میلاد جلیلزاده: مقاومت در زیرساخت فرهنگی - اجتماعی مردم ایران دارای تاریخ و تبار است؛ فلسفه دارد، شعر دارد، داستان دارد، موسیقی دارد، نمایش و فیلم دارد و کلی قهرمان که از اطفال ۱۳ ساله تا مردان و زنان بالای ۸۰ سال در آن حکایتها آفریدهاند. در آخرین روز شهریور سال ۵۹، وقتی ارتش بعث صدام به ایران حمله کرد و قصد تصرف خرمشهر را داشت، با اینکه دولت وقت انگیزه مقاومت نداشت، از نیروهای داوطلب مردمی تا تکاوران ارتش ایران، بعثیها در مقابل خودشان سد عظیمی از مقاومت را دیدند که ۳۴ روز بدون امید قطعی به پیروزی و صرفا برای ادای وظیفه ایمانی شکل گرفت. خرمشهر جایی بود که ملت ایران، تصمیم گرفت به هر قیمتی، حتی به قیمت جان، در مقابل تجاوز و زیادهخواهی بیگانگان بایستد و سرانجام سوم خرداد ۶۱ به فتح مبین هم دست یافت.
سمفونی خرمشهر که یکی از ماندگارترین شاهکارهای مجید انتظامی است؛ تنها کنار هم قرار گرفتن چند نُت که بین سازهای مختلف با ریتمی نظامی و حماسی تقسیم شده، نیست، نوایی برآمده از دل آن روزگار و یکی از لالههای روییده از خون شهیدان است. این آوا بخشی از همان خاطره جمعی و ابدی، همان زیرساخت فرهنگی و اجتماعی و همان تاریخ مولد ملت است که هرگاه دوباره صحنهای به این ترتیب برقرار شود، مجددا احضار خواهد شد. آبان ۱۴۰۵، پس از چند دور درگیری بین ایران و رژیم اشغالگر قدس که منجر به 2 عملیات وعده صادق ۱ و ۲ شد، پس از جنگ خونین غدیر در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ که ۱۲ روز طول کشید، پس از کودتای دیماه و پس از جنگ رمضان که با نبرد هرمز و انواع درگیریهای بعد ادامه پیدا کرد و در دل شرایطی که هر روز و هر ساعت نمودار احتمال تهاجم بعدی بالا و پایین میشود، استاد «مجید انتظامی» پس از مدتها دوباره روی صحنه رفته تا ارکستر سمفونی خرمشهر را بنوازد. بار قبل که او روی صحنه رفت، نواختن چنین موزیکهایی صرفا خاطرهبازی با آثاری قدیمی به حساب میآمد اما این بار فرق میکند. این اولین اجرای انتظامی پس از جنگ 40 روزه و به تعبیری پس از درگرفتن تمام درگیریهای اخیر بین ایران و بلوک آمریکایی صهیونی است؛ اجرایی که نهتنها در برابر استفاده وطنفروشان از موزیک او به قصد مصادرهاش، یک معنای نمادین دارد، بلکه معنای نمادین دومش که مقطعی نیست و واکنشی به خردهجزئیات روز به حساب نمیآید، پیوند دادن مقاومت امروز ایرانیان در برابر ابرقدرت دنیا با مقاومتی است که همین ملت در ابتدای پیروزی انقلاب از خود نشان داد. در آن سالها ما دستهایمان خالی بود اما ایستادیم و پیروز شدیم؛ پس چه باک اگر امروز بزرگترین قدرتها علیه ما به میدان بیایند. ما باز هم میایستیم و میجنگیم و فتح مبین باز هم به اراده الهی برای ما است. این چیزی است که گوشهای شنوا، همراه با موزیک بیکلام سمفونی خرمشهر میتوانند بشنوند.
ساز به مثابه اسلحه
مجید انتظامی با وقوع انقلاب و حادث شدن جنگ تحمیلی ۸ ساله وارد فضای موسیقی نشد. او که در خانوادهای اهل هنر به دنیا آمده بود، این مسیر را از کودکی پی گرفت؛ آن هم به رغم اینکه بسیاری از اساتیدش ابتدا تصور میکردند استعداد چندانی در این زمینه ندارد. شگفت اینکه همین فرد، یعنی کسی که خیلیها به استعدادش امید نداشتند، سالها بعد در قله موسیقی ایران ایستاد. انتظامی با وقوع انقلاب و پس از آن، رقم خوردن جنگ تحمیلی، دوباره متولد شد و زاویههایی از شخصیت جمعی ایران را با دلنشینترین نواها بازتاب داد که تا ابد در گوش تاریخ میپیچد. قصه از آنجا شروع شد که ۵ دهه پیش، تمام افراد ارکستر سمفونیک ایران خارجی بودند و وقتی انقلاب شد، از ایران رفتند. از آن جمع فقط ۱۵ ایرانی باقی ماندند که به کوچه و خیابانها میرفتند و هر جا لازم بود کنسرت برگزار میکردند، یا ساز میزدند، تا چراغ سمفونی را روشن نگه دارند. نتیجه این تلاشها به تشکیل یک ارکستر بزرگ منتهی شد اما از بخشهای تلخ تاریخ موسیقی ما این است که این ارکستر باقی نماند، چون هم بودجه نبود و هم مسؤولان آن دوره به آن توجه نکردند. این جمع از هم پاشید و بعد از آن هر وقت میخواستند کنسرت برگزار کنند، چند نوازنده را دعوت میکردند، یک مبلغی به آنها میدادند و بعد خداحافظ! زیاد از روی کار آمدن حکومت نوپای انقلابی نگذشته بود که عراق به ایران حمله کرد. جنگ که شروع شد، نوازندههای آن ارکستر به جبههها هم میرفتند و اجرا میکردند. آنها یک گروه از نوازندههای سازهای بادی تشکیل داده بودند و در جبههها مارشهای نظامی اجرا میکردند. تأثیر این حضور به قدری بالا بود که ۴۰ سال بعد، وقتی اسم یکی از آن نوازندهها که چند نسل با نواهایش خاطره داشتند، از طاق آسمان موسیقی ایران شنیده شد، خودش گفت «تمام قطعاتی که ساختم در ارتباط با شهدا و دفاع مقدس است» و حتی گفت «هر انگی هم که در این زمینه به من بزنند برایم مهم نیست». او البته این را هم گفت که «خدایی نکرده اگر این بار کسی به کشور حمله کند، اولین نفر با اسلحه به میدان میروم نه با ساز». این پرتره باشکوه از هنر فاخر و دلنشین که امروز میشناسیم، این استادتمام کمنظیر موسیقی، در حقیقت در فضای خاکی و خونآلود جنگ شکل گرفت و قوام یافت. ضرباهنگ جنگ در عمق جانش نشست و بوی دود سوختن موی شهیدان، در مشام خاطرهاش پیچید. کسی که نواهایش انگار صدای تپش قلب ایران است؛ در خونینترین دورانها و جانانهترین فصل تاریخی این ملت: استاد «مجید انتظامی».
گردونه روزگار باز هم گردید و هر آنچه حتی از دسترس تخیل متخیلان دور بود، به وقوع پیوست. دوباره جنگ شد؛ منتها این بار نه به شکلی که سال ۵۹ آغاز شده بود. دیگر فراخوان عمومی برای سربازان داوطلب که آموزش نظامی ببینند و در مقابل نیروی زمینی متجاوز بایستند، به آن شکل و در آن حجم صادر نمیشد. حالا شکل نبرد فرق میکرد اما چیزی که مشترک باقی مانده بود، فرهنگ مقاومت بود. مجید انتظامی وقتی این جنگ جدید رخ داد، در آستانه ۸۰ سالگی بود. یک جراحی قلب باز را هم پشت سر گذاشته بود و حتی اگر سبک نبردهای امروز به دهه ۶۰ شباهت داشت هم کسی توقع نمیکرد او اسلحه به دست بگیرد. نکته مهم بعد این بود که نبرد جدید با فتنههای اجتماعی هم درآمیخته بود؛ مخصوصا اینکه عجیبترین وطنفروشان تاریخ ایران، کسانی که وقتی همه دنیا حتی در اروپا و آمریکا از جنایات صهیونیسم نفرت دارند، به دفاع تمامقد از رژیم صهیونی میپردازند، قصد مصادره موزیک سمفونی خرمشهر را برای خودشان داشتند. آنها فتنه اخیرشان را از ۱۸ و ۱۹ دی شروع کردند، چون در آن تاریخ اولین جرقههای انقلاب اسلامی در سال ۵۶ زده شده بود و میخواستند چنین روزهایی در تقویم ایرانی به شکل کاریکاتوری معنایش عوض شود. به همان شکل میخواستند تکتک نمادهای ملی برآمده از انقلاب هم مصادره و قلب شود و بر همین اساس سمفونی خرمشهر را انتخاب کردند تا روی کلیپهای خودشان بگذارند و این موزیک با جدا شدن از بستر اصلیاش، تداعیگر چیزی دیگر شود. در چنین شرایطی بود که به طرزی غریب، چنانکه تنها از شرایط کشوری پررمز و راز مثل ایران برمیآید، مجید انتظامی وقتی دوباره جنگی درگرفت، در آستانه ۸۰ سالگی این بار اسلحه به دست گرفت و به میدان آمد؛ در شرایطی که ساز حکم اسلحه را پیدا کرده بود.
انتظامی این بار شامگاه پنجشنبه 7 آبان با همراهی ارکستری 150 نفره در سالن هتل اسپیناس پالاس تهران روی صحنه رفت و یک بار دیگر سمفونی خرمشهر را اجرا کرد تا بار دیگر نشان دهد خاستگاه نواهای تاریخی ایران کجاست. این اقدام انتظامی به نوعی محافظت از سمفونی خرمشهر در مقابل دزدهای سخیف عبری است. در این کنسرت همچنین قطعاتی از موسیقی فیلمهای ماندگار سینمای ایران از جمله «از کرخه تا راین»، «بوی پیراهن یوسف»، «آژانس شیشهای» و «دوئل» اجرا شد.
انتظامی در دوران انتخابهای سخت، باز هم طرف درست تاریخ ایستاد و به این شکل توانست یک بار دیگر از حیثیت سمفونی خرمشهر؛ اثری که نتهایش از خون شهیدان برکت گرفته بود، حراست کند.
مجید انتظامی برای اولینبار پس از جنگ رمضان، سمفونی خرمشهر را اجرا کرد
صدای قلب ایران
ارسال نظر
پربیننده