سعیده اسدیان: یک ویدئوی چند ثانیهای، چند جمله قاطع و نتیجهگیری نهایی درباره شخصیت افراد؛ اینها تصاویری است که این روزها در اینستاگرام بارها و بارها تکرار میشوند، جایی که روانشناسی زرد با وعده «آگاهی» وارد حریم خصوصی رابطهها شده و بدون اینکه مسؤولیت مطالب ارائه شده را بپذیرد، یک نسخه واحد برای آدمهای متفاوت میپیچد و شک و تردید را به جان رابطه میاندازد. روانشناسی زرد، مدلی از روانشناسی بدون پایه علمی، تشخیص حرفهای و شناخت درست افراد است؛ محتوایی که معمولاً با جملاتی مثل «اگر پارتنر شما این ویژگی را داشت...» یا «اگر همسر شما این کارها را نکرد...» آغاز میشود و با قضاوتی قطعی به پایان میرسد اما در این میان، چیزی که نادیده گرفته میشود پیچیدگی انسان و ظرافتهای رابطه است.
* «چکلیست رابطه ایدهآل» در اینستاگرام
مریم دختر ۲۸ ساله میگوید: «در اینستاگرام کلیپی دیدم که میگفت اگه پارتنر تو در بحثها سکوت میکند یا در حین دعوا صحبتهای تو را گوش نمیدهد قطعاً خودشیفته است، در حالی که من تا پیش از آن، سکوتهای همسرم را به خستگی یا ناتوانی در بیان خشم نسبت میدادم اما بعد از دیدن آن ویدئو، هر سکوت تبدیل شد به نشانه خطر و رابطهای که میتوانست با گفتوگو یا مشاوره ترمیم شود، از بین رفت. سینا که کارمند یک شرکت خصوصی است، میگوید: یک بار نامزدم ویدئویی را برایم ارسال کرد که در آن گفته شده بود اگر پارتنرت هفتهای یکبار برایت گل نخرد، یعنی دوستت ندارد! این در حالی است که من هیچ وقت آدم گل خریدن نبودم اما همیشه با رفتارها و حمایتهایم دوست داشتن خود را به نامزدم نشان میدادم، همین قضاوتها بر اساس روانشناسیهای زرد اینستاگرامی باعث شد یک روز رو به روی من بنشیند و بگوید استاندارد رابطه ما پایین است و دیگر نمیخواهم آن را ادامه دهم». اینها نمونهای از صدها نمونه از نتایج روانشناسی زرد است، روانشناسیای که به جای آموزش نیازسنجی و گفتن خواستهها، یک «چکلیست رابطه ایدهآل» میسازد؛ چکلیستی که اگر یکی از آیتمهایش تیک نخورد، حکم پایان رابطه صادر میشود. یک روانشناس در صفحه خود میگوید: «آدمها را باید در عصبانیت شناخت»، اسکرول میکنید و میبینید نفر بعدی معتقد است «هیچکس را نباید در عصبانیت قضاوت کرد چون افراد در آن لحظه درگیر احساسات و هیجانات خود قرار گرفتهاند»؛ کاربر سردرگم، میان این توصیههای متناقض، به این نتیجه میرسد که همیشه چیزی در رابطهاش «اشتباه» است.
* رؤیافروشی به جای درمان واقعی
در بسیاری از این محتواهای اینستاگرامی، افراد به چند تیپ ثابت همچون خودشیفته، سمی، امن و... تقسیم میشوند، در حالی که روانشناسی علمی سالهاست تأکید میکند شخصیت، زخمها، سبک دلبستگی و تجربههای زیسته هر انسان، منحصر به فرد است؛ درست مثل اثر انگشت، بنابراین نمیتوان برای همه روابط، یک نسخه واحد پیچید. نمیتوان با 5 نشانه، درباره سلامت یا بیماری یک رابطه قضاوت کرد و نمیتوان تشخیص اختلالات روانی را به کلیپهای چند ثانیهای سپرد.
نکته قابل تأمل این است که بسیاری از سازندگان این محتواها، خودشان هنوز در دهه سوم زندگی به سر میبرند؛ دههای که به گفته بسیاری از روانشناسان دوران تجربه، آزمون و خطا و شکلگیری هویت عاطفی است.
با این حال همین افراد، مقابل دوربین مینشینند و با قطعیت از روابط بلندمدت، ازدواج، تعهد و تشخیص اختلالات شخصیتی حرف میزنند؛ گویی مسیر پیچیده روابط انسانی را یکبار برای همیشه طی کردهاند.
متأسفانه در این روایتها، تجربه شخصی جای دانش تخصصی را میگیرد و یک شکست عاطفی، تبدیل میشود به یک «الگوی جهانی» و یک رابطه ناموفق، مبنای توصیه به هزاران نفر دیگر.
مخاطب اما نمیداند نسخهای که برای او پیچیده شده، شاید بیشتر بازتاب زخمهای درماننشده گوینده باشد تا واقعیت رابطه خودش، در واقع سؤال این است که چگونه فردی که هنوز در حال شناخت خود، نیازها و مرزهایش است، میتواند برای روابط دیگران حکم قطعی صادر کند؟
* چرا روانشناسی زرد مخاطب دارد؟
شیرین معزالدینی، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با «وطن امروز» درباره دلایل استقبال از «روانشناسی زرد» و پیامدهای آن بر روابط فردی و زوجی گفت: نگاههای صفر و صدی اساساً با روانشناسی علمی همخوانی ندارد، در روانشناسی علمی، حتی در اتاق درمان هم تشخیصها با احتیاط فراوان، طی جلسات متعدد، مصاحبه و گاه آزمونهای تخصصی انجام میشود و اصطلاحاتی مثل «خودشیفته»، «تروما»، «طرحواره» یا «تعارض» مفاهیمی تخصصی هستند که استفاده سطحی از آنها فقط ظاهر علمی ایجاد میکند.
وی افزود: دلیل جذابیت این محتواها این است که اغلب چیزی را به مخاطب میگویند که دوست دارد بشنود، در واقع این محتواها نوعی تأیید بیرونی ایجاد میکنند و گاهی بار مسؤولیت را از دوش فرد برداشته و به دیگری منتقل میکنند. همین امر باعث میشود فرد احساس بهتری پیدا کند اما این حال خوب کوتاهمدت است و به بینش عمیق منجر نمیشود. معزالدینی با انتقاد از قطعیت فروشی در روانشناسی زرد، گفت: ما در فضای روانشناسی زرد به طور دائم میشنویم اگر این کار را بکنی حتماً خوب میشوی؛ درمان ۵ روزه، ۷ تکنیک طلایی و... در حالی که در درمان واقعی هیچ قطعیتی وجود ندارد. مهمترین عامل درمان، خودِ فرد و میزان بینش او نسبت به مسألهاش است؛ چیزی که در روانشناسی زرد عملاً نادیده گرفته میشود.
* تأثیر روانشناسی زرد بر روابط عاطفی
معزالدینی درباره تأثیر این محتواها بر روابط زوجها و آشناییهای اولیه گفت: روانشناسی علمی به تفاوتهای فردی اهمیت زیادی میدهد اما روانشناسی زرد با نسخههای یکسان برای همه، این تفاوتها را نادیده میگیرد. مثلاً میگوید همه آدمها باید در خشم یکجور رفتار کنند یا اگر مردی دوستت دارد حتماً باید فلان کار را بکند. این نگاه، روابط را غیرواقعی میکند.
وی در ادامه تصریح کرد: ممکن است یک تکنیک برای یک رابطه جواب دهد و برای رابطهای دیگر کاملاً مخرب باشد. حتی دستکاری عمدی طرف مقابل برای «آزمون گرفتن» از او، میتواند باعث بروز خشم طبیعی شده و بعد به اشتباه به عنوان نشانه ناسالم بودن فرد تعبیر شود، این در حالی است که در روانشناسی زوجدرمانی تأکید ما این است که هر فرد سهم خود را در رابطه ببیند. متأسفانه این محتواها بیشتر به ابزاری برای سرزنش و اصلاح دیگری تبدیل شدهاند تا خودشناسی.
* سوءاستفاده از برچسبهای روانشناختی
این روانشناس درباره برچسبزنیهایی مانند «اختلال شخصیت خودشیفته» گفت: این تشخیصها به هیچ وجه ساده نیستند، حتی درمانگر هم در جلسات اولیه فقط با احتیاط از «رگهها» صحبت میکند اما در فضای مجازی، این برچسبها به راحتی زده میشوند و میتوانند امید به تغییر و ساخت رابطه را از بین ببرند.
معزالدینی با تأکید بر اینکه روابط ساختنی هستند، گفت: رابطه چیزی نیست که آن را آماده بخریم، 2 نفر با تفاوتها و تعارضها میتوانند یاد بگیرند چگونه با احترام به تفاوتها و تکیه بر شباهتها، زندگی مشترک بسازند. حذف درد، تعارض و چالش از تصویر رابطه، تحریف واقعیت زندگی است.
* مشاوره آنلاین؛ مؤثر یا بیاثر؟
معزالدینی درباره مشاوره آنلاین گفت: نمیتوان گفت مشاوره آنلاین مؤثر نیست، چرا که بسیاری از مراجعان از شهرها یا کشورهای دیگر از طریق جلسات آنلاین نتایج خوبی گرفتهاند. شاید مشاوره تلفنی اثرگذاری کمتری داشته باشد اما مشاوره آنلاین و تصویری میتواند به شرط تخصص درمانگر و کیفیت ارتباط کاملاً مؤثر باشد.
وی ادامه داد: پس از کرونا سبک زندگی تغییر کرده و این ابزارها دنیا را کوچکتر کردهاند، بنابراین کسی که واقعاً بخواهد مسألهاش را حل کند، چه حضوری، چه آنلاین، حتی با مطالعه و پرسشگری، مسیر حل مشکل را پیدا میکند اما نخواستن، معمولاً پشت بهانهها پنهان میشود.
* چگونه از خودتشخیصی و دگرتشخیصی در امان بمانیم؟
این روانشناس راهکار اصلی را «تفکر نقاد» دانست و گفت: « من موافق حذف کامل شبکههای اجتماعی نیستم. مسأله این است که چه چیزی را انتخاب میکنیم و چگونه میپذیریم، ما باید یاد بگیریم هر حرفی را بدون بررسی قبول نکنیم؛ ببینیم نگاه یک محتوای تولید شده یکبعدی است یا چندبعدی، واقع واقعگراست یا رؤیافروش؟
وی تأکید کرد: ما مسؤول مراقبت از ذهن، روابط و زندگی خودمان هستیم، بنابراین هر دادهای که از بیرون میآید نباید بدون فیلتر وارد ذهن ما شود؛ شاید یک جمله الهامبخش باشد اما لازم است آن را با ویژگیهای شخصی، ارزشها و شرایط زندگی خودمان تطبیق دهیم. اینجاست که از دانش به فهم و از فهم به خرد میرسیم.
به گزارش «وطن امروز»، روابط انسانی نه محصول سن کم هستند و نه تجربه شخصی محدود، بلکه فهم آنها نیازمند آگاهی، دانش، گذشت، مسؤولیتپذیری و صبر است؛ چیزی که در بسیاری از این محتواهای وایرالشده، غایب است.
روانشناسی اگر از علم و اخلاق جدا شود، به سرگرمی خطرناکی تبدیل میشود که به جای آگاهی، اضطراب میسازد و به جای ترمیم، جدایی را عادی میکند.
شاید وقت آن رسیده باشد که پیش از کنسل کردن آدمها، کمی مکث کنیم، کمتر برچسب بزنیم، بیشتر بفهمیم و یادمان باشد انسانها شبیه هم نیستند.
نگاهی به پیامدهای منفی نسخهپیچی یکسان روانشناسی زرد در فضای مجازی که تبعات آن به گسست روابط اجتماعی منجر میشود
خطر پنهان درمان اینستاگرامی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها