به گزارش وطن امروز، «الجزیره» در تازهترین گزارش به بررسی ادعای نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای تلاش به منظور تغییر نظام سیاسی مستقر در ایران پرداخته و نوشت: نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، اعلام کرده که «سرنگونی حکومت ایران همچنان «هدف اصلی» اسرائیل است»؛ این اظهارات در حالی مطرح میشود که با نزدیک شدن به انتخابات سراسری هفته آینده، حمایت از او در نظرسنجیها کاهش یافته است.
ادعاهای تازه نتانیاهو درباره ایران پس از گفتوگوهای او با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در روز یکشنبه و سفر پیت هگست، رئیس پنتاگون، به اسرائیل مطرح شد. با این حال، نتانیاهو هیچ نشانهای ارائه نکرد که نشان دهد واشنگتن با پیوستن به حملهای تازه علیه ایران، چه رسد به مشارکت در کارزاری برای آنچه تغییر نظام سیاسی مستقر در ایران خوانده میشود، موافقت کرده است.
تحلیلگران در گفتوگو با الجزیره میگویند اسرائیل از قدرت آتش لازم برای وارد کردن خسارات جدی به ایران برخوردار است اما راهبرد روشنی برای تبدیل دستاوردهای نظامی به سرنگونی نظام سیاسی مستقر در ایران ندارد. به گفته آنان، حملات هوایی بهتنهایی بعید است این هدف را محقق کند و تهاجم زمینی نیز به تعهد نظامی بسیار گستردهتری نیاز خواهد داشت.
حملهای جدید همچنین به معنای رویارویی با کشوری است که تاکنون از دو دور حمله جان سالم به در برده و همچنان توان پاسخگویی را حفظ کرده است؛ پاسخی که میتواند هم اسرائیل و هم همسایگان خلیج فارس آن را که میزبان تجهیزات و تأسیسات نظامی آمریکا هستند، هدف قرار دهد.
در همین حال، حمایت آمریکا همچنان نامشخص است. کارشناسان درباره تمایل واشنگتن به ازسرگیری درگیریها تردید دارند؛ بهویژه آنکه آمریکا هنوز چشماندازی معتبر برای وادار کردن حکومت ایران به تسلیم در برابر خواستههایش پیدا نکرده است.
اوربان کانینگهام، پژوهشگر مؤسسه خدمات سلطنتی متحد (RUSI)، به الجزیره گفت ذخایر تسلیحات تهاجمی اسرائیل و قابلیت سوخترسانی هوایی به هواپیماها، مزیت قابلتوجهی برای این رژیم ایجاد میکند.
او گفت: «اسرائیل میتواند بار دیگر برتری هوایی را برقرار کند و اهدافی را در ایران مورد حمله قرار دهد.»
با این حال، تحلیلگران با وجود اذعان به توان اسرائیل برای وارد کردن خسارات جدی، درباره توانایی آن برای تغییر حکومت در ایران تردید دارند.
نتانیاهو از نخستین دوره نخستوزیری خود در سال ۱۹۹۶، ایران را «تهدیدی عمده» معرفی کرده است. نزدیک به سه دهه بعد، مشارکت آمریکا در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ و بار دیگر در کارزاری که ۲۸ فوریه امسال آغاز شد، همان مداخله نظامی را رقم زد که نتانیاهو مدتها خواستار آن بود. با این حال برخلاف برآوردهای اسرائیل، حکومت ایران سرنگون نشد. نتانیاهو خود نیز در ماه مارس به محدودیت قدرت هوایی اذعان کرد و گفت: «نمیتوان این کار را فقط از طریق هوا انجام داد.» او افزود: «باید مؤلفه زمینی نیز وجود داشته باشد»، اما توضیح نداد که این مؤلفه چه شکل و ابعادی خواهد داشت.
چاگلر کورچ، استادیار دانشگاه عبدالله گل در شهر قیصریه ترکیه، گفت بمباران شاید بتواند توان نظامی ایران را تضعیف کند اما لزوماً توان این کشور برای پاسخگویی را از بین نمیبرد. او به الجزیره گفت: «قدرت هوایی میتواند قابلیتهای نظامی را کاهش دهد اما نمیتواند توان تهاجمی را بهطور کامل نابود کند. سامانههایی که بهخوبی پنهان شدهاند، باقی خواهند ماند.»
به گفته او، اسرائیل دیگر نمیتواند فرض کند روشهای مخفیانهای که در حملات پیشین به کار گرفته، در آینده نیز به همان اندازه مؤثر خواهند بود.
کانینگهام داراییها و شبکههای اطلاعاتی را ابزارهایی با ماهیت «یکبارمصرف» توصیف کرد؛ زیرا استفاده از این روشها ممکن است شبکههای اطلاعاتی را افشا کند و زمینه را برای شناسایی و مختل شدن آنها از سوی دستگاههای امنیتی ایران فراهم آورد.
او ادعا کرد که اسرائیل همچنان از «عوامل اطلاعات انسانی در داخل ایران» برخوردار است و حملات سایبری نیز میتوانند بخشی از یک کارزار جدید باشند. با این حال، استفاده از این قابلیتها خطر افشای آنها و از دست رفتن این ظرفیتها را به همراه دارد؛ ازاینرو، احتمال دستیابی به دستاورد نظامی ملموس باید در محاسبات اسرائیل اهمیت داشته باشد.
او همچنین درباره توان گروههای مسلح کرد یا بلوچ برای تأمین نیروی زمینی لازم بهمنظور به چالش کشیدن حکومت ایران تردید داشت.
در ماه مارس گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه دولت ترامپ بهطور جدی در حال بررسی تأمین سلاح برای گروههای مخالف کرد بوده است. شبکه سیانان این موضوع را به نقل از مقامهای کرد و آمریکایی گزارش کرد، اما این طرح هرگز به مرحله اجرا نرسید. کانینگهام گفت: «گروههای کرد از توان نظامی لازم برای مقابله با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برخوردار نبودند.»
کارشناسان میگویند ایران برای تحمیل هزینههای سنگین به یک حمله جدید، نیازی ندارد از نظر تعداد هواپیما با اسرائیل برابری کند.
سیدارت کاشال، پژوهشگر ارشد مؤسسه خدمات سلطنتی متحد، به الجزیره گفت ایران احتمالاً همچنان ذخایر قابلتوجهی از موشکها را در اختیار دارد؛ هرچند آسیب واردشده به سامانههای هدفگیری ممکن است کارآمدی آنها را محدود کرده باشد.
کاشال گفت: «ذخایر واقعی موشکهای ضدکشتی احتمالاً همچنان گسترده است؛ هم به این دلیل که ساخت این موشکها نسبتاً آسان است و هم به این دلیل که ایران بخش عمده تولید مدلهای قدیمیتر موشکهای ضدکشتی چینی را در داخل کشور بومیسازی کرده است. افزون بر این، کوهستانهای جنوب ایران پناهگاههای طبیعی در برابر حملات هوایی فراهم میکنند.»
کانینگهام گفت حفظ و تداوم سامانههای دفاعی برای اسرائیل دشوارتر خواهد بود؛ زیرا تبادل حملات پیشین، ذخایر موشکهای رهگیر این رژیم را کاهش داده است.
حملات مکرر همچنین بار مالی سنگینی بر اسرائیل تحمیل میکنند؛ چراکه این رژیم برای رهگیری پهپادهای نسبتاً ارزانقیمت ایران، از تسلیحات دفاعی بسیار گرانتری استفاده میکند.در صورت تداوم تبادل حملات، این عدم توازن میتواند فشار بیشتری بر ذخایر موشکهای رهگیر اسرائیل وارد کند؛ درحالیکه ایران همچنان توان تولید انبوه تسلیحات ارزانقیمت را برای مدتی طولانیتر حفظ خواهد کرد.
تحلیلگران احتمال مشارکت آمریکا در حملهای تازه را پایین میدانند. آنان به تفاوت منافع سیاسی تلآویو و واشنگتن اشاره میکنند و میگویند ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا تحت فشار است تا از تشدید دوباره تنشها جلوگیری کند.
روزنامه فایننشال تایمز در هفته جاری گزارش داد که پیشنهاد اسرائیل برای ازسرگیری حملات، نتوانسته است موافقت ترامپ را جلب کند. با این حال، این گزارش حاکی از آن بود که اختلاف دو طرف بیشتر درباره اقدام فوری است و لزوماً به معنای رد حملات احتمالی در آینده از سوی واشنگتن نیست. کانینگهام گفت بدون مشارکت ترامپ، اسرائیل به قابلیتهای آمریکا برای حمله به تأسیسات مدفون در اعماق زمین دسترسی نخواهد داشت.
از جمله این قابلیتها، بمبهای سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی جیبییو-۵۷ است که بمبافکنهای بی-۲ آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ علیه تأسیسات هستهای فردو و نطنز به کار گرفتند. این بمبها برای نفوذ به اهدافی طراحی شدهاند که در عمق زمین مدفون هستند و قابلیتی تهاجمی در اختیار واشنگتن قرار دادهاند که اسرائیل بهتنهایی قادر به تأمین آن نیست.
کانینگهام همچنین احتمال داد که اگر اسرائیل بدون حمایت آمریکا به ایران حمله کند، تهران ممکن است پاسخ خود را بر خاک اسرائیل متمرکز سازد و از هدف قرار دادن اهداف آمریکایی یا ایجاد اختلال در تنگه هرمز خودداری کند. چنین رویکردی میتواند با هدف مجازات اسرائیل، بدون کشاندن مستقیم واشنگتن به درگیری، دنبال شود؛ اقدامی که احتمالاً انزوای بینالمللی اسرائیل را تشدید خواهد کرد. این رژیم در پی نسلکشی در غزه، با انزوای گستردهای در جامعه بینالمللی روبهرو شده است.