
مهدی افراز
۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴ و ۲۹ اسفندماه ۱۳۲۹، هر دو از این جهت که نماد تصمیمی سرنوشتساز و جسورانه برای آینده ایران و استقلال کشور خصوصاً در حوزه انرژی است و همچنین هر دو در لبه مقطع تغییر نظم جهانی به وقوع پیوستند، با یکدیگر اشتراکات نزدیکی دارند اما به جهات متعددی، رخداد بامداد ۲۸ اسفند بسیار عظیمتر و مبارکتر از ملّی شدن موقتی نفت در مجلس شانزدهم است.
جهت اول: رخداد ۲۸ اسفند و پاسخ راهبردی نیروهای مسلح برای حفظ استقلال کشور در حوزه منابع گازی و نفتی در شرایطی رقم خورد که ابتدائاً پروژه کودتا با حضور حماسی و ممتد مردم در خیابانهای سراسر کشور شکست خورد و متعاقب آن پدیده تاریخی ۲۸ اسفند و اقدام تقابلی، هوشمندانه و جسورانه ایران به وقوع پیوست، اما در مقطع ۲۹ اسفند، اقدام استقلالطلبانه سیاسیون و احزاب ملیگرا و اسلامگرا، بدون سرمایه اجتماعی کلید خورد و به همین جهت پس از مدت اندکی این حرکت با کودتای ۲۸ مرداد زمینگیر شد.
جهت دوم: درست است که در ملی شدن نفت با جسارت فدائیان و ترور رزمآرا در برابر استکبار داخلی ایستادگی شد و طرح در مجلس به سرانجام رسید ولی در ۲۸ اسفند با درایت نیروهای مسلح در برابر عصاره استکبار جهانی و منطقهای ایستادگی شد و برای حراست از حقوق ملت ایران، تضمین عملی دریافت شد.
جهت سوم؛ در ماجرای ملی شدن نفت، ابتدا اقدامات حقوقی ایران برای خلاصی از اعطای امتیازات به دولتهای خارجی صورت گرفت و سپس کشورهای غربی خرید نفت ایران را تحریم کردند که اگر علم به وقوع چنین تحریم گستردهای میبود، سیاسیون جرات پیدا نمیکردند به سمت قطع منافع انگلیسیها حرکت کنند، اما در ۲۸ اسفند با وجود شرایط تحریمی گسترده ۱۵ ساله و علم به پیامدهای آن، عاقله کشور به چنین واکنش جسورانهای مبادرت کرد.
جهت چهارم؛ در پی نهضت ملی شدن نفت هیچگاه غربیها توبیخ نشده و به اشتباه بودن رفتارهای خود اقرار نکردند، به طوری که حتی مصدق حاضر شد برای جلب نظر آنها، تمام ضرر و زیان شرکت انگلیسی در دوره ۲ ساله ملی شدن نفت را پرداخت کند اما امروز با اقدام ما در بامداد ۲۸ اسفندماه، رئیس جمهور آمریکا رسماً زبان مکتوب به غلط کردن باز کرده و این بار ما با آنکه خسارتهای سنگین زیرساختی و مالی بر متجاوزان تحمیل کردهایم، خود را نیز در مقام دریافت غرامت قرار دادهایم.
با این مرور، شایسته است بامداد ۲۸ اسفند به عنوان یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ سیاسی ایران در جهان معاصر معنادار شده و در فضای نخبگانی کشور ادبیات پیدا کند و در میان تودههای مردم نیز به سمبل عقلانیت و درایت ایرانی برای حراست از استقلال و آزادی ملی مبدل شود. به این ترتیب اگر نخواهیم اسیر کلیشههای تقویمی شویم، ۲۸ اسفند قطعاً مقطع تاریخیتری از ۲۹ اسفند بوده و رخدادی است که پرتویی از وضعیت ایران آینده در نظم جدید جهان را نیز تصویرسازی می کند.