۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۱:۵۷
اینتر‌نشنال قبل از رژیم صهیونیستی سالن ۱۲ هزار نفری را با موشک زد

هم گرا؛ هم توجیه جنایت

هم گرا؛ هم توجیه جنایت

محمد رشوند: جنگ همیشه هم از لحظه شلیک موشک‌ها شروع نمی‌شود. گاهی پیش از آن کلید می‌خورد؛ در جایی دورتر و آرام‌تر؛ در اتاق‌های فکر، در استودیوهای رسانه‌ای و در کلماتی که آرام‌آرام اذهان‌ را برای یک فاجعه آماده می‌کند. پیش از آنکه صدای هواپیماها در آسمان بلند شود و پیش از آنکه انفجار در شهرها طنین بیندازد، روایت‌ها ساخته می‌شود؛ توجیهاتی که قرار است بعدها بهانه ویرانی باشد.

یکی از همان روزها را هنوز خوب به یاد داریم. همین دو - سه هفته قبل؛ زمانی که هنوز خبری از جنگ نبود، هنوز موشک‌ها بر سر شهرها فرود نیامده بودند و هنوز پروژه تخریب ایران ما به شکل علنی آغاز نشده بود. اما در همان روزها، نشانه‌هایی دیده می‌شد؛ نشانه‌هایی که بعدها معنای خود را آشکار کردند.

توجیهی که پیش از جنایت ساخته شد

در یکی از برنامه‌های ورزشی شبکه‌ای که سال‌هاست نقش رسانه‌ای علیه وطن بازی می‌کند، ادعایی عجیب مطرح شد؛ ادعایی که شاید آن روزها برای بسیاری از مخاطبان حتی مضحک به نظر رسید. آنها گفتند چون جمهوری اسلامی از برخی ورزشگاه‌ها برای مقاصد نظامی استفاده می‌کند، بنابراین اگر این اماکن هدف حمله قرار گیرند، باید آن را قابل توجیه دانست.

آن زمان شاید بسیاری از مردم این حرف را یک تحلیل بی‌پایه می‌دانستند. نه سندی ارائه شد، نه نشانه‌ای وجود داشت. فقط یک ادعا بود و نتیجه‌ای که از پیش تعیین شده بود: اگر روزی ورزشگاهی هدف حمله قرار گرفت، باید آن را طبیعی دانست.

اما امروز که به عقب نگاه می‌کنیم، آن جمله‌ها بیش‌تر شبیه یک «پیش‌درآمد رسانه‌ای» به نظر می‌رسد؛ نوعی آماده‌سازی افکار عمومی برای اتفاقی که قرار بود بعدها رخ دهد.

حالا آن اتفاق رخ داده است. سالنی که برای نسل‌های مختلف ایرانیان پر از خاطره بود، سالنی که بارها محل شادی و هیجان ورزش‌دوستان ایرانی بود، به تلی از خاک تبدیل شد. سالن ۱۲ هزار نفری آزادی، جایی که صدای تشویق تماشاگرانش بخشی از حافظه جمعی ورزش ایران بود، حالا دیگر مثل سابق نیست.

بهانه چه بود؟ همان ادعایی که پیش‌تر ساخته شده بود. گفته شد نیروهای نظامی از آنجا استفاده می‌کنند، گفته شد محل استراحت آنهاست. اما کسانی که آنجا بودند چیز دیگری دیدند: سالن خالی، دیوارهای شکسته و خاطراتی که زیر آوار ماند.

این شاید یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های جنگ باشد؛ جایی که حتی خاطره‌ها هم قربانی می‌شوند. جایی که یک سالن ورزشی، فقط به خاطر یک ادعای بی‌پایه، به هدفی نظامی تبدیل می‌شود.

و شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا این است که گاهی پیش از سقوط اولین موشک، روایت توجیه‌کننده آن سال‌ها پیش ساخته شده است.

وقتی خاطره‌ها زیر آوار ماند

گاهی یک ساختمان فقط یک ساختمان نیست. دیوارهایی دارد که صدای تشویق هزاران نفر را در خود نگه داشته‌اند، سقفی دارد که سال‌ها فریاد شادی قهرمانان را شنیده است و راهروهایی که نسل‌های مختلف ورزش ایران از آن عبور کرده‌اند. سالن ۱۲ هزار نفری مجموعه آزادی دقیقاً یکی از همان مکان‌ها بود؛ جایی که برای بسیاری از ایرانیان فقط یک سالن مسابقه نبود، بلکه بخشی از حافظه جمعی ورزش کشور محسوب می‌شد.

صبح پنجشنبه، کمی پیش از ظهر، آن خاطره جمعی ناگهان در میان شعله و دود فروریخت. ساکنان غرب تهران که با صدایی مهیب از خانه‌های خود بیرون آمده بودند، سراسیمه به پشت‌بام‌ها رفتند تا ببینند چه اتفاقی رخ داده است. آنچه مقابل چشمان‌شان شکل می‌گرفت، صحنه‌ای بود که باورش آسان نبود؛ سازه‌ای بزرگ و باشکوه در میان آتش می‌سوخت و هر لحظه بخشی از آن فرو‌می‌ریخت.

سالنی که تاریخ ورزش را دیده بود

سالن ۱۲ هزار نفری آزادی فقط یک سازه ورزشی نبود. این سالن که سال ۱۳۵۳ همزمان با بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران افتتاح شد، دهه‌ها میزبان بزرگ‌ترین رویدادهای ورزشی ایران بود. در همان سال‌های نخست، تیم ملی کشتی ایران در همین سالن جشن قهرمانی گرفت و بعدها بارها صدای سرود پیروزی در آن طنین انداخت. نسل‌های مختلف ورزش‌دوستان ایران لحظه‌های فراموش‌نشدنی بسیاری را در آنجا تجربه کردند. رقابت‌های پرهیجان کشتی جهان، قهرمانی‌های خاطره‌انگیز تیم ملی فوتسال در آسیا، شب‌هایی که والیبال ایران مقابل قدرت‌های بزرگ جهان ایستاد و بر آنها پیروز شد و سکوهای سالن آزادی از شور و هیجان می‌لرزید. برای بسیاری از علاقه‌مندان ورزش، نام این سالن یادآور لحظه‌هایی است که غرور ملی در میان تشویق هزاران تماشاگر شکل می‌گرفت.

هر کسی که از دروازه غربی مجموعه ورزشی آزادی وارد می‌شد، این سالن را در سمت راست خود می‌دید؛ سازه‌ای عظیم که با تابلوی ساده اما آشنای «سالن ۱۲ هزار نفری» شناخته می‌شد.

کنار آن سالن پاتیناژ و خوابگاه ورزشکاران قرار داشت؛ مجموعه‌ای که سال‌ها محل رفت‌وآمد قهرمانان و ورزشکاران ایرانی بود. امروز اما از بسیاری از آن سازه‌ها تنها تصویری در خاطره‌ها ماند.

وداع تلخ با نماد ورزش

مشاهدات عینی نشان می‌دهد شدت انفجار و آتش‌سوزی تنها به این سالن محدود نمانده و بخش‌هایی از سازه‌های اطراف نیز آسیب دیده‌اند. حتی ساختمان‌هایی در نزدیکی آن، از جمله برخی تأسیسات ورزشی و اقامتی مجموعه آزادی، از دامنه این حادثه در امان نمانده‌اند. برای جامعه ورزش ایران، دیدن تصاویر این ویرانی آسان نیست. سالنی که سال‌ها میزبان افتخارهای ملی بود، حالا کاملا آوار شده. جایی که روزگاری صدای تشویق هزاران تماشاگر در آن می‌پیچید، امروز به سکوتی سنگین فرورفته.

ویرانی یک سالن ورزشی شاید در ظاهر فقط از بین رفتن یک سازه باشد، اما برای مردمی که خاطره‌های‌شان با آن گره خورده، معنایی بسیار فراتر دارد. سالن ۱۲ هزار نفری فقط یک ساختمان نبود؛ بخشی از تاریخ ورزش ایران بود.

و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد: اینکه گاهی یک لحظه کافی است تا دهه‌ها خاطره در میان آوار ناپدید شود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده
تازه ها