
پاسخ متقابل نیروهای مسلح کشورمان به حملات دشمن آمریکایی - صهیونی به پارس جنوبی صرفا یک رفت و برگشت نظامی نیست، بلکه نوعی بازتعریف قواعد بازی در بازار جهانی انرژی از سوی ایران است. وقتی ایران سراغ "حبشان" در امارات، "ینبع" در عربستان سعودی و زیرساختهای گازی در قطر میرود، در واقع دارد این پیام را مخابره میکند که امنیت انرژی در منطقه، یک «کل به همپیوسته» است و نمیتوان بخشی از آن را هدف گرفت و انتظار داشت سایر بخشها دست نخورده باقی بمانند. یعنی نمیشود تاسیسات نفتی ایران مورد تهاجم قرار گیرد اما منافع آمریکا و غرب در منطقه همچنان تامین باشد.
هر ۳ نقطهای که از سوی سپاه پاسداران مورد تهاجم در منطقه قرار گرفت گرههای کلیدی در شبکه تأمین انرژی جهانی به شمار میآیند. نه صرفا برای مصرف داخلی کشورهایشان، بلکه برای بازار جهانی. از همین جا باید فهمید که پاسخ ایران به حملات رژیم صهیونیستی به پارس جنوبی که با هماهنگی و چراغ سبز ایالات متحده انجام شد، یک پاسخ در همان سطح نیست، بلکه حتی یک پله بالاتر است تا نشان دهد تهدیدهای قبلی ایران مبنی بر اینکه هر نوع تعرض به تاسیسات انرژی کشور مساوی با پاسخ قاطع و شدید ایران خواهد بود، بلوف نیست و قطعا عملی میشود.
اهمیت ۳ نقطهای که توسط سپاه پاسداران مورد اصابت قرار گرفته نیز قابل توجه است. حبشان، یکی از شاهراههای پردازش و انتقال نفت امارات است، ینبع، مسیر استراتژیک عربستان برای دور زدن خلیج فارس و انتقال نفت به دریای سرخ و قطر، قلب تپنده بازار LNG جهان. نقطه اشتراک هر ۳ نیز دخیل بودن منافع اقتصادی آمریکاست. حالا ضربه به این نقاط، یعنی ایجاد یک شوک همزمان در ۳ مسیر متفاوت عرضه انرژی. این همان چیزی است که بازارها از آن میترسند: «اختلال همزمان چندمنبعی».
اما پیامد چنین وضعیتی فقط افزایش قیمت نخواهد بود. اگر این تأسیسات بهطور نسبی برای چند ماه از مدار خارج شوند، بازار وارد فاز «عدم قطعیت بلندمدت» میشود. در این فاز، قیمتها صرفا به دلیل کمبود بالا نمیرود، بلکه به خاطر ترس از آینده، در سطوح بالا تثبیت میشود.
در این چارچوب میتوان فهمید چرا بلافاصله پس از پاسخ شدید و قاطع ایران، ترامپ که به رژیم صهیونیستی برای حمله به پارس جنوبی چراغ سبز نشان داده بود در اظهار نظری تضمین داد اسراییل دیگر به زیرساختهای نفتی و گازی ایران حمله نمیکند و مکرون نیز با بیان اینکه کشیده شدن جنگ به زیرساختهای نفتی به ضرر همه است، از ضرورت توقف جنگ گفت. این مواضع ناشی از درک یک خطر واقعی است. بویژه اروپا که تجربه شوک انرژی را در سالهای اخیر داشته، میداند تداوم این وضعیت میتواند صنایعش را زمینگیر، تورم را تشدید و حتی اقتصادش را وارد رکود عمیقتری کند.
قرار نیست هزینه هدف گرفته شدن تاسیسات انرژی ایران را فقط مردم ایران بپردازند، بلکه آثارش باید مستقیما در واشنگتن و نیویورک، پاریس، برلین و لندن هم دیده شود.