18/دی/1404
|
17:37
در آستانه دیدار نتانیاهو و ترامپ، رسانه‌های رژیم صهیونیستی از نگرانی صهیونیست‌ها نسبت به تبعات درگیری احتمالی با ایران نوشتند

هاآرتص: جنگ بعدی یعنی پایان اسرائیل

هاآرتص: جنگ بعدی یعنی پایان اسرائیل

حسین کیامنش: در روزهای اخیر، پس از برگزاری مانور موشکی گسترده ایران در شهرهای مختلف که تصاویرش از تهران، مشهد، مهاباد و کرمانشاه منتشر شد، ادبیات رسانه‌ها و محافل تصمیم‌گیری در رژیم صهیونیستی به طور چشمگیری تغییر کرده است. مانوری که در آستانه سفر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا و دیدارش با ترامپ درباره برنامه موشکی ایران، قدرت پاسخ قاطع، همزمان و گسترده تهران به هر اقدام خصمانه‌ای را به نمایش گذاشت و نشان داد ایران نه‌تنها پس از جنگ 12 روزه قدرت موشکی خود را حفظ کرده، بلکه آن را به سطحی بالاتر هم ارتقا داده است.
تا پیش از این مانور که مشخصا نشان از بازیابی آشکار قدرت موشکی ایران داشت، بسیاری از رسانه‌های صهیونیستی و مقامات رژیم بر این تصور غلط تکیه داشتند که تهران پس از ضربه‌های جنگ ۱۲ روزه، برای مدت طولانی از بازیابی توان موشکی و پدافندی خود عاجز خواهد ماند. این تصور اشتباه، آنها را به سمت تأکید مداوم بر لزوم حمله مجدد به ایران، نابودی کامل برنامه موشکی و حتی گسترش عملیات نظامی علیه زیرساخت‌های دفاعی تهران سوق می‌داد.
اما اکنون، با مشاهده مستقیم بازیابی سریع و حتی افزایش قدرت موشکی ایران، اصطلاحا حساب کار دست مقامات و رسانه‌های صهیونیستی آمده است. لحن غالب اکنون به سمت احتیاط شدید، هشدارهای پی‌درپی و تأکید بر پرهیز از شروع هرگونه جنگ جدید با ایران چرخیده است. تغییر لحنی که پس از گزارش‌ها و رویکرد رسانه‌های اسرائیل‌هیوم و وای‌نت رژیم صهیونیستی، حالا در ادبیات یکی از معتبرترین و تاثیرگذارترین رسانه‌های رژیم صهیونیستی دیده می‌شود.
در همین راستا، روزنامه هاآرتص در مقاله‌ای تحلیلی نوشته ژنرال ذخیره ارتش اسحاق بریک، با اشاره مستقیم به سفر آتی بنیامین نتانیاهو به آمریکا و دیدار برنامه‌ریزی‌شده او با دونالد ترامپ در ۲۹ دسامبر، هشدار شدیداللحنی داده است. هاآرتص تأکید می‌کند نتانیاهو پیش از هرگونه درخواستی از ترامپ برای حمله مجدد به ایران، باید به واقعیت‌های تلخ و تغییریافته روی زمین توجه کند. هاآرتص ابتدا از جنگ 12 روزه به عنوان قمار بزرگ اسرائیل یاد می‌کند که می‌توانست به فاجعه بزرگی برای صهیونیست‌ها تبدیل شود و سپس می‌نویسد: شرایط اکنون کاملا متفاوت است و تکرار چنین قماری می‌تواند به فاجعه غیرقابل جبرانی برای اسرائیل منجر شود.
یکی از محورهای اصلی و تکرارشونده در هشدارهای هاآرتص و دیگر رسانه‌های اسرائیلی از جمله وای‌نت، سرعت شگفت‌انگیز و غیرمنتظره بازیابی قدرت موشکی ایران است. این رسانه صهیونی اذعان می‌کند به‌رغم آسیب‌هایی که ایران در جنگ 12 روزه متحمل شد، حالا به فاصله تنها ۶ ماه از پایان جنگ، نه‌تنها زرادخانه موشکی خود را بازسازی کرده، بلکه حالا هزاران موشک بالستیک جدید هم به انبار خود اضافه کرده است.
در همین رابطه گزارش‌های رسانه‌هایی مانند نیویورک تایمز تأکید دارند ایران با کسب تجربه در جنگ 12 روزه، هدف خود را شلیک همزمان ۲۰۰۰ موشک بالستیک در جنگ احتمالی بعد قرار داده، یعنی ۴ برابر حجم شلیک موشک در جنگ قبلی که تنها بیش از 500 موشک در طول 12 روز بود. چندی قبل بود که روزنامه نیویورک تایمز با پیش کشیدن این ادعا، تاکید کرد استراتژی ایران بر مبنای «اشباع پدافند» اسرائیل طراحی شده تا سیستم‌های دفاعی آن را کاملا فلج کند و خسارات غیرقابل جبرانی به نقاط حیاتی و کلیدی اسرائیل وارد کند.
در همین حال هاآرتص به طور صریح به کمبود شدید ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل و آمریکا اشاره دارد. طبق اذعان این رسانه صهیونیستی، در جنگ ۱۲ روزه، ذخایر موشکی سامانه آرو اسرائیل و تاد آمریکا به شدت کاهش یافت. علاوه بر هاآرتص، دیگر رسانه‌ها و اندیشکده‌های صهیونی و البته غربی نیز اذعان دارند در روزهای پایانی جنگ، رژیم صهیونیستی در آستانه پایان موشک‌های رهگیر بود و آمریکایی‌ها نیز قریب به یک‌چهارم ذخایر موشکی سامانه تاد را برای مقابله با موشک‌های ایرانی مصرف کرده بودند. کمبودی که به ادعای مرکز مطالعات CSIS، حداقل تا سال 2027 خبری از جبران آن نخواهد بود. هرچند برخی هم معتقدند مصرف موشک‌های تاد در دوره جنگ 12 روزه به قدری بی‌سابقه بوده که جایگزینی میزان مصرف‌شده تا سال 2029 زمان خواهد برد. با اشاره به این واقعیت است که هاآرتص تاکید دارد دولت آمریکا صراحتا اعلام کرده که در درگیری بعد، نمی‌تواند همان سطح حمایت پدافندی را تکرار کند، زیرا ذخایرش محدود است.
جنگ ۱۲ روزه که با حملات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شد و با همراهی و حمایت مستقیم آمریکا در روزهای پایانی همراه بود، اساسا به دلیل ناتوانی پدافندی طرف مقابل در برابر حجم موشک‌های ایران پایان یافت. به اذعان صهیونیست‌ها، ایران در جنگ خردادماه بیش از 550 موشک بالستیک به همراه بیش از ۱۰۰۰ پهپاد به سمت سرزمین‌ اشغالی شلیک کرد و به رغم فعالیت پدافند چندلایه رژیم صهیونیستی شامل آرو 2 و 3، فلاخن داوود و کمک‌های آمریکا، تعداد قابل توجهی از موشک‌ها با موفقیت به اهداف اصابت کرد و خسارات قابل توجهی به اسرائیل وارد شد. کارشناسان و اندیشکده‌های راهبردی وابسته به رژیم صهیونیستی از جمله JINSA، اعتراف می‌کنند در روزهای پایانی، ذخایر رهگیر رو به اتمام بود و بسیاری از موشک‌های ایرانی بدون مانع جدی به اهداف ‌رسیدند. حالا با توجه به این تجربه و البته برنامه احتمالی ایران برای شلیک همزمان ۲۰۰۰ موشک، تصور خسارات احتمالی، رسانه‌های صهیونیستی را به وحشت انداخته است، چرا که این حجم عظیم از شلیک موشکی، آن هم تنها در یک موج حمله، می‌تواند نه‌تنها نقاط نظامی، بلکه زیرساخت‌های حیاتی رژیم صهیونیستی را هدف قرار داده و این رژیم را در موقعیت غیرقابل دفاعی قرار دهد.
اساسا این تفاوت فاحش، یعنی تقویت مداوم آفندی ایران در برابر محدودیت‌های پدافندی طرف مقابل، یکی از دلایل اصلی تغییر لحن رسانه‌های صهیونیستی است.
با این حال، شواهد تاریخی و فعلی نشان می‌دهد در صورت وقوع هر جنگ جدیدی، ایالات متحده مثل جنگ قبل، حمایت همه‌جانبه‌ای از اسرائیل خواهد کرد. حتی اگر این حمایت به قیمت کاهش شدید ذخایر نظامی خود و ایجاد مشکلات امنیتی داخلی برای واشنگتن تمام شود. هم آمریکا و هم اسرائیل محدودیت‌های جدی در برابر حجم، دقت، تنوع و هماهنگی قدرت موشکی ایران دارند اما همکاری کامل واشنگتن با تل‌آویو در صورت تصمیم به حمله مجدد، تقریبا قطعی است ولی نکته قابل توجه این است که این حمایت احتمالی، هرچند پرهزینه، نمی‌تواند خلأ اساسی محدودیت‌های پدافندی را برای آمریکا و اسرائیل پر کند.
* ضربه ایران سخت خواهد بود یا اسرائیل؟
شاید تلخ‌ترین بخش گزارش هاآرتص و دیگر کارشناسان اسرائیلی برای رژیم صهیونیستی، مقایسه تعادل جغرافیایی، جمعیتی و استراتژیک بین تهران و تل‌آویو باشد. ژنرال بریک تأکید می‌کند حتی اگر اسرائیل ضربه بسیار سختی به ایران وارد کند - مانند نابودی بخشی از کارخانه‌ها یا سایت‌های هسته‌ای - تهران به دلیل وسعت جغرافیایی ۷۵ برابری، پراکندگی گسترده زیرساخت‌ها، عمق استراتژیک و جمعیت توزیع‌شده، قطعا می‌تواند این ضربات و خسارات را هضم کند و به حیات خود ادامه دهد، چرا که ایران کشوری پهناور با منابع متنوع است که حتی ضربه‌های سنگین نمی‌تواند آن را از پا درآورد.
نویسنده هاآرتص با این توضیحات، این سوال را مطرح می‌کند: آیا اسرائیل هم می‌تواند در مقابل ضربات سخت ایران دوام بیاورد؟ این رسانه صهیونیستی می‌نویسد: اگر ایران مقابله به مثل کند و با تمرکز بر نقاط حیاتی اسرائیل ضربات سختی وارد کند، اسرائیل قطعا نمی‌تواند چنین خساراتی را هضم کند.
هاآرتص این تفاوت اساسی را به عنوان یک «قمار مرگبار» توصیف می‌کند و هشدار می‌دهد چنین ضربه‌ای نه‌تنها به ویرانی گسترده زیرساخت‌ها و اقتصاد منجر می‌شود، بلکه ممکن است به نابودی کامل و مرگ رژیم صهیونیستی بینجامد، چرا که اندازه کوچک جغرافیایی، تمرکز جمعیتی و منابع محدود اسرائیل، آن را در برابر پاسخ‌های گسترده ایران کاملا آسیب‌پذیر می‌کند.
در مجموع، آنچه می‌توان از برآیند تحلیل‌ها و هشدارهای رسانه‌های صهیونیست که عمدتا برآمده از نگرانی‌های جامعه و دولت اسرائیل است، دریافت این است که رژیم صهیونیستی به این درک روشن رسیده که اگر قرار بر آغاز جنگ جدیدی علیه ایران باشد، شرایط دیگر مانند جنگ ۱۲ روزه نخواهد بود. قدرت موشکی پیشرفته‌تر، هماهنگی بالاتر، حجم شلیک چند برابری و آمادگی دفاعی - تهاجمی ایران و مهم‌تر از همه، اهداف تعیین‌شده برای حمله، این بار همه چیز را به کلی متفاوت خواهد کرد.
به همین دلیل است که رسانه‌های صهیونی اکنون به مقامات خود و یکدیگر هشدار می‌دهند از اقدامات تحریک‌آمیز و قمارهای نظامی پرهیز کنند.

ارسال نظر