گروه اقتصادی: بازار انرژی طی ماههای اخیر ضربههای پیاپی و تکاندهندهای دریافت کرده است؛ گسترش ناامنی در آبراههای حیاتی خلیج فارس و دریای سرخ، از کار افتادن چند پالایشگاه کلیدی در غرب آسیا، باران حملات پهپادی بر تاسیسات نفتی روسیه و همزمانی این آشفتگیها با فرارسیدن فصلی سرد که انبارهای ذخیرهسازی در سراسر دنیا توان چندانی برای پاسخ به آن ندارند. بر پایه گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی، بهای عمدهفروشی گازوئیل در ماه گذشته در شماری از بازارهای کلیدی از مرز بشکهای ۲۰۰ دلار فراتر رفت و حتی در بنادر اروپا و سواحل ایالات متحده به حوالی ۲۲۰ دلار رسید. هرچند قیمتها پس از آن قله هولناک اندکی عقب نشست اما نشانههای کمبود کماکان پابرجاست و آرامش موقت بازار شباهتی به حل پایدار بحران ندارد.
پرسش اصلی این روزهای بازارهای جهانی این است که چه حجمی از نفت میتواند بهموقع، سالم و بدون مانع به دهانه پالایشگاههای کارآمد برسد، چقدر گازوئیل مرغوب از دل آن بیرون آید و آیا شناور مطمئن و مسیر امنی برای تحویل آن به مقاصد مصرف وجود دارد؟ اینکه گشودن این 3 گرهگاه چقدر امکانپذیر است، روشن میکند چرا این تکانه اقتصادی، مسالهای گذرا نخواهد بود و سایه سنگین آن دستکم تا میانههای سال آینده خورشیدی بر سر بازار سنگینی خواهد کرد.
تنگنای هرمز و گسست شریان فرآورده
تنگه هرمز پیش از آغاز درگیریهای نظامی، گذرگاه روزانه نزدیک 20 میلیون بشکه نفت خام و فرآورده پالایششده بود؛ باریکهای آبی که بهتنهایی حدود یکچهارم کل تجارت دریایی نفت عالم را به دوش میکشید. مسدود شدن این معبر حساس، اختلالی گسترده در خطوط کشتیرانی پدید آورد که با افزودن چند شناور گشتی یا بالا بردن سرعت تردد، یکباره التیام نمییابد. هرچند بهرهگیری از خطوط لوله اضطراری و تغییر شیوه بارگیری از طریق انتقال محموله میان کشتیها در دریا توانست میزان کمی نفت خام را روانه بازار کند اما جابهجایی فرآوردههای نهایی از جمله گازوئیل با چنین شیوههای شتابزدهای امکانپذیر نیست.
آمارهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد صادرات نفت خام تولیدکنندگان حاشیه خلیج فارس در ماه گذشته به حدود ۱۳,۹ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که معادل بیش از سهچهارم توان صادراتی منطقه پیش از شروع تنشها ارزیابی میشود. در این ماه، مجموع جریان عبوری نفت از هرمز روی عدد ۱۰,۹ میلیون بشکه تثبیت شد و مسیرهای جایگزین دور زننده تنگه نیز روزانه ۵,۶ میلیون بشکه را جابهجا کردند. این آمارها اگرچه از تلاش برای مهار خسارت و بهبودی نسبی حکایت دارد اما بازگشت به روزهای عادی تلقی نمیشود. به همین سبب، گزارههایی که گاهی در رسانهها درباره «احیای کامل صادرات نفت» مطرح میشود، تصویری سادهانگارانه است، زیرا بدون تفکیک مسیر انتقال و ماهیت محمولهها، حقیقت زیر لایهای از اعداد ناپدید میماند.
شکاف اصلی بحران در بخش فرآوردههای پالایششده خودنمایی میکند. طبق روایت آژانس بینالمللی انرژی، خاورمیانه پیش از جنگ روزانه نزدیک به ۴,۷ میلیون بشکه انواع فرآورده نفتی به اقصینقاط جهان صادر میکرد، در حالی که این رقم در سپتامبر گذشته تا حد ناچیز ۱,۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. صادرات گاز مایع نیز از ۱,۵ میلیون به حدود ۶۷۰ هزار بشکه افت کرد. نفت خام مایعی یکدست است که شاید بتوان آن را با تانکرهای بسیار بزرگ غولپیکر و از راههای پرپیچوخم به مقاصد رساند اما گازوئیل سوختی پالایششده است که باید در پالایشگاهی بینقص تولید شود، در مخازنی جداگانه و تمیز قرار گیرد و با نفتکشهای فرآوردهبر جابهجا شود. نگرانیهای شدید امنیتی، اوجگیری خیرهکننده هزینه بیمه کشتیها و کمبود ناوگان اختصاصی فرآوردهبر سبب شده ترمیم شریان نفت خام، قفل بسته بازار گازوئیل را باز نکند.
شعله بر پیکر پالایشگاهها
دومین حلقه فرسوده در زنجیره تامین گازوئیل، پالایشگاههای مادر منطقه و جهان هستند. در همان نخستین هفتههای درگیری، پالایشگاه باپکو در بحرین هدف اصابت قرار گرفت و خسارت دید؛ تاسیساتی راهبردی که طبق گزارش تحلیلی اویلپرایس به قلم ایرینا اسلاو در اواخر اکتبر، همچنان با حدود ۷۵ درصد از توان واقعی خود مشغول کار است. پالایشگاه 400 هزار بشکهای جیزان متعلق به عربستان سعودی در کرانه دریای سرخ نیز پس از ضربات متعدد هوایی بهکلی خاموش شده و گزارشها حاکی از تداوم توقف عملیات در این واحد غولپیکر است. هر پرتابه یا نقص فنی در چنین مجتمعهای بزرگی، به معنای ماهها سرگردانی، توقف خطوط تولید، تحمیل هزینههای نجومی تعمیرات و جهش بیپایان تعرفه بیمه ریسک جنگی برای کل منطقه است.
در نیمکره شمالی و هزاران کیلومتر دورتر از خلیج فارس، صنایع نفتی روسیه با چالشی شبیه و حتی شدیدتر دست به گریبان است. ریزپرندههای اوکراینی با هدفگیری برجهای تقطیر در عمق خاک روسیه، ظرفیت پالایشی این کشور پهناور را فلج کردهاند؛ رویدادی که مسکو را ناگزیر کرد برای پیشگیری از بحران در داخل، صادرات بنزین و گازوئیل خود را بهشدت محدود کند. گزارش اویلپرایس از توقف بلندمدت نزدیک به نیمی از پالایشگاههای روسیه خبر داد. هرچند این شاخص به تعداد واحدهای درگیر اشاره دارد و به معنای نصف شدن دقیق کل ظرفیت پالایشی نیست، پیامدهای میدانی آن را آژانس بینالمللی انرژی تایید میکند. مجموع صادرات خالص گازوئیل از 2 حوزه روسیه و خاورمیانه در ماه گذشته گذشته ۱,۳ میلیون بشکه در روز نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش یافت؛ ریزشی سنگین و معادل افت بیش از ۶۰ درصدی که جبران آن کار سادهای نخواهد بود.
در این بحبوحه، پالایشگاههای مستقر در خاک ایالات متحده و چین تمامقد کوشیدند با بالا بردن نرخ پالایش و صدور گازوئیل، سود کلانی کسب کرده و جای خالی رقبا را پر کنند؛ تلاشی که باز هم ناکام ماند. برآوردها نشان میدهد در ماه گذشته عرضه جهانی گازوئیل کماکان حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز کمتر از سال گذشته ثبت شد. این شکاف اگرچه در برابر حجم مصرف روزانه 100 میلیون بشکهای نفت در جهان عددی کوچک مینماید اما در بازاری که انبارهایش تخلیه شده و بخشهای حملونقل و صنایع سنگین هیچ جایگزین فوری برای گازوئیل در اختیار ندارند، همین کسری اندک نیز مانند جرقهای برای شعلهور کردن قیمتها عمل میکند.
سراب نفت خام و معمای تبدیل
باور سادهای در افکار عمومی رواج دارد که بر اساس آن هر زمان استخراج نفت خام بالا برود یا نرخ هر بشکه نفت در بازارهای مالی پایین بیاید، بهای تمام سوختها باید بیدرنگ ارزان شود. این نگاه از ماهیت صنایع تبدیلی بیخبر است. پالایشگاه نفت شباهتی به آسیاب سنتی ندارد که هر نوع دانهای را با یک سازوکار به آرد یکدست تبدیل کند. هر واحد پالایشی بر پایه مشخصات فنی، گوگرد و چگالی یک نفت خام خاص طراحی شده و ترکیب خروجی آن میان بنزین، سوخت هواپیما و گازوئیل متغیر است. کمبود نفت خام متناسب با خط تولید، یا آسیب دیدن کاتالیستها و برجهای تقطیر گوگردزدایی این چرخه را ناممکن میکند.
تکانه امنیتی در تنگه هرمز و بینظمی در ارسال محمولههای مناسب، نرخ فعالیت واحدهای پالایشی در چین، هند و کره جنوبی را کاهش داد. افزون بر این، اشتیاق سفرها در پایان فصل تابستان و سود سرشار سوخت هواپیما، مدیران پالایشی را تشویق کرد تا در تنظیم برجهای تفکیک، سهم سوخت جت را بالا ببرند و از سهم گازوئیل بکاهند. افزایش کرایههای سرسامآور تانکرها و بالا رفتن بهای خوراک ورودی، حاشیه سود خالص پالایشگاههای شرق آسیا و قاره اروپا را فشرده کرد. گرهخوردن همزمان مشکل خوراک ورودی، الگوی تولید نامتوازن و موانع ترابری، کمبود فعلی را تشدید کرده است.
همین وضعیت موجب شده نمودار قیمت گازوئیل راه خود را از بهای نفت خام جدا کند و سیر صعودیتری بگیرد.
امواج تلاطم در آن سوی اقیانوس
بازتاب ملموس این قحطی فرآورده را بهخوبی میتوان در ایستگاههای توزیع سوخت ایالات متحده مشاهده کرد. آمار رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد میانگین بهای خرده فروشی گازوئیل مخصوص حملونقل جادهای در چهارم آبانماه به ۶,۳۵۲ دلار به ازای هر گالن رسید. جهشی تند در مقایسه با نرخ ۴,۹۶ دلاری که در اواسط تابستان ثبت شده بود. همزمان نرخ میانگین بنزین معمولی در همین تاریخ روی عدد ۴,۲۶۹ دلار و میانگین انواع بنزین روی رقم ۴,۴۰۵ دلار ایستاد. مرور این اعداد بهروشنی اثبات میکند گازوئیل با سرعتی بهمراتب تندتر از بنزین در حال گران شدن است و خریداران خود را زیر فشار مضاعف میگذارد.
پاتریک دیهان، از برجستهترین تحلیلگران بازار سوخت در موسسه گسبادی اخطار داد که در آستانه کارزار فشرده انتخابات 12 مهر، پایداری گازوئیل بالای 6 دلار و بنزین بالای 4 دلار اجتنابناپذیر است. محاسبات او تصریح دارد که بنزین حدود ۴۲,۳ سنت و گازوئیل حدود یک دلار در هر گالن گرانتر از روز انتخابات سال ۲۰۲۲ معامله میشوند. اقدام مقطعی برخی فرمانداران برای معافیتهای مالیاتی موقت سوخت نیز اثری ناچیز داشت و نتوانست آتش زیر خاکستر بازار را مهار کند.
زیان ناشی از این جهش قیمتی، محدود به مرزهای آمریکای شمالی نمیماند. بنگاههای لجستیکی افزایش هزینه گازوئیل را مستقیم روی تعرفه باربری میکشند. کارخانهداران مخارج سرسامآور رساندن مواد اولیه و ارسال محصول به بازار را در قیمت فروش نهایی منظور میکنند و کشاورز ناچار است برای دانه به دانه بذری که در خاک مینشاند، هزینهای گرانتر مطالبه کند. این موج شاید در چند روز ابتدایی محسوس نباشد اما ظرف چند ماه موجی سنگین از تورم کالاهای مصرفی را بر دوش خانوادهها میگذارد؛ فشاری که پیامد آن افت اجباری تقاضا، رکود در تولید و تحدید رفاه عمومی جوامع است.
فرجام وعدههای نمادین در بازار
در گیرودار این تنگنای اقتصادی، دونالد ترامپ با مانوری تبلیغاتی از دستیابی به توافقی با ولادیمیر پوتین برای واردات گازوئیل از فدراسیون روسیه پرده برداشت. نخستین محموله از این توافق، با ظرفیتی حدود 40 هزار تن معادل 300 هزار بشکه گازوئیل با گوگرد بسیار پایین، در 2 آبان از بارانداز پریمورسک در دریای بالتیک راهی آبهای آزاد شد؛ محمولهای که سامانههای موقعیتیاب دریایی رسیدن آن به بندر نیویورک را 16 آبان تخمین زدهاند. این تاریخ درست 4 روز پس از اتمام انتخابات میاندورهای کنگره است و عملا نمیتواند گرهی از مطالبات فوری رأیدهندگان ناراضی آمریکایی باز کند.
رابین میلز، تحلیلگر نامآشنا و مدیر شرکت مشاوره قمر انرژی تذکر داد که حجم حملشده در این نفتکش حتی به یکدهم مصرف روزانه گازوئیل در آمریکا نیز نمیرسد. برداشتن مقطعی محدودیتها بر محمولههای روسی شاید از جنبه روانی پیام مثبتی مخابره کند اما تا هنگامی که برجهای آسیبدیده پالایشگاههای روسیه بازسازی نشوند، استمرار چنین محمولههایی توهمی بیش نیست. واشنگتن با تعدیل دستورالعملهای تحریمی یا خریدهای نمایشی تلاش میکند برای خود زمان بخرد اما کاغذ توافقنامهها نمیتواند آهن و فولاد پالایشگاه ویرانشده را یکشبه احیا کند. بازار گازوئیل منطق ریاضی خود را دنبال میکند و با بیانیههای سیاسی درمان نمیشود.
پاییز سرد انبارها و زمستان پیش رو
عامل شتابدهنده بعدی در تعمیق بحران، ورود نیمکره شمالی به فصل سرماست. در ماههای پیش رو، حجم عظیمی از گازوئیل باید به مصرف سامانههای گرمایشی خانگی و صنعتی برسد. تقاضایی سخت و تغییرناپذیر که امکان چشمپوشی از آن وجود ندارد. در سال جاری، برخلاف رویه سنتی که دولتها در تابستان ذخایر خود را برای زمستان پر میکردند، انبارها مدام تخلیه شدهاند. بر اساس ارزیابیهای آژانس بینالمللی انرژی، موجودی گازوئیل در کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در تابستان گذشته به ۵۶۵ میلیون بشکه تنزل یافت که 5 درصد کمتر از دوره پیش از آغاز تنشها بود. همزمان کل ذخایر روی آب و زمین نفت و فرآورده جهان تا اواخر ماه گذشته میلادی ۵۰۹ میلیون بشکه کمتر از پایان اسفند ثبت شد؛ افتی معنادار که سپر ایمنی جهان را در برابر سرمای ناگهانی بهشدت تضعیف کرده است.
نگرانی رهبران غربی از وخامت اوضاع را میتوان در جلسات اضطراری آژانس بینالمللی انرژی دید. هیاتمدیره این نهاد اعلام کرد کشورهای عضو تا میانه ماه آتی۳۳۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی نفت خود را به بازار سرازیر کردهاند و برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه دیگر نیز آماده میشوند که شتاببخشی به تحویل دستکم ۲۰ میلیون بشکه گازوئیل بخشی از این برنامه است. این ذخیرهسازیهای استراتژیک شبیه قرض گرفتن از آینده است؛ تسکینی موقت برای کنترل شوکهای آنی که در نهایت باید روزی با خرید نفت و فرآورده جدید دوباره جبران شود. هر بشکهای که امروز مخازن زیرزمینی را ترک میکند، بار تقاضای ماههای آتی را سنگینتر میکند.
بار سنگین اورهالهای به تعویق افتاده
پالایشگاهها پس از پایان سرمای زمستان با مانع هولناک دیگری روبهرو خواهند شد که نام آن تعمیرات اساسی یا همان اورهال است. در ماههای اخیر، بسیاری از پالایشگاههای سالم دنیا برای پر کردن خلاء بازار، با صد درصد ظرفیت اسمی کار کرده و توقفهای دورهای بازرسی فنی را به تعویق انداختهاند. کار کشیدن بیوقفه از دیگهای بخار و خطوط لوله شاید جریان تولید امروز را حفظ کند اما فلزات در برابر حرارت بالا و سایش شیمیایی عمری محدود دارند. نادیده گرفتن تعمیرات پیشگیرانه، خطر حوادث مهیب و انفجارهای پیشبینینشده را در اوج تقاضا دوچندان میکند.
تحلیلگران بانک سرمایهگذاری مورگان استنلی هشدار میدهند ظرفیتی از پالایشگاههای دنیا که در 3 ماه دوم سال ۲۰۲۷ میلادی به دلیل اجتنابناپذیری تعمیرات ناچار به توقف خواهند شد، ممکن است به عدد بیسابقه ۳,۴ میلیون بشکه در روز برسد؛ رقمی معادل 2,5 برابر تعمیرات معمول فصل بهار که حتی از مجموع تمام پالایشگاههای غیرفعال فعلی در روسیه و خاورمیانه نیز فراتر است. هرچند با فروکش کردن تنشهای ژئوپلیتیک ممکن است برنامهریزی شرکتها تعدیل شود اما این داده نشان میدهد بنیان صنعت پالایش تا چه اندازه متزلزل است و هر نسیم نامساعدی در بهار سال آینده میتواند توفانی دوباره به پا کند.
آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده هرچند در 3 ماه نخست سال ۲۰۲۷ ممکن است به دلیل رکود فصلی مصرف، برای مدتی کوتاه تولید روزانه گازوئیل اندکی از تقاضا پیشی بگیرد، این مازاد مقطعی هرگز نمیتواند گودال عمیق کسری انبارها در سال ۲۰۲۶ را پر کند. تجدید ذخایر تخلیهشده و بازگشت به تعادل مطمئن، به احتمال زیاد پیش از نیمه دوم سال ۲۰۲۷ محقق نخواهد شد. ماندگاری این التهاب گویای آن است که بازار تا بیش از یک سال دیگر بهقدری شکننده خواهد ماند که وقوع یک موج سرمای قطبی یا از کار افتادن یک کاتالیزور در پالایشگاهی بزرگ، بلافاصله زلزلهای قیمتی برپا خواهد کرد.
انسداد هرمز، حملات به پالایشگاهها در جنگ اوکراین و تخلیه ذخایر جهانی، کمبود سوخت دیزل را تا سال ۲۰۲۷ ماندگار میکند
جهان در بحران گازوئیل
ارسال نظر
پربیننده