printlogo


کد خبر: 223705تاریخ: 1399/6/10 00:00
حاج ‌قاسم شاهد است

محمدرضا کردلو: کلمات و جملات را پشت سر هم ردیف می‌کنیم تا مگر به آنچه قصد کرده‌ایم برسیم. مسیر نوشتن اما هموار نیست. موضوع «عاشورا» است؛ روزی به وسعت همه تاریخ؛ از آدم تا حسین و از حسین تا همیشه؛ روزی که به تعبیر سید شهیدان اهل قلم هنوز به شب نرسیده است: «کاروان تاریخ روان است و یاران عاشورایی سیدالشهدا(ع) یکایک از صلب پدران و رحم مادران‌شان پا به سیاره‌ زمین می‌گذارند و در زیر خیمه‌هایی پشمینه یا در خانه‌هایی کاهگلی بزرگ می‌شوند و خود را به صحرای کربلا می‌رسانند».
انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس 8 ساله و این آخری، منازعه تاریخی ما با اسلام آمریکایی- که در هیأت گروه‌های تکفیری درآمده بود- همه مصداقی از جنگ نمایان یاران عاشورایی سیدالشهدا بود. جنگی که در بیابان‌ها و شهرهای سوریه و عراق، آنقدر ادامه یافت تا امیر سربازان حرم هم به شهادت رسید. حاج‌قاسم را می‌گویم، که کاروان تاریخ او را به سیاره زمین و انقلاب خمینی رساند؛ تا در خانه‌ای کاهگلی بزرگ شود، خود را به صحرای کربلا برساند و در رکاب امام حسین(ع) بجنگد. 
محرم 1442/1399، با یاد شهید حاج‌قاسم سلیمانی گره خورد تا باز یقین کنیم هیچ شکی نخواهد ماند. یقین کنیم به حجت حاج‌قاسم و مسیری که او پیمود؛ مسیری که رهروانش 1400 سال پس از قیام عاشورا، با جانبازی، نجات‌بخش امت رسول‌الله شدند و حماسه حسینی را به‌ مثابه مانیفستی برای رهایی امت اسلامی از محاصره استکبار جهانی تفسیر کردند. به همین جهت است که تصاویر عرض ارادت ملل مسلمان به شهیدان حاج‌قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس در رسانه‌ها دست به دست می‌شود و چون خار در چشم اربابان جنگ در رژیم سعودی می‌نشیند. حتی مسیحیان نیز در این امر خیر از یکدیگر سبقت می‌گیرند. بله! ما حالا فراتر از یک ملت، امت امام حسینیم؛ امتی که تا پیش از چهل و اندی سال پیش اینچنین نبود. آشفتگی و پریشانی و ناامیدی و افسردگی به خاطر شکست‌های پیاپی، او را از مبارزه پشیمان کرده بود. تا اینکه انقلاب اسلامی ایران پدید آمد. مکتب خمینی، جرقه‌ای از نهضت عاشورایی سیدالشهدا بود که 1400 سال بعد، به تعداد احرار عالم طرفدار پیدا کرد و به ‌رغم همه تبلیغ‌ها و توطئه‌ها ادامه یافت تا در جغرافیای منطقه غرب آسیا و فراتر از آن «حسین» را به عنوان الگویی برای مبارزه و مقابله با ظلم به آنان که او را نمی‌شناختند بشناساند. امت امام حسین(ع) یعنی همین. یعنی همه کسانی که در این سال‌ها خمینی را شناختند، خامنه‌ای را دیدند و وقتی خبر شهادت سید شهیدان مقاومت رسید، بر سر کوفتند، چرا که او را رهرویی حقیقی برای سالار شهیدان و احرار عالم می‌دانستند. حاج‌قاسم برای رشد و بلوغ و آگاهی یک امت مبارزه کرد؛ امت امام حسین(ع). 
اما راز این کشش چه بود؟ کششی که در این محرم، حاج‌قاسم را از روضه‌ها و جلسات مصیبت آل‌الله جدا نکرد. تمثال او روی میز، کنار آب و قرآنی که برای سخنران می‌گذارند، جا خوش کرده بود و انگار همه هیأتی‌ها را تماشا می‌کرد. با آن نگاه‌های نافذ و خواستنی‌اش که فقط داغش را تازه‌تر نمی‌کرد، بلکه یادمان می‌انداخت چه گوهری را از دست دادیم؛ صد حیف. اصلا حسین جنس غمش فرق می‌کند و هر که در سلسله زلف و در حلقه او باشد، جنس غمش فرق خواهد کرد؛ شبیه حاج‌قاسم که داغش سرد نمی‌شود. اینکه عشق حاج‌قاسم جذبه دارد، به خاطر همین ارتباط است؛ ارتباطی که حالا فقط در میان شیعیان و ایرانیان فهم نمی‌شود، بلکه احرار عالم همه او را می‌شناسند. به همین دلیل است که نقشه‌های آمریکا، پیش‌پیش نقش‌ بر آب است. آمریکا تصور می‌کند با تحریم و دشمنی و جنگ با ایران می‌تواند ما را از راهی که رفته‌ایم پشیمان کند اما مگر این راه فقط راه ما است؟ حالا همه ملت‌های منطقه با رمز پیروزی آشنا شده‌اند و مگر رمز پیروزی جز «یاحسین» است؟

Page Generated in 0/0035 sec