حنیف غفاری: تحولات 2 سال اخیر عرصه سیاست داخلی ایالات متحده و مناسبات بینالمللی، نشانگر چرخشی بنیادین در معادله قدرت و هزینهکرد سیاسی است. بررسی روند تحلیلهای راهبردی گویای آن است همپیمانی، تبعیت و همرنگی با رویکردهای ترامپ دیگر یک «مزیت راهبردی» به شمار نمیرود، بلکه به مرور زمان به یک «هزینه سنگین و غیرقابل توجیه» در داخل و خارج از مرزهای آمریکا مبدل شده است. این روند فرساینده، با چشمانداز شکست احتمالی جمهوریخواهان در کارزارهای انتخاباتی پیش رو، ابعادی بهمراتب عمیقتر به خود خواهد گرفت، به گونهای که موج موسوم به «ترامپیسم» نهتنها رنگ میبازد، بلکه جای خود را به پدیدهای فراگیر به نام «ترامپگریزی» حتی در میان نزدیکترین متحدان و وابستگان سنتی رئیسجمهور تبهکار آمریکا خواهد داد.
در همین راستا، روزنامه پلیتیکو در تحلیل جامع خود پیرامون سیاست خارجی دونالد ترامپ به نکتهای کلیدی اشاره کرد. بر اساس این ارزیابی، پایتختهای همپیمان واشنگتن و بازیگران مختلف در اقصی نقاط جهان به این نتیجه راهبردی رسیدهاند که دیگر هیچگونه تضمین امنیتی یا مصونیت پایداری در برابر تصمیمات ناگهانی، نوسانات شدید و رویکردهای غیرقابل پیشبینی ترامپ وجود ندارد. این بیثباتی ساختاری، هزینههای سرسامآوری را به شرکای خارجی تحمیل کرده و آنها را به سوی تجدیدنظر بنیادین در رویکردهای سنتیشان سوق داده است.
در دوران ظهور و تثبیت اولیه ترامپیسم، بسیاری از بازیگران داخلی در ساختار حزب جمهوریخواه، همچنین برخی رهبران پراگماتیست و عملگرای جهان تصور میکردند اتکا به گفتمان پوپولیستی، ملیگرایی افراطی و رویکردهای چکشی در کنار ابراز علاقه به ترامپ، میانبر مطمئنی برای کسب قدرت و پیشبرد منافع است! با این حال، تداوم این مسیر نشان داد بیاعتنایی سیستماتیک به هنجارهای بینالمللی، نقض تعهدات چندجانبه، تنشآفرینیهای مداوم و از همه مهمتر، شکستهای پیدرپی مهرههای وابسته به این جریان در آوردگاههای انتخاباتی (از جمله در آمریکای لاتین و فراتر از آن)، ترامپیسم را از یک پروژه پیروزمند به یک بار مالی و حیثیتی تبدیل کرده است. در سطح داخلی آمریکا، نامزدهایی که هویت سیاسی خود را منحصرا به حمایت بیقید و شرط از شخص ترامپ گره زدهاند، روزبهروز بیشتر در میان بدنههای میانهرو و خاکستری جامعه با دفع مواجه شدهاند.
کار به جایی رسیده که سران حزب جمهوریخواه بیش از هر زمان دیگری نسبت به از دست دادن منابع قدرت خود در مجلس نمایندگان، سنا و حتی کاخ سفید (در انتخابات آتی ریاست جمهوری) نگرانند. به خدمت گرفتن افراطگرایی به عنوان ابزار سیاستورزی، هزینه ائتلافهای سیاسی را بالا برده و زمینه را برای فرسایش پایگاه اجتماعی جمهوریخواهان فراهم کرده است. در عرصه بینالمللی نیز گزاره «غیرقابل پیشبینی بودن» که زمانی از سوی مشاوران ترامپ به عنوان یک تاکتیک بازدارنده و تهاجمی تبلیغ میشد، اکنون به نقطهضعف مرگبار دستگاه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است. همانگونه که پلیتیکو بهدرستی تبیین کرده است، متحدان واشنگتن دیگر نمیتوانند امنیت ملی و منافع اقتصادی خود را به دستورکارهای متزلزل و خلقوخوی شخصی رئیسجمهور آمریکا گره بزنند.
هنگامی که یک شریک منطقهای یا بینالمللی دریابد سیاستهایش یکشبه دستخوش توفان توئیتری یا تصمیمات محفلی کاخ سفید میشود، به ناچار رویکرد انفعال، بیاعتمادی و فاصله گرفتن را برمیگزیند.
بنابراین خشتهای نخست «ترامپگریزی» در پایتختهای غرب و غیرغرب گذاشته شده است. رهبران دنیا به جای همراهی کورکورانه با سیاستهای هزینهساز ترامپ، در صدد ایجاد بسترهای مستقل، تنوعبخشی به شرکای تجاری و امنیتی و دور زدن دستورکارهای واشنگتن برآمدهاند. نقطه عطف این تحول معنادار، سناریوی محتمل شکست حزب جمهوریخواه و جناح ترامپیست در انتخابات ریاستجمهوری آینده است.
تاریخ سیاسی آمریکا و رفتارشناسی نظامهای بینالمللی نشان میدهد وفاداریها به رهبران پوپولیست، رابطهای مستقيم با پیروزیها و دستاوردهای عینی آنان دارد. به محض اینکه اَبَرروایت ساختگی پیروزی فروبریزد و نشانههای افق شکست عیان شود، فرآیند ریزش نیروها شتابی هندسی به خود میگیرد.
در چنین فضایی، ترامپگریزی نهتنها به یک واکنش مقطعی، بلکه به یک استراتژی بقا در میان متحدان سنتی تبدیل خواهد شد. جمهوریخواهان میانهرو و جریانهای سنتی محافظهکار در داخل آمریکا برای بازسازی پایگاه اجتماعی خویش ناگزیر از مرزبندی آشکار با میراث ترامپ خواهند بود. در خارج از مرزها نیز دولتهایی که روزی ناگزیر به باجدهی یا تحمل سیاستهای تنشزای ترامپ بودند، با اشتیاق از پایان عصر این رویکرد استقبال کرده و پیوندهای خود را با ارکان سنتیتر و قابلپیشبینیتر قدرت در ایالات متحده تنظیم خواهند کرد.
در نهایت گذار از «ترامپیسم» به «ترامپگریزی» گویای این حقیقت است که سیاست خارجی و داخلی مبتنی بر هرجومرج، تکروی و تهدید مداوم، تاریخ مصرف مشخصی دارد. انباشت هزینههای این رویکرد در داخل آمریکا و ایجاد احساس ناامنی و بیثباتی در میان متحدان جهانی، چرخشی غیرقابل بازگشت را رقم زده است. شکستهای پیدرپی این جریان در صحنه میدانهای منطقهای و نزدیک شدن به دورههای جدید رقابتهای انتخاباتی، تیر خلاص را به پیکره گفتمان ترامپیستی خواهد زد؛ دورانی که در آن هزینه همراهی با ترامپ، بسیار فراتر از حد تحمل هر بازیگر عاقلی در نظام بینالملل ارزیابی میشود.
از ترامپیسم به ترامپگریزی
ارسال نظر
پربیننده