۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۱۵

اين يك روايت تاريخي است!

اين يك روايت تاريخي است!

 

طاهره محمدی

 

١٣ آبان ١٣٥٨ تعدادي از دانشجويان پيرو خط امام در يك عمليات منسجم و هوشمندانه سفارت آمريكا در تهران را تسخير مي كنند، در طي اين اين عمليات ٦٦ ديپلمات آمريكايي به گروگان گرفته مي شوند و اينجا سر آغاز يك بحران بين المللي براي آمريكاست! آمريكا به ديوار سخت "نه به سلطه" توسط دانشجويان پيرو خط امام برخورد ميكند.

 

اما درست در آن طرف دنيا محمدرضا پهلوي كه در جريان اعتراضات مردم در سراسر كشور از ايران گريخته است مستاصل و درمانده با عوارض جانبي شديد "سرطان خون" دست و پنجه نرم مي كند، او خود را مسئول اين گروگانگيري نمي داند اما كارتر طور ديگري فكر مي كند! براي همين پس از شنيدن خبر گروگانگيري شاه بيمار را، شتابان از آمريكا بيرون مي كند. محمدرضا به پاناما مي رود اما آن جا را هم به مقصد مصر ترك مي كند او واضحا احساس امنيتش را از دست داده و در پاسخ به سوال خبرنگاراني كه از او در خصوص چرايي ترك آمريكا پرسش دارند اينطور مي گويد : فعلا نمي تواند در اين باره صحبت كند و موضوع بحث را عوض مي كند.

 

يك تماس تلفني در ماه مارس ١٩٨٠ از پاناما به مصر مي شود، پشت خط فرح پهلوي با صدايي آشفته به "جهان سادات" (همسر انور سادات) مي گويد: وضع ما خيلي بد است جهان ، سرطان شوهرم به طحالش زده و اگر عمل نشود مي ميرد، من در پاناما به هيچكس اعتماد ندارم،ما بايد فورا پاناما را ترك كنيم. جهان سادات در كتابش(زني از مصر) مي گويد: من اين را شنيده بودم كه پاناما در حال مذاكره است تا با تحويل محمدرضا به ايران، با يك تبادل به امريكا كمك كند تا بتواند ديپلمات هايش را پس بگيرد، اما نمي توانستم باور كنم قساوت آن ها اينقدر زياد است كه مي خواهند او را حتي روي تخت جراحي بيمارستان هم بكشند!

 

جهان سادات به فرح مي گويد: كاش از آمريكايي ها بخواهيد تا به نفع شما در مقابل پاناما پا در مياني كند. فرح به تلخي و بسيار تند پاسخ مي دهد: دولت آمريكا؟!كمك هايي كه آنها تاكنون كرده اند براي يك عمرمان بس است! نفرت دروني فرح پهلوي از امريكا و ترسي كه همواره محمدرضا از امريكايي ها و انگليسي ها داشت، انگار تاريخ انقضاء داشته باشد. محمدرضا در غربت و البته به طرز مشكوكي از دنيا رفت اما فرح پهلوي بغضي كه از امريكا در سينه داشت فراموش كرد.

 

حافظه تاريخي خاندان پهلوي همواره به يك آلزايمر خود خواسته دچار است! البته شايد هم او از مردم ايران آنقدر كينه به دل داشت كه تعمدا ٤٠ سال بعد ان ها را توسط پسرش كه خواب پادشاهي مي بيند، تشويق كرد تا به كف خيابان ها بيايند و از آمريكا درخواست "كمك" كنند. همان فرح پهلوي كه در مارس ١٩٨٠ با بغض و ترس و كينه از آمريكا رانده شد و نا اميد از "كمك" ايالت متحده براي شوهر در آستانه مرگش بود و همان وليعهد خيالي كه پدرش و پدربزرگش طعمه بي مايه آمريكا و انگلستان شدند. خاندان پهلوي مي دانند كه از دست آمريكا "كمكي" براي مردم ايران بر نمي آيد، آنها فقط با يك كينه ديرينه از اين مردم به تماشاي ريختن خونشان نشسته اند. 

 

منابع: كتاب زني از مصر نوشته جهان سادات همسر انور سادات و كتاب زيباي تنها(خاطرات ثريا بختياري همسر محمدرضا پهلوي)

ارسال نظر
captcha
تازه ها