18/بهمن/1404
|
15:41

زندگی جنگی؛ روایت کودکان در "سرزمین فرشته‌ها"

زندگی جنگی؛ روایت کودکان در

 

امیرعلی عسگری 

 

«سرزمین فرشته‌ها» از همان دقایق ابتدایی، تماشاگر را وارد جهانی می‌کند که بیش از آن‌که بر پیش‌روی داستان تکیه داشته باشد، بر خلق موقعیت و حس بنا شده است. فیلم با انتخاب زاویه دید کودکانه، تلاش می‌کند رنجی بزرگ و تاریخی را از دریچه‌ای انسانی و نرم روایت کند؛ انتخابی که در سطح ایده قابل احترام است و نشان می‌دهد فیلم‌ساز آگاهانه از نمایش خشونت عریان پرهیز کرده است. 

یکی از نقاط قوت فیلم، همین نگاه کودکانه است که اجازه می‌دهد تراژدی، بدون شعار و اغراق، به مخاطب منتقل شود. بازی کودکان نیز در مجموع قابل قبول است و فیلم در ثبت واکنش‌های ساده، صادقانه و گاه متناقض آن‌ها موفق عمل می‌کند. شادی‌های مقطعی کودکان، نه به‌عنوان لحظاتی زائد، بلکه برای برجسته‌کردن عمق فقدان و اندوه طراحی شده‌اند و به درک فضای کلی اثر کمک می‌کنند.

با این حال، مشکل اصلی «سرزمین فرشته‌ها» از جایی آغاز می‌شود که فیلم به‌جای حرکت تدریجی در مسیر روایت، به چیدمان صحنه‌ها بسنده می‌کند. صحنه‌ها اغلب به شکل جزیره‌هایی جدا از هم کنار هم قرار گرفته‌اند؛ جزیره‌هایی که الزاماً داستان را به جلو پیش نمی‌برند.

نتیجه آن است که فیلم بیش از آن‌که یک مسیر دراماتیک مشخص داشته باشد، مجموعه‌ای از وضعیت‌ها را پیش روی تماشاگر می‌گذارد؛ وضعیتی که به‌ویژه در نیمه دوم، با تکرار موقعیت‌هایی مثل انتظار، باعث افت کشش و فرسایش ریتم می‌شود و بیشتر مناسب ریلزهای اینستاگرامی است تا صحنه‌های به‌هم‌پیوسته سینمایی؛ پیوستگی لازم برای شکل‌گیری روایت منسجم را تضعیف می‌کند.

از نظر بصری، «سرزمین فرشته‌ها» تلاش قابل توجهی برای ایجاد حس مستندگونه دارد؛ به‌ویژه در صحنه‌های داخلی که با طراحی صحنه دقیق‌تر، فضای زیسته شخصیت‌ها را باورپذیر می‌کند. طراحی چهره و لباس نیز در همین مسیر عمل می‌کند و به شکل محسوسی در خدمت فضاسازی فیلم است. این عناصر نه به اغراق می‌افتند و نه به نمادسازی‌های گل‌درشت متوسل می‌شوند؛ بلکه با حفظ سادگی و واقع‌گرایی، به باورپذیری جهان فیلم کمک می‌کنند.

در مجموع، همین دقت در جزئیات بصری باعث می‌شود «سرزمین فرشته‌ها» در میان آثار چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، به‌عنوان فیلمی قابل احترام و قابل تأمل دیده شود. نکته قابل توجه دیگر آن است که فیلم، با وجود تلاش برای ارتباط با مخاطب جهانی، نشانه‌های اخلاقی و ایمانی خود را به‌طور کامل کنار نمی‌گذارد.

«سرزمین فرشته‌ها» در مسیر جهانی شدن، به خنثی‌سازی هویتی تن نمی‌دهد و همین مسئله، لحن انسانی آن را حفظ می‌کند. در پایان باید گفت «سرزمین فرشته‌ها» با توجه به ذائقه گیشه داخلی، احتمالاً مسیر دشواری در اکران عمومی پیش رو دارد؛ اما این به معنای نادیده‌گرفتن ظرفیت‌های آن نیست.

فیلم می‌تواند و باید در سینمای جهان فرصت دیده شدن پیدا کند. این دیده شدن، اهمیتش تنها به نمایش یک فیلم محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند نشان دهد همراهی ایران با مسئله فلسطین صرفاً در سطح موضع‌گیری‌های سیاسی و نظامی باقی نمانده است.

حضور چنین آثاری در عرصه بین‌المللی، این پیام را منتقل می‌کند که نام هنرمند ایرانی نه‌تنها پای بیانیه‌ها، بلکه پای تولید آثار هنری درباره فلسطین ایستاده و این همراهی را در حافظه تاریخی و بصری سینمای ایران ثبت می‌کند.

ارسال نظر