۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۵:۰۰
یکی از اتفاقات مهم جنگ، انسداد هوشمند تنگه هرمز توسط ایران و ناکامی آمریکا در جلوگیری از آن بوده است

محل اعمال قدرت ایران

محل اعمال قدرت ایران

گروه سیاسی: ۸ روز از آغاز جنگ تجاوزکارانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌گذرد اما مهم‌ترین اتفاق چند روز گذشته، نه صرفا حملات متقابل نظامی، بلکه شکل‌گیری وضعیت تازه‌ای در یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان یعنی تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که سال‌هاست به عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت در معادلات منطقه‌ای و جهانی شناخته می‌شود.

تنها ۲ روز پس از آغاز جنگ، ایران به ‌صورت هوشمندانه اقدام به اعمال محدودیت در تنگه هرمز، یعنی انسداد هوشمند این گذرگاه راهبردی کرد. 

بر اساس این رویکرد، نفتکش‌ها و شناورهایی که به آمریکا و برخی کشورهای غربی وابسته هستند یا در چارچوب حمایت از این جنگ عمل می‌کنند، اجازه عبور از تنگه هرمز را ندارند. 

گزارش‌های منتشر شده در روزهای اخیر نشان می‌دهد چند نفتکش وابسته به آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای اروپایی که هشدارهای ایران را نادیده گرفته بودند، با واکنش مستقیم نیروهای ایرانی مواجه شده‌اند و هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته‌اند؛ اقدامی که نشان می‌دهد تهران نه‌تنها به اعلام موضع اکتفا نکرده، بلکه در میدان نیز سیاست اعلام شده خود را به اجرا گذاشته است.

اما اهمیت این تحولات صرفا در انسداد تنگه هرمز خلاصه نمی‌شود. پیام راهبردی اصلی این وضعیت در این است که ایران توانسته به وعده‌ای که داده بود، جامه عمل بپوشاند؛ وعده‌ای مبنی بر اینکه اجازه نخواهد داد نفتکش‌های متخلف وابسته به آمریکا و متحدانش از این گذرگاه عبور کنند. تحقق این وعده، در عین حال حامل پیام مهم‌تری نیز برای طرف مقابل بوده است؛ برخلاف ادعاها و بلوف‌های اولیه واشنگتن پیش از آغاز جنگ، آمریکا در عمل راه‌حل مشخصی برای عبور از این وضعیت در اختیار ندارد.

در هفته‌های پیش از آغاز جنگ، مقام‌های آمریکایی بارها تأکید کرده بودند در صورت بروز هر گونه تهدید برای تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، نیروی دریایی آمریکا قادر خواهد بود امنیت عبور و مرور در این آبراهه را تضمین کند. حتی در روزهای اخیر و بعد از انسداد تنگه هرمز، از طرح‌هایی سخن گفته می‌شد که بر اساس آن واشنگتن می‌تواند نفتکش‌ها را بیمه کرده و با اسکورت نظامی از تنگه هرمز عبور دهد تا خللی در جریان انرژی جهانی ایجاد نشود اما واقعیت‌های میدانی نشان داد این ادعاها بیش از آنکه یک راهکار عملی باشد، در حد جنگ روانی باقی مانده‌ است. طرح بیمه و اسکورت نفتکش‌ها از سوی آمریکا نه‌تنها با استقبال کشورهای منطقه و شرکت‌های کشتیرانی مواجه نشد، بلکه بسیاری از بازیگران اقتصادی نیز تمایلی به اعتماد به چنین ابتکاری نشان ندادند. دلیل این مساله نیز روشن است: همه می‌دانند تصمیم‌گیری و اعمال کنترل بر تنگه هرمز با ایران است نه آمریکا.

در همین چارچوب، یکی از تحولات قابل توجه روزهای اخیر، به سرنوشت ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن بازمی‌گردد. ناوی که قرار بود به عنوان یکی از ابزارهای اصلی آمریکا برای حفاظت از منافع واشنگتن و متحدانش در خلیج فارس، همچنین برای جلوگیری از اعمال قدرت ایران بر تنگه هرمز در منطقه حضور داشته باشد، پس از چند حمله پهپادی و موشکی ایران ناچار شده فاصله قابل توجهی از منطقه عملیاتی بگیرد.

بنا بر اعلام قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا(ص)، ناو آبراهام لینکلن اکنون بیش از هزار کیلومتر از منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز فاصله گرفته است.

در واقع ناوی که قرار بود نماد قدرت دریایی آمریکا و تضمین‌کننده امنیت تردد نفتکش‌ها باشد، اکنون خود به هدفی بالقوه برای حملات ایران تبدیل شده و به همین دلیل ترجیح داده از محدوده‌ای که در تیررس مستقیم توان موشکی و پهپادی ایران قرار دارد فاصله بگیرد. این وضعیت به نوعی نماد تغییر موازنه عملیاتی در میدان نیز محسوب می‌شود.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد آنچه در تنگه هرمز رخ داده، صرفاً یک اقدام نظامی یا تاکتیکی ساده نیست، بلکه یک ابتکار راهبردی از سوی ایران به شمار می‌رود. ایران بدون آنکه تنگه را به طور کامل ببندد و بحران جهانی انرژی ایجاد کند، توانسته با اعمال کنترل گزینشی بر تردد نفتکش‌ها، هم اهرم فشار خود را فعال کند و هم نشان دهد در معادله امنیت این آبراهه، نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

بنابراین امروز واقعیت میدان نشان می‌دهد نه آمریکا و نه هیچ بازیگر دیگری تاکنون نتوانسته راهکاری عملی برای عبور از این وضعیت ارائه کند. در حالی که ایران توانسته به طور عملی سیاست جلوگیری از عبور نفتکش‌های متخلف را اجرا کند، طرف مقابل عملاً با کمبود گزینه‌های مؤثر مواجه شده است.

در نهایت می‌توان گفت آنچه در روزهای اخیر در تنگه هرمز رخ داده، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرده است که این آبراهه همچنان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی به شمار می‌رود؛ اهرمی که تهران توانسته آن را به شکلی هوشمندانه و کنترل‌شده به کار بگیرد، در حالی که طرف مقابل هنوز راهی برای بی‌اثر کردن آن پیدا نکرده است.

ارسال نظر
captcha
تازه ها