
محمدامین حقگو: در ادامه سلسله تحولات امنیت انرژی و در پی تشدید رویاروییهای نظامی تحمیلی از سوی محور آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در منطقه حساس خلیج فارس، وضعیت ابعاد تازهتری به خود گرفته است. طی روزهای اخیر، تمرکز درگیریها بر محدوده راهبردی تنگه هرمز، نه تنها امنیت عبور و مرور نفتکشها را به مخاطره انداخته، بلکه نوسانات شدیدی را در قیمت جهانی حاملهای انرژی ایجاد کرده است. این شرایط که با اختلالات جدی در حوزه دریانوردی و افزایش هزینههای بیمه دریایی همراه بوده، چشمانداز ثبات در اقتصاد بینالملل را بشدت تحت فشار قرار داده است.
در لایهای دیگر از این تحولات، بررسی وضعیت میدانی نشان میدهد بازار نفت اکنون بیش از آنکه تحت تأثیر بیانیهها باشد، به واقعیتهای عملیاتی واکنش نشان میدهد. اگرچه تلاشهایی سیاسی برای مهار شوک روانی بازار صورت گرفته است، از جمله دستورات دونالد ترامپ به نهاد DFC یا همان مؤسسه تأمین مالی توسعه جهت ارائه بیمههای ریسک سیاسی و وعده اسکورت نظامی کشتیها اما این اقدامات تنها نقشی تسکیندهنده و مقطعی ایفا کردهاند. معاملهگران بینالمللی خیلی زود با نادیده گرفتن تدابیر موقت، قیمتها را بر اساس ریسکهای بنیادین ناشی از انسداد احتمالی یا ناامنی در تنگه هرمز بازتنظیم کردهاند.
بازتاب عملی این تنشها در شاخصهای قیمتی، از صعود چشمگیر بهای نفت حکایت دارد. طی ۴۸ ساعت گذشته، نفت خام برنت با عبور از مرزهای پیشین، در محدوده ۸۲ تا ۸۴ دلار تثبیت شده و در مقاطعی نیز سقف ۸۵ دلار را لمس کرده است. همزمان نفت خام آمریکا (WTI) نیز در بازه میانگین کانال ۷۰ دلار معامله میشود. این جهش قیمتی تنها محدود به نفت خام نمانده و به سرعت تأثیر خود را در بازارهای مصرفی نشان داده است، به گونهای که قیمت بنزین و سوخت هواپیما (جتفیوئل) در بازارهای جهانی با رشدی لحظهای روبهرو شده و زنگ خطر را برای زنجیره تأمین جهانی به صدا درآورده است.
ابعاد تازه بحران در شاهراه انرژی
شوک کنونی در بازار جهانی انرژی ریشه در چندین عامل ساختاری در همتنیده دارد که محوریت تمام آنها اختلال در تنگه هرمز است. به عنوان شریانی که انتقال حدود یکپنجم نفت دریایی جهان را بر عهده دارد، هرگونه توقف یا کندی در تردد این منطقه، تأثیری تعیینکننده بر عرضه جهانی میگذارد. گزارشهای ردیابی نشان میدهد به دلیل تشدید ناامنی، صدها فروند کشتی ناگزیر به توقف در نواحی امن شده یا مسیرهای بسیار طولانی و پرهزینهای همچون دور زدن «رأس امید نیک» را برگزیدهاند. این انسداد فیزیکی، همگام با گزارشهای مربوط به آسیب به نفتکشها و زیرساختهای فرآوری، جریان عرضه را در کوتاهمدت و میانمدت با مخاطره جدی روبهرو کرده است.
همزمان با درگیرهای میدانی، ابعاد حقوقی و لجستیکی بحران نیز با واکنش بازار بیمه لندن و باشگاههای P&I وارد فاز جدیدی شده است. تعلیق پوششهای بیمهای مربوط به «جنگ و ریسک» که از اوایل ماه مارس اجرایی شد، هزینههای عملیاتی عبور از منطقه خلیجفارس را به شکل سرسامآوری افزایش داده است. این موضوع بسیاری از مالکان کشتی را از پذیرش خطر ورود به این حوزه بازداشته و منجر به اختلال در تناژ قابل توجهی از حملونقل دریایی شده است. بر اساس برآوردهای منابع معتبری همچون «کپلر»، در حال حاضر حدود ۳۲۰۰ فروند کشتی در داخل و مجاورت منطقه در وضعیت توقف یا انتظار به سر میبرند که نشاندهنده ابعاد بیسابقه این بنبست ترانزیتی است.
پیامدهای این تلاطم ساختاری در آمارهای بازار بهوضوح قابل مشاهده است، طوری که قیمت نفت خام برنت در روزهای اخیر در بازه ۸۲ تا ۸۵ دلار نوسان کرده و نفت خام آمریکا (WTI) نیز در محدوده ۷۴ تا ۷۵ دلار معامله شده است. این فشار قیمتی به سرعت به بازارهای مصرف منتقل شده و برای نمونه، میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده تنها طی یک شبانهروز با جهشی ۱۱ سنتی، به رقم ۳.۱۹ دلار به ازای هر گالن رسیده است. این افزایش ناگهانی در بخش خردهفروشی سوخت، علاوه بر تحمیل فشار اقتصادی بر مصرفکنندگان، واکنشهای تند سیاسی و اجتماعی را علیه دولتها برانگیخته است.
تاثیر بحران انرژی بر تلاطم مالی
صعود مجدد و شتابان قیمت جهانی نفت و گاز در بازهای کوتاه، موج جدیدی از فشارهای تورمی را به اقتصادهای بزرگ مصرفکننده تحمیل کرده است. جهش بهای بنزین، گاز خانگی و سوخت هواپیما با اثرگذاری مستقیم بر هزینههای تولید و معیشت، نرخ تورم ماهانه را در بسیاری از کشورها جابهجا کرده است. این وضعیت بانکهای مرکزی را برای بازنگری در سیاستهای پولی تحت فشار قرار داده و احتمال تداوم نرخهای بهره بالا را تقویت کرده است، تا جایی که بسیاری از مؤسسات مالی معتبر بینالمللی هشدار میدهند در صورت استمرار اختلالات در زنجیره تأمین، صعود قیمت نفت برنت به مرز ۱۰۰ دلار دور از انتظار نخواهد بود.
همزمان با بحران در بازار کالا، بازارهای سهام جهانی نیز در واکنش به ریسک کاهش رشد اقتصادی و جهش تورم، روزهای پرالتهابی را سپری میکنند. نمونه بارز این تلاطم در بورسهای آسیایی، بویژه بازار سرمایه کره جنوبی مشهود است که طی روزهای اخیر سقوطهای پیاپی و کاهش چشمگیر ارزش بازار را تجربه کرد. این ریزش برقآسا موجب محو شدن صدها میلیارد دلار از ثروت معاملهگران در بازهای بسیار کوتاه شده است؛ پدیدهای که با تحتتأثیر قرار دادن نقدینگی و تضعیف جایگاه مؤسسات مالی میتواند منجر به بروز موجهای جدیدی از بیثباتی در لایههای عمیقتر اقتصاد بینالملل شود.
بحران عرضه و اعتبار
اختلال در بازارهای انرژی با ورود بخش گاز طبیعی مایع به فاز بحرانی، ابعاد گستردهتری به خود گرفته است. اقدام اخیر شرکت «قطر انرژی» در توقف تولید و اعلام وضعیت شرایط اضطراری برای محمولههای صادراتی، به معنای خروج ناگهانی سهم قابل توجهی از عرضه جهانی گاز از مدار است. از آنجا که قطر یکی از کلیدیترین تأمینکنندگان گاز مایع در سطح بینالملل محسوب میشود، این تصمیم منجر به جهش بیسابقه در قیمت قراردادهای لحظهای شده و نگرانیهای عمیقی را درباره امنیت زنجیره تأمین، بویژه در اروپا و سایر کشورهای واردکننده، برانگیخته است.
در این میان، واکنشهای بازار نشان میدهد ابزارهای دیپلماتیک و اعلامیههای سیاسی در برابر واقعیتهای خشن میدانی کارایی محدودی دارند. بازار انرژی اکنون بیاعتماد به توئیتها و وعدههایی نظیر اسکورت نظامی یا پوششهای بیمهای یکجانبه، تنها بر مؤلفههای فیزیکی و مکانیسمهای عملیاتی اثباتشده متمرکز است. معاملهگران به این درک رسیدهاند که وعدههای سیاسی تنها زمانی توان بازگرداندن ثبات را دارند که با مشارکت گسترده بینالمللی و کاهش محسوس ریسک درگیری همراه باشند.
در نتیجه، تأثیر روانی اظهارات مقامات سیاسی تنها برای ساعاتی التهابات را کاهش میدهد اما دیری نمیگذرد که قیمتها بر اساس واقعیتهای دسترسی به مسیرهای ایمن و دادههای فیزیکی عرضه بازتنظیم میشود. این تقابل نشان میدهد در شرایط فعلی، حساسیت بازار نسبت به مخاطرات عینی و عملیاتی در تنگه هرمز و سایر نقاط راهبردی، بسیار بیشتر از اثرگذاری مانورهای تبلیغاتی و بیانیههای رسمی دولتهاست.