
رضا رحمتی: جنگ اسرائیل-آمریکا علیه ایران وارد مرحله سرنوشتسازی برای ایران شده است؛ ایران یا میتواند این وضعیت را پشت سرگذاشته و خود را تبدیل به یک ابرقدرت کند یا شکست خورده و نمیتواند از این مرحله عبور کند که در این صورت با بحران بزرگی در حوزه هویتی و تمدنی خود مواجه میشود، ساختار سیاسی به واسطه حذف کادر رهبری آن متزلزل میشود، حملات به زیرساختهای کشور استمرار مییابد و ثبات سیاسی کشور در معرض مخاطره قرار میگیرد. چنین وضعیتی طبیعتا برای ایران خسارتهای بسیار زیادی ایجاد میکند.
اما ایران چه باید کند تا از این وضعیت عبور کند؟ پاسخ به این سوال به معادلات جنگ برمیگردد. ایران باید هزینه اقدامات آمریکا را به بالاترین میزان ممکن برساند. اما این هزینه چیست، ابعاد آن کدام است و ایران باید مساله را چگونه و با چه مختصاتی دنبال کند تا بتواند منافع خود را به بیشترین سطح بازدارندگی پیش ببرد؟ یک پاسخ، قطع شریان انرژی بینالمللی است.
قطع شریان انرژی بینالمللی
با شروع جنگ اسرائیل-آمریکا علیه ایران، اولین گزینه ایران تهدید به حمله به ناوگان کشتیرانی بینالمللی برای انتقال محمولههای نفتی، گازی و پتروشیمی بود. این موضوع سبب شد در برخی کشورها، هزینه سوخت تا چندین برابر نیز بالا رود. برای مثال در اروپا یکی از مهمترین مسائل کنونی، مساله افزایش قیمت سوخت است. افزایش قیمت سوخت به صورت خودکار سبب افزایش قیمت اقلام مختلف به سبب هزینه حمل و نقل خواهد شد، از سوی دیگر افزایش تورم به صورت اجتنابناپذیر نتیجهای است که برای اروپا به وجود میآید.
به همین روی اکونومیست در یادداشتی مینویسد «سناریوی کابوسوار ایران برای انرژی در حال تبدیل شدن به واقعیت است. جنگ هرچقدر طولانیتر شود، عواقب آن برای اقتصاد جهانی سختتر خواهد بود». تحلیل اکونومیست، ناظر به وضعیتی است که جهان در دام آن قرار گرفته است. روز به روز، همه چیز از کنترل ترامپ خارج میشود و در این شرایط موضوع اساسا اسرائیل نیست، آمریکا غرب را در وضعیتی قرار داده که بازارها کاملا به هم ریخته، قیمت نفت در حال افزایش است، شرکتهای بیمه انرژی و مواد خامی شبیه نفت و پتروشیمی در وضعیت حمایت از محمولههای بینالمللی نیستند، کشورهای عربی که سالیان سال منبع تزریق مواد خام کشورهای غربی بودهاند در بدترین وضعیت حمایت سیاسی و نظامی قرار دارند و با گسترش دامنه جنگ هر آن ممکن است با بحران موجودیتی مواجه شوند. همه اینها در حالی است که هیچ چشمانداز مثبتی از آتشبس توسط ایران وجود ندارد و باید دید آمریکاییها در روزهای آینده چه چیزی برای تغییر این بحرانی که به وجود آوردهاند رو خواهند کرد.
در بین اخبار مربوط به انرژی، چینیها در تصمیمی کمسابقه و همزمان با تشدید تنشها پیرامون تنگه هرمز، با صدور دستوری فوری به شرکتهای بزرگ انرژی خود، صادرات بنزین و گازوئیل را به طور کامل متوقف کردهاند و این موضوع بیشتر بر غرب فشار خواهد آورد. قیمت نفت خام در بازار بینالمللی انرژی شانگهای به مرز ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه رسید. این موضوع در خصوص همسویی روسیه با توقف صادرات گاز به اروپا نیز صدق میکند. در نتیجه این تحولات گاز در اروپا در عرض چند روز نزدیک به 60 درصد افزایش یافته است. فشار ایران بر تنگه هرمز و حملات ایران به پایگاههای آمریکایی در کشورهای صادرکننده نفت سبب شده تولید گاز طبیعی مایع در قطر دچار اختلال شود؛ موضوعی که به صورت مستقیم اروپا را در این ایام سرد زمستان آسیبپذیر کرده است.
اقتصاد جهانی در آستانه ورود به بحران بزرگ
فضای شدیدا منفی پیش آمده در خصوص اقتصاد جهانی وضعیت را به گونهای پیش برده که رئیس صندوق بینالمللی پول گفته اگر جنگ ایران طولانی شود، آثارش بر قیمت انرژی، جو روانی بازارها و نرخ تورم جهانی تأثیر خواهد گذاشت. مشابه این وضعیت را میتوان در بحران مالی سال 1997 نیز مشاهده کرد؛ بحرانی که نمود خود را در عرصههای مختلف شبیه مسکن، بیکاری و بهداشت نشان داد و غرب را با معمای بزرگی برای تامین کالاهای اساسی استراتژیک خود مواجه کرد. برای مثال تاثیر انسداد تنگه هرمز را در یک مورد وارد کردن کود از طرف غرب میتوان مشاهده کرد. به گفته کریل دمیتروف، تحلیلگر روس، چشم جهان به بحران انرژی است اما کسی توجه نمیکند، ۳۵ درصد از کود دنیا از تنگه هرمز میگذرد و هرگونه اخلال در این مسیر، امنیت غذایی جهان را وارد دوران سیاه میکند. با به خطر افتادن امنیت غذایی باید شاهد فروپاشی تمام الگوهای قبلی جنگ باشیم. غرب در جنگ روسیه با اوکراین نیز وارد چنین مرحلهای نشده بود. اگرچه اوکراین عمده اقلام غذایی غرب را تامین می کرد اما اروپاییها برای تامین مواد غذاییشان با آلترناتیوهای مختلفی مواجه بودند. به همین دلیل است که وزیر خزانهداری آمریکا در پی بسته شدن تنگه هرمز و پاسخهای موشکی ایران اعتراف میکند وضعیت با زمانی که بازار انرژی در آغاز تهاجم روسیه به اوکراین بود، متفاوت است؛ موضوعی که تاثیر خود را بر بازار سهام اروپا نشان داده است و بازار سهام کشورهای آسیایی در آستانه دریافت شوک حوزه انرژی با سقوط شدید مواجه شدهاند.
این موضوعات سبب شده اقتصاد جهانی در ابعاد مختلفش با بحران مواجه باشد. «دانیل کاتز» معاون صندوق بینالمللی پول میگوید این درگیری میتواند بر اقتصاد جهانی در طیف وسیعی از معیارها، چه تورم، رشد و غیره، بسیار تاثیرگذار باشد اما هنوز برای داشتن یک باور قطعی زود است. صندوق بینالمللی پول اثرات مستقیم جنگ بر منطقه، از جمله آسیب فیزیکی به زیرساختها و اختلال در گردشگری، حمل و نقل هوایی، تولید و تاسیسات انرژی را بررسی خواهد کرد. اختلال طولانیمدت در بازارهای انرژی، بویژه بسته شدن احتمالی تنگه هرمز، کشورهای غربی خصوصا واردکنندگان نفت و اقلام وابسته به آن را با عواقب اقتصادی جدی مواجه کرده است.
آمریکا بخوبی نسبت به عواقب بسته ماندن تنگه هرمز و خوابیدن بازارهای بینالمللی آگاه است، به همین دلیل رئیس جمهور آمریکا در واکنش به وضعیت در حال ورود به بحران اقتصاد بینالمللی در اظهاراتی واکنشی، گفته در صورت لزوم با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از نفتکشها، امنیت تنگه هرمز را به دست خواهیم گرفت. ترامپ همچنین این را نیز میداند که به دست آوردن امنیت تنگه هرمز و از بین بردن تسلط ایران بر این آبراهه استراتژیک با تحمیل اراده ایران در این شاهراه بینالمللی سازگاری ندارد. ایران نیز از آسیبپذیری غرب در حوزه انرژی بخوبی مطلع است و به نظر نمیرسد تسلط خود بر این آبراهه را از دست بدهد.
جنگ ژئواکونومیک
جنگ انرژی، کمکم ساخت جنگ را متفاوت و آن را تبدیل به جنگ اکونومیک کرده است. برای سالها آمریکا در استفاده کردن از ابزارهای اقتصادی به عنوان گزینه جنگی مهارت پیدا کرده و با استفاده از آن تمام رقبا و دشمنانش را دچار آسیب کرده، حالا بهتر است ایران نیز از این ابزار برای آسیب به دشمنان استفاده کند. اگر جنگ برای آمریکا ترکیبی است، برای ایران نیز میتواند ترکیبی باشد. قطع شریان انرژی بینالمللی، واکنش طبیعی ایران به جنگی است که آمریکا و اسرائیل علیه ایران گشودهاند. البته در این وضعیت جنگ ژئواکونومیک ایران میتواند به صورت قطرهچکانی امکان عبور نفت و کشتیها را برای کشورهای همسو یا کشورهایی که اعلان داشتهاند به ائتلاف جنگی ایران نمیپیوندند فراهم آورد. به بیان دیگر ایران میتواند این کشورها را از تحریم عملی خود معاف کند. این همان ابزاری است که آمریکا و غرب سالها علیه ایران آن را استفاده کردهاند، حالا نوبت به ایران رسیده است.