
۲۰ روز از آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران میگذرد اما برخلاف تصوری که در روزهای پیش از جنگ و حتی در روزهای ابتدایی در رسانهها و محافل غربی القا میشد، این جنگ نهتنها به فروپاشی جمهوری اسلامی ایران منجر نشد، بلکه با حفظ ساختار سیاسی و نظامی و پاسخهای کوبنده نیروهای مسلح کشورمان هم همراه بود.
روندی که در ۲۰ روز جنگ تا به اینجا طی شده، باعث شده بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، از «غافلگیری معکوس» سخن بگویند؛ وضعیتی که در آن، طرفی که انتظار برتری سریع داشت، حالا با واقعیتی پیچیدهتر و پرهزینهتر مواجه شده است.
با همه اتفاقات و حملاتی که تاکنون رخ داده، یک پرسش مهم و البته کمتر پاسخ داده شده از سوی غربیها شکل گرفته است و آن اینکه واقعا چه تعداد از نیروهای ارتش تروریست ایالات متحده در منطقه در پی حملات ایران به پایگاههای نظامی این کشور در حاشیه خلیج فارس به هلاکت رسیده یا زخمی شدهاند؟
وقتی حجم و گستره حملات ایران در طول ۲۰ روز گذشته، بویژه علیه پایگاههای ارتش تروریست آمریکا را در نظر بگیریم، طبیعی است که انتظار داشته باشیم تلفات قابل توجهی به نیروهای آمریکایی وارد شده باشد. با این حال، آنچه به صورت رسمی از سوی ایالات متحده و رسانههای رسمیاش اعلام میشود، بسیار محدود، مبهم و به نوعی حداقلی است؛ آماری که بیشتر به مدیریت افکار عمومی شباهت دارد تا بازتاب کامل واقعیت میدان نبرد.
اینجاست که پای روایتهای غیررسمی و بعضا افشاگرانه به میان میآید. بر اساس گزارشی که در یک روزنامه منتشر شده، یک پرستار آمریکایی مقیم آلمان خبر داده است تعداد مجروحان و کشتهشدگان ارتش آمریکا که از غرب آسیا به این کشور منتقل میشوند، بسیار بیشتر از آن چیزی است که رسانهها گزارش میکنند.
این روایت، اگرچه به تنهایی یک سند قطعی محسوب نمیشود اما وقتی در کنار سایر نشانهها قرار گیرد، معنا و وزن بیشتری پیدا میکند.
انتقال مجروحان به خارج از منطقه جنگی، آن هم به کشورهایی با زیرساخت درمانی پیشرفته، معمولا زمانی رخ میدهد که حجم تلفات یا شدت جراحات از ظرفیتهای محلی فراتر رفته باشد. به بیان سادهتر، اگر همه چیز آنگونه که در روایت رسمی آمریکا گفته میشود کنترلشده و ناچیز بود، نیازی به چنین انتقال گستردهای احساس نمیشد. اینجاست که دروغسازی و تحریف واقعیت از سوی آمریکاییها خودش را نشان میدهد.
در ایالات متحده، مساله تلفات انسانی در جنگها همواره یکی از حساسترین خطوط قرمز سیاسی بوده است. هر افزایش محسوسی در تعداد کشتهها و زخمیها، میتواند به سرعت به یک بحران داخلی تبدیل شود و فشار بر دولت را افزایش دهد. به همین دلیل کنترل روایت و محدودسازی انتشار آمار واقعی بخشی از یک راهبرد شناختهشده در مدیریت جنگهاست که حالا توسط ترامپ، البته به صورت ناشیانه اجرا میشود؛ راهبردی که هدفش جلوگیری از شکلگیری موجهای اعتراضی در آمریکاست، بویژه که حملات تجاوزکارانه آمریکا به همراه اسرائیل علیه ایران، با مخالفتهای قابل توجهی در ایالات متحده همراه بوده است.