کمیسیون ملی انتخابات، سال 85 مطرح شد
رضایی: ولایتفقیه محور وحدت است
گروه سیاسی: محسن رضایی صبح روز گذشته پس از جلسه اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در نشست خبری خود با خبرنگاران حاضر شد تا علاوه بر ارائه گزارشی از ایدهها و نتایج جلسات این مجمع، به سوالات خبرنگاران درباره طرحهای پس از انتخابات پاسخ گوید. طبیعتا نخستین سوالی که از محسن رضایی با محوریت مسائل انتخابات پرسیده میشد به «طرح کمیسیون ملی انتخابات» وی مرتبط بود. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این سوالات با تاکید بر اینکه «پیشنهاد تشکیل کمیسیون ملی انتخابات را بنده 3 سال پیش به شکل مکتوب به مجلس هفتم داده بودم»، گفت: این طرح در قانون جامع انتخابات لحاظ نشد و بنده فکر کردم که در شرایط فعلی طرح آن مفید است و نمایندگان مجلس نیز میتوانند این پیشنهاد یا پیشنهادات دیگر را بررسی کنند. رضایی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه سخنگوی شورای نگهبان طرح کمیسیون ملی انتخابات را به مصلحت کشور ندانسته است، افزود: برخی از دوستان در اینباره اظهار نظر کردند که فکر کنم مصاحبه بنده را کامل مطالعه نکردهاند و اساسا بنده از اینکه سخنانم نقد شود، استقبال میکنم و خوشحال میشوم اگر حرف اشتباهی زدهام صحیح آن را به بنده بگویند. وی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره بیانیه مجمع تشخیص مصلحت نظام برای برون رفت از وضع موجود، گفت: نظر اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید بر حفظ آرامش در کشور است و اساسا با آرامش میتوان کشور را توسعه داد و نقد و نصیحت نیز در جامعه آرام بهتر انجام میشود و آرامش چیزی است که اعضای مجمع تشخیص به دنبال آن هستند. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره اینکه طرح وحدت ملی و طرحهای مشابه آن تا به حال به مرحله اجرا نرسیده است، تصریح کرد: وحدت ملی جزو اصول انقلاب است و اساسا بدون وحدت نمیتوان کشور را خوب اداره کرد و در اینباره تاکید ما بر وحدت ملی است، زیرا با وحدت ملی کشور زنده و با تفرقه ضعیف میشود. وی اضافه کرد: در وهله اول محوریت وحدت باید ولایت فقیه باشد و در مرتبه بعدی وحدت باید دوجانبه شکل گیرد و در انتها نیز با سوءظن و تهمت نمیتوان این موضوع را محقق کرد. رضایی درباره اینکه چه گروههایی میتوانند در این وحدت مشارکت داشته باشند، گفت: همه گروهها میتوانند در اینباره همکاری کنند و گروههایی نیز که با هم دارای اختلاف هستند، میتوانند با صدور بیانیهای بر پایبندی بر اصول انقلاب حول محور رهبری تأكيد کنند.
هر چند از اوایل مهرماه با اظهارنظر هاشمیرفسنجانی و سخن گفتن وی از طرح برونرفت، بازار ایدههای سیاسی و طرحهای مشابه، پس از رکودی 6 ماهه رونق گرفت اما اظهارنظر صریح مراجع عظام تقلید درباره ساختار و مبنای طرحهای وحدت ملی مسیر مناسبی را برای پیگیری آن مشخص کرد. تاکید صریح مراجع عظام تقلید بر «لحاظ کردن محوریت رهبری در اینگونه طرحها» و «اعتراف سران آشوب به اشتباه خود در قضایای پس از انتخابات» از جمله توصیههای آنان به گروهها و شخصیتهای سیاسی بود که از لزوم عملی شدن چنین ایدههایی به منظور برقراری آرامش در جامعه سخن میگفتند. محسن رضایی نیز یکی از چهرههای سیاسی است که پس از انتخابات با نیم نگاهی به مسائل حاشیهای به وجود آمده از ضرورت تشکیل کمیسیون ملی انتخابات سخن گفته بود. هر چند رضایی همانند رئیسش در مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره جزئیات ایده خود زیاد صحبت نکرد اما اطرافیان وی درباره چنین طرحی میگفتند: «ایجاد کمیسیونی مستقل از دولت و متشکل از نمایندگان دولت، جناحهای مختلف سیاسی و دیگر سلیقهها برای برگزاری انتخابات میتواند تاثیر بسزایی در کاهش اتهامات پس از انتخابات به گروههای مختلف سیاسی داشته باشد». همنوا شدن رضایی با مراجع عظام تقلید مبنی بر اینکه «ولایت فقیه باید محور وحدت باشد» بیش از آنکه بیانگر قوام طرح کمیسیون ملی انتخابات باشد، «انعطافپذیر» بودن طراح ایده کمیسیون ملی انتخابات را نشان میدهد؛ ایدهای که برخی سیاسیون از آن به عنوان «طرحی برای افغانیزه کردن انتخابات در ایران» یاد میکنند.
حسین مرعشی تأکید کرد
تداوم حمایت هاشمی از موسوی
گروه سیاسی: در حالی که برخی اصلاحطلبان میکوشند همگرایی هاشمی رفسنجانی با جریان موسوم به جنبش سبز را کمرنگ نشان دهند تا در نهایت بتوانند با کم شدن فشارهای سیاسی روی رئیس مجمع تشخیص مصلحت، وی را به عنوان یکی از میانجیگران طرح وحدت ملی معرفی کنند، سخنگوی حزب کارگزاران بر حمایت هاشمی رفسنجانی از میرحسین موسوی تاکید کرد. حسین مرعشی در گفت و گو با ایرنا دراینباره اظهار داشت: هاشمی رفسنجانی از هر فرد و نیرویی که در پی اصلاح نظام باشد حمایت و پشتیبانی میکند و از آنجایی که میرحسین موسوی نیز به دنبال همین مهم است حمایت لازم هاشمی را با خود دارد. هرچند برادر همسر اکبر هاشمی رفسنجانی به صراحت بر حمایت وی از میرحسین موسوی تاکید دارد اما سخنگوی حزب مشارکت با تکذیب تلویحی سخنان مرعشی اظهار داشت: «یک نوع دلسردی بر هاشمی رفسنجانی چیره شده و معتقدم حمایت وی از جریان سبز کاهش پیدا کرده است». با این حال حسین کاشفی نتوانست این نکته را به زبان نیاورد که «هاشمی رفسنجانی محور اصلی جریان سبز به شمار میرفت و طی چند ماه گذشته در حمایت از معترضان نظرات خود را
به صراحت اعلام کرده است». سخنگوی حزب مشارکت در پاسخ به این سوال که آیا هاشمی رفسنجانی، موسوی و کروبی را تنها گذاشته است، افزود: این سوالی است که بهتر است خود هاشمی پاسخ آن را بدهد. هرچند کاشفی و مرعشی درباره حمایت هاشمی از میرحسین موسوی با یکدیگر اختلافنظر دارند اما هر دوی آنان بر این نکته تاکید میکنند که «هدایت جریان سبز از دستان رهبران آن خارج شده است و این مهم باعث شد که در تجمعات شاهد سردادن شعارهای نامربوط باشیم». حتی مرعشی درباره سردادن شعارهای انحرافی از سوی آشوبطلبان نیز گفت: سردادن این شعارها برگرفته از احساسات معترضان است البته من باید به آنها تاکید کنم که ادامه این مهم شاید به شکست جنبش سبز منجر شود. مرعشی ادامه داد: باید جوانان عصبانیت خودشان را کنترل کنند و همراه و همگام با مانیفست میرحسین موسوی حرکت کنند و میطلبد که سران جنبش با مشورت سیاسیون سرشناس شعارهای تجمعات آینده را خودشان تعریف و تبیین کنند.
تلاش مرعشی برای تحریک برخی اصولگرایان علیه احمدینژاد
سخنگوی حزب کارگزاران همچنین در گفتوگویی با یک هفتهنامه تلاش کرده است که برخی از اصولگرایان
از جمله توکلی، مطهری، باهنر و ناطق نوری را علیه احمدینژاد تحریک کند. مرعشی اظهار داشت: در عین اینکه دلم برای مظلومیت اصولگرایان میسوزد اما فکر میکنم که حقشان است. آنها فرصتي تاریخی را از دست دادهاند که این فرصت در بازه زمانی پس از انتخابات مجلس هشتم و قبل از انتخابات ریاستجمهوری دهم قرار داشت. آنها باید در این فرصت تکلیف خود را با احمدینژاد مشخص میکردند؛ یا او را در چارچوب جبهه اصولگرایی مهار میکردند یا حذف میکردند. وی افزود: اصولگرایان هنوز فرصت دارند. عزت جریان اصولگرایی در مجلس وجود دارد لذا باید از این فرصت استفاده کنند و تکلیف خود را با او روشن کنند. اصولگرایی حکم میکند که در این مسیر جدی باشند. بهرغم اینکه به توکلی انتقاداتی دارم اما او و مطهری و امثال آنها در مجلس جزو معدود اصولگرایانی هستند که پایبندی خود را به اصول نشان دادند. مماشات با احمدینژاد
به هیچ وجه با اصولگرایی سازگار نیست. مرعشی تصریح کرد: اصولگرایان در گام نخست باید تکلیف خود را با احمدینژاد مشخص کنند. توکلی، مطهری، باهنر، ناطق نوری و جامعه روحانیت کجا هستند. رئیس دفتر هاشمی رفسنجانی در زمان ریاستجمهوری وی در این گفتوگو مدعی شد: باید تمام تخلفات انتخابات و صلاحیتهای احمدینژاد توسط مراجع صالحه موردرسیدگی قرار گیرد زیرا ما در صلاحیت احمدینژاد تردید جدی داریم و باید به این تردیدها رسیدگی شود. نباید احمدینژاد را به عنوان رئیسجمهور از قانون معاف بدانیم.
ارزیابی رئیس سازمان بازرسی کل کشور از رفتار مهدی کروبی
تضعیفکننده نظام و قابل پیگیری است
گروه سیاسی: سازمان بازرسی کل کشور وظیفه نظارت بر عملکرد دستگاههای دولتی را بر عهده دارد اما موضوع نظارت و پیگیری قضایی تخلفاتی که انجام میشود با جایگزین شدن فضای سیاست بر فضای حقوقی و علمی باعث شد عمده سؤالات متعدد خبرنگاران در روز تاسیس سازمان بازرسی کل کشور از رئیس این سازمان به مسائل بعد از انتخابات و حوادث اخیر معطوف شود. حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی اما باز هم با نگاه قضایی به مسائل بعد از انتخابات و حوادثی که به وقوع پیوست پرداخت و در پاسخ به سؤال خبرنگاران درباره پیگیری قضایی ادعاهای مطرح شده توسط نامزدهای انتخاباتی و بویژه ادعاهای مطرح شده توسط مهدی کروبی، به همکاری قوهقضائیه با وی اشاره کرد و گفت: این موضوع را کروبی از رئیس قوه قضائیه درخواست پیگیری کرد لذا آیتالله لاریجانی هم کمیتهای را برای بررسی موضوع تعیین کرده و مشخص شد که توضیحات کروبی ناقص بوده و در نتیجه کمیته قوهقضائیه رسما اعلام نظر کرد که متاسفانه کروبی چیزی که اطلاع نداشته یا حرفهایی را که روی جو شایعه مطرح شده یا اینکه بیشتر رسانههای بیگانه که عمدتا ناصواب آن موضوعات را به نظام نسبت میدهند، مطرح کرده است که البته این نسبتها در سالهای گذشته هم مطرح بوده و پس از پیگیریها مشخص شده که اکثر آنها خلاف واقع است. پورمحمدی اما اقدام کروبی در بیان ادعاهای واهی خود را غیرقابل دفاع و تضعیف کننده نظام دانست و در ادامه اظهار داشت: اگر تخلفی هم در جریان حوادث اخیر رخ داده بود اقدام کروبی از مصادیق روشن تضعیف نظام بوده و به هیچ وجه قابل دفاع نیست و حتما
قابل پیگیری است. سازمان بازرسی کل کشور نمیتواند به جای قوه قضائیه وارد بررسی چنین پروندههایی شود اما سؤال یکی از خبرنگاران درباره درخواست برخی از خانوادههای آسیبدیدگان اخیر برای ورود پروندههای خود به سازمان بازرسی بود که پورمحمدی پاسخ داد: تماسهایی با ما در اینباره گرفته شده ولی حرف همیشگی ما این بوده که این مباحث، مباحثی قضایی است و ما دخالت در موضوعی که شاکی، شکایت دارد و مراجع قضایی هم مشغول بررسی هستند نخواهیم کرد. رئیس سازمان بازرسی کل کشور همچنین در ادامه پاسخ به سؤالات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری دهم به مساله کمیسیون ملی انتخابات اشاره کرد و با وجود اینکه انتخابات سازوکار قانونی تعریف شدهای دارد، از اصلاح قانون برای گنجاندن این بحث در مساله انتخابات استقبال کرد و گفت: این موضوع جزو ایدههایی است که مطرح شده و اگر قانونگذار قبول کند میتواند عمل شود ولی آنچه که در قانوناساسی آمده این است که نظارت برعهده شورای نگهبان است لذا در صورتی که این کمیسیون جنبه نظارتی داشته باشد خلاف قانون اساسی بوده اما چنین کمیسیونی میتواند در اجرای انتخابات براساس نظر قانونگذار عمل کند و در این موضوع منعی وجود ندارد. البته این طرح بلااشکال است اما برای اجرا باید به قانون تبدیل شود. پورمحمدی خاطرنشان کرد: مهم این است که قوانین انتخاباتی ما کمبود دارد. زمانی که بنده در وزارت کشور بودم اقداماتی انجام دادیم و در حال حاضر نیز مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول پیگیری موضوع است. پورمحمدی همچنین به مساله مناظرههای انتخاباتی نیز پرداخت و در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا سخنان رئیسجمهور درباره برخی اشخاص که در مناظرهها مطرح شد را پیگیری میکنید یا خیر، اظهار داشت: ما باید خودمان به تخلف برسیم ولی از هیچ گزارشی دریغ نخواهیم کرد و اگر رئیسجمهور یا غیر از وی به ما گزارشی ارائه بدهند آن را تعقیب خواهیم کرد چرا که یکی از روشهای بازرسی ما اعلامات سران قوا است. وی افزود: اگر کدهایی را به طور مستقیم و غیرمستقیم دریافت کنیم حتما موضوع را پیگیری خواهیم کرد.پورمحمدی همچنین در ادامه با اشاره به سخنان اخیر رئیسقوه قضائیه درباره جنجالی نکردن موضوعات گفت: ما نباید در پروندهها و پیگیریها جنجال ایجاد کنیم و افکار عمومی را منتظر بگذاریم که حتما اتفاقی رخ داده و ما قرار است جلوی آن را بگیریم، البته چنین موضوعاتی که جنجالی شده و بعد ادامه راه داده است بسیار اندک است. وی افزود: اگر خبرنگار یا رسانهای در موضوعی سؤال کند ما آن را باید پاسخ بدهیم و نمیتوانیم آن را تکذیب کنیم. رئیس سازمان بازرسی کل کشور تصریح کرد:
به طور مثال درباره سهام مخابرات قبل از اینکه روزنامهها موضوعی را بنویسند شما مشاهده کردید که چطور در رادیو و تلویزیون بر طبل کوبیده شد. البته این موضوع باید شفافسازی شود چرا که بزرگترین عملیات بورسی بوده و طبعا در افکارعمومی وقتی شبهه ایجاد میشود، این انتظار از دستگاه نظارتی به وجود میآید که باید موضوع را بررسی کند و اگر مشکلی وجود داشته اطلاعرسانی کرده و اگر هم مشکلی وجود نداشته باشد باز هم اطلاعرسانی کند. پورمحمدی ادامه داد: درباره مخابرات ما به جمعبندی نهایی رسیدهایم اما اگر گزارش جمعبندی ما منفی باشد اعلام خواهیم کرد و در صورتی که منفی نباشد آن را اعلام نخواهیم کرد و روال به کار خود ادامه خواهد داد. وی خاطرنشان کرد: در فاصله اینکه خرید سهام مخابرات نهایی نشده ما اطلاع خواهیم داد تا در صورت وجود مشکل جلوی آن قبل از نهایی شدن گرفته شود.
نفاق صادقانه!
سجاد صفارهرندی
مسألهای چند روزی است ذهنم را مشغول کرده و لازم دیدم تا از این بیاتتر نشده آن را قلمی کنم. چیزی که این دغدغه را برانگیخت، شنیدن این خبر از بعضی دوستان بود که تظاهرکنندگان پرشمار جنبش سبز دانشجویی در دانشگاه تهران (که بنا بر تخمینهای دقیق و روشمند – البته به روش جنبش سبز – تعدادشان اگر نه میلیونی، صدها هزار بوده است!! ولی به چشم ظاهربین رفقای ما 300 – 200 نفر بیشتر نیامدهاند) هنگام جنبیدن (جنبش است دیگر!) در حاشیه مراسم افتتاح دانشگاهها و ضمن مواجهه با عدهای از دانشجویان که علَم دیگری به دست و حرف دیگری بر زبان داشتهاند، شعار «دانشجوی سهمیهای» سر دادهاند. البته تعجب من از این بابت نبود که دوستان سبز ما چطور با یک نظر به چهره، کل ویژگیهای فردی و سوابق تحصیلی طرف مقابلشان را تشخیص میدهند و نه حتی از این بابت که چرا باید مسألهای چون سهمیه تحصیلی اختصاصیافته به خانوادههای شهدا و ایثارگران که در مقابل دِین کشور و همه ما به این عزیزان ناچیز و بیمقدار است، به این نحو نامناسب برجسته و تبدیل به چماق شود؛ نه! مسأله اینها نبود، چیزی که ذهنم را مشغول کرد این بود که بارها از زبان دوستان سبز شنیده و در مطالبشان خوانده بودم که اکثر خانوادههای معظم شهدا، امت حزب الله «واقعی» و بسیجیهای «واقعی» حامی جنبش سبز و از ارکان صفوف به هم فشرده(!) آن هستند. فلذا در فضای دانشگاه هم فرزندان گرانقدر شهدا و ایثارگران که با استفاده از سهمیه وارد دانشگاه شدهاند (و باز تأکید میکنم که این امتیازی مشروع و ناچیز در مقابل سهمی است که اینان در آرامش و عزت امروز ما دارند) باید در میان جنبش سبز دانشجویی و همصدا با آن باشند. پس ماجرا چیست که دوستان سبز همدانشگاهی ما تا در مقابل خود صدایی میشنوند، آن را به «سهمیهای»ها (خانواده شهدا و ایثارگران) نسبت میدهند؟ چرا به رغم آن همه ادّعا، در عمل شعاری میدهند که نشانگر آن است که خانواده شهدا و همان بسیجیهای «واقعی» را در مقابل خود میبینند؟ نکند آنها در لایههای نهانی قلب خود نظراتی دارند که با آنچه بر زبان میآورند متفاوت است و ناگهان به صورت ناخودآگاه با سر دادن یک شعار لو میرود؟! به نظر شما اسم این وضعیت چیست؟ ماجرا به همین نمونه محدود نمیشود. در هفتههای قبل از انتخابات که من هم مثل خیلیهای دیگر توفیق حضور در مباحث و مناظرههای خیابانی را داشتم، با نمونههای جالب و البته عجیبی از این مسأله مواجه شدم. جالبترین مورد مربوط به جوان سبزی بود که بر سر سیاست تدفین شهدا در دانشگاهها به عنوان یکی از اقدامات دولت نهم با من بحث میکرد. در گرماگرم بحث، دوست عزیز ما - که کمی قبلتر با حرارت داشت شعار «رأی ما، یک کلام، نخست وزیر امام» سر میداد – برگشت و گفت: «اصلاً مگر این بندههای خدا (شهدا) کی اند؟! آدمهای بیچارهای که گول خوردند و خودشان را بیخودی به کشتن دادند و...» دوست سبزمان را کنار کشیدم و دوستانه به او گفتم که این نحوه دفاع از کاندیدای مورد علاقهاش درست نیست چون(با عرض پوزش از محضر نورانی امام و شهدا) احتمالاً این کسانی که شهدا را گول زدهاند، همان امام و نخست وزیرش و دیگر اعوان و انصارش بودهاند که شما برایشان حنجره میدرانید!! نمیدانم چقدر این توصیه دوستانه کارگر افتاد ولی راستش اصلاً بعید نمیدانم که همان دوست عزیز در راهپیمایی روز قدس هم شرکت کرده و در اثنای
سر دادن شعار افتخار آمیز «نه غزه، نه لبنان...» تا چشمش به ما بسیجیهای «غیرواقعی» افتاده فریاد برآورده باشد که «بسیجی واقعی، همت بود و باکری»! غافل از اینکه (از همه حواشی و وجوه پروبلماتیک «بسیجی واقعی» که بگذریم) همین محمدابراهیم همت که نهایتاً هم جان خود را بر سر حفظ تمامیت ارضی و برافراشته ماندن پرچم اسلام در ایران فدا کرد، در سال 61 و در حالی که ایران عزیز ما درگیر جنگی تمام عیار در مرزهای خود بود، چند ماه در سوریه و لبنان به سر برد تا در صحنه نبرد اسلام و کفر صهیونی حاضر باشد و نیروهای شیعه لبنانی را برای مقابله با اسرائیل آموزش دهد. غافل از اینکه همین حاج همت فرماندهی دارد به نام حاج احمد متوسلیان که در همین سفر به اسارت مزدوران اسرائیل در میآید و هنوز هم از او و 3 نفر همراهش خبر روشنی در دست نیست. علیالظاهر بسیجیهای «واقعی» هم به منطق نه غزه، نه لبنان معتقد نبوده اند! به سؤال اصلی ام باز میگردم، به نظر شما اسم این وضعیت چیست؟ وضعیتی که عدهای از افراد حرفهایی میزنند و شعارهایی میدهند که از جهات متعددی با هم سازگار نیست و وقتی خوب بحث را میشکافی و داخلش میشوی میبینی که کمابیش خودشان هم میدانند که به آن چیزی که میگویند معتقد نیستند! به نظر من ماجرا کمی فراتر و حتی متفاوت از «بیصداقتی»، «دورویی» و «ریاکاری» است. احتمالاً بسیاری از دوستان سبز ما صادقانه به وجوهی از «شخصیت» امام یا شهدای بزرگ علاقه مند باشند اما این علاقهمندی صرف و موضعی برای اینکه خود را پرچمدار اندیشه و رهرو طریق آنان جا بزنند کافی نیست. آن وقت است که از دل تناقضات این وضعیت پدیدهای متولد میشود که در ادبیات قرآنی نام آشکاری دارد؛ «نفاق». مفهوم قرآنی نفاق تا حدودی متفاوت از مقولاتی چون دورویی، ریاکاری و... است. گاهی ممکن است بعضیها خیلی صادقانه منافق باشند! (البته این اغلب درباره سران نفاق صادق نیست.) نفاق بیش از آنکه انحرافی اخلاقی باشد، عارضهای عقیدتی است و محصول تلاش نافرجام برای جمع بستن میان چیزهایی که با هم قابل جمع نیستند. به تعبیر درخشان استاد سیدمحمد روحانی در کتاب «ایستاده در باد» (نگاهی به تفسیر سوره احزاب)؛ نفاق بنا کردن استدلالاتی است با صغراهایی دینی و کبراهای غیردینی. و من فکر میکنم میتوان در اینجا به جای دینی و غیردینی، انقلابی و غیرانقلابی هم قرار داد. «خداوند در سینۀ مرد 2 قلب قرار
نداده است...» (احزاب، 4).
سایه روشن
پاسخ سلیمینمین به یک شایعه
در پی انتشار مطلبی در یک روزنامه مبنیبر دیدار عباس سلیمینمین با هاشمیرفسنجانی، سلیمینمین پاسخی را در جواب آن منتشر کرد. در بخشی از پاسخ سلیمینمین آمده است: «اولاً بنده هرگز به صورت انفرادی یا جمعی ملاقاتی با جناب آقای هاشمیرفسنجانی نداشتهام. ثانیاً اگر معتقد به تلاش برای رفع کدورتها باشم (که قطعاً آن را ضروری میبینم) تا این حد شم سیاسی دارم که نقطه ثقل تقویت وحدت ملی را یکی از آغازکنندگان منازعهای باطل قرار ندهم. برای ایجاد مفاهمه و تلطیف فضای سیاسی بدیهی است به شخصیتهایی باید رجوع شود که مرتکب خطاهای فاحش نشده باشند. ثالثاً تصور من آن است که آن جریده محترم و برخی رسانههای دیگر برآنند که برخی نخبگان دارای عملکرد نامطلوب در انتخابات اخیر را از عذرخواهی از ملت بینیاز سازند. براستی چرا تصور میکنیم اگر یک شخصیت سیاسی دچار خطایی زیانبار برای جامعه شد، چنانچه در محضر ملت به اشتباه خود اذعان کرده و عذرخواهی کند، از شأن و منزلتش کاسته میشود؟»
شکایات مردمی علیه قانون گریزی
به دادستانی تقدیم میشود
وطن امروز: مسؤول کمیته رسانهای جنبش مردم ایران علیه قانون گریزی گفت: شکایات مردمی علیه میرحسین موسوی به طور مکتوب به دادستانی کشور تقدیم میشود. امیرطاهر حسین خان تاکید کرد: جمع کثیری از ملت ایران علیه میرحسین موسوی شکایت کردهاند و این شکایات در سایت موج قانون با بيان مشخصات و کد ملی افراد به ثبت رسیده است. وی ادامه داد: پس از اینکه شکایات مردمی علیه میرحسین موسوی به حد نصاب تعیین شده رسید، این شکایات جمعآوری شده و به دادستانی کشور ارائه میشود.
تحریم، ایرانیها را متحد میکند
خبرگزاري رویترز در گزارشی با اشاره به موضوع هستهای و بحث تحریم ایران نوشت: برنامه هستهای ایران همیشه سبب اتحاد ایرانیها شده است. ممکن است تشدید تحریمها به اتحاد بیشتر ملت ایران منجر شود. این خبرگزاری در گزارشی با نام «پرسش و پاسخهایی درباره مقاصد ایران» به موضوع تحریم اشاره کرد و نوشت، ممکن است تشدید تحریم ایران به اتحاد بیشتر ملت این کشور منجر شود. رویترز با اشاره به موضوعی که برخی کشورهای غربی از جمله آمریکا درباره تشدید تحریم ایران مطرح میکنند تاکید کرد: «شاید تشدید تحریمهای ایران به نفع اصولگرایان ایران باشد و ممکن است که ملت ایران را [بیش از پیش] متحد کند؛ هر چند در درازمدت ممکن است برخی ایرانیها را خشمگین کند».