
ماشاالله ذراتی: سلام بر امام شهید ایران؛ حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای رضوانالله علیه.
در میانه تلاطم شدید تحولات نظامی و اوجگیری روایتهای گوناگون که حتی متخصصان جنگ و تحلیلگران رسانهای را در خود غرق میکند، روایت حقیقت، آنگونه که واقعیت دارد نه آنگونه که دشمن بازنمایی میکند، ضرورتی حیاتی است. تحلیل صرف وقایع کافی نیست؛ باید ارتباط منطقی میان پدیدهها تشریح شود و توجه مخاطب به سویی هدایت گردد که در حالت عادی کمتر مدنظر قرار میگیرد: درک ساختار قدرت و استمرار مقاومت.
تحولات ساعات اولیه پس از تهاجم مستقیم آمریکا و رژیم صهیونی به خاک ایران، نقطه عطفی حیاتی در دینامیک منطقه محسوب میشود. ترور آیتالله شهید سیدعلی خامنهای که پس از رحلت حضرت امام خمینی سکاندار هدایت کشتی انقلاب بودند، محاسبات مادی دشمن را به اعوجاج کشاند؛ تصوری که گمان میکرد شعله استقلالطلبی و استکبارستیزی سرد خواهد شد. اما آنچه در تحلیلهای دشمن غایب بود، اراده ملتی بود که برای خدا قیام کرد و راهبری که خود شاگرد مکتب تعبد و قیام برای خدا بود.
شهادت ایشان، نه پایان که تزریق خون تازهای در رگهای نهضت است. شاخصههایی چون قیام برای خدا، استقلالطلبی و نه گفتن به اجنبی که پایههای نهضت خمینی کبیر بود، اکنون در کل منطقه قویتر است. ما اکنون در چارچوب همان مسیر توحیدی، به پاسخ به این تجاوز پرداخته و نشان خواهیم داد چگونه مقاومت عملیاتی و تله راهبردی هزینه/اثربخشی، معادله را به نفع طرف مقاومت تغییر خواهد داد. نهضت زنده است، چون اصول آن زنده است و مجاهدتهای رهبرانش، چونان خون شهید امام خامنه ای(ره)، نیروی محرک استمرار آن خواهد بود.
خروج مدیریت بحران از دایره اراده واشنگتن
بر اساس اظهارات ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا، میتوان دریافت آغاز عملیات نظامی علیه ایران، یک تصمیم یکجانبه توسط ترامپ بود که فاقد اجماع داخلی لازم (عدم رایزنی با کنگره و افکار عمومی) بوده است. این امر، وضعیت استراتژیک آمریکا را در موقعیتی «بسیار خطرناک» قرار داده است.
از منظر هاس، این اقدام، آشکارساز یک بحران انضباطی در سیاست خارجی ایالات متحده است؛ وی وضعیت کنونی را «نامنضبط» توصیف میکند که نشاندهنده گسست میان اهداف اعلامشده و واقعیتهای میدانی است.
پیامدهای راهبردی و مسیرهای پیشِ رو از دیدگاه ریچارد هاس
خروج از کنترل: تأکید هاس مبنی بر اینکه «پایان جنگ از اراده و توان واشنگتن خارج است»، بیانگر این فرضیه است که درگیری وارد فاز فرسایشی شده که دینامیک آن دیگر تحت کنترل مرکز فرماندهی اولیه (آمریکا) نیست.
تصمیمگیری محدود: هاس ۲ گزینه محدود برای دولت ترامپ ترسیم میکند: عقبنشینی تاکتیکی از اهداف «جاهطلبانه و رویایی» در قبال ایران یا ادامه مسیر کنونی که نتیجه آن، فرسایش حمایت داخلی و پایگاه رأی خواهد بود.
تصحیح برآورد قدرت: مقایسه ایران با کشورهایی چون ونزوئلا توسط هاس، نشاندهنده تجدیدنظر ضروری در ارزیابی قدرت ملی و ظرفیتهای ساختاری (نظامی و امنیتی) ایران است. این برآورد اشتباه اولیه، مبنای تصمیمگیری برای آغاز درگیری بوده است.
تحلیل هاس حکایت از آن دارد با وجود آغاز درگیری توسط آمریکا، معادله قدرت در محیط عملیاتی تغییر کرده و مدیریت نتیجه این منازعه، نیازمند پذیرش محدودیتهای تحمیلشده توسط ساختار مقاومت ایران است.
ارزیابی دفاع و مقاومت عملیاتی ایران
تحولات اولیه نشان داد مفروضات اساسی متجاوزان درباره انفعال ایران در برابر حملات مستقیم، دچار تردید جدی است و توانایی بازدارندگی عملیاتی ایران تقویت شده است.
1- اثبات ظرفیت جذب ضربه
برخلاف تئوریهای مداخلهگرانه که ایران را با کشورهایی چون ونزوئلا مقایسه میکنند، ایران عمق راهبردی، توانایی موشکی بومی و شبکههای نیابتی چندلایه خود را برای جذب ضربه اولیه و حفظ انسجام داخلی اثبات کرد. این امر، هزینه هرگونه مداخله بلندمدت و تغییر رژیم را به صورت تصاعدی افزایش میدهد.
۲- انسجام دفاعی و ترمیم نفوذ
عدم ظهور عملیات داخلی و عملکرد قویتر ساختار اطلاعاتیـامنیتی کشور در مقایسه با جنگ 12 روزه، نشاندهنده افزایش توانایی «مقابله با جنگ ترکیبی» از طریق تقویت سامانههای پدافندی و ضداطلاعاتی است.
3- دستاورد پدافندی در سایه شهدا
با وجود گسیل تجهیزات و آتش بیشتر دشمن نسبت به سناریوهای پیشین، مجموعه پدافند و آفند ایران در این دوره، از حیث کمیت و کیفیت، فراتر از تجارب قبلی است. این دستاوردها مستقیماً مرهون تلاشهای شبانهروزی فرماندهانی است که اخیراً در تلاش برای بازسازی قوای ایران نقش محوری داشتند.
4- منطقهای شدن اجتنابناپذیر درگیری
تجاوز مستقیم به ایران به طور اجتنابناپذیری منجر به منطقهای شدن جنگ شده است که نظریه «انفجار زنجیرهای» را در غرب آسیا فعال میسازد و ثبات مسیرهای دریایی را به خطر میاندازد.
5- بازگشت دکترین مداخلهگرایی آمریکا
عملکرد دولت آمریکا آشکارا در مسیر دکترین مداخلهگرایانه کلاسیک (مشابه جرج بوش پسر) قرار گرفته است که برخلاف شعارهای انتخاباتی مبنی بر «پایان دادن به جنگهای بیپایان» است. تحلیلهایی مانند آنچه در فارن پالسی منتشر شده، این اقدام را خیانت به شعار «اول آمریکا» دانسته و آن را ماجراجویی شخصی رئیسجمهور آمریکا میخوانند؛ امری که نارضایتی عمومی و کاهش حمایت سیاسی در داخل آمریکا را به دنبال خواهد داشت.
6- چالش حقوقی مشروعیت بینالمللی
تهاجم فاقد وجاهت قانونی لازم بر اساس ماده ۲ (۴) منشور ملل متحد است؛ مگر در شرایط دفاع مشروع اثباتشده. این نقض آشکار، یک فرصت راهبردی دیپلماتیک برای ایران فراهم میآورد تا مشروعیت عملیات مهاجمان را تضعیف نماید.
7- ابعاد اخلاقی و جنگ اطلاعاتی
هدف قرار دادن غیرنظامیان و کودکان و دانشآموزان، تبدیل به ابزار اصلی نبرد اخلاقی و مشروعیت خواهد شد. تصویرسازی از مهاجمان به عنوان ناقضان قوانین بشردوستانه بینالمللی، میتواند منجر به اعمال فشار دیپلماتیک و کاهش حمایت جهانی شود.
8- برتری در دفاع
در حالی که آتش درگیریها گستردهتر میشود، تحلیل دادههای میدان نبرد، نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از راهبرد هوشمندانه «هزینه/ اثربخشی»، متخاصمان را به ورطه یک جنگ فرسایشی کشانده است. بررسیهای کارشناسی فاش میکند به ازای هر 1 دلاری که ایران برای پهپاد هزینه کرده، امارات 20 تا 28 دلار برای سرنگونی آن هزینه کرده است.
کلی گریکو، کارشناس ارشد اندیشکده استیمسون در واشنگتن، در تحلیلی فاش میکند: «به ازای هر یک دلاری که ایران برای پهپادها هزینه کرده است، امارات عربی متحده عربی 20 تا 28 دلار برای سرنگونی آنها هزینه کرده است». این معادله درباره موشکهای بالستیک وخیمتر است: هزینه ساخت یک موشک رهگیر پاتریوت (44 میلیون دلار) در برابر هزینه یک موشک بالستیک ایرانی (250 هزار دلار)، نسبت ۱۷۶ به یک را ایجاد میکند.
9- شکاف تولید انبوه و بنبست زرادخانه
وزیر امور خارجه آمریکا، در اظهاراتی که بازتاب گستردهای داشت، به توانمندی خیرهکننده ایران در تولید انبوه موشک اذعان کرد. مارکو روبیو گفت: «طبق برخی تخمینها، ایرانیها ماهانه بیش از 100 فروند از این موشکها را تولید میکنند». او سپس این رقم را با توانایی محدود غرب مقایسه کرد: «این را با ۷-۶ موشک رهگیری که ما میتوانیم در ماه تولید کنیم، مقایسه کنید.». اقرار مقامات آمریکایی به تولید ماهانه بیش از 100 موشک ایرانی در برابر تنها 6 یا 7 موشک رهگیر آمریکایی، هسته اصلی راهبرد ایران را آشکار میسازد: ایران قادر است حلقه محاصره را تنگتر کند و دشمن را در دور باطل فرسایش گرفتار سازد، زیرا توانایی جایگزینی سریع موشکهای رهگیر راهبردی برای طرف متخاصم وجود ندارد.
10- انسداد شاهراه انرژی دنیا و شوک چندوجهی به اقتصاد جهان
تداوم تجاوز هوایی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران و پاسخهای متقابل، منجر به گسترش درگیریها شده و پیامدهای اقتصادی فوری و عمیقی را در بازارهای جهانی، بویژه در بخش انرژی و زنجیره تأمین کودهای شیمیایی، ایجاد کرده است.
الف- شوک قیمت انرژی و پیشبینی صعودی: تشدید تنشها و تهدیدهای مستمر علیه کشتیرانی در تنگه هرمز، بزرگترین آبراه استراتژیک نفتی جهان، باعث افزایش پیوسته قیمت نفت شده است. قیمت آتی نفت برنت با صعودی قابل توجه، به ۸۲ دلار و ۳۷ سنت (بالاترین سطح از ژانویه ۲۰۲۵) رسید و نهایتاً در معاملات اخیر با نرخ 78.83 دلار تثبیت شد. این وضعیت باعث شد شرکت برنشتاین پیشبینی قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ را از ۶۵ به ۸۰ دلار افزایش داده و هشدار دهد در صورت طولانی شدن درگیری، قیمتها میتواند تا ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار نیز افزایش یابد.
ب- فلج شدن زنجیره تأمین کودهای شیمیایی: پیامد اختلال در هرمز فراتر از نفت و گاز است. تحلیلگر تجارت جهانی، «کپلر» گزارش داده است ۳۳ درصد کل کودهای شیمیایی جهان (شامل گوگرد و آمونیاک) که برای امنیت غذایی حیاتی است، از این تنگه عبور میکند. از آنجا که تولید این کودها به شدت به هیدروکربنها وابسته است، افزایش قیمت نفت و گاز، فشار مضاعفی بر قیمت نهایی کودها وارد خواهد کرد.
پ- بحران لجستیک دریایی: توقف کشتیرانی در خلیجفارس ،شرکتهای بزرگ کشتیرانی مانند «مرسک» و «سیامای سیجیام» را وادار به تعلیق عبور از هرمز و کانال سوئز کرده است. این امر به گسیختگی گسترده در شبکه حملونقل دریایی منجر شده است.
به عنوان نمونه، ۶۰ کشتی با پرچم یا مالکیت فرانسه در خلیجفارس گرفتار شدهاند. این کشتیها اکنون مجبورند مسیر خود را در آفریقا طی کنند که به معنای پیمودن هزاران مایل اضافه و افزایش سرسامآور هزینههای بیمه و عملیاتی است، در حالی که هیچ جایگزین عملی زمینی برای این حجم تجارت وجود ندارد.
نتیجهگیری: مسیر پیش رو ساعات و روزهای اولیه این عملیات، ساختار قواعد بازی در منطقه را تغییر داده است. این تجاوز و جنایت یک تغییر راهبردی از سوی واشنگتن و تلآویو بود که با مقاومت عملیاتی و روحیه فراتر از انتظار مواجه شده و از نظر حقوقی و اخلاقی، مشروعیت خود را از دست داده است. در حالی که بخش اول سناریوی نیروهای مسلح در مرحله پدافند به پایان رسیده، بخش بعد با هدف انتقام با شلیک موشکهای سنگین و کُشنده اجرا خواهد شد.
بقای این وضعیت در مرحله آتی، وابسته به مدیریت ریسک تصاعدی درگیری و اینکه کدام طرف، با موفقیت بیشتری میتواند ابعاد نظامی عملیات را به مزیتهای سیاسی و دیپلماتیک تبدیل کند، خواهد بود. اما از منظر اقتصادی و راهبردی، ایران با تغییر موازنه هزینهها، دشمن را در موضعی منفعلانه و فرسایشی قرار داده است.
شهادت حضرت امام خامنهای(ره) پایان نبود؛ بلکه شعله آخرالزمانی دیگری در شریانهای این نهضت مقدس دمید. ایشان به سنتهای الهی ایمان داشتند که «إِن تَنصُرُواالله یَنصُرْکُمْ»؛ اگر خدا را یاری کنید، نصرت الهی برای شما خواهد بود. نهضت زنده است! چون خمینی با فریادش زنده است. چون خامنهای با خونش زنده است و چون قلبهای موحد مردم ایران، همچنان در برابر سیل ظلم، سینه سپر کرده و استوار ایستاده. نهضت پابرجاست.