
بامداد ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، شورای عالی امنیت ملی در بیانیهای اعلام کرد در پی میانجیگری پاکستان برای پذیرش درخواست آتشبس آمریکاییها و همچنین با عنایت به پذیرش شروط ۱۰ بندی ایران از سوی آمریکاییها به عنوان مبنای مذاکرات، آتشبس ۲ هفتهای برقرار میشود.
«سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه کشورمان نیز در توئیتی این موضوع را اعلام و تصریح کرد پذیرش درخواست آمریکاییها، ۲ رکن اساسی داشته است: اوّل میانجیگری و درخواست پاکستان و دوّم: پذیرش شروط ۱۰ بندی ایران توسط آمریکاییها به عنوان مبنای مذاکرات.
ترامپ نیز با بازنشر توئیت آقای عراقچی (ریتوئیت کردن آن)، این موضوع را اعلام کرد. ضمن آنکه آقای «شهباز شریف» نخستوزیر پاکستان نیز در توئیتی، ضمن اشاره به مساله آتشبس، گفت بناست جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان، پایان یابد. نام لبنان، مشخصاً در توئیت آقای شریف درج شده بود.
در بیانیه شورای عالی امنیت ملی کشورمان اعلام شد بناست از ۲۱ فروردین، مذاکراتی در اسلامآباد بر مبنای شروط ایران برگزار شود.
با این حال، نقض عهد آمریکاییها، کما فیالسابق، از همان ساعت نخست آغاز شد. علیرغم اعلام علنی و رسمی شهباز شریف درباره ضرورت آتشبس در لبنان، سگ هار آمریکاییها در منطقه، اسرائیل، حملات جنایتکارانه و وحشیانه خود را به لبنان ادامه داد.
هیات ایرانی ۲۲ فروردین به اسلامآباد رفت؛ ریاست تیم ایرانی را دکتر «محمدباقر قالیباف» برعهده داشت و آقایان عراقچی و علی باقری معاون سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، اعضای هیات اصلی بودند. جمعی از کارشناسان و مسؤولان نیز به عنوان هیات کارشناسی حضور داشتند. از طرف آمریکاییها نیز این بار جیمز دیوید ونس، معاون رئیس دولت تروریست آمریکا سرپرست تیم بود و ویتکاف و کوشنر او را همراهی میکردند.
تیم ایرانی از ابتدا در دیدارهای خود با مقامات پاکستان بر ضرورت اجرای آتشبس در لبنان تاکید داشت و در مذاکرات با آمریکاییها نیز این موضوع به بحث اصلی و آغازین تبدیل شد. آمریکاییها در این مذاکرات گفتند قولی برای آتشبس در لبنان ندادهاند! اما هیات ایرانی با اشاره به توییت رسمی شهباز شریف و اظهارات دیگر شخصیتهای پاکستانی از جمله عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان اعلام کرد قول آمریکاییها قطعی است و نباید تخلفی صورت گیرد.
آمریکاییها سپس اعلام کردند موضوع را پیگیری خواهند کرد! در 25 ساعت مذاکرهای که در اسلامآباد به طول انجامید، ابتدا آمریکاییها وعدههایی درباره آزادسازی اموال ایران دادند اما نهایتاً سازوکار روشنی درباره آن نهایی نشد. درباره مساله تنگه هرمز نیز زیادهخواهی آمریکاییها کار را به بن بست کشاند و همچنین ورود آمریکاییها به بحث هستهای و تاکیدات همیشگی آنها بر زیادهخواهیهای فزاینده موجب شد عملاً مذاکرات اسلامآباد ۱، با شکست کامل مواجه شود.
آمریکاییها تصور میکردند ایرانیها با تصور دیدن خسارت بزرگ در جنگ، در اتاق مذاکرات امتیازات زیادی خواهند داد؛ و یا اینکه حداقل بنا داشتند اراده و احساس ایرانیها نسبت به جنگ را در مذاکره اول محک بزنند.
پس از مذاکرات اسلامآباد، به دلیل زیادهخواهیهای همیشگی آمریکاییها و همچنین عدم آتشبس در لبنان و نیز اجرای محاصره توسط آمریکاییها، مذاکرات عملاً متوقف شد و ایران اعلام کرد در مذاکرات دیگری شرکت نخواهد کرد.
ایران پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، به صورت مستمر بر ضرورت آتشبس در لبنان تاکید داشت و اعلام میکرد نقض آتشبس در لبنان عملاً نقض کامل آتشبس با ایران است و نیروهای مسلح ما آمادگی تلافی دارند.
در این فاصله میانجی پاکستانی همچنان تلاش میکرد ۲ طرف را برای مذاکره متقاعد کند، اما ایران تاکید داشت تا زمان آتشبس در لبنان و نیز اجرای برخی شروط توسط آمریکاییها، مذاکره را اتلاف وقت و فریب میداند و در آن شرکت نخواهد کرد.
۲۶ فروردین، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان مجدد به ایران سفر کرد. ایران همان شب به او اعلام کرد اگر آتشبس در لبنان برقرار نشود، نیروهای مسلح کشورمان آماده حمله موشکی به اسرائیل هستند.
عاصم منیر موضوع را با جی دی ونس، در میان گذاشت و نهایتاً پس از ساعتها بحث، دشمن آمریکایی و صهیونی با مشاهده عزم قطعی ایران برای تنبیه رژیم صهیونی، ۲۷ فروردین آتشبس در لبنان را اعلام کرد.
همان موقع یک منبع نظامی به تسنیم گفت ایران آماده بود ساعت ۲۰ بیست و هفتم فروردین موشکهای خود را روانه اسرائیل کند؛ اما ترامپ ساعت ۱۹ آتشبس در لبنان را اعلام کرد.
علیرغم آتشبس در لبنان، اما آمریکاییها با ادامه محاصره دریایی علیه ایران، عملاً اقدامات خصمانه خود را استمرار بخشیدند. ایران نیز اعلام کرد تا زمانی که محاصره دریایی پابرجاست و برخی شروط ایران تامین نشده است، مذاکره را همچنان اتلاف وقت میداند.
آمریکا همچنین از روز اول بنا داشت با گره زدن پایان جنگ به مذاکرات هستهای، عملاً از ایران بابت پایان احتمالی جنگ، امتیاز هستهای بگیرد. اما ایران بنا به استدلالهای متقن مختلف، تاکید کرد این دو موضوع کاملاً از یکدیگر جداست و ایران تا زمانی که تهدید جنگ پابرجاست و این مساله بر اساس شروط کشورمان پایان نیافته، وارد مساله دیگر نخواهد شد.
به هر حال در ایام پس از آن نیز همچنان تبادل پیامها ادامه داشت؛ ترامپ از یک سو مدام تاکید میکرد میخواهد با اقدام نظامی تنگه هرمز را باز کند و یا جنگ را مجدد علیه ایران آغاز کند، اما در پشت پرده مدام در فکر ارسال متنهای جدید به تهران بود تا کشورمان را به ادامه مذاکره ترغیب کند.
در این بین حتی ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز عملیاتی را با عنوان «پروژه آزادی» تنگه هرمز آغاز کرد که با پاسخ کوبنده نیروهای مسلح ایران، به فاصله یک روز مجبور به اعلام شکست آن شد!
میانجی پاکستانی در طول این مدت متنهای زیادی از آمریکاییها به ایران ارائه کرد؛ اما ایران همواره در پاسخ به متن آمریکاییها، تاکید کرد کاری با متون واشنگتن ندارد و جمهوری اسلامی ایران متن خود را پیشنهاد خواهد کرد.
متنهای ایران اکثراً در ۱۴ بند به میانجی پاکستانی تحویل میشد و هر بار ترامپ اعلام میکرد از متن ایران راضی نیست و عصبانی است و میخواهد بجنگد! امّا با محاسبه درِ بسته اقدام نظامی و بیفایده بودن آن، آمریکاییها متن دیگری به ایران از طریق میانجی پاکستانی ارسال میکردند.
متنهای ایران چارچوب مشخصی داشته و تا امروز نیز بخش اعظم آن حفظ شده است که میتوان به صورت زیر نوشت (آنچه اشاره میشود چارچوب متن است، نه خود متن):
۱ـ ایران بر ضرورت تفکیک موضوع پایان جنگ از هستهای تاکید دارد؛ تا زمانی که پایان جنگ بر اساس شروطی که ایران بر آن تاکید دارد انجام نشود، اساساً موضوع هستهای مورد بحث قرار نخواهد گرفت. اما آمریکاییها در متون خود تاکید داشتند ایران در همان گام نخست باید امتیازاتی در بحث هستهای بدهد. موضوع تعطیلی تاسیسات هستهای و تحویل مواد غنیشده به آمریکاییها از جمله مباحثی بود که مدام توسط آمریکاییها مورد تاکید قرار میگرفت.
۲ـ ایران تا این لحظه اعلام کرده است در صورت تحقق گام اول، یعنی پایان جنگ با شروط مورد قبول ایران و انجام اقدامات عملی توسط آمریکا، موضوع مواد هستهای در گام بعد صرفاً میتواند بررسی شود. ضمن آنکه خروج و مواد هستهای به آمریکاییها خط قرمز ایران است. درباره تعطیلی تاسیسات هستهای نیز ایران هیچ تعهدی نپذیرفته است.
۳ـ ایران بر ضرورت پایان جنگ و تهدید در همه جبههها از جمله لبنان تاکید دارد و این موضوع حتماً باید مورد پذیرش طرف آمریکایی قرار گیرد.
۴ـ در صورتی که اختلافات فعلی حل شود، احتمالاً در گام اوّل یک MOU (تفاهم اولیه) اعلام شود و سپس مهلت ۳۰ یا ۶۰ روزه برای گفتوگو درباره موضوع هستهای (بدون هیچگونه تعهد اولیه ایران) اعلام شود.
۵ـ ایران تاکید کرده است بخش مهمی از اموال بلوکه ایران باید در همان گام اول آزاد شود و در اختیار تهران قرار گیرد. یکی از تاکیدات ایران ممانعت از تکرار روندهای معیوب سابق است که آمریکاییها اعلام کردند اموال ایران آزاد شد اما روند به خوبی طی نشد. بنابراین ایران تاکید دارد سازوکار روشن و تضمینشدهای برای این موضوع در نظر گرفته شود. تیم مذاکرهکننده ایران مبلغی که باید آزاد شود را به صورت روشن به آمریکاییها اعلام کرده است. هنوز درباره برخی جزئیات این موضوع جمعبندی نشده است.
۶ـ خروج نیروهای رزمی آمریکا از محیط پیرامونی ایران از دیگر شروطی است که ایران طبق همان ۱۰ بند اعلامی شورای عالی امنیت ملی در ۱۹ فروردین و پذیرش کلیت آن توسط آمریکا، بر آن تاکید دارد و در متنهای ایران به آن اشاره شده است.
۷ـ موضوع تنگه هرمز از جمله مسائل دیگری است که درباره آن در متون رد و بدل شده، موضوعات مهمی مطرح است. ایران تاکید دارد وضعیت هرمز به لحاظ سازوکار و رژیم حقوقی به قبل از جنگ برنخواهد گشت.
۸ـ محاصره دریایی از دیگر موضوعات مورد مباحثه است؛ ایران تاکید دارد محاصره دریایی باید پایان یابد در غیر این صورت مذاکرهای در کار نخواهد بود.
۹ـ موضوع خسارت و غرامت از دیگر موارد پیگیریشده توسط ایران است؛ آمریکاییها در آخرین متون رد و بدل شده با تاسیس صندوقی با عنوان توسعه و بازسازی برای این منظور موافقت کردهاند. اما مبلغ این صندوق و سازوکار آن هنوز نهایی نشده و مورد قبول ایران قرار نگرفته است.
۱۰ـ تعهد آمریکا به لغو همه تحریمها، اعم از شورای امنیت و اولیه و ثانویه، از دیگر شروط مورد تاکید متون ایران است.
۱۱ـ اسقاط تحریمهای نفتی ایران در فاصله تفاهم اولیه تا مدت زمان تعیینشده برای مذاکرات بعد، از دیگر مباحثی است که گفته میشود آمریکاییها آن را پذیرفتهاند. بنابراین، اگر این موضوع نهایی شود، آمریکاییها در طول بازه مذاکره، تحریمهای نفتی ایران را مستثنا خواهند کرد.
۱۲ـ موضوع تضمین توافق احتمالی آینده (در صورت شکلگیری توافق) از دیگر نکاتی است که ایران درباره آن پیشنهاداتی را مطرح کرده و بر آنها تاکید دارد. ایران تاکید دارد توافق نهایی احتمالی باید از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت تضمین شود و همچنین برخی کشورهای دیگر در سازوکار تضمین حضور یابند تا سازوکار اشتباه اسنپ بک تکرار نشود.
به هرحال با حضور میانجی پاکستانی در تهران، معادلات و رد و بدل پیامها و مواضع همچنان ادامه دارد. گفته میشود پیشرفتهایی در حوزههای تفکیک پایان جنگ از مذاکرات هستهای، آزادسازی اموال ایران، پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان، سازوکار تضمین توافق نهایی احتمالی، اسقاط تحریمهای نفتی در طول مذاکره، رفع محاصره دریایی و تعهد آمریکا به خروج نیروهای تروریست رزمیاش در گفتوگوها شکل گرفته است؛ اما هنوز اختلافات مهمی نیز پابرجاست.
ایران بر اعمال رژیم حقوقی جدید در تنگه هرمز، دریافت غرامت جنگ، آزادسازی واقعی اموال بلوکه، تعهد واقعی آمریکا به لغو کامل تحریمها، پایان جنگ در همه جبههها از جمله لبنان و ... تاکید دارد.
تهران تاکید کرده اگر روند گفتوگوها، به رفع سایه جنگ و انتفاع مردم ایران و احقاق حقوق ملت منجر نشود، توافقی در میان نخواهد بود. ضمن آنکه نیروهای مسلح کشورمان برای هرگونه سناریو عدم توافق یا شکست مذاکرات نیز کاملاً آماده هستند. هنوز اختلافات مهمی پابرجاست و توافق همچنان در دسترس نیست.