printlogo


کد خبر: 201331تاریخ: 1397/8/15 00:00
انقلاب اربعین

حسین قدیانی: چند روزی است برگشته‌ام اما دلم هنوز آنجاست که «برای ما» و به قول آن سید فکه‌نشین که حقیقتا یکه‌تاز عرصه قلم بود: «پیش از آنکه یک شهر باشد، یک افق است، یک منظر معنوی است که آن را به تعداد شهدای‌مان فتح کرده‌ایم؛ نه یک بار، نه دو بار، به تعداد شهدای‌مان»! کربلا! کرب و بلا! زیارت اربعین! و سفری که هم با آش نذری همراه بود، هم با آتش نذری، آنجا که پسرک عراقی می‌گفت: «مادرم مرده و پدرم هم زمین‌گیر است، پس هیچ‌چیز برای نذری نداشتیم تا اینکه دیدم امشب هوا خیلی سرد کرده! رفتم و کلی چوب و هیزم جمع کردم از بیابان‌های اطراف تا هم شما گرم‌تان شود و هم ما اجری از خدمت به زوار حسین برده باشیم!» نزدیکای عمود ۸۰۰ بود! آنچه من در تمام این راه رهایی‌بخش دیدم، خبر از آمادگی ابنای آدم برای یک انقلاب جهانی می‌داد! انگار مقدمات واقعه‌ای بزرگ باشد یا به تعبیر قرآن «نبأ عظیم»! اگر سال‌های منتهی به بهمن ۵۷ تنها در ایران به معنای واقعی کلمه «انقلاب» شد، به برکت انقلاب اسلامی، انقلابی بزرگ‌تر را می‌شود از دل کنگره باشکوه و ظلم‌ستیز اربعین حسینی متوقع بود که دیگر محدود به مرزهای جمهوری اسلامی نخواهد ماند! روحیات؛ همان روحیه‌های بهمن پنجاه و هفتی، اراده‌ها؛ همان اراده‌های بهمن پنجاه و هفتی، شعارها؛ همان شعارهای بهمن پنجاه و هفتی، راهپیمایی‌ها؛ همان راهپیمایی‌های بهمن پنجاه و هفتی و عجیب آنکه این همه، تنها ۴۰ روز بعد از عاشورا و تنها و تنها ۴۰ سال پس از انقلاب اسلامی که خود نیز تا همیشه مدیون یوم‌العیار عاشوراست! اگر ۴۰ سال پیش، جوانانی از غرب و شرق و شمال و جنوب و مرکز ایران، علیه حکومت طاغوت بپاخاستند، اینک عطر انقلابی دیگر به مشام می‌رسد با حضور جوانانی از شرق و غرب و جنوب و شمال و مرکز جهان! روزهای منتهی به بهمن ۵۷ خبری از «من» نبود و همه «ما» شده بودند و برای خدا و اینک در ذیل سایه بلندبالای اربعین، آن متمکن پرنفوذ عراقی را می‌بینی که خدم و حشم را کنار گذاشته و سینی خرما گذاشته روی سرش! و دیگری که از قبلی هم مشهورتر است، خانه‌اش را کرده محل استراحت زوار! و مگر نه آنکه موسم انقلاب اسلامی نیز درِ خانه مردم به روی انقلابی‌های فراری از اصحاب ستم، باز بود؟! بنگرید! دوباره باز شده باب خانه‌ها برای پناه فراریان از جور و ستم طواغیت جهانی! سازمان ملل و شورای امنیت و اراذل و اوباش حق وتو و وحوش خوش‌رنگ و لعاب یونیسف و بی‌وجدان‌های یونسکو، جملگی اتاق‌های دیگر کاخ سفید هستند و در فتنه و دغل و دروغ، تداعی‌گر همان کاخ سبز معاویه! اصلاح کنید این اغلاط آشنا را! سازمان ملل یعنی بین‌الحرمین! آنجا که در مقام عمل «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند؛ چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار» راهپیمایی اربعین است، نه آنجا که اول هر فصل خزانی، محل سخنرانی ۴ تا دیوانه از تبار ترامپ می‌شود! لذا سازمان ملل یعنی سازمان خون حسین که سوئدی سفید و ساحل‌عاجی سیاه را و فقیر و ثروتمند را همراه هم قرار می‌دهد! همدل هم! همزبان هم! گفت: «بنازم به بزم محبت که آنجا، گدایی به شاهی مقابل نشیند»! اگر پول داری، آش و اگر نه، آتش! اما چه آش و چه آتش، همه برای یک هدف! انقلاب اسلامی هم همین روحیه‌ها بود! امام خمینی هم‌مسیر کرد جوان جنوب و شمال شهر را! امام اگر به ایران برگشت، بستری فراهم شد که برگشت! آن همه راهپیمایی که عجبا از این همه حکمت؛ معروف شده بودند به «راهپیمایی‌های اربعینی» بسترساز اتمام فراق روح‌الله شد و اینک نیز ان‌شاءالله به یمن همین راهپیمایی‌های اربعینی، بسترسازی بشود برای ختم غیبت بقیه..‌الله! دیگر این ملل متحد و صدالبته رنجور، با چه زبانی باید بگویند که آقایی آمریکای رو به افول را قبول ندارند برای جهان؟! بی‌خود یک عده دل به مسائلی ندهند که برای جمهوری اسلامی درست می‌کنند! نظام ما خودش مساله لاینحل استکبار جهانی است و خودش یک‌پا اپوزیسیون! خامنه‌ای به معنای واقعی کلمه «رهبر انقلاب» است! روزی این رهبری بر دوش خمینی بود و علیه شاه و اینک بر دوش خامنه‌ای است و علیه آمریکا و اسرائیل! «خاورمیانه جدید» را یادتان هست که مرتب سران استکبار می‌گفتند؟! بگذار راحتت کنم؛ خلاصه‌اش این بود که در این منطقه از عالم که به قلب جهان می‌ماند، هرگز حادثه‌ای حماسه‌وار مثل اربعین رخ ندهد ولی داد! بله! قرار بود پترائوس و عمرسلیمان، دست‌دردست هم مچ حاج‌قاسم را بخوابانند، بلکه سردار کربلای ۵ ایران هرگز قدم به خاک پاک کربلا نگذارد اما آنچه نباید می‌شد، شد و مرد بی‌ادعایی که روزی تنها در مرزهای خودمان قهرمان شناخته می‌شد، اینک تصویرش را پشت کوله شیعیانی می‌بینی از نیجریه! و کره‌جنوبی! صدر انقلاب اسلامی، در دل‌مان می‌گفتیم: «کهنوج کرمان کجا و شلمچه و کربلای ۵ کجا؟!» اما لطف و عظمت و کرامت و حکمت خدا را ببین که حتی با دیدن تمثال رهبر عربی حزب‌الله لبنان بر کلاه خودساخته دختر و پسر اهل استرالیا هم تعجب نمی‌کنیم! و اینهاست نشانه‌های افول آمریکا! پیش از این هم متنی نوشته بودم با این تیتر که «شرق با خمینی و غرب با خامنه‌ای»! خب حالا! وقت آن است کمی سربه‌سر مخاطب غربزده این سطور بگذارم! چرا امثال ما تا ۲ کلام از این واقعیت‌های روشن و حقایق ملموس می‌نویسیم، جلدی قیمت گوشت و مرغ و پیاز و سیب‌زمینی و بیکاری و تورم و رکود را به رخ‌مان می‌کشید؟!  و همیشه هم این شما هستید که سوال دارید! بسم‌الله! بفرمایید چرا تحریم‌ها لغو نشد؟! و چرا این است وضع جهانگیری؟! و چرا این است وضع شهرداری تهران؟! و چرا برجام فتح‌الفتوح‌تان نتوانست حتی لحن دشمن را با ما کمی نرم کند؟! و چرا رکود، کنترل نمی‌شود؟! و چرا بیکاری، مهار نمی‌شود؟! عاقبت این دولت، نه محصول رأی ما که ماحصل رأی خودتان است و آش کشک تَکرار خودتان است! وانگهی! نگرانی از گرانی بود یا دیوار پیاده‌روها؟! از چی دقیقا ناراحتید؟! نکند توقع دارید نظام نباید رأی روحانی را می‌خواند؟! پس «تا ۱۴۰۰» دقیقا با کدام بزرگوار طی‌الارض و بلکه بگو؛ طی‌الارز کنیم؟! شما بازماندگان همان‌ها هستید که دهه ۶۰ به این پیام شهید که «ما کربلا را برای خودمان نمی‌خواهیم، بلکه برای نسل‌های بعد می‌خواهیم» حتما زهرخند می‌زدند که «بابا! تو اول، همین خرمشهر خودمان را آزاد کن، کربلا و نسل فردا پیشکش!» صدالبته وصیت شهید محسن وزوایی محقق شد و کربلا به نسل‌های بعد رسید اما اعوان و انصار همان مهندس متوهم فتنه که تا الان هم وزیرند، اقتصاد را نتوانستند آزاد کنند! لذا الان هم مشکل از «الا ان حزب‌الله هم‌الغالبون» نیست! از این متن هم نیست! مشکل از رأی شکمی است! و تَکرار سیاست، عوض تکرار خدمت! قطعا مراد، همه رأی‌دهندگان به این دولت نیست! سخن سر جماعتی است که اغلب اسطوره‌هایش لندن تشریف دارند و آن‌وقت هنگام شایعه‌پراکنی علیه قالیباف، او را عین آب خوردن می‌برند لندن و برمی‌گردانند! خیال‌تان تخت! گذشت دوره‌ای که نبض حوادث دنیا در لندن و پاریس و نیویورک و واشنگتن می‌زد! زهرخندتان را به این جمله پذیراییم ولی بدانید که اینک، این کربلاست که آقایی می‌کند در جهان! و «راه قدس از کربلا می‌گذرد»! ما به کربلا رسیدیم اما سلمنا! آخوندی با کوله‌باری از افه و تبرج و کارنامه خالی، استعفا کرد و جهانگیری هم درگیر منشی محترم! مجددا سلمنا! به‌رغم برخی فتوحات، در بعضی حوزه‌ها وضع‌مان خوب نیست لیکن بفرمایید حضرت عشق ایرباس، وزیر منتخب رأی من بود یا شما؟! وجدان غربزده‌ها مثل غرب، میل به «افول» دارد! غرب ما اما هنوز هم بازی‌دراز است هیهات! ما نه‌تنها خجل از راه رفته نیستیم، بلکه راستش خجالت می‌کشیم از روی ارباب و خدامش، از بس که سنگ تمام گذاشتند برای ما! دارای‌شان یک‌جور و ندارشان نیز! اربعینی دیگر تمام شد اما این تازه آغاز انقلاب اربعینیان است! بهمن پنجاه و هفتی در ابعاد جهانی که با ذکر «یا حسین» از خداوند منان «مهدی» را می‌خواهد! با همین ذکر، روزی خمینی برگشت و منتقم خون حسین نیز برخواهد گشت به اذن الهی! و حالا که این اربعین گذشت و این متن هم به آخر رسیده، جا دارد هم نزد حضرت اباعبدالله و هم نزد حضرت بقیه..‌الله، سر به نشانه خجالت پایین بیاوریم از همه قصورها و تقصیرها! فقرایی بودیم با کمترین بضاعت که وسع‌مان بعضا تنها به جمع‌آوری ۴ تا هیزم می‌رسید! یا حسین و یا مهدی! ما همان شرمندگانیم! همان دست‌خالی‌ها! همان فقرا! همان بی‌بضاعت‌ها! همان بی‌عددها! همان‌ها که هرگز نتوانستند اندازه بزرگی این سفره، تدارک ببینند و توشه‌ای بیاورند! همه توشه ما همین چند نم اشک است در فراق کربلا که صدالبته با دنیایی عوض نمی‌کنیم! کربلا! کرب و بلا! یادش به‌خیر! روز ورودمان به کربلا، دختربچه‌هایی بودند که با خنده کودکانه خود از ما زوار اربعین، پذیرایی می‌کردند! آش و آتش و عطش و اشک و لبخند، همه نذر حسین! یا حسین و یا مهدی! شرمنده‌ایم از این بضاعت قلیل! یعنی همین که چشمم از دور به گنبد و گل‌دسته حضرت اباالفضل‌العباس افتاد و دست خودم را خالی‌تر از همیشه دیدم، در دل گفتم: «یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان‌الله یجزی المتصدقین»!
 


Page Generated in 0/0042 sec