18/دی/1404
|
01:50

قمار در کاراکاس؛ ویتنامِ جدید واشنگتن

فاطمه یوسفی: تصاویر دستگیری نیکلاس مادورو و انتقالش به خاک آمریکا، در نگاه اول شبیه سکانس پایانی یک فیلم هالیوودی است؛ نمایشی از قدرت مطلق که قرار است شعار «عظمت دوباره آمریکا» را در آغاز سال ۲۰۲۶ به رخ جهانیان بکشد اما زیر لایه‌ ضخیم این پیروزی تبلیغاتی، گسست‌های عمیقی در حال شکل‌گیری است. یورش نظامی به ونزوئلا، برخلاف آنچه کاخ سفید تصور می‌کرد، صرفاً یک عملیات بزن و در رو نبود. این اقدام، مانند سنگی که در مردابی راکد پرتاب شود، امواجی را برانگیخته که حالا در حال بازگشت به سمت واشنگتن است. تحلیلگران با تجربه می‌دانند که در سیاست داخلی آمریکا هیچ چیز به اندازه یک پیروزی قانون‌شکنانه نمی‌تواند برای یک رئیس‌جمهور هزینه‌زا باشد.
* شورش در کاپیتول؛ وقتی کنگره دور می‌خورد
اولین ترک در بدنه روایت دولت ترامپ، تضاد ماهوی در تعریف این مأموریت است. دولت از یک سو با ادبیات قضایی مدعی است این یک عملیات اجرای قانون برای بازداشت متهمان مواد مخدر بوده اما از سوی دیگر، ترامپ با همان صراحت لهجه همیشگی، از مدیریت چاه‌های نفت ونزوئلا و تشکیل اداره موقت سخن می‌گوید.
این دوگانگی، یک فاجعه حقوقی است. اگر این اقدام یک بازداشت پلیسی است، حضور ارتش و دست‌اندازی به منابع ملی یک کشور دیگر چه معنایی دارد و اگر یک تغییر رژیم نظامی است، چرا زیر پوشش حکم دادگاه پنهان شده است؟ این تناقض، ابزار برنده‌ای به دست رسانه‌های منتقد و کمیته‌های نظارتی کنگره داده تا ثابت کنند دولت برای دور زدن محدودیت‌های قانونی، حقیقت را از ملت و نمایندگان پنهان کرده است.
اندیشکده «کاتو» و بسیاری از جریان‌های لیبرتارین در تحلیل‌های خود، این عملیات را به مثابه ضربه‌ای کاری بر پیکره قانون اساسی می‌بینند. مشکل اصلی از دید آنها بی‌اعتنایی آشکار به نقش کنگره در اعلام جنگ یا تصویب استفاده از نیروی نظامی است.
درون حزب جمهوری‌خواه، شکافی در حال دهان باز کردن است؛ جناح انزواطلب که معتقد است ثروت و جان سربازان آمریکایی نباید صرف تغییر دولت‌ها در جنوب شود، حالا خود را در تقابل با بلندپروازی‌های ترامپ می‌بیند. این فقط یک دعوای درون‌حزبی نیست، بلکه جدالی بر سر روح قانون اساسی است. حالا اختیارات جنگی به جای صحن کنگره در اتاق بیضی کاخ سفید خلاصه شده و مقاومت نهادی در برابر رئیس‌جمهور، به شکلی خشن در بودجه‌های دفاعی و استیضاح‌های جدید متبلور خواهد شد. پیش از آغاز عملیات، مقامات ارشد امنیتی به رهبران کنگره اطمینان داده بودند هیچ تهاجم نظامی‌ای در دستور کار نیست. اکنون که سربازان آمریکایی در کاراکاس مستقر شده‌اند، دموکرات‌ها و حتی برخی جمهوری‌خواهان سنتی، این اقدام را فریب عامدانه می‌خوانند. در حافظه سیاسی آمریکا هرگاه رؤسای جمهور تلاش کرده‌اند کنگره را دور بزنند، با واکنش‌های زنجیره‌ای روبه‌رو شده‌اند که به رسوایی‌های ملی (مانند ماجرای ایران-کنترا یا جنگ کامبوج) ختم شده است. جلسات استماع که بزودی کلید می‌خورد، به سرعت می‌تواند قهرمان دیروز را به متهم فردا تبدیل کند.
* طلاق عاطفی از متحدان و اعتبار رو به زوال
چتم‌هاوس اشاره کرده است این عملیات، ضربه آخر به نظم مبتنی بر قواعد بین‌الملل بود. متحدان اروپایی که زمانی آمریکا را لنگرگاه حقوق بین‌الملل می‌دیدند، اکنون با آمریکایی روبه‌رو هستند که توسل به زور را به یک ابزار سلیقه‌ای تبدیل کرده است.
در سیاست داخلی، منتقدان ترامپ این پرسش را مطرح می‌کنند؛ آمریکا بدون متحد، چگونه می‌خواهد با تهدیدات بزرگ‌تری مثل چین و روسیه مقابله کند؟ به انزوا رفتن آمریکا در صحنه جهانی و نقض ماده مربوط به منع توسل به زور در منشور ملل متحد، دستمایه قدرتمندی برای کسانی است که می‌خواهند ترامپ را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی و پرستیژ جهانی ایالات متحده معرفی کنند.
از دید حقوقدانان بین‌الملل، اقدام ترامپ جعبه پاندورا را گشوده است. اگر بازداشت نظامی رئیس جمهور یک کشور با توجیهات حقوق داخلی ممکن باشد، پس راه برای روسیه، چین یا هر قدرت دیگری باز شده است تا در آینده، متحدان آمریکا یا حتی مقامات آمریکایی را با منطقی مشابه هدف قرار دهند.
این استدلال که «امنیت بلندمدت آمریکایی‌ها فدای یک نمایش کوتاه‌مدت شده است» در محافل امنیتی و میان رأی‌دهندگان میانه‌رو بشدت در حال نفوذ است. مخالفان ترامپ بر این طبل می‌کوبند که او با این کار، هر آمریکایی شاغل در خارج از کشور را به یک هدف بالقوه تبدیل کرده است.
تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت و لحن تند دبیرکل سازمان ملل، انزوای دیپلماتیک آمریکا را به خانه اول برگرداند. برای شهروند آمریکایی، دیدن کشورش در موضعی که مورد تقبیح جهانی قرار گرفته، چندان دلپذیر نیست. رقبای ترامپ این تصویر را بازنشر می‌کنند تا نشان دهند دولت او به جای ائتلاف‌سازی، آمریکا را در یک مسیر انزوای پرهزینه قرار داده است. هرچه این تنش در راهروهای نیویورک طولانی‌تر شود، هزینه سیاسی آن در واشنگتن سنگین‌تر خواهد بود.
* چپ و راست همصدا شده‌اند
اینجاست که قصه از بازداشت مادورو فراتر می‌رود. خلأ قدرت در ونزوئلا یک سیاهچاله سیاسی و امنیتی ایجاد کرده است. اگر ترامپ بخواهد به وعده‌اش برای اداره نفت و تثبیت امنیت عمل کند، به معنای حضور طولانی‌مدت هزاران سرباز در کشوری بی‌ثبات است.
سیاست داخلی آمریکا از واژه‌ «باتلاق» وحشت دارد. هزینه‌های هنگفت بازسازی، مدیریت فقر ونزوئلا و احتمال بازگشت سربازان در کیسه‌های حمل جسد، کابوسی است که هر دولتی را از پا درمی‌آورد. با تبدیل این عملیات از یک مأموریت ویژه به یک تعهد اشغالگرانه، پایگاه رأی ترامپ که خواهان پایان «جنگ‌های ابدی» بود، علیه او شورش خواهد کرد.
جذابیت اولیه این قدرت‌نمایی برای طرفداران ترامپ دیری نخواهد پاید. در آمریکا یک ائتلاف غیرمنتظره از چپ‌های ضد جنگ و راست‌های انزواطلب در حال شکل‌گیری است. وب‌سایت «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» رصد کرده است که حتی محافظه‌کاران سنتی هم از نبود یک راهبرد خروج نگرانند. با شکل‌گیری اجماع دوحزبی علیه این اقدام ترامپ، رئیس‌جمهور دیگر نمی‌تواند به سپرهای دفاع حزبی خود تکیه کند. این بحران، ظرفیت تبدیل شدن به نقطه‌ اتحاد مخالفان ترامپ را دارد.
* تروماهای تاریخی آمریکا بازمی‌گردد
تکیه وزارت دادگستری ترامپ به یادداشت‌های حقوقی قدیمی و بحث‌برانگیزی که قانون اساسی را فراتر از منشور ملل متحد می‌نشاند، جرقه یک جنگ قانونی در داخل واشنگتن را ‌زده است. رسانه‌هایی مثل «جاست سکیوریتی» در حال کالبدشکافی این متون هستند. حتی اگر دادگاه‌های داخلی ترامپ را محکوم نکنند، دادگاه افکار عمومی او را به بی‌قانونی متهم کرده است. این بحران مشروعیت، کارآمدی دولت او را در سایر پرونده‌ها فلج می‌کند و مشروعیت نظام قضایی را به چالش می‌کشد.
واشنگتن‌پست از بازگشت «شبح تغییر رژیم» سخن گفته است؛ حافظه جمعی آمریکایی‌ها از مداخلات در آمریکای لاتین پر از سیاهی است. تداعی شدن نام ترامپ با سیاست‌های استعماری قرن بیستمی، بخش بزرگی از رای‌دهندگان لاتین‌تبار در داخل آمریکا را بشدت تحریک و ناراضی می‌کند. در حالی که انتخابات‌های بعدی در راه است، این ریزش آرا می‌تواند به بهای سنگینی برای جمهوری‌خواهان تمام شود.
یورش به ونزوئلا و دستگیری مادورو شاید در کوتاه‌مدت تلاقی غرور و قدرت به نظر برسد اما با فعال کردن همزمان ۳ بحران اختیار جنگ، مشروعیت بین‌المللی و هزینه‌های انسانی - راهبردی در فضای سیاست داخلی آمریکا، زمین بازی را تغییر داده است. رقبای سیاسی ترامپ، حالا شماری از اشتباهات او را در اختیار دارند. اگر ترامپ نتواند سریعاً از این مهلکه خارج شود، رخداد کاراکاس، در واشنگتن به سنگی تبدیل می‌شود که به پای او بسته شده و او را به اعماق یک بحران فرساینده خواهد برد. موفقیت نظامی یک تاکتیک است اما بقای سیاسی یک استراتژی و ترامپ با این قمار، استراتژی را فدای تاکتیک کرد.

ارسال نظر
پربیننده