printlogo


کد خبر: 202737تاریخ: 1397/9/15 00:00
باب مفاعله در دانشگاه

همانطور که به روز دانشجو نزدیک می‌شویم، به منظور تبریک این روز و طرفداری از قشر دانشجو که در هر شرایطی حق دارند، ابیاتی را با تفسیری، در اینجا گرد آوردیم تا به آنها که خلاف این را می گویند ثابت کنیم نه تنها قضیه آن طوری که آن‌ها می‌گویند نیست، بلکه طور دیگری است.

میاسای از آموختن یک زمان
ز دانش میفکن دل اندر گمان
شاعر در اینجا آنقدر دانشجویان را به آموختن توصیه کرده که گمان می رود منظورش همان دانشجویانی است که تا نه سال لیسانس گرفتنشان را به تعویق انداخته‌اند.
 
گر کسی را رغبت دانش بود گو دم مزن
زانکه من دم درکشیدم تا به دانایی زدم
حواس شاعر اینجا به همکلاسی‏اش بوده و درحال راه‏رفتن، به آینده مشترک‌شان فکر می‏کرده که ناگهان خورده وسط صورت استاد بداخلاقش و پخش زمین شده. وی علاوه بر برداشتن دوباره آن سه واحد، یک ترم هم مرخصی استعلاجی گرفته تا آبها از آسیاب بیفتد و اینقدر به او نخندند.


نگه کن به جایی که دانش بود
ز داننده کشور به رامش بود
در این بیت که اوج تعلیق را به خود اختصاص داده، به عشق در یک نگاه اشاره دارد که البته این روزها دانشگاه‏ها را فرا گرفته است و همانطور که می بینید اشاره ای به جزوه و ریختن آن بر کف راهرو نشده است پس هی جزوه هاتان را به محض دیدن جنس مخالف نقش زمین نکنید و یا برای اینکه نقش زمین شود تنه
 نزنید.

بیارای دل را به دانش که ارز
به دانش بود چو بدانی بورز
حتما با خودتان می گویید ارز به ما چه ربطی داره! ما هم نمی دانیم، احتمالا در اینجا شاعر از دولت پول گرفته که قضیه ارز را ماستمالی کند، شاعر از دور اشاره می کند که اتفاقا پول نگرفته ام و در این ابیات اسراری است... ضمنا چنانچه دانشجو، دانشجو بود به ارز مربوط است.

به یزدان چنین گفت کای دادگر
تو دادی مرا دانش و زور و فر
در این بیت نیز تعلیقی آن را دربرگرفته و اشاره مویرگی دارد به همان جمله افسانه ای “علم بهتر است یا ثروت” که از تاریخ کهن تا کنون جواب آن بر همگان پوشیده مانده و همواره دانشجویان در انتخاب یکی از این دو سرگردان و حیران به سر می‏برند.
 


Page Generated in 0/0035 sec