودک غرق در شادی شود و بچهای لذت داشتن والدین را تجربه کند. کفایت امیرپور، مشاور امور بانوان وزارت اقتصاد بیشتر مشکلات مقوله فرزندخواندگی را ناشی از نداشتن اطلاع و آگاهی متقاضیان درباره چگونگی شرایط واگذاری فرزندخوانده میداند. با این حال قوانین مشکل فرزندخواندگی در کشور ما گاه مانع از این امر میشود، این در حالی است که بسیاری از سختگیریهای مربوط به فرزندخواندگی در پیشنویس جدید قابل تغییر است. در این پیشنویس سعی شده خلأهای قانونی که در گذشته وجود داشت تغییر کرده و راهکارهای مناسب و جدید ارائه شود. مهمترین اصل در پذیرش فرزندخواندگی، سلامت روانی و جسمی والدین متقاضی فرزندخوانده است. کودکانی که تحت سرپرستی خانوادهای قرار میگیرند باید از نظر معیشتی و عاطفی در وضعیتی بهتر از زمانی باشند که در بهزیستی بودهاند. مجید نصیرپور، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در توضیح برخی موارد مطرح شده در این لایحه به فارس گفت: موضوع ارث بردن فرزندخوانده از والدین همچنین مسائل مربوط به مالکیت در زمان حیات والدین از جمله موارد مطروحه در این لایحه است. وی درباره موضوع محرمیت و رفع این مشکل گفت: موضوع محرمیت فرزندخوانده برای بسیاری از والدین مطرح است و رسیدگی به این موضوع از طریق مسائل فقهی قابل حل است. بیشتر نگرانی متقاضیان فرزندخوانده به مساله محرمیت و چگونگی برقراری ارتباط والدین با فرزندخوانده در آینده مربوط است و این امر یکی از دلایل گرایش بیشتر والدین متقاضی به پذیرش فرزند زیر 2 سال است چرا که نوزادان زیر 2 سال میتوانند از طریق خوردن شیر با مادرخوانده محرم شوند. سیدمصطفی طباطبایینژاد با اشاره به بحث ارث گفت: فرزندخوانده از طریق قانونی جزو افراد ارثبر محسوب نمیشود و فقط در صورتی که پدرخوانده در زمان حیاتش مالی را به وی بخشیده باشد فرزندخوانده صاحب مال یا ثروتی میشود. این عضو کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس افزود: یکی دیگر از مشکلات متقاضیان فرزندخوانده تمکن مالی این افراد است، متقاضیان فرزندخوانده باید از وضع مالی نسبتاً خوبی برخوردار باشند تا این افراد در آینده دچار مشکلات معیشتی نشوند. با اینکه تحقیق و بررسی وضع اقتصادی و سلامت والدین متقاضی فرزندخوانده همچنان ضروری است و باعث میشود این کودکان به دست افراد سودجو، فرصتطلب و ناسالم نیفتند اما به نظر میرسد باید توقعات سازمان بهزیستی درباره وضع اقتصادی متقاضیان فرزندخوانده در حد معقولی باشد و نباید خیلی آرمانی در این زمینه برخورد کرد چرا که برخورداری یک کودک از کانون گرم خانودگی به مراتب مهمتر از مادیات است.داشتن شناسنامه به نام والدین فرزندخوانده از جمله موارد مهم برای متقاضیان فرزندخوانده است که این مشکل نیز در بازنگری جدید قانون مذکور قابل حل است. اما تنها متقاضیان پذیرش فرزندخوانده زوجها نیستند بلکه افراد مجرد بویژه خانمهای مجرد هم گاه خواهان پذیرش این سرپرستی هستند. به گفته مجید نصیرپور، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در صورت تصویب مجلس، زنان مجرد که شرایط سنی واگذاری فرزندخوانده را داشته باشند، میتوانند دختری را به فرزندخواندگی بپذیرند.این در حالی است که اقوام نزدیک کودکان بیسرپرست همچنین افرادی که از نظر درمانی توانایی داشتن فرزند را ندارند در فهرست اولویت متقاضیان فرزندخواندگی قرار دارند. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه روش و نحوه واگذاری فرزندخوانده به خانواده همان روشهای قدیمی است، گفت: نحوه سرپرستی فرزندخوانده نیاز به سامانه اطلاعرسانی دارد. محمدعلی کریمی گفت: معمولاً خانوادههای متقاضی فرزندخوانده هیچگونه دخالتی در نحوه و زمان انتخاب آن ندارند و باید شرایط بهزیستی را بپذیرند. وی افزود: با توجه به شرایط فرهنگی جامعه، نیاز است سامانهای طراحی شود تا خانوادههای داوطلب فرزندخوانده راحتتر از شرایط بهزیستی مطلع و سوژه خود را انتخاب کنند. به این ترتیب خانوادهها میتوانند با شناخت و آگاهی از شرایط واگذاری کودک، کودک دلخواه خود را انتخاب و سرپرستی وی را به عهده بگیرند.
پایان هفته ششم لیگ که پر از حادثه ویژه بود
از 80 هزار هوادار تا طغیان دوباره مايلي
پیکان با عبور از استیلآذین به صدر جدول رسید، چشمه گلزنیهای متوالی علی کریمی بعد از 5 هفته خشکید، ذوبآهن که داعیه قهرمانی دارد با 5 گل در کرمان منجمد شد، رکورد حضور تماشاگر در شهرستانها شکست و بعد از داربی تهران، یادگار امام تبریز با
80 هزار هوادار این رکورد را به نام خویش ثبت کرد و سریال داوریهای پر حرف و حدیث همچنان تکرار شد. اینها همه اتفاقات ویژه هفته ششم (منهای بازی شب گذشته پرسپولیس برابر شاهین) بود. اما از بین همه این حوادث، مصاف استقلال و تراکتورسازی بیشتر از همه آبستن اتفاقات ویژه بود؛ وقتی 80 هزار طرفدار در ورزشگاه جمع شوند، به آن معناست که سالیان سال ما چنین پتانسیل عظیمی را در شمال غرب کشورمان داشتهایم و شوربختانه تلاشی برای به فعل رساندنش آنطور که شایسته و بایسته باشد صورت نگرفته است. استقلال 10 دقیقه فرصت داشت تا افتخار پیروزی بین آن همه هوادار رقیب را از آن خود کند اما در شبی که شاگردان کمالوند نمایش بهتری را ارائه دادند هرگز چنین اتفاقی رخ نداد تا سرانجام این مصاف بهسان 2 بازی دیگر آبیها در خارج از خانه با تقسیم امتیازات به پایان برسد. نکته ویژه این دیدار به صحنه بعد از گل فرهاد مجیدی مربوط میشد که متاسفانه طرفداران احساسی تراکتور با پرتاب بطری آب به سمت او فضای زشتی را خلق کردند البته آنها بعد از گل تساوی هم چنین کردند تا این انگاره تقویت شود که بعد از گل هر چه دم دستشان است باید به پیست تارتان ورزشگاه برسد!
درگیری لفظی مرفاوی با یکی از خبرنگاران تبریزی هم از دیگر اتفاقات ویژه این دیدار بود که با وساطت اطرافیان ختم به خیر شد. فرهاد مجیدی هم که حسابی از برخورد تبریزیها گلهمند بود، وعده داده در تهران همه چیز را تلافی میکنند. راستی! مگر انتظامات آزادی اجازه میدهد احدی بطری آب به داخل ورزشگاه ببرد؟ از این دیدار که بگذریم باید به جشنواره گل در دل کویر اشاره کنیم. ذوبآهن که با نتیجه 5 بر 2 مقابل میزبان نارجیپوشش فروریخت یک واقعیت را برای چندمینبار ثابت کرد؛ آنها یا نمیبازند یا زیر 5، 4 گل قبول نمیکنند. ادینهوي برزیلی در این دیدار 3 گل به ثمر رساند تا لقب نخستین هتتریککننده تاریخ مس را از آن خود کند اما صحنه ویژه این دیدار به بعد از گل سوم او مربوط میشد که به سمت پرچم کرنر دوید، آن را از جا کند و به مثابه جومونگ شروع به رقص شمشیر کرد. اگر چه با این حرکت یک کارت زرد به جان خرید. بله حالا با قاطعیت میتوان گفت؛ مس به همان روزهای خوب فصل گذشته برگشته است و همه باید شاگردان مظلومی را یک تیم مدعی بدانند. راهآهن در مشهد میهمان ابومسلم بود که در انتها به تساوی یک- یک رسیدند اما آن چیزی که از همه مهمتر بود به صحنه پایانی این پیکار ربط دارد؛ لحظهای که پورمهدی عنان اختیار از کف داد و با سرعت مثال زدنی به سوی یکی از هواداران ابومسلم رفت تا با سبک خودش او را ارشاد کند! راویان در مشهد میگویند اگر کسی جلودار سرمربی ابومسلم نمیشد او همه
بدبختیهای این روزهای سیاه جامگان را برسر آن طرفدار نگون بخت خالی میکرد. این هم آخر و عاقبت تیمی که نه مدیرعاملش مشخص است و نه کسی میداند چه آیندهای در انتظارشان نشسته. در کرج محمد مایلیکهن 40 متر را دوید تا بداند علت پنالتیای که داور به نفع سایپا گرفت و کمکش آن را رد کرد، چه بود؟ حاجی نارنجی که در دیدار قبل برابر استقلال 90 دقیقه روی نیمکت نشست و لام تا کام حرفی نزد، همه آن ساکت نشستنها را یکشنبه شب جبران کرد تا شاید این بار سایپا در دقیقه 90 بازنده نباشد.
هوای خوزستان اصلا خوب نیست بویژه حالا که استقلال اهواز برابر چشم هوادارانش به صبا میبازد و آنها متفق القول به مسعود عنایت میتازند. اخبار تایید نشده از حاشیه کارون میگوید، خداداد عزیزی بزودی از پیکره آبیها خارج میشود اما برخلاف نظر هواداران که جلالی را میخواهند، شفیعزاده میگوید محال است او را بیاوریم چون با 2 تا از بازیکنان ما مشکل دارد!
پایان 36 روز وحشت در شکنجهگاه 5/1میلیون یورویی
گروه حوادث: انگشت قطع شده گروگان به پدر حجرهدارش فرستاده شد تا آدمربایان خشن به ثروت 5/1میلیون یورویی برسند. پسر این خانواده پولدار 36 روز در اتاقک تاریک گاراژی به غل و زنجیر بسته شده بود و تحت شکنجه قرار میگرفت.
جرم سیاسی
ساعت 7:30 صبح روز 17 مردادماه سال جاری پسر جوانی به نام مهدی از خانهاش در منطقه ولنجک بیرون آمد تا به محل کارش برود. هنوز چند قدمی از خانه دور نشده بود که ناگهان 3 سرنشین خودروی پژو RD سد راه وی شدند.
آنان با ظاهری فریبنده در حالی که دستبند و بیسیم همراه داشتند خود را مامور معرفی کرده و گفتند: «در اغتشاشات بعد از انتخابات اخیر چهره شما شناسایی شده و باید همراه ما بیایی». موج وحشت در چشمان مهدی دیده میشد، این پسر جوان بریده بریده گفت: «من هیچ دخالتی در اغتشاشات نداشتم. من اصلاً سیاسی نیستم و با سیاست کاری ندارم!» اما 3 مرد ناشناس اصرار داشتند که پسر جوان باید همراهشان برود و اگر مشخص شود که بیگناه است، آزاد میشود.
از وقتی مهدی سوار بر خودروی مردان ناشناس شد، دیگر خبری از وی نشد و معمای ناپدید شدن این جوان در هالهای از ابهام ماند. پدر پولدار این جوان نیز وقتی پسرش به خانه بازنگشت نگران شده و همان روز (17مردادماه) به کلانتری 122 دربند رفت و خبر ناپدید شدن پسرش را نزد پلیس اعلام کرد. این پدر نگران همه جا را جستوجو کرده بود اما اثری از پسرش نبود.
مهدی تلفن همراهش را نیز پاسخ نمیداد و همه نگرانش بودند. هیچکس نمیدانست مهدی کجا پنهان شده و در چه وضعیتی به سر میبرد تا اینکه...
تماسهای مرموز
در حالی تیمی از ماموران پایگاه یکم پلیس آگاهی پایتخت جستوجوی خود را برای پیدا کردن مهدی جوان ناپدید شده متمرکز کرده بودند که 20 مردادماه سال جاری پدر پولدار وی مجدداً نزد پلیس مراجعه کرد و خبر از تماسهای مرموز گروگانگیران داد.
این مرد حجرهدار گفت: لحظاتی پیش مردان ناشناسی با خانهام تماس گرفته و مدعی شدند که پسرم را گروگان گرفتهاند و باید برای آزاد شدن وی 5/1 میلیون یورو در اختیارشان قرار دهم. وی افزود: با تماسهای تهدیدآمیز گروگانگیران و لحظات دلهرهآورمان تصمیم گرفتم 100هزار یورو در اختیارشان قرار دهم تا پسرم را از چنگال آنان نجات دهم. به همین خاطر به محل قرار رفتم و کیف پول را در جایی که گروگانگیران گفته بودند، قرار دادم. اما آنها پول را گرفتند و پسرم را آزاد نکردند. بعد از آن دوباره با من تماس گرفتند و باز هم تقاضای پول کردند.
بسته پستی خطرناک
باتوجه به حساسیت موضوع، تیم تحقیق وارد عمل شد تا مخفیگاه آدمربایان را شناسایی و جوان گروگان گرفته شده را آزاد کنند. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، پدر مهدی مجدداً نزد پلیس رفت و اظهارات وحشتناکی را پیش روی افسر بازجو قرار داد. وی با وحشت میگفت: گروگانگیران با من تماس گرفتند و مدعی شدند که باید به آنها پول بپردازم در غیر این صورت پسرم را میکشند و جنازهاش را برایم میفرستند. خیلی ترسیدم تا اینکه یک بسته پستی برایم فرستادند و وقتی آن را باز کردم با وحشت انگشت قطع شده پسرم را دیدم. ترسیدم، میخواستم هرچه آنان میخواهند در اختیارشان قرار دهم تا پسرم را از شکنجهگاهشان آزاد کنم.
گاراژ تاریک، شکنجهگاه «مهدی»
با اظهارات این پدر وحشتزده، پلیس خود را در برابر یک گروه خشن دید، بنابراین با تجهیزات گسترده و تلاش شبانهروزی تیم تحقیق در سراسر پایتخت، ساعت 17 روز 22 شهریورماه سال جاری در حالی که یکی از گروگانگیران 5/1 میلیون یورویی با خانواده گروگان تماس گرفت، وی را در بلوار مرزداران دستگیر کردند.
آدمربای خشن به نام فرزین پس از دستگیری به پلیس آگاهی تهران انتقال یافت و در بررسیهای نخست روشن شد که وی سابقهدار بوده و بارها به اتهام آدمربایی، جعل، کلاهبرداری، درگیری با ماموران و سرقت مسلحانه، میلههای زندان را تجربه کرده است.
با اعترافات فرزین، آدمربای 39 ساله مخفیگاه این گروه خشن در اتاقک تاریک گاراژی در شهریار شناسایی شد.
22 شهریورماه سال جاری بود که کارآگاهان خود را به پشت در گاراژ سیاه رساندند. در حالی که 2 آدمربا منتظر بازگشت فرزین همدستشان بودند، با حضور ماموران پلیس در گاراژ غافلگیر شده و چارهای جز تسلیم شدن نداشتند. داخل گاراژ اتاقک تاریکی بود که مهدی را در آنجا نگه میداشتند. این جوان در میان غل و زنجیر گرفتار شده بود.
دست و پاهایش بسته بود و از سوی آدمربایان بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. در حالی که یکی از انگشتانش قطع شده و از شدت درد و شکنجه، بیحال روی زمین افتاده بود، با حضور ماموران پلیس از چنگال آدمربایان آزاد شده و ناباورانه نزد خانوادهاش بازگشت تا به بیمارستان انتقال یابد. کارآگاهان در بازرسی از گاراژ سیاه، مواد مخدر، یک دستگاه بیسیم و تعدادی احکام جعلی ارگانها و سازمانهای دولتی را کشف کردند. 2گروگانگیردیگر به نامهای محمد 40 ساله و محمدرضا 25 ساله در گاراژ سیاه دستگیر شدند و به اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت انتقال یافتند.
پایان 36 روز وحشت در شکنجهگاه گروگانگیران
مهدی (جوان گروگان گرفته شده) پیش از انتقال به بیمارستان گفت: صبح روز 17 مردادماه 3 سرنشین یک خودروی پژو RD سد راهم شدند و ادعا کردند که چهره مرا در اغتشاشات بعد از انتخابات اخیر شناسایی کرده و باید همراهشان بروم. وی افزود: هرچه اصرارکردم که من کاری به سیاست ندارم، میگفتند که باید همراهشان بروم و اگر بیگناه باشم آزاد میشوم. آنان به من دستبند زده و چشمانم را بستند و بعد به گاراژ انتقالم دادند. در مدت این 36 روز مرتب مرا شکنجه میدادند، انگشتم را قطع کردند و برای خانوادهام فرستادند.
اعترافات گروگانگیران 5/1 میلیون یورویی
در تحقیقات گسترده و بازجوییهای پلیسی روشن شد که طراح این آدمربایی خشن کسی جز فرزین 39ساله نبود. وی گفت: خانواده مهدی را از 25 سال پیش میشناختم. در آن زمان این خانواده همسایه دامادمان بود و اطلاع داشتم ثروت زیادی دارند. به همین خاطر نقشه این گروگانگیری را طراحی کردم تا از خانوادهاش پول بگیرم. با همدستی محمدرضا و محمد این نقشه سیاه را به مرحله اجرا درآوردیم تا 5/1 میلیون یورو پول به جیب بزنیم. وی افزود: برای تهدید خانوادهاش، انگشت مهدی را بریده و برای خانوادهاش فرستادیم تا آنان را مجبور به پرداخت پول کنیم. محمدرضا نیز در بازجوییها به پلیس گفت: 2 سال پیش به جرم کلاهبرداری به زندان افتادم و در آنجا با فرزین (طراح نقشه آدمربایی) آشنا شدم. بعد از اینکه از زندان آزاد شدم، فرزین پیشنهاد گروگانگیری را مطرح کرد و به من وعده یک میلیارد تومانی داد، من هم قبول کردم. وی گفت: نقش من نگهداری از گروگان بود که پیش از گرفتن پول دستگیر شدیم.
پس از اعترافات این 3 گروگانگیر خشن، آنان با صدور قرار سنگین روانه زندان شدند و تحقیقات پلیس در این پرونده ادامه دارد.
انتقاد دیدهبان حقوق بشر از برخورد عربستان با شیعیان
گروه بينالملل: گزارشگر سازمان ديدهبان حقوق بشر اعلام كرد: عربستان سالهاست كه آزار و اذيت شيعيان را در دستور كار خود قرار داده است. «كريستوف ويكلي» فعال حقوقي سرشناس سازمان ديدهبان حقوق بشر گفت: عربستان 3 سال است كه از ورود اعضاي سازمان ديدهبان حقوق بشر براي بررسي اوضاع در اين كشور جلوگيري ميكند. وي افزود: بعد از تغيير اوضاع در عراق و تشكيل دولت شيعي در اين كشور، فعاليتهاي ضد شيعي عربستان بيشتر شده است. كريستوف ويكلي همچنين اعلام كرد: عربستان 3 سال است كه از ورود اعضاي سازمان ديدهبان حقوق بشر براي بررسي اوضاع در اين كشور جلوگيري كرده است. ويكلي مسؤوليت تهيه گزارش هفته پيش سازمان ديدهبان حقوق بشر تحت عنوان «محرومين از كرامت نفس: تبعيض برنامهريزي شده عليه شهروندان شيعه عربستان» را برعهده داشت. سازمان ديدهبان حقوق بشر در بيانيه اخير خود ضمن محكوم كردن اقدامات تبعيضآميز دولت عربستان سعودي عليه شيعيان خواستار تشكيل كميتههاي تحقيق براي بررسي نقض حقوق شيعيان در عربستان شد.
گفتوگوی «وطنامروز» با کارشناس مسائل روسيه
آمریکا تروریسم را جایگزین کمونیسم کرد
به عنوان سوال اول آيا حادثه 11سپتامبر را ميتوان نقطه عطفي در مناسبات روسيه و آمريكا درنظر گرفت؟
اگر بخواهم دقیقتر به این سؤال پاسخ دهم باید به این نکته اشاره کنم که حادثه 11 سپتامبر نقطه عطفی در تاریخ روابط آمریکا با تمام جهان بود و نه فقط با روسیه زیرا آمریکا به عنوان یک قدرت هژمونی تقریبا با بیشتر کشورهای دنیا رابطهای استکباری دارد بنابراین میتوان گفت حادثه 11 سپتامبر بهانهای برای آغاز تحول در مناسبات آمریکا و کل جهان فراهم ساخت. برخلاف جنگ بالکان که عملا آمریکا با متحد نزدیک روسها یعنی صربها رودررو شده بود، پس از 11سپتامبر آمریکا به طالبان حمله کرد که دشمن روسها هم بود، به همین دلیل کاخ سفید توانست همکاری روسیه را برای حمله به افغانستان جلب کند. بر این اساس میتوان گفت گذشته از آنکه چه گروهی مسؤولیت انجام عملیات تروریستی 11سپتامبر را برعهده داشته، این حادثه تاثیرات عمیقی بر روابط بینالملل و جریان مبارزه علیه تروریسم داشت.
بهطورکلی مناسبات روسیه و آمریکا بعد از 11سپتامبر را میتوان از 2 جنبه مورد بررسی قرار داد:
1- آمریکاییها توانستند بحران را مدیریت کنند به این معنا که یک تهدید ملی را به یک فرصت تاریخی تبدیل و از نتایج آن به سود منافع ملی خود بهرهبرداری کردند؛ بحرانی که ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن میتوانست به فروپاشی نظام آمریکا بینجامد به فرصتی برای استحکام پایههای سلطه نظامی و سیاسی آمریکا در جهان بویژه در خاورمیانه تبدیل شد. بهطور طبیعی این روند در ارتباط با روسیه وضعیت کاملا دوگانهای داشت؛ از یکسو دشمن روسیه در افغانستان حذف و از سوی دیگر موجب گسترش نفوذ آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز شد. آمریکاییها با فرافکنی بحران به خارج کشور عملا با ایجاد فضای مظلومنمایی بینالمللی توانستند بخش مهمی از جهان از جمله روسیه را به بهانه خونخواهی و مبارزه با تروریسم با خود همراه کنند. علاوه بر این، کاخ سفید بهانهای پیدا کرد تا به اصطلاح شعار مبارزه علیه دشمن جدید یعنی «تروریسم» را جایگزین مبارزه با بنیادگرایی کند که پس از فروپاشی شوروی جایگزین مبارزه با کمونیسم شده بود زیرا این نوع دشمنسازی برای توجیه سیاستهای نظامیگری آمریکا و صرف میلیاردها دلار برای ساختن سلاحهای مخرب است که همگان با آن آشنایی دارند. در این مظلومنمایی نوعی احساس همدردی و همکاری روسیه با آمریکا را شاهد بودیم چرا که روسیه مدعی بود در چچن از هواداران خط مشی طالبان افغانستان ضربه خورده است، بر این اساس مسکو موافقت کرد که آمریکاییها وارد صحنه آسیای مرکزی و قفقاز شوند. این همکاری در حالی بود که اگر روسها این امکانات را در اختیار آمریکاییها نمیگذاشتند زمینه محیطی منطقه به گونهای بود که آمریکا مجبور بود فعالیتهای خود را بسیار محدود کند. آمریکاییها بدون موافقت روسها نمیتوانستند اجازه حضور در پایگاه خانآباد ازبکستان و ماناس قرقیزستان را کسب کنند، پس فضاسازی مثبت برای هر دو گروه موجب نوعی همکاری شد؛ همکاری مشترک در مقابل دشمن مشترک یعنی «طالبان» .
2- با گذشت زمان بویژه از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003، روسها متوجه شدند آمریکاییها توافقهای خود با آنها را نادیده میگیرند و یک نوع یکجانبهگرایی را در عرصه جهانی در دستور کار خود قرار دادهاند. حمله آمریکا به عراق تعاملات میان روسیه و ایالات متحده را با چالشی دیگر روبهرو ساخت زیرا آمریکا به کشوری حمله کرده بود که همپیمان روسیه بود و منابع سرشار نفت و گاز داشت که شرکتهای روسی در آن سرمایهگذاری کرده بودند. این موضوع نخستین جرقه مناقشات میان روسیه و عمیقتر شدن اختلافها میان واشنگتن و مسکو شد، به همین جهت از دور دوم ریاستجمهوری پوتین در سال 2004 شاهد تغییر سیاست روسها در برخورد با آمریکا بودیم. در آن زمان روسیه به دلیل بدهیهای خارجی به غرب و مشکلات اقتصادی نمیتوانست قدرت مانور زیادی در برابر تهاجم آمریکا به عراق داشته باشد اما بعدها به دلیل افزایش قیمت نفت و بهبود وضعیت اقتصادی روسیه، کرملین توانست علاوه بر پرداخت بدهیها به تقویت ارتش و بازسازی قدرت نظامی خود بپردازد، در نتیجه قدرت چانهزنی روسیه در برابر غرب افزایش یافت، به گونهای که اگر روزی صحنه تقابل روسیه و آمریکا، اروپا بود اما اکنون افعانستان و ادامه حضور آمریکا، در آسیای مرکزی به دغدغه دولتمردان کرملین تبدیل شده است. حضور نظامی آمریکا در افغانستان- که روسها یک بار در دهه 1980 میلادی با 140 هزار سرباز در آن شکست خوردهاند- منافع تعریف شده روسیه را در این منطقه با تهدیدی جدی روبهرو کرده اما جالب آن است که روسیه برای آنکه بتواند در افغانستان امروز نقشآفرینی بیشتری داشته باشد ضمن ادامه همکاری با گروههای متشکل در جبهه متحد شمال که در برابر طالبان شکل گرفته بود، باز هم به همکاری با آمریکا تن داده و آسمان خود را برای ترانزیت ادوات نظامی و پشتیبانی لجستیکی آمریکا در افغانستان باز گذاشته است تا شاید آمریکا نقشآفرینی روسیه در افغانستان را به رسمیت بشناسد، اما بهطور قطع روسها اینبار هم اشتباه کردهاند و نتیجه منفی چنین همکاری را بزودی درخواهند یافت.
به نظر شما تفاوتهای اصلی میان جنگ عراق و افغانستان چه بود و چرا اجماع جهانی در مخالفت با جنگ عراق نتوانست به نتیجه مشخصی برسد؟
همانطور که عرض کردم زمانی که آمریکا جنگ علیه طالبان و القاعده را آغاز کرد در 2 جهت روسها فکر میکردند این میتواند یک همکاری برای مبارزه با دشمن مشترک باشد چرا که مبارزه علیه طالبان به نفع منافع ملی روسها تفسیر میشد. مسکو جنگ علیه القاعده را مکمل مبارزه بر ضد بنیادگرایی در چچن میدانست زیرا مقامهای کرملین بر این باور بودند که اگر ریشه این گروهها در افغانستان خشک شود کمکهای لجستیکی به چچن هم قطع خواهد شد. البته این ارزیابی و تلقی اشتباه است. از جنبه دیگر روسها با شعار مبارزه با تروریسم نیز بسیار موافق بودند زیرا با این شعار میتوانستند به هر نقطهای مانند چچن به بهانه مبارزه با بنیادگرایی و تروریسم لشکرکشی کنند، اما در سال 2003 زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد معادلات قدرت بینالمللی دستخوش تغییرات اساسی شد. حمله به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت برای روسیه که خود یکی از تولیدکنندگان انرژی در جهان است به مثابه یک تهدید در نظر گرفته شد زیرا رقیب مسکو یعنی واشنگتن اکنون ذخایر بزرگی از نفت و گاز را تحت سلطه خود داشت که میتوانست توازن استراتژیک را بر هم بزند. روسها مخالفت با حمله به عراق را بارها اعلام کردند اما قدرت کافی برای آنکه بتوانند به تنهایی با آن به مخالفت بپردازند، نداشتند و مدیریت جهانی نیز فاقد مرجعیتی برای جذب مخالفان این جنگ بود. به همین خاطر روسها به همراه فرانسه و آلمان نتوانستند جبهه متحدی را در مقابل اقدامات آمریکاییها تشکیل دهند. هر سه این کشورها در شعار، مخالف حمله جدی آمریکا به عراق بودند اما این شعار هرگز در عمل به اقدام موثر بازدارندهای تبدیل نشد. این مساله بر مناسبات روسیه و اروپا نیز تاثیر منفی گذاشت زیرا مسکو به همراه قدرتهای بزرگ اروپایی سر موضوعی که با یکدیگر اتفاق نظر داشتند، نتوانستند به اشتراک برسند. شاید این مسأله تحت تاثیر بحرانهای بالکان و درگیریهای میان روسیه و اتحادیه اروپا بود.
برگردیم به موضوع بنیادگرایی، بحثهای زیادی درباره ارتباط میان طالبان و جدایی طالبان چچن تاکنون صورت گرفته است. آقای بهشتیپور! آیا واقعا ارتباطی همانطور که روسها ادعا میکنند میان این 2 گروه شبهنظامی وجود دارد؟
در این رابطه باید در نظر داشته باشیم که گروههای مختلف با انگیزهای متفاوتی در چچن میجنگند. سابقه این مبارزات به قرن 18، زمانی که شیخ شامل در مقابل استبداد روسیه تزاری مبارزه میکرد، برمیگردد. بعدها و در همان روزهای اولیه فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 جوهر دودایف، رهبر جمهوری چچن استقلال این جمهوری جداییطلب را اعلام کرد. او گفت همانطور که جمهوریهای 15گانه شوروی میتوانند استقلال خود را اعلام کنند، 20 جمهوری درون روسیه نیز باید از حق آزادی و استقلال برخوردار باشند. دودایف بر اساس همین استدلال اعلام استقلال کرد که این سخنان وی منجر به جنگ نخست چچن شد. بنابراین ما با یک واقعیتی در آن دوران مواجه هستیم و آن این است که عملا یک طیف ملیگرایی قدرتمند در چچن شکل گرفت که مبارزات علیه مسکو را هدایت میکرد، اما نباید فراموش کنیم که گروههای اسلامگرا تحت تعلیمات مدارس دینی در اردن و پاکستان تاثیرات مهمی را بر روند مبارزات ضدروسی داشتند که این مساله باعث ایجاد گرایشهای سیاسی اسلامی جدیدی در منطقه قفقاز شمالی شد. تا پیش از آن جریانهای اسلامگرایی در منطقه قفقاز آمیختگی عمیقی با گرایشهای ملیگرایی داشت. رهبرانی مانند شامیل باسایف، ملیگرای اسلامیستی بودند که بر ضد دولت مرکزی مبارزه میکردند. همکاری گروههای چچنی با وهابیون اردن مانند شیخ خطاب و افرادی از این دست ساخته و پرداخته روسیه نیست اما تاثیرگذاری آنها آنقدر نیست که روسیه آنها را عمده کرده است تا جریانهای ملیگرا در چچن را نادیده بگیرد. با توجه به این توضیحات باید این نکته را نیز اضافه کنم که جریان مبارزاتی در چچن آنطور که روسها از آن یاد میکنند جریان طالبانیسم چچنی نبوده و ملیگرایی فاکتور اصلی این فعالیتهاست. اصولا مخالفان استیلای روسیه بر قفقاز را میتوان به 3 گروه عمده تقسیم کرد؛ ملیگراهای اسلامی، اسلامگراهای تحت تاثیر وهابیها و اسلامگرایان تحت نفوذ گرایشهای تصوف قادریه و نقشبندیه.
نکته قابل توجه دیگر آن است که روسها با پایگاههای آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز برخوردی دوگانه انجام میدهند. در سالهای اولیه جنگ افغانستان، همکاریهای میان مسکو و واشنگتن بسیار عمیق بود اما بعدها ما شاهد تغییر رویه در عملکرد روسیه بودیم. بالانس حفظ امنیت و حضور آمریکا در مرزهای روسیه چگونه در سیاست خارجی روسیه قابل تفسیر است؟
یکی از آفتهای تحلیل سیاسی، باورهای غلطی است که در اذهان توسط رسانهها شکل میگیرد و دیگر نمیتوان آن را تغییر داد. این باورهای ساخته و پرداخته شده توسط رسانهها و گاهی دولتهای حاکم، قضاوت افکار عمومی را تحت تاثیر قرار میدهد. در این موضوع خاص که شما سؤال کردید اینچنین است. رسانههای گروهی روسیه اولا تلاش کردند این باور غلط را جا بیندازند که روسیه حاکم مطلق منطقه آسیای مرکزی و قفقازاست در صورتی تحلیل درست آن است که روسیه از قدرت مانور بالایی در منطقه برخوردار است و نباید فراموش کنیم که این قدرت جهانی میتواند تاثیرات قابل توجهی در منطقه داشته باشد اما این بدین معنا نیست که دولتهای منطقه هیچ استقلالی از خود ندارند و هر آنچه روسیه بخواهد همان میشود. در واقع روسیه میتواند طرحهای غرب و کشورهای خارج منطقه را با مشکل جدی مواجه کند اما نمیتواند هر طرح امنیتی مورد پسند خود را نیز در منطقه به اجرا درآورد. این 2 موضوع با یکدیگر متفاوت است. زمانی شما به عنوان یک بازیگر، توانایی بازدارندگی دارید، اما این به آن معنی نیست که هر قدرت بازیگری بتواند تمام برنامههای خود را بدون کم و کاست به اجرا گذارد. روسیه در آسیای میانه و قفقاز نفوذ زیادی داشته و رقابت بسیار نزدیکی با ایالات متحده دارد اما این دلیل براین نیست که روسیه هر چه میگوید همان میشود، البته باید اذعان داشت هر آنچه دیگران برای این منطقه در نظر دارند باید روسیه را در نظر بگیرند زیرا این کشور میتواند خواستههای دیگران را در منطقه با چالشهای جدی روبهرو کند. درباره پایگاههای نظامی به واقع و با توجه به مجموعه شرایط موجود فکر میکنم مسکو مخالف این پایگاههاست اما اینکه قراردادهایی میان کشورهای منطقه و آمریکا بسته میشود و هواپیماهای جنگنده آمریکایی وارد منطقه میشوند، نتیجه برآیند نیروهای بازیگر در آسیای مرکزی است. این برآیند نیروها باعث میشود پایگاه خانآباد در ازبکستان تعطیل شود و در مقابل ماناس پس از تعطیلی بار دیگر گشوده شود؛ البته با اجاره بهای بالاتر. بنابراین باید بدانیم روسها مخالف حضور نظامی آمریکا در منطقه هستند اما قدرت آن را ندارند که جلوی شکلگیری چنین قراردادهایی را نیز بهطور کامل بگیرند.
گروهی بر این باورند آمریکاییها قصد دارند هزینههای جنگ در افغانستان را کاهش دهند و در مقابل کشورهایی نظیر ایران، روسیه و چین را درگیر مناقشات افغانستان کنند. با توجه به اینکه هر سه این کشورها به نوعی همسایه افغانستان هستند و طالبان تهدیدی جدی برای این سه همپیمان است آیا چنین تحلیلی از پایه صحیح است؟
استراتژی جدید آمریکا در افغانستان چند شاخه دارد که یکی از این شاخهها جذب همکاری همسایگان این کشور برای تحقق اهداف آمریکا در افغانستان است. در این برنامه تعریف شده توسط آمریکا، کشورهای ایران پاکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، چین و هند به عنوان همسایگان افغانستان و روسیه به عنوان کشوری برای ترانزیت امن به افغانستان باید مورد توجه قرار گیرند. طبیعی است که وزن تاثیرگذاری همسایگان افغانستان هم یکی نیست اما به هر حال آمریکا به فراخور میزان تاثیرگذاری آنها تلاش میکند با آنها همکاری کند. آمریکا برنامهریزی بلندمدتی را درباره جنگ افغانستان انجام داده که یکی از بخشهای آن همکاری با این کشورهاست. این همکاری میتواند ابعاد مختلف و متنوعی داشته باشد اما این بدین معنا نیست که آمریکاییها با سپردن مسؤولیتهای خود به دیگران قصد خروج از افغانستان را دارند. اگر واشنگتن این هدف را دنبال میکرد ایالات متحده به دنبال افزایش نیرو در افغانستان نبود. این تئوری به صورت نسبی قابل پذیرش است، اما بخشی که مربوط به همکاری با ایران، پاکستان، ترکمنستان و تاجیکستان است در دستور کار آمریکاییها قرار دارد. در این مجموعه تعاملات نقش روسیه به مراتب کمرنگتر از دیگران است و این کشور با قراردادهای جدید مانند اجازه انتقال تجهیزات نظامی از آسمان خود قصد دارد نقش فعالتری را در سناریوی آمریکا برای افغانستان ایفا کند.
آقای بهشتیپور! چینیها چطور با افغانستان هممرز هستند؟
چینیها مرز کوچکی با افغانستان دارند ولی به هر حال با توجه به منطقه مسلماننشین سینگکیانگ و توجهی که پکن به تعاملات با هند، روسیه و آمریکا دارد علاقهمند است در افغانستان ایفای نقش کند. بازار تشنه بازسازی در افغانستان میتواند برای چینیها سودهای هنگفتی را به ارمغان بیاورد. آنها در بعد امنیتی و سیاسی نقش کمرنگی را ایفا میکنند اما در بخش اقتصادی فعالیتهایشان قابل توجه است.
روسیه به عنوان یک شریک غرب همواره از امنیت در مرزهایش سود برده است، ادامه حضور نظامی غرب در خارج نزدیک روسیه تهدیدی برای امنیت ملی این کشور محسوب میشود؟
فراموش نکنیم آمریکاییها در افغانستان به یک دشمن روسیه حمله کردند و آن را از بین بردند. روسها از این حضور نظامی و حمله سود بردند اما ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه میتواند فضای متفاوتی را در آینده برای امنیت ملی روسیه ایجاد کند. آمریکاییها حداقل تا 5 سال آینده در افغانستان حضور خواهند داشت. روسها این حضور را با دقت دنبال میکنند و بر اساس آن برنامهریزیهای آینده خود را انجام خواهند داد. اکنون نقش روسیه در معادلات افغانستان کمتر از هند است و روسها علاقهمند هستند در این سناریو نقش بیشتری را ایفا کنند. یکی از باورهای غلطی که در اذهان وجود دارد این است که آمریکاییها به هر جا که وارد شدند از آن خارج نشدند. مثالهایی مانند سومالی، گرانادا و پاناما در آمریکای مرکزی نشان میدهند که واشنگتن در صورتی که به اهداف خود در افغانستان نزدیک شود بحث کاهش نیرو و در ادامه خروج از افغانستان را پیگیری خواهد کرد؛ به شرط آنکه در افغانستان متحدان آمریکا بر سر قدرت باقی بمانند.
گاردین در گزارشي در باره استقبال مخاطبان ايراني از سريالهاي خارجي اعلام كرد
مذاکره صداوسیمای ایران برای خرید سریال «لاست»
روزنامه گاردین با ارائه گزارشی از رایزنی صدا و سیمای ایران برای خرید سریال «لاست» خبر داده است. در گزارش گاردین که یکشنبه 13 سپتامبر چاپ شده، آمدهاست: سریال پرمخاطب و آمریکایی «lost» درباره سرنشینان هواپیمایی است که پس از سقوط هواپیمایشان در جزیرهای متروک فرود میآیند. شرکت ایرانی «پرده نقرهای» 3 سری از این مجموعه که شامل 15 قسمت است را خریداری کردهاست. این اتفاق پس از خرید حق پخش تلویزیونی این سریال و تشکیل کمیتهای توسط جمعی از بازیگران ایرانی برای دوبله آن به فارسی رخ دادهاست. گاردین همچنین از مذاکره با صدا و سیمای ایران برای پخش این سریال از شبکههای سراسری خبر داده است. به گزارش ایسنا، در این گزارش آمده است: بسیاری از قسمتهای سریال «lost» از طریق اینترنت دانلود شده و در سطحی گسترده روی وب سایتهای ایرانی قرار گرفتهاست. همچنین ادعا شده که نسخه دوبله شده این سریال به فارسی، به صورت غیرقانونی در ایران به فروش میرسد. همچنین مدیرعامل موسسه پرده نقرهای هفته پیش درباره پخش سریال گمشدگان (لاست) گفت: به دنبال تماسهای مکرر علاقهمندان این مجموعه تلویزیونی مبنی بر دوبله و توزیع سریال مذکور در شبکه سینمای خانگی و درخواست خانوادههایی که از محصولات این شبکه استفاده میکنند، حقوق پخش مجموعه مذکور برای توزیع در شبکه ویدئویی کشور توسط موسسه پرده نقرهای خریداری و 3 فصل آن مشتمل بر 15 قسمت، توسط گروهی از دوبلورهای معتبر و معروف کشور دوبله و جهت دریافت مجوز پخش به معاونت سینمایی وزارت ارشاد ارائه شده است. به گفته حجت حاتم، فصل چهارم این سریال نیز در حال آمادهسازی است و به محض صدور مجوز بخشهای ارائه شده، دیگر اپیزودهای این سریال نیز مراحل فنی را پشت سر گذاشته و در کوتاهترین زمان ممکن روانه شبکه سینمای خانگی کشور میشود.
وی از شهلا ناظریان به عنوان مدیر دوبلاژ سریال گمشدگان (lost) نام برد و از همکاری منوچهر والیزاده، فریبا رمضانپور، حسین عرفانی، نادر کیمرام، محمدرضا مومنی و جمعی دیگر از دوبلورهای شناخته شده در دوبله این سریال خبر داد.