printlogo


کد خبر: 198769تاریخ: 1397/6/26 00:00
نیروهای روسیه و چین خود را برای چه جنگی آماده می‌کنند؟
«واستوک 2018» پیام مستقیم پوتین به غرب

گروه بین‌الملل: روسیه به همراه چین بزرگ‌ترین رزمایش تاریخ خود را پس از فروپاشی شوروی برگزار می‌کند. رزمایش «واستوک 2018» از سوی بسیاری از تحلیلگران به جنگ عینی مسکو علیه غرب تعبیر شده است. روسیه که در مقاطعی پس از فروپاشی شوروی از ماشین نظامی غرب به سرکردگی آمریکا عقب افتاده بود، در میان سال‌های 2004 تا 2008 در اوکراین، گرجستان، قرقیزستان و حتی ازبکستان با چالش‌های بسیاری روبه‌رو شد که حاصل این رویارویی سرد، تولد جمهوری‌های اوستیا و آبخازیا و روی کار آمدن دولت‌های غرب‌گرا در اوکراین بود که در نهایت به تحولات سال 2016 و پیوستن شبه‌جزیره کریمه به خاک روسیه ختم شد. در همین راستا کریستین ساینزمانیتور می‌نویسد: رزمایش بزرگ روسیه موسوم به «واستوک 2018» سطح بی‌سابقه‌ای از اتحاد ژئوپلیتیکی چین و روسیه را نشان داد. رزمایش واستوک 2018 امروز دوشنبه 17 سپتامبر در سیبری و آب‌های ساحلی شرق دور روسیه به پایان می‌رسد. این رزمایش در چند روز گذشته با حضور ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین برگزار شد. همان طور که بارها به آن اشاره شده است این رزمایش بزرگ‌ترین مانور نظامی روسیه از پایان دوران جنگ سرد است. این مانورنظامی در میانه افزایش تنش‌های میان غرب و روسیه در حال برگزاری است و ائتلاف ناتو نیز اعلام کرده است از نزدیک این مانور را زیر نظر دارد. سرگئی لوکانین، کارشناس خاوردور در این راستا می‌گوید: این پیام به طور مستقیم برای واشنگتن است. سیاست‌های آمریکا مانند جنگ تجاری باعث شده است چین را به داشتن همکاری نزدیک‌تر با روسیه تشویق کند. در این میان برخی بر این باورند که این رزمایش آنطور که روس‌ها اعلام کرده‌اند چندان بزرگ نیست اما دست‌کم روی کاغذ ارقام ارائه شده درباره این رزمایش مشترک که اکنون در حال برگزاری است، تاثیرگذار است. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای نخستین‌بار این میزان نیروی نظامی در رزمایش روسیه شرکت کرده‌اند. در همین راستا مسکو اعلام کرده است 300 هزار سرباز در این رزمایش در کنار 36 هزار عدد تجهیزات نظامی از جمله 1000 تانک، حدود 1000 جنگنده و 80 ناو حضور دارند. این تعداد سرباز و تجهیزات حتی از میزان کل ارتش برخی کشورها بیشتر است. ویکتور لیتوکین، سردبیر حوزه نظامی خبرگزاری ایتارتاس می‌گوید: مشارکت نیروهای چینی در کنار نیروهای روس، نشانه‌ای واضح از هژمونی دارد که 2 کشور را در برابر دیگران در منطقه متحد می‌کند.   پوتین در مراسم افتتاحیه این رزمایش با اذعان به اینکه روسیه روابط نزدیکی با چین ایجاد کرده است، گفت: «ما مناسباتی ارزشمند در زمینه‌های سیاسی‌، امنیتی و دفاعی داریم». رئیس‌جمهوری چین هم که با آمریکا درگیر مناقشه‌ای تجاری است، معتقد است ایجاد مناسباتی قدرتمند با روسیه حیاتی است. او گفت: «معتقدم دوستی میان 2 کشور همچنان در حال قوی شدن است». این در حالی است که به دنبال درگیری‌های جاری در اوکراین و سوریه و همچنین حمله با عامل اعصاب به سرگئی اسکریپال، افسر اطلاعاتی سابق روسیه در انگلیس، تنش‌ها میان روسیه و غرب شدت گرفته است. اما اروپا در این کارزار تنها می‌تواند یک قربانی باشد، چرا که آمریکایی‌ها هرگز منافع کلان خود را در رویارویی با روسیه به اروپا ترجیح نمی‌دهد. روی کار آمدن دولت‌های راست‌گرا در اروپا هم منافع آمریکایی‌ها را در فروپاشی اتحادیه اروپا تامین می‌کند و هم روسیه. در شکل کلان روسیه و آمریکا هر دو به دنبال فروپاشی اتحادیه اروپایی از درون هستند و شاهد آن هستیم که حمایت پنهان آمریکایی‌ها از جنبش‌های جدایی‌طلبی چون باسک و کاتالان، استقلال اسکاتلند، سناریوسازی‌های موسوم به بریگزیت و مسائلی از این دست، شاکله اروپای متحد را در مقابل روسیه و دیگر قدرت‌های جهانی چون چین به سوی فروپاشی کشانده است. در همین حال جنگی که آمریکایی‌ها آغاز کرده‌اند در عرصه اقتصادی در گام نخست اروپا و در بخش‌های بعدی دیگر اقتصاد‌های بزرگ جهانی را به خطر خواهد انداخت. نباید از نظر دور داشت که یورونیوز در این رابطه گزارشی را منتشر کرده است که طی آن می‌نویسد: تعرفه‌های جدید محصولات آمریکایی در اروپا می‌تواند 8/2 میلیارد یورو به شرکت‌های صادرکننده به اروپا ضرر برساند. این در حالی است که دونالد ترامپ، که در آغاز سال میلادی ابتکار عمل اجرای تعرفه‌های جدید روی محصولات وارداتی اروپایی از جمله فولاد و آلومینیوم را به‌کار گرفت، گفته بود این تعرفه‌ها «بازی برد-برد» برای ایالات متحده است. حال به نظر می‌رسد اتحادیه اروپایی رویای برد- برد آمریکا را می‌تواند به کابوس بدل کند. این کابوس اروپایی در ورشکستگی صنایع خودرو‌سازی و صنایعی که وابسته به آلومینیوم هستند، تاثیر مستقیمی خواهد گذاشت و راهی جز اتحاد میان روسیه و اروپا باقی نمی‌گذارد، زیرا در نهایت خانه مشترک اروپایی که طرح آن در دوران گورباچف داده شد، اکنون می‌تواند با رویکردی جدید احیا شده و مورد استفاده قرار گیرد.


Page Generated in 0/0033 sec