۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۲۳

جمهوری اسلامی در حال دفاع از ایران است

جمهوری اسلامی در حال دفاع از ایران است

حمید ملک‌زاده:‌ آیا ایران نمی‌توانست از رخ دادن شرارت‌های دشمن صهیونیستی جلوگیری کند؟ یعنی ممکن نبود با گرفتن بهانه‌های ادعایی دشمن صهیونیست، از بهترین فرزندان خود و از ایران به شکل مناسب‌تری دفاع کند؟ اینها پرسش‌هایی است که دوست و همکاری در مقابل من قرار داده است. پرسش‌هایی که برای پاسخ دادن به آنها قبل از هر چیز باید به این پرسش بنیادین‌تر پاسخ بدهیم: هدف دشمن صهیونیست و هم‌پیمانان آمریکایی و اروپایی آن از حمله به ایران چیست؟ آیا آنها با برنامه هسته‌ای ایران مشکل دارند؟ آیا نگرانی‌های مشروعی درباره برنامه هسته‌ای ایران دارند؟ آیا تسلیم در روزهای منتهی به تهاجم دشمن می‌توانست شرایط متفاوتی را در میدان سیاست به وجود آورد؟ من برای همه این پرسش‌ها یک پاسخ معلوم دارم: خیر.

جمهوری اسلامی ایران پیش‌تر هر کاری می‌توانست برای ایجاد اطمینان از صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود انجام داده بود؛ ایران در موارد زیادی، مثل ماجرای حمله آمریکا به عراق و افغانستان، یا درباره ظهور داعش، یا درباره حملات ۱۱ سپتامبر در خاک ایالات متحده و حملات تروریستی دیگر در خاک اروپا رفتاری مسؤولانه از خود نشان داده بود. سال‌های زیادی بار سنگین حفاظت جهان در مقابل ترانزیت مواد مخدر را به تنهایی بر دوش کشیده بود و به ‌رغم مشکلاتی که تحریم‌های اقتصادی دولت ایالات متحده و هم‌پیمانانش برای ایران به وجود آورده بود، مسؤولانه میزبان مهاجران افغانستانی بود. ایران در این سال‌ها با تکیه بر توان خود امنیت ترانزیت انرژی از تنگه هرمز را تأمین کرده بود و احتمالا بیش از هر کشور دیگری در امنیت تجارت انرژی در جهان نقش داشت. فکر می‌کنم چیزی که سوالات مطرح‌شده در نظر نمی‌گیرد این واقعیت است که امروز ایران مورد تهاجم قرار گرفته است و آنچه در این حمله هدف قرار می‌گیرد یک واحد سیاسی واقعی در محدوده ۲ واحد آبی، از خزر تا خلیج‌فارس است. در این یادداشت سعی می‌کنم همین مساله را توضیح دهم.

ایران در حال دفاع از نام خود است

ما در میانه جنگ هستیم. جنگی به نام ایران؛ یا اگر دقیق‌تر بگوییم این ایران است که دارد از نام خودش دفاع می‌کند؛ در جنگی که هر روز یکی از فرزندان صالحش را با خود می‌برد. فرزندانی که هر کدام خونی در رگ این نام بسیار تاب‌آورنده هستند. نامی که برای هزاران سال تداوم داشته است. در تاریخی که هر بار در مقابل خودآیینی و بالندگی آن موانعی ایجاد کرده است تا شاید بتواند در بزنگاهی خونبار این نام را از خود بزداید. در حالی که نمی‌داند ایران هابیل است؛ فرزند نظرکرده آدم و بناست میراث پاکی در تاریخ بشر باشد. این موضوعی است که بیش از هر چیز باید در نظر داشته باشیم. نباید این مساله را از نظر دور کنیم که آنچه امروز در آسمان‌های منطقه غرب آسیا جریان دارد، نزاع علیه ایران است. علیه مردمی که بنا دارد نام خودش را بدون اینکه زیر سایه کسی جز خودش باشد حمل کند. این احتمالاً یکی از سیاسی‌ترین دقایق تاریخ ایران معاصر است. چیزی عظیم‌تر از خیزش مردمی برای تأسیس نوعی مشروطه پادشاهی در دوران قاجار؛ حتی چیزی بزرگ‌تر از قیام مردم برای استقلال از شرکت‌های نفتی انگلیسی که می‌خواستند نام ایران را از آنچه به ایران تعلق دارد پاک کنند. آنچه امروز تجربه می‌کنیم رخدادی است که نشانی از عظمت پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 را بر پیشانی خود دارد. باید آن را در امتداد دفاع‌مان از نام ایران در جنگ تحمیلی ۸ ساله بفهمیم. در ادامه نبردی ملی در میانه جنگِ همه آنهایی که غیرایرانی هستند با ایران. امروز آرایش نیروها چیزی شبیه همان آرایشی است که در دفاع‌مقدس ۸ ساله مشاهده کردیم. با وجود این، یک تفاوت اساسی میان ایران در اسفند 1404 با ایرانی که در مقابل رژیم بعث و دوستانش می‌جنگید، وجود دارد: اگرچه امروز ایران، درست مثل آن روزها تنهاست اما به همت فرزندانش، می‌تواند با همه دستانِ از آستین بیرون‌زده دشمن خود در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس مبارزه کند. ایران قرن‌هاست با تنهایی خود خو کرده است؛ با این تفاوت که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، این تنهایی را به ارزشی برای خود تبدیل کرده است؛ ارزشی که فرزندان جدیدش با رهبری امام شهیدشان، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای از آن قدرتی مثال‌زدنی ایجاد کرده‌اند. امروز ایران بر شانه فرزندان خودش می‌جنگد. بر شانه فرزندانی که برای چنین روزی تربیت شده و در میدان عمل خونِ خود را برای تداوم نام مطهر ایران اهدا می‌کنند؛ درست همان‌طور که امامین انقلاب‌شان انجام دادند.

چه وقتی لازم بود جان خود را مقابل رژیمی سفاک به خطر بیندازند تا مردم را متوجه تنهایی خود کنند و چه زمانی که باید در میدان عمل و در حالی که مدیریت جنگی نابرابر را برعهده داشتند، در طلاییه جبهه، در خط مقدم نبرد مقابل دشمن خونخواری که نابودی ایران را مطالبه می‌کرد، ایستادگی کردند.

مردم؛ جنگ و ایران
آنچه بعد از چند روز از حملات رژیم اشغالگر صهیونیستی با همراهی دولت ایالات متحده و دیگر شرکای آنها باید برای ما معلوم شده باشد این است که موضوع نبردی که به ما تحمیل شده، نه کیفیت صلح‌آمیز بودن یا نبودن برنامه هسته‌ای ایران، نه نگرانی بابت سیاست‌های منطقه‌ای و نه حتی نظام جمهوری اسلامی ایران است. چیزی که موشک‌های اسرائیلی و سربازان آمریکایی از ما مطالبه می‌کنند جغرافیای سیاسی از خزر تا خلیج‌فارس است. پهنه‌ای جغرافیایی که از نظر سیاسی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است چرا که چیزی بیش از منابع نفت، گاز یا معدن را در خود جای داده است. ایران آخرین وارث ارزش‌هایی انسانی است که امکان یک جور معنویت حامی حیات را در جهانی معنویت‌زدایی‌شده در مقابل آحاد مردم در سراسر جهان قرار می‌دهد. میراثی که در روایت خاص اسلامی‌ایرانی از فرهنگ غنی ما و در پنهان‌ترین گوشه نظام تربیتی‌ای که ما را به چیزی که هستیم تبدیل کرده، پنهان شده است. میراثی کهن در لباسی جدید که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ادبیات مقاومت ترویج شد. میراثی که روح‌الله خمینی، قاسم سلیمانی و سیدعلی خامنه‌ای را در دقیقه‌های خاصی از تاریخ ایران به‌ عنوان نیروهایی که ارزش‌های معنوی ایران را زنده نگه داشته و برای تداوم آنها جان خود را تقدیم کرده‌اند تربیت می‌کند. این میراثی ملی و این جنگی ملی است. جنگی که ما مردم ایران برای پیروزی در آن تنها می‌توانیم به خودمان متکی باشیم. اتکای ما به خود تنها در زمینه تولیدات دفاعی و ابزار تهاجمی نیست. بلکه حیثیتی وجودشناختی دارد. ما با زبانی جهان را می‌فهمیم که برای دیگران، چه در جهان پیرامون ما و چه در جهان دورتر آشنا نیست. ما تنها با نگاه کردن به هم می‌توانیم حرف‌هایی را بفهمیم که دیگران حتی وقتی به زبان آورده شده باشند هم نمی‌توانند معنای‌شان را درک کنند. 
زبانی که از آن حرف می‌زنم را نباید با زبان فارسی، آذری یا هر نظام نشانه‌شناختی دیگری اشتباه بگیرید. چیزی که از آن صحبت می‌کنم بر یک‌ذجور نظام معنایی زیسته‌شده دلالت می‌کند. نظامی معنایی که حتی وقتی به عنوان رقیبان یا دشمنان سیاسی در مقابل هم قرار می‌گیریم، جهان سیاست را برای ما معنا می‌کند. یعنی سیاسی بودن را برای ما ممکن می‌کند. مساله‌ای که بیش از هر چیز باید به آن توجه کنیم این است: دشمن ما امروز همین مشترک بودن را به چالش کشیده است. این مشترک بودن چیزی است که نه در نظام‌های حقوقی در محیط بین‌الملل تعریف شده و نه در هیچ نظام‌نامه حقوقی دیگری. این میراث مشترک ماست. میراثی که خون بزرگانی مثل سیدعلی خامنه‌ای، امام شهید ملت و رهبر انقلاب اسلامی برای حفاظت آن ریخته شد. در نهایت آنچه برای ما می‌ماند، این روایت سیاسی از ایران است. روایتی سیاسی از ایران که همه اشکال سیاسی بودن را برای‌مان ممکن می‌کند. برای ما دفاع از این سنگر هویتی، اصل یا ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
ارسال نظر
captcha
پربیننده
تازه ها