مردم اسدآباد از نبود وجدان کاری و حسن اخلاق در برخی ادارات و بیتوجهی به منشور تکریم ارباب رجوع گلایهمند هستند. به گزارش فارس از اسدآباد، در تقویم جمهوری اسلامی ایران دوم تا هشتم شهریورماه به عنوان «هفته دولت» نامگذاری شده که دلیل این نامگذاری شهادت مظلومانه شهیدان باهنر و رجایی است. هرساله دولتمردان این هفته را با برنامههای مختلفی چون دیدار با امامانجمعه، غبارروبی گلزار شهدا، سرکشی از خانواده معظم شهدا، تجلیل از کارکنان دولتی، افتتاح پروژههای مختلف و... گرامی میدارند اما مساله مهمی که شاید در این ایام کمتر به آن توجه میشود، تأکید بر الگوگیری از خصوصیات بارز شهدای دولت است که یکی از این خصلتهای مهم، وجدان کاری است. وجدان کاری یعنی رضایت قلبی و التزام عملی نسبت به وظایف تعیین شده؛ تعهدی که در صورت نبود سیستم نظارتی، باز هم باید وظایف خود را به بهترین نحو ممکن به انجام برسانیم. یک مسؤول باید در هر جایگاهی که باشد وجدانش را برای انجام کار و وظیفهاش بیدار کند، درست مثل شهدا که با بهرهگیری از این ویژگی و تعهد درونی، برای وطنشان جانفشانی کردند. این خصلت مهم بین شهدای دولت هم مثالزدنی است، چرا که شهیدان رجایی و باهنر در حین انجام وظایف خود و خدمت بیمنت به مردم به درجه رفیع شهادت نائل شدند. امروز باید دید چقدر دولتمردان و کارکنان دولتی این ویژگی مهم را در وجودشان تقویت کرده و در انجام مسؤولیتها آن را به کار میبندند؟ این سوالی است که وقتی وارد ادارهای میشویم و به عنوان ارباب رجوع کارمان به ادارات میافتد، متوجه آن خواهیم شد. شهر اسدآباد با 84 اداره دولتی یکی از چند هزار شهر کشور است که در هر اداره آن 3 تا 10 کارمند مشغول به کار هستند. این روزها گلایههای مردم از برخی ادارات و بیتوجهی به درخواستهای آنان بیداد میکند، چراکه هنوز همه کارکنان و رؤسای ادارات به وظایف خود آگاه نیستند و در انجام آن بعضاً کوتاهی میکنند. متأسفانه در اغلب موارد تکریم اربابرجوع در حد منشور روی دیوار باقی مانده بهطوری که بیتوجهی رئیس و کارمند به آن، باعث دلآزردگی افراد میشود. یکی از شهروندان با گلایهمندی به عدم اهمیت وقت ارباب رجوع میگوید: برای کاری به یکی از ادارات شهرستان مراجعه کردم، ساعتها پشت در اتاق رئیس این اداره منتظر بودم تا نوبتم شود وقتی نوبت به من رسید، منشی اداره گفت رئیس رفت. من مات و مبهوت بودم که چطور میشود که ما چند نفر جلوی در اتاقش نشسته باشیم بعد او رفته باشد. وی اضافه میکند: از جا بلند شدم و به منزله اعتراض دستگیره در اتاق رئیس را گرفتم و در را باز کردم اما خبری از رئیس نبود. منشیاش مرا به خاطر این کار مواخذه کرد بعد با کجخلقی گفت رئیس از در پشتی اتاقش خارج شده و من چه خوشخیال در انتظار دیدن رئیس و بازگویی مشکلم در این طرف در بسته منتظر مانده بودم. این شهروند عنوان میکند: دردمان که یکی، دو تا نیست، آخر بگو چرا دروغ میگویی که باید منتظر بمانم که آخر ساعت هم که شده ملاقاتت میکنم. مگر وقتم را از سر راه آوردهام که اینگونه با من برخورد میکنی؟ متأسفانه نظارتی هم که وجود ندارد. فرد دیگری از طرز برخورد رئیس گرفته تا کارکنانش گلایه میکند و میگوید: روزی که برای مشکلی پایم به ادارهای باز میشود، چند برابر مشکل کارم، دغدغه روحی برایم ایجاد میشود، چرا که در برخورد با مسؤولان اداره احساس ضعف میکنم. اغلب آنها نگاه از بالا به پایین دارند، این در حالی است که همین افراد در سخنرانیهایشان از این دم میزنند که مردم ولینعمت ما هستند. او ادامه میدهد: جای سوال است کسی که تعهد کاری ندارد چطور به خود اجازه داده که بر صندلی تعهد تکیه بزند. از این دست موارد در سطح ادارات زیاد است که اگر بخواهی پای درددل افراد بنشینی، مثنوی هفتاد من میشود. در بیشتر ادارات اسدآباد نبود وجدان کاری در بین برخی کارکنان و رؤسای دولتی معضلی شده که دود آن تنها به چشم مردم میرود. باید اصل وجدان کاری را بین تمام افراد بویژه مسؤولان زنده و تقویت کرد که این امر نیاز به بهرهگیری از ظرفیت نهادها، مجموعهها و افراد اثرگذار فرهنگی- دینی دارد. توجه نهادهای نظارتی بر عملکرد مدیران نیز از دیگر موضوعاتی است که باید همواره جدی گرفته شود.