
امیرعباس نوری: آمیت سگال، تحلیلگر سیاسی کانال 12 عبری تلویزیون رژیم صهیونیستی دوشنبهشب پس از کنفرانس خبری دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در مطلبی نوشت: اسرائیل امشب تقریباً همه آنچه میخواست از ترامپ دریافت کرد؛ از غزه تا ایران.
این موضع تحلیلگر کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی بر اساس اظهارات ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو نوشته شده است. ترامپ در پاسخ به سوالی درباره دادن اجازه به رژیم صهیونیستی برای حمله نظامی مجدد به ایران گفت: «اگر تهران به برنامه موشکیاش ادامه دهد؛ من از حمله به ایران حمایت میکنم. اگر به برنامه هستهایاش ادامه دهد، این حمله باید فوری باشد».
نکته قابل تامل درباره این اظهارات ترامپ این است که او مدعی شد گفتوگویش با نتانیاهو در این مقطع، کلا ۵ دقیقه بوده و آنها در این ۵ دقیقه درباره ۳ موضوع با یکدیگر تواصفق کردهاند.
اظهارات ترامپ درباره موافقت با حمله نظامی مجدد به ایران، آن هم در مدتزمان کوتاه گفتوگو با نتانیاهو، به وضوح نشاندهنده هماهنگی و همراهی کامل واشنگتن با سیاستهای رژیم صهیونیستی علیه ایران است. این موضوع در جریان جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران به وضوح آشکار شد.
ترامپ البته در ادامه اظهاراتش درباره ایران، در کنفرانس خبری با نتانیاهو مدعی شد از مذاکره با ایران حمایت میکند اما رفتار او در میانه مذاکرات با ایران و همراهی با حمله رژیم صهیونیستی به ایران باعث شده عملا موضوع مذاکره به عنوان یک مسیر انحرافی و شاید پوششی جدید برای غافلگیر کردن ایران در دستور کار رئیسجمهور آمریکا باشد.
واقعیتهای میدانی و سیاسی فعلی حاکی از هماهنگی کامل واشنگتن و تلآویو درباره ایران است. بهانه حمله بامداد ۲۳ خرداد رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، برنامه هستهای بود اما اکنون ترامپ و نتانیاهو موضوع برنامه دفاع موشکی ایران را بهانه کردهاند و از هماهنگی کامل خود برای حمله نظامی مجدد به ایران میگویند. بنابراین کاملا مشخص است که آمریکا و رژیم صهیونیستی یک سیاست واحد را علیه ایران در دستور کار گذاشتهاند.
البته موافقت ترامپ با حمله نظامی به ایران به بهانه برنامه دفاع موشکی، به منزله این نیست در مقطع زمانی فعلی آنها برای حمله به ایران برنامهریزی کرده و میکنند.
در این باره چند نکته قابل توجه است:
1- به اعتقاد کارشناسان، رژیم صهیونیستی برای حمله نظامی مجدد به ایران نیازمند تعیین تکلیف برخی موضوعات از جمله قدرت حزبالله لبنان است. حزبالله لبنان پس از توقف جنگ در بیش از یک سال اخیر توانسته قدرت خود را بازسازی کند. فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی بر دولت لبنان برای خلع سلاح حزبالله نیز با شکست مواجه شده است. پس از شکست موضوع خلع سلاح حزبالله، رژیم صهیونیستی لبنان را به حمله نظامی تهدید کرده است. اکنون موضوع دور جدید حمله نظامی رژیم صهیونیستی علیه حزبالله لبنان به عنوان مهمترین اولویت رژیم شناخته میشود. با این حال رژیم صهیونیستی برای مقابله با حزبالله نگرانیها و موانع جدی پیشرو دارد. سرعت بازسازی حزبالله به گونهای بوده که کارشناسان نظامی رژیم نگران نوع واکنش حزبالله در صورت اقدام نظامی علیه این جریان هستند. برخی کارشناسان نظامی و امنیتی نیز معتقدند رژیم صهیونیستی در تلاش است سناریویی مشابه جنگ سال گذشته علیه حزبالله را به کار گیرد. بر این اساس، آنها احتمالا ترور رهبران و فرماندهان حزبالله را به عنوان اولویت نخست در دستور کار خود قرار میدهند و آنگاه دست به حملات نظامی علیه مراکز و تاسیسات حزبالله خواهند زد. هنوز مشخص نیست رژیم صهیونیستی نهایتا چه برنامهای علیه حزبالله لبنان تدارک دیده است. با این حال کاملا مشخص است نتانیاهو بشدت از واکنش حزبالله به هر نوع حمله نگران است. به اعتقاد کارشناسان، اگر واکنش حزبالله به حمله رژیم صهیونیستی منجر به وارد آمدن خساراتهای چشمگیر شود، این موضوع یک شکست تمامعیار برای نتانیاهو قلمداد خواهد شد و همه برنامهریزیهای رژیم برای منطقه، خاصه ایران را دستخوش تغییرات بنیادین خواهد کرد.
2- با توجه به تجارب جنگ ۱۲ روزه و آشکار شدن قدرت موشکی ایران، بدون تردید رژیم صهیونیستی به تنهایی قادر به آغاز یک درگیری نظامی مجدد با ایران نیست. در واقع بدون مشارکت مستقیم و گسترده آمریکا، رژیم صهیونیستی قادر به آغاز یک حمله نظامی جدید علیه ایران نیست. ترامپ در اظهارات شامگاه دوشنبه خود درباره مشارکت آمریکا در هر نوع اقدام نظامی احتمالی رژیم صهیونیستی علیه ایران اظهارنظر نکرد. او صرفا گفت با حمله نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران موافق است و از این اقدام حمایت میکند، لذا هنوز مشخص نیست واشنگتن در صورت وقوع این حمله، در آن مشارکت مستقیم خواهد داشت یا نه.
با این وجود یک نکته مهم وجود دارد که موضوع مشارکت مستقیم آمریکا در هرگونه حمله نظامی مجدد رژیم صهیونیستی به ایران را روشن میکند. رژیم اینک برنامه دفاع موشکی ایران را بهانه کرده است. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد با وجود غافلگیر شدن ایران اما رژیم صهیونیستی نتوانست مانع شلیک موشکهای ایران به سمت سرزمین اشغالی شود. ضمن اینکه به مرور و پس از خروج ایران از شوک اولیه ناشی از غافلگیری، قدرت موشکی ایران تا حدودی برای رژیم صهیونیستی آشکار شد. بنا به اذعان رسانههای صهیونیستی، مقامات و کارشناسان نظامی و امنیتی رژیم، در روز چهارم جنگ متوجه شدند برآوردهای آنها درباره میزان دقت و قدرت موشکهای ایران کاملا اشتباه بوده است. از سوی دیگر، جنگ ۱۲ روزه تجارب مهم و ارزشمندی از حیث تاکتیکهای آفندی و پدافندی موشکی برای ایران به همراه داشت. بنابراین ایران با استفاده از تجارب جنگ ۱۲ روزه، یک طراحی دقیق برای واکنش ویرانگر به هر نوع حمله نظامی مجدد تدارک دیده است. به صورت مشخص، اکنون برخی مقامات و کارشناسان نظامی و امنیتی رژیم نسبت به شلیک انبوه موشک از سمت ایران ابراز نگرانی کردهاند. آنها معتقدند با توجه به ظرفیت محدود سامانههای پدافندی موشکیشان، در صورتی که ایران در فاصلههای زمانی اندک اقدام به شلیک صدها موشک کند، هم نرخ اصابت موشکهای ایرانی به اهداف تعیینشده به نسبت جنگ ۱۲ روزه افزایش خواهد داشت و هم در فاصله یک یا ۲ روز، عملکرد و کارکرد سامانههای دفاع موشکی رژیم بشدت مختل و مخدوش خواهد شد. نگرانی اصلی صهیونیستها این است که در صورت انجام این سناریو توسط ایران، عملا از روز سوم جنگ احتمالی به بعد، آسمان سرزمین اشغالی کاملا در اختیار ایران قرار میگیرد و رژیم امکان و توانی برای مقابله با موشکهای ایران ندارد. در این حالت، نرخ اصابت موشکهای ایران به بالای ۹۰ درصد خواهد رسید. صهیونیستها از حجم خسارات ناشی از اجرای این سناریو توسط ایران بشدت واهمه دارند.
بنابراین رژیم صهیونیستی در برابر سناریوی شلیک انبوه موشک از سوی ایران، از یک سو توانایی تحدید قابل توجه شلیک موشک از ایران را ندارد و از سوی دیگر نمیتواند در فاصله زمانی طولانی، رهگیری و انهدام موشکهای ایرانی را انجام دهد.
بر اساس این واقعیتهاست که گفته میشود رژیم صهیونیستی عملا توان و امکان اقدام نظامی مستقل علیه ایران را ندارد. به همین خاطر، نتانیاهو در این مدت تلاش کرده و میکند ترامپ را متقاعد کند در صورت اقدام نظامی علیه ایران، آمریکا در ساعت صفر این حمله، به صورت مستقیم و گسترده مشارکت داشته باشد.
با در نظر گرفتن این نکته مهم است که میتوان گفت بدون مشارکت آمریکا اساسا حملهای از سوی رژیم صهیونیستی علیه ایران رخ نخواهد داد و موضوع حمله منتفی است.
بنابراین اعلام موافقت ترامپ با حمله نظامی مجدد رژیم صهیونیستی به ایران، به معنای چراغ سبز وی به نتانیاهو برای مشارکت آمریکا در این حمله است.
لذا این تصور که ترامپ با انجام این حمله موافقت کرده اما درباره مشارکت آمریکا در این حمله، هنوز تصمیم قطعی نگرفته، کاملا اشتباه است، چرا که همانگونه که گفته شد، بدون مشارکت مستقیم آمریکا اساسا حملهای رخ نخواهد داد.
* موشکی آری، هستهای سریع!
ترامپ در اعلام موافقت با حمله نظامی مجدد رژیم صهیونیستی به ایران، یک تفکیک زمانی قائل شده است. او گفت اگر ایران برنامه موشکی خود را ادامه دهد، با حمله رژیم صهیونیستی به ایران موافق است اما اگر ایران برنامه هستهای خود را ادامه دهد، باید حمله نظامی به ایران سریع انجام شود.
دستکم از ظاهر ادبیات ترامپ میتوان این احتمال را مطرح کرد که طبق هماهنگیهای او و نتانیاهو، حمله به ایران به بهانه برنامه موشکی، نیازمند فراهم شدن یکسری مقدمات است.
یکی از موضوعاتی که ترامپ و نتانیاهو قطعا روی آن حساب ویژه باز کردهاند، ایجاد و گسترش آشوب و ناآرامی در ایران است. پس از جنگ ۱۲ روزه و تجربیاتی که آمریکا و رژیم صهیونیستی بویژه از واکنش جامعه ایرانی نسبت به این جنگ به دست آوردهاند، یک تغییر اساسی در طرح ترامپ و نتانیاهو برای حمله نظامی مجدد به ایران انجام شد. در این طراحی جدید، سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش میکنند از طریق گروهکهای تروریست تجزیهطلب، عوامل مزدور و همینطور ضدانقلاب، بویژه سلطنتطلبان، موجی از ناآرامی، آشوب و ناامنی را در ایران ایجاد کنند. همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، تلاش مزدوران و عناصر ضدانقلاب برای سوءاستفاده از اعتراضات تعدادی از بازاریان تهران نسبت به وضعیت ارز و ایجاد آشوب و ناامنی، یک نشانه آشکار از سرمایهگذاری آمریکا و رژیم صهیونیستی بر پروژه ایجاد آشوب در ایران است.
بنابراین در کنار برخی موضوعات منطقهای مانند موضوع حزبالله لبنان یا مقاومت عراق و حتی یمن، پروژه ایجاد آشوب و هرج و مرج و ناامنی گسترده در ایران، یکی از مقدمات لازم در طرح نتانیاهو و ترامپ برای حمله نظامی مجدد به ایران است.
البته این موضوع، یعنی مقدمهچینی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله نظامی مجدد به ایران، پیش از اعلام موضع دوشنبه شب ترامپ، قابل پیشبینی بود. مقامات ایرانی، از جمله مسعود پزشکیان، پیش از این در اظهارات خود به همین موضوع اشاره و تصریح کردند این بار، دشمن برای تجاوز مجدد نظامی، در کمین وقوع یک اتفاق در درون ایران است. به همین خاطر در ایران، هم از نظر سیاسی، هم از لحاظ امنیتی و اطلاعاتی و هم از بعد نظامی، پیشبینیها و تدارکات لازم برای مقابله با این طراحی ترامپ و نتانیاهو اندیشیده شده است. در ماههای اخیر، دستگاههای اطلاعاتی ایران توانستند برخی سرشبکههای مهم مرتبط با سرویسهای آمریکا و رژیم صهیونیستی را شناسایی و دستگیر کنند. در همین راستا، اخیرا یک خانم که از سرشبکههای اصلی گروهک سلطنتطلب در ایران بود توسط وزارت اطلاعات ایران دستگیر شد و اطلاعات مهمی از برنامهریزی برای تشکیل هستههای مسلح داخلی به دست آمد. از سوی دیگر، برخی طرحهای تروریستی رژیم صهیونیستی در ایران نیز کشف و خنثی شد که یکی از این موارد، انجام اقدامات تروریستی در آستانه شب یلدا بود.
بنابراین دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایران، با پیشبینی پروژه آمریکایی - صهیونیستی، تدابیر لازم را در دستور کار قرار دادهاند. در این بین، ایران طیف متنوعی از اقدامات پیشگیرانه و تقابلی و واکنشی دفاعی را برای مقابله با هر نوع حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی طراحی کرده است. علی شمخانی، دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی و عضو شورای عالی دفاع در واکنش به اظهارات تهدیدآمیز ترامپ به برخی از این طراحیها اشاره کرد.
شمخانی دوشنبه شب در شبکه ایکس نوشت: «در دکترین دفاعی ایران، برخی پاسخها پیش از آنکه تهدید به مرحله اجرا برسد، تعیین تکلیف میشوند. توان موشکی و دفاعی ایران نه قابل مهار است و نه نیازمند اجازه. هر تجاوزی، پاسخ سخت، فوری و فراتر از تصور طراحانش خواهد داشت».
این واکنش شمخانی، به وضوح نشان میدهد پس از جنگ ۱۲ روزه و با توجه به تهدیدات موجود رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، دکترین دفاعی ایران دستخوش تغییرات جدی و مهم شده است.
یک نکته بسیار مهم در توئیت شمخانی، اشاره او به حق اقدام پیشدستانه در کمترین دفاعی جدید ایران است، بویژه اکنون که رئیسجمهور آمریکا صراحتا از موافقت کشورش با حمله نظامی به ایران گفته است، ایران طبق قوانین بینالمللی حق انجام اقدام پیشدستانه یا پیشگیرانه را داراست.
وقتی ترامپ صراحتا میگوید با حمله رژیم صهیونیستی به ایران موافق است و با توجه به شواهد و قرائن، این اعلام موافقت او، به معنای مشارکت مستقیم آمریکا در هر نوع تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به ایران است، قاعدتا این یک تهدید بالقوه علیه ایران به حساب میآید و ایران طبق قوانین بینالمللی این حق را برای خود محفوظ میداند که پاسخ این تهدید را قبل از بالفعل شدن این تهدید انجام دهد.
بنابراین معنی توئیت شمخانی این است که جمهوری اسلامی ایران بر اساس برآورد خود درباره «میزان فوریت» حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، پاسخ خود را در قالب اقدام «پیشدستانه» یا «پیشگیرانه» اجرایی کند.
اما اهمیت اقدام پیشدستانه یا پیشگیرانه ایران در مقابل تهدید ترامپ و نتانیاهو برای حمله نظامی مجدد به ایران چیست؟
در شرایط فعلی، مهمترین نگرانی رژیم صهیونیستی و آمریکا از جنگ با ایران، قدرت دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران است. همانگونه که اشاره شد، طی هفتههای اخیر، مقامات و رسانههای رژیم صهیونیستی درباره توانایی ایران برای شلیک انبوه موشک به سمت اهداف تعیینشده در سرزمین اشغالی بشدت ابراز نگرانی کردهاند. حمله موشکی ایران به رژیم صهیونیستی، آن هم با تعداد انبوهی از موشک، ضمن اینکه خسارات هنگفت و غیرقابل جبرانی به رژیم صهیونیستی وارد میکند، باعث میشود سیستم چندلایه پدافند موشکی رژیم صهیونیستی کاملا مخالف شود و این رژیم در طول جنگ با ایران، کاملا بیدفاع شود. به همین خاطر، نتانیاهو تصور میکند با مشارکت آمریکا در جنگ احتمالی علیه ایران، این تهدید بزرگ کنترل و مهار شود.
اهمیت توئیت شمخانی و اشارهاش به پاسخ ایران قبل از وقوع تهدید، دقیقا روی همین نگرانی بزرگ صهیونیستها دست گذاشته است. در واقع توئیت شمخانی تصریح میکند طبق قوانین بینالمللی، ایران این حق را برای خود محفوظ میداند که قبل از آغاز حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک خود، پاسخ خود را عملیاتی کند.
بر این اساس، ایران میتواند در قالب عملیات پیشدستانه یا پیشگیرانه، به رژیم صهیونیستی یا حتی پایگاههای آمریکایی در منطقه، حمله موشکی کند. البته درباره کیفیت و کمیت حمله موشکی ایران نیز توضیح داده شد که هم مقامات رژیم صهیونیستی و هم مقامات آمریکایی، بشدت نگرانند ایران حمله خود را با انبوهی از موشکها انجام دهد.
در صورت وقوع حمله پیشدستانه یا پیشگیرانه از سوی ایران، هم رژیم صهیونیستی و هم آمریکا خسارات بزرگ و غیرقابل جبرانی متحمل خواهند شد. به همین خاطر، حمله پیشدستانه یا پیشگیرانه ایران، محاسبات و برآوردهای طرح نتانیاهو برای کنترل و مهار قدرت آفندی موشکی ایران از طریق مشارکت آمریکا در جنگ احتمالی علیه ایران را خنثی میکند.
بنابراین صرف طرح موضوع عملیاتی شدن پاسخ ایران قبل از اجرای تهدید نظامی، تاثیر مهمی بر محاسبات طرف مقابل، بویژه ترامپ، درباره حمله نظامی احتمالی به ایران خواهد گذاشت.
حتی اگر پاسخ ایران، تنها چند ساعت یا حتی چند دقیقه قبل از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی اجرایی شود، در اثرگذاری این حمله و خسارات واردشده به رژیم صهیونیستی و آمریکا تغییر چندانی رخ نخواهد داد.
بنابراین دکترین دفاعی جدید ایران و تاکید بر اقدام پیشدستانه یا پیشگیرانه باعث میشود ریسک حمله نظامی مجدد به ایران، برای طرف مقابل بویژه آمریکا افزایش چشمگیری داشته باشد.
نتانیاهو در مذاکرات با ترامپ برای ترغیب او برای موافقت با مشارکت آمریکا در حمله احتمالی به ایران، قاعدتا طرحی ارائه کرده و میکند که حاوی تضمینهای محکم و قطعی درباره کاهش خسارات ناشی از واکنش ایران باشد. ضمن اینکه پنتاگون و CIA باید تضمینهای طرح نتانیاهو را تایید کنند. قاعدتا بر اساس محاسبات پنتاگون و CIA، موضوع اقدام نخست، در حمله به ایران بسیار اهمیت دارد. اگر در محاسبات طرف آمریکایی، عزم و اراده ایران برای انجام اقدام پیشدستانه جدی تلقی شود، آنگاه ریسک حمله به ایران بسیار بالا خواهد رفت.
البته حمله پیشدستانه، صرفا یکی از تدابیر اندیشیده شده در دکترین دفاعی ایران برای دفع و مقابله با تهدیدات موجود است. در جنگ ۱۲ روزه، به دلایلی مختلفی ایران ترجیح داد از ظرفیتهای مهم بازدارندگی و دفاعی خود استفاده نکند. مقامات ایران در ماههای اخیر، در واکنش به برخی اقدامات غیرسازنده کشورهای منطقه، مانند بیانیه اخیر شورای همکاری خلیجفارس علیه جزایر ایرانی و میدان نفتی - گازی آرش، بر این مهم تاکید کردند که عدم استفاده از برخی از این ظرفیتها در جنگ ۱۲ روزه نباید باعث شود این کشورها در محاسبات خود نسبت به قدرت ایران دچار خطا و اشتباه شوند. ایران باید مختصات این قدرت بازدارندگی خود را اثبات کند. دستکم در تحولات منطقهای، باید بخشی از وجوه این توان ایران برای همه ناظران و بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بویژه برای آمریکا ثابت شود.
ترامپ پس از جنگ ۱۲ روزه تلاش زیادی کرده روایت خود درباره قدرت ایران را غالب کند. او مدعی است تحولات ۲ سال اخیر در منطقه غرب آسیا باعث تضعیف قدرت ایران شده است. کما اینکه او دوشنبه شب در کنفرانس خبری با نتانیاهو، مجددا این ادعا را مطرح کرده است. ترامپ تلاش میکند این روایت خود از میزان قدرت ایران را مبنای تحلیلها و ارزیابیهای حکام و مقامات کشورهای منطقه قرار دهد. از این رو، ایران باید این روایت و محاسبات را تغییر دهد. بر همین اساس، کارشناسان معتقدند ایران و جبهه مقاومت میتوانند به تحولات پیشرو در غرب آسیا به دیده فرصت نگاه کنند.
تقریبا در همه ارزیابیهای منابع اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی، به بازسازی قدرت جبهه مقاومت اذعان شده است. بویژه در جبهه لبنان هنوز صهیونیستها برآورد دقیقی از میزان قدرت جدید حزبالله ندارند. یکی از دلایلی که نتانیاهو نسبت به حمله نظامی مجدد به لبنان تردیدهای جدی دارد، همین موضوع است. به اعتقاد ناظران، در صورت حمله نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان، واکنش حزبالله بسیار تعیینکننده خواهد بود. به عبارتی واکنش حزبالله به هر نوع حمله احتمالی رژیم صهیونیستی، نهتنها روی تحولات لبنان، بلکه بر همه تحولات منطقه غرب آسیا اثر مستقیم خواهد گذاشت.
اما مهمترین موضوع منطقه غرب آسیا که بیشترین تاثیر را بر همه تحولات منطقه میگذارد، مساله سوریه است. ترامپ در کنفرانس خبری دوشنبه شب، ضمن حمایت از حکومت جولانی در سوریه، ابراز امیدواری کرد رژیم صهیونیستی نیز بتواند به نوعی با حکومت جولانی کنار بیاید اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد آمریکا تاکنون اقدام قابل توجهی برای جلوگیری از دستدرازیهای رژیم صهیونیستی به خاک سوریه انجام نداده است. به همین خاطر، صاحبنظران معتقدند ترامپ و نتانیاهو در پشت پرده، نسبت به تحولات سوریه و آینده این کشور توافق کردهاند.
در این بین، رقابت ترکیه و رژیم صهیونیستی بر سر سوریه، به جنگ نیابتی ۲ طرف انجامیده است. یک سال پس از سقوط اسد، اردوغان حالا متوجه شده بدون ایران و مقاومت، توانایی حفاظت از حکومت جولانی را ندارد. اردوغان تلاش زیادی کرده تا ترامپ را متقاعد کند از تثبیت حکومت جولانی در سوریه حمایت کند. با وجود لغو تحریمهای سوریه توسط آمریکا و خارج کردن جولانی از فهرست افراد و گروههای تروریستی آمریکا اما اردوغان به این واقعیت پی برده این اقدامات ترامپ نمیتواند یک تضمین جدید برای حفظ و تثبیت حکومت جولانی در سوریه باشد. رفتار رژیم صهیونیستی در سوریه نشان داده است اگر حتی ترامپ با این سیاستهای نتانیاهو همراهی نکند اما در عمل ممانعتی در مسیر سیاستهای سلطهطلبانه نتانیاهو در سوریه ایجاد نمیکند. از همین رو است که مقامات ترکیه در چرخشی آشکار حالا سراغ ایران آمدهاند تا با ارائه پیشنهادات و تضمینهای جدید به ایران، از جمله درباره حمایت از حزبالله لبنان، از توان و ظرفیت ایران در سوریه برای حفظ و تثبیت جولانی بهره ببرند. با این حال، کارشناسان معتقدند سوریه و تحولات این کشور کلید حل مسائل و تحولات غرب آسیا است. شکلگیری نوعی مقاومت در سوریه، قطع به یقین تاثیر بسیار زیادی بر تحولات منطقه بویژه سیاستهای سلطهطلبانه نتانیاهو دارد.
به هر حال، اعلام حمایت ترامپ از اقدام نظامی علیه ایران، آن هم به بهانه برنامه موشکی تهران، نشان میدهد آمریکا پس از برنامه هستهای، این بار موضوع برنامه دفاع موشکی ایران را به عنوان یک خط قرمز جدید علیه ایران تعریف کرده است. ترامپ دوشنبه شب به وضوح اعلام کرد سیاستهای کاخ سفید در قبال تحولات غرب آسیا به طرز بیسابقهای با سیاستهای رژیم صهیونیستی همسو شده است.
از همین رو پیشبینی میشود این روند به برنامه دفاع موشکی ایران نیز محدود نخواهد ماند. از همین رو، موضوع مذاکره با آمریکا عملا بیفایده و منتفی است، چرا که ترامپ در یک سال اخیر نشان داده درباره ایران، میز مذاکره را کنار گذاشته است. بر همین اساس، اکنون مهمترین استراتژی ایران، اثبات توان دفاعی و بازدارندگی خود است. بر همین اساس میتوان گفت شاید در نیم قرن اخیر، در هیچ دوره زمانی به اندازه شرایط فعلی، اثبات قدرت دفاعی و توان بازدارندگی ایران، مهم و ضروری نبوده است.