۱۵/مهر/۱۴۰۵
|
۰۰:۰۵
چرا بازگشت اسرائیل به شرایط پیش از طوفان‌الاقصی امکان‌پذیر نیست؟

ضربه ترمیم‌ناپذیر

علیرضا کمیلی: رژیمی که زمانی در تامین حداقل‌های زندگی خود تحت فشار بود و با جنگ‌های پیاپی برابر ارتش‌های کلاسیک عرب تا جنگ اکتبر 1973 مواجه بود، به دوران تثبیت وارد شد و تا اکتبر 2023 دقیقا نیم قرن، بحران امنیتی جدی جز درگیری‌های نه‌چندان سنگین با جریان مقاومت نداشت و این یعنی، هم تا حد خوبی به وعده «تامین امنیت برای یهودیان» عمل کرده بود و هم توانسته بود با قراردادهای «کمپ دیوید» و «وادی عربه» وارد منطقه شده و کم‌کم در منطقه‌ای که با او دشمن بود، خود را تثبیت کند تا جایی که به پیمان ننگین موسوم به آبراهام نیز کشیده شد. اینکه با چه فرآیندی این تثبیت اتفاق افتاد یک جنبه سیاسی و امنیتی دارد که معمولا در رسانه‌ها مطرح می‌شود ولی لایه پنهان مهم‌تری هم دارد که عمدتا از آن اطلاعی نداریم. نیم‌نگاهی به وضعیت اقتصادی رژیم موقت صهیونیستی نشان می‌دهد در کمال تعجب، بیش از 80 میلیارد دلار از تبادلات تجاری آن در عرصه خدمات و به عبارتی فروش دیتا، نرم‌افزار، های‌تک و... است، نه صادرات کالا! حال این سوال ایجاد می‌شود: چطور رژیم توانست تا این حد رشد کند؟ بررسی سرمایه‌گذاری‌های خارجی و نمایندگی شرکت‌های بزرگ خصوصا در عرصه تکنولوژی‌های سایبری و الکترونیک مثل Nvidia، Intel، Microsoft، Apple، Amazon و... به‌خوبی رویکرد حمایتی آمریکا از رژیم را به نمایش می‌گذارد. آنها حتی تا مدت‌ها پس از طوفان‌الاقصی، تداوم ارزآوری، پروژه‌سپاری و حتی اقدامات بشردوستانه و حوزه مسؤولیت اجتماعی خود را در اراضی اشغالی متوقف نکردند. آمریکا این پاس گل را به رژیم داده بود که قراردادهای تکنولوژیک خود در منطقه را از طریق واسطه‌گری اسرائیلی‌ها می‌بست تا هم یک فرصت اقتصادی و علمی برای آنها مهیا و هم منطقه را به آنها وابسته کند، چرا که همه در زندگی روزمره به این شرکت‌های بزرگ وابسته‌اند و حالا با این سیاست آمریکا، دریافت خدمات از آنها منوط به ارتباط با نمایندگی‌های اصلی آنها در رژیم شده بود. آمریکا به طور قاطع، مهم‌ترین سرمایه‌گذار خارجی رژیم در این سال‌ها بوده و عملا دوسوم از 400 شرکت مهم تحقیق و توسعه چندملیتی در رژیم را شرکت‌های آمریکایی شکل داده‌اند و این یعنی انتقال تکنولوژی که برای هر کسی چنین کاری نمی‌کنند.
3 حوزه های‌تک، انرژی و سلاح در آمریکا با اسرائیل وارد شراکت علمی و تولیدی گسترده شده‌اند و البته کشورهای اروپایی هم در این امر با آمریکا رقابت دارند. سالانه اقلا 20 میلیارد دلار فقط از طریق سرمایه‌گذاری اروپا و آمریکا وارد اسرائیل می‌شود و کل این مبلغ به بیش از 256 میلیارد دلار رسیده است!
سیاهه این خدمات علمی - اقتصادی بلندبالاست ولی ماجرا وقتی حساس‌تر شد که طرح استراتژیک «آی‌مک» با هدف اتصال هند به اروپا و تضعیف پروژه «ابتکار کمربند و جاده» چین طراحی شد و اتفاقا یک نقش محوری هم به حیفا به عنوان بندر واسط کریدوری شرق به غرب داده شد.
مساله به همین‌جا محدود نماند. اقتصاد، پل سیاست شد و ماجرا از عادی‌سازی فراتر رفت و به سمت پیوندهای جدی راهبردی با اقتصاد امارات و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس گام برداشت. از زیرساخت امنیتی تا حمل‌ونقل دریایی و هوایی و جاده‌ای تا هاب پول و کالا همگی با رژیم به اشتراک گذاشته شد و سعودی و اردن هم باید لاجرم به این مسیر اضافه می‌شدند.
همزمان جریانات افراطی راست مذهبی و سیاسی نیز در داخل رژیم به قدرت رسیدند و فضای ضدفلسطینی شدت گرفت. صراحتا از لزوم تخلیه غزه و کرانه سخن گفته می‌شد و پس از انتخاب ترامپ در سال 2016 و طرح وقیحانه «معامله قرن» امید آنان برای تحقق نگرش‌های توسعه‌طلبانه‌شان نیز قدرت گرفت؛ یعنی به پشتوانه استقرار اقتصادی و امنیتی، همچنین توسعه ارتباطات سیاسی که در جهان و منطقه انجام داده بودند، به‌سرعت به سمت حذف کامل فلسطین از نقشه دنیا رفتند. عملا طرح ترامپ به معنای سوزاندن ایده «دو دولت» بود که اروپایی‌ها و حتی دموکرات‌های آمریکا طرفدار آن بودند ولی مسیر افراط‌گرایی قدرت گرفته بود و پیش می‌رفت.
این آن مسیری بود که فلسطینی‌های هوشمند به‌خوبی آن را درک کردند. مسیر از بین رفتن تدریجی و بی‌سر و صدا و بدون هزینه کرانه باختری و غزه و قدس با سرعت در حال طی شدن بود و کسی هم به داد فلسطینی‌ها نمی‌رسید و ایده‌ای هم برای نجات فلسطینی‌ها از این باتلاق وجود نداشت. چند سال قبل، صهیونیست‌ها وقیحانه در بحرین رویداد ایده‌پردازی اقتصادی برگزار و همه کشورهای منطقه را با ایده‌های اقتصادی خود تشویق به تعامل بیشتر با خودشان یا همان عادی‌سازی روابط کردند و متاسفانه از امارات و هند و چند کشور دیگر هم جذب بودجه‌های هنگفت آن شدند اما طوفان رخ داد و این روزها گفته می‌شود سعودی به عنوان عضو مهم «آی‌مک» دنبال مسیر جایگزین و دور زدن رژیم از طریق سوریه به خاطر ناامنی‌های پساطوفان و البته سوختن برند رژیم در جهان است و همین مساله اسرائیلی‌ها را خیلی عصبانی کرده. آری! این بازی را عملا طوفان‌الاقصی بر هم زد و از همین رو تعبیر «غیر قابل ترمیم» که امام شهید برای آن به کار بردند کاملا صحیح است. هر چند آنها دوست دارند اوضاع را به قبل طوفان برگردانند ولی دیگر چنین نخواهد شد! هر چند هنوز سرمایه‌گذاری‌ها متوقف نشده ولی ریسک‌پذیری کاری کرده که دیگر جذابیتی برای این امر در رژیم وجود ندارد.

رژیمی که متحول شد!
حالا سعی می‌کنم مساله را از زاویه نگاه فلسطینی بنگرم؛ اتفاقاتی که خصوصا در این 2 دهه، در کف میدان فلسطین افتاد و نهایتا مقاومت غزه را به این نتیجه رساند که شاید بتواند با عملیاتی بزرگ جلوی آن را بگیرد. یک مثال خیلی خوب میدانی که نشانگر اوج‌گیری جریانات افراطی در داخل ساختار رژیم است، حضور فلسطینی‌ها در صحن مسجدالاقصی است.
در حالی که حتی پس از اشغال قدس غربی در 1967 هنوز یهودی‌ها محدودیت جدی برای ورود به صحن مسجد داشتند، از سال 2008 به بعد اول برای ورود جوانان مسلمان در ماه رمضان محدودیت وضع شد، بعد از 2015 محدودیت برای ورود مردان زیر 50 سال اعمال شد و از 2020 رسما بسیاری از اهالی فلسطین که در قدس زندگی نمی‌کردند از ورود منع می‌شدند و پس از 2023 محدودیت‌ها شدیدتر شد تا جایی که جمعیت نمازگزار رمضانی از حدود 400 هزار نفر به 40 هزار نفر رسید! برخورد زننده با زنان فلسطینی ساکن قدس و هتک حرمت آنها هم یکی از اقداماتی بود که احساسات دینی فلسطینی‌ها را تحریک کرد و خون آنها را به جوش آورد.
برخورد با اسرا هم یک نمونه دیگر از همین روند رو به تشدید علیه فلسطینی‌ها بود به طوری که از 2015 به بعد امکان ملاقات خانواده‌ها با 5 هزار زندانی فلسطینی به‌شدت کاهش یافت که اثر روانی بدی بر آنان گذاشت. از 2020 تعداد زندانیان موسوم به اداری که بدون سند و صرفا با حدس و اتهام دستگیر شده بودند به‌شدت افزایش یافت و برخی سال‌ها در زندان بودند تا اتهام آنها ثابت شده و مدرکی علیه‌شان یافت شود! شکنجه‌ها و فشارها و محدودیت‌ها هم که بماند و اینکه اساسا هیچ امیدی نبود که بتوان برخی از آنها را نیز آزاد کرد و همین‌جا بود که اتفاقا تجربه حماس در آزاد کردن اسرای خود در تبادل آزادگان با گیلعاد شالیط در سال 2011 ایده محوری عملیات 7 اکتبر را رقم زد، چرا که فلسطینی‌ها می‌دانستند باید با چشمانی اشکبار شاهد مردن فرزندان خود پشت میله‌های زندان باشند ولی حماس توانسته بود در مقابل یک اسیر نظامی صهیون 1030 زندانی خود را که 280 نفر آنها حبس ابدی بودند و یکی از آنها شهید یحیی سنوار بود، آزاد کند.
حزب‌الله لبنان هم همین تجربه را پس از جنگ 33 روزه داشت که با دادن جسد 2 اسیر اسرائیلی توانست 6 زندانی مهم خود که یکی از آنها شهید سمیر قنطار بود و 200 جنازه لبنانی و فلسطینی را تحویل بگیرد. از همین رو بود که رژیم، ساختار امنیتی خود را خصوصا در کرانه باختری و نقاطی که احتمال ارتباط میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها بود، بشدت سخت کرد تا احتمال ربودن نیروهای نظامی خود را به صفر برساند.
روند بی رویه شهرک‌سازی که خلاف قرارداد اسلو و توافقات جهانی بود، محاصره بی‌رحمانه 2,3 میلیون انسان در غزه که فقط در یک مورد گفته می‌شود به خاطر کمبود داروی سرطان سالانه بیش از 200 نفر در آنجا جان خود را از دست می‌دادند و ده‌ها موضوع دیگر، از منظر یک فلسطینی، هر روز، امید به زندگی و آینده را تار و تیره‌تر می‌کرد. رأی آوردن تندروهای مذهبی و راست افراطی در انتخابات داخلی و انتخاب 2 وزیر تندرو به نام‌های اسموتریچ و بن‌گویر، در حکم تیر خلاص بود و همه را به این نتیجه رساند که مسیر سخت‌گیری تازه شروع شده است.
فلسطینی‌هایی که یک بار آواره شده بودند، مثل 70 درصد اهالی غزه که از نقاط دیگر فلسطین به اینجا کوچ داده شده بودند، دیگر نمی‌توانستند حتی تصور یک اخراج اجباری دیگر را بکنند ولی زمزمه‌های وزرای دولت نتانیاهو و حمایت‌های ترامپ، حکایت از یک برنامه‌ریزی جدی برای حل کامل مساله فلسطین به نفع اسرائیل داشت که حتی نظریه 2 دولت هم در آن جایی نداشت! مسیری که در این سال‌ها شروع شده بود و حالا به نقطه پایان نزدیک می‌شد. برای فلسطینی‌ها، همه فلسطین خرمشهر است؛ چنانکه ما برای آزادسازی خرمشهر که شهری بسیار کوچک در گوشه‌ای از خاک‌مان است، حداقل 6500 شهید و 17700 جانبار تقدیم کردیم و هزاران جوان عزیز کشورمان برای بازپس‌گیری خاک‌مان فدا شدند، آنان نیز به آرمان بازگشت به وطن خود و مبارزه تا مرز شهادت برای بازپس‌گیری زمین و استیفای حقوق‌شان فکر می‌کردند.
به طور خلاصه باید گفت این عملیات، مسیر پرسرعت هیمنه رژیم موقت بر کل فلسطین و منطقه را با دست‌انداز مواجه کرد و اتفاقا توانست ماهیت توسعه‌طلبانه آن را به‌خوبی آشکار کند و اگر حمایت‌های آمریکا و فشارهای جریان تندرو نبود، چه بسا حماس می‌توانست با بیش از 200 اسیری که در 7 اکتبر گرفته بود، تمام اسرای خود را آزاد کرده و حقوق اولیه‌ای که هیچ‌کس برای فلسطینی‌ها نمی‌گرفت را بازستاند.
یادمان نرود ما هنوز در میانه این جنگ هستیم. نتیجه این جنگ که با ورود مستقیم آمریکا، سطحی متفاوت پیدا کرد، به ایستادگی مردم ما و کل جبهه مقاومت وابسته است ولی خون مظلومان غزه و ایستادگی مجاهدان آن، امروز معادلات سیاسی جهان را تحت تاثیر قرار داده تا جایی که بر رأی کاندیداهای کنگره و سنای آمریکا نیز اثر گذاشته و حالا همه پیش‌بینی‌ها از شکست ترامپ و جمهوری‌خواهان حکایت دارد که ربط مستقیم هم به جنگ غزه، هم جنگ علیه ما و هم افزایش قیمت سوخت داشته است. دخالت مستقیم ابرقدرتی مثل آمریکا اگرچه موثر بوده ولی ایستادگی محور مقاومت، معادله یک‌طرفه را بر هم زده و امروز در این پیچ تاریخی، راهی جز ایستادگی وجود ندارد. 

ارسال نظر
captcha
پربیننده