
محمدرضا اسماعیلی: ممیزی باشد یا نباشد؟ تقابلی که هر از گاهی اوج میگیرد و مخالفان و موافقان نظراتشان را میگویند؛ برخی ممیزی را بیحاصل میدانند و مثالی از شوروی و... میآورند و برخی هم این دعوا را تقابل جریانی معرفی میکنند. اما ممیزی مخالف تفکر آزاد نیست بلکه مخالف تفکر آزاد ویرانگر است.
ممیزی کتاب، بحث امروز و دیروز نیست و سالهاست رسانهها درباره این کار حرف میزنند، نقد میکنند، نور میتابانند و پیشنهاد میدهند و عدهای از نویسندگان و ناشران هم این کار را کلا کاری بیهوده میشمارند. بعضیها حتی آن را مانع اصلی رشد صنعت نشر در کشور میدانند و خواهان برچیده شدن آن هستند. این طیف در سخنان خود قانون ممیزی را غیرشفاف میدانند و از نامشخص بودن حدود و ثغور آن سخن میگویند و ادعا میکنند نویسندگان نمیتوانند تشخیص دهند حدود قانونی ممیزی کتاب چیست و به کجا ختم میشود. در ابتدای دولت یازدهم علی جنتی، وزیر وقت ارشاد در حالی از برداشته شدن ممیزی خبر داد که به دنبال همراه کردن اهالی قلم با خود بود اما بعد از مدتی اینطور این موضوع را بیان کرد: «ممیزی یک اصل حاکمیتی و بر عهده دولت است، اینکه ممیزی قبل از چاپ حذف شود، شدنی نیست». تقابل دیدگاهی که ممیزی باید باشد یا نباشد را احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی که خود عضو هیأت نظارت بر نشر کتاب است طوری دیگر تفسیر میکند و میگوید: «بحث ممیزی را باید در فضای ادبی و بخشی از تقابل یا نمودی از تقابل جریانی دانست». جریان روشنفکری نیز مدعی است مقوله ممیزی با قواعد و ضوابطی که شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسانده، اساسا جزء ابزار حاکمیتی جریان مقابل است اما 3 کلیدواژه دین، اخلاق و ملیت اصول مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است که اجرای آن با اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. محمد فاضلی نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه که یکی از کارشناسان همراه مسعود پزشکیان رئیسجمهوری در میزگرد فرهنگی بود و با کارشناس برنامه درگیری لفظی پیدا کرد، میکروفن خود را روی زمین پرتاب کرده و از برنامه بیرون رفت و تیتر یک رسانهها شد، در یادداشتی در روزنامه اطلاعات با مقایسه قیمت پنیر و ممیزی کتاب بیان کرده است: «اداره ممیزی و سانسور نمیتواند جلوی گردش ایدهها و انتشار کتابها را بگیرد (در فضای مجازی منتشر میشوند) اما کلی دفتر و دستک و کارمند و آفتابه و لگن دارد که همه خرج دارند و بخشی از مخارج دولت هستند. مخارج بالای دولت هم روی کسری بودجه مؤثر است و کسری بودجه هم یکی از مسیرهای مولد تورم است». محمدعلی مرادیان، مدیر اداره کتاب در توئیتی به این نوشته فاضلی پاسخ داد: «ممیزی یک اصل عاقلانه و یک الزام عقلی است، در همه جای دنیا هم وجود دارد؛ اگر میکروفن را سمتم پرتاب نمیکنید، توصیه میکنم با یک اصل عاقلانه مقابله نکنید؛ آب در هاون کوبیدن است».
فاضلی در بخش دیگری هم با مثالهایی از شوروی، کلیساهای کاتولیک در قرون وسطی و دوران ستمشاهی که همه حاکمیتهای دیکتاتوری شکستخورده هستند، اذعان میکند ایران امروز نیز نمیتواند جلوی خوانده شدن را بگیرد. البته ممیزی در ایران ریشه قدیمی دارد، فقط مختص دوران جمهوری اسلامی نیست بلکه در دوران پهلوی حتی شدیدتر اجرا میشده. جلال آلاحمد هم در نامهای که سال 1343 برای امام خمینی(ره) در سفرش به مکه نوشته، آورده است: «کتاب غربزدگی را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان. زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد. فدای سر شما!»
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب نیز در این باره در دیداری که ناشران، سال 78 با ایشان داشتند، ممیزی در حوزه نشر را اینطور تفسیر کردند: «خطاست اگر کسی گمان کند ما که نسبت به مساله مطبوعات و کتاب و نوشتن و نشر در جامعه حساسیت به خرج میدهیم، با تفکر آزاد، با فکر آزاد و با مباحثه آزاد مخالفیم اما با آزادی گناه و آزادی ویرانگری مخالفیم». در ماههای گذشته در آمریکا که مهد آزادی برای جریان روشنفکری است، اعتراضاتی درباره همین سانسور انجام شد. اما باز هم کار به جایی نبرد به طوری که 18 مرداد، ایالت یوتا دستور حذف ۱۳ عنوان کتاب را از تمام کلاسها و کتابخانههای دولتی صادر کرد. ممیزی کتاب روندی متداول در جهان است و ممیزی فقط هم در حوزه نشر نیست بلکه در همه ابعاد صورتی از ممیزی وجود دارد. حتی در سینمای هالیوود که از نظر بسیاری آزادترین مسیر برای بیان نظرات است هم شاهد ممیزی هستیم. آقای دیوید راب در کتاب عملیات هالیوود از ورود سازمان پنتاگون و تغییر جهت دادنهایی در روند نوشتن فیلمنامه تا تولید آثار پرده برداشت بنابراین در امر ممیزی فقط چگونگی ممیزیها تفاوت دارد. این را هم باید گفت که تعداد افرادی که ممیزی فضای ادبی را در هیچ مرتبهای قبول ندارند کم است ولی بحث بر سر نحوه و چگونگی انجام آن است.