۱۴/آبان/۱۴۰۵
|
۰۰:۴۶
شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره و اعتراف ترامپ به تأثیر جنگ با ایران بر سرنوشت سیاسی واشنگتن

قمار آمریکا به آخر خط رسید

فاطمه یوسفی: آنچه در انتخابات سراسری کنگره آمریکا با واگذاری همزمان سنا و مجلس نمایندگان و سقوط پایگاه‌های زیستی محافظه‌کاران از تگزاس تا کارولینای جنوبی رقم خورد، نقطه سرریز شدن یک بحران راهبردی از میدان نبرد به درون ساختار حکمرانی سلطه بود. برای فهم آنچه رخ داد، باید به عمق اصطکاک 2 الگوی تمدنی نگریست؛ اصطکاکی بنیادین که پیام تاریخی حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای به مناسبت ۱۳ آبان، هندسه مفهومی و قانونمندی حاکم بر آن را با تعبیر برخورد اجتناب‌ناپذیر محاسبات خطی و متوهمانه سلطه با صخره سخت اراده و واقعیت عینی تمدن ایرانی بیان کرد. 
دستگاه محاسباتی آمریکا همواره بر پایه نوعی عقلانیت ابزاری صلب بنا شده است؛ الگوریتمی مکانیکی که تصور می‌کند انباشت قدرت آتش، فناوری تخریب و محاصره اقتصادی، جبرا باید به تغییر رفتار و در نهایت، فروپاشی اراده سیاسی طرف مقابل منتهی شود. جنگی که علیه ایران تدارک دیده شد، با صورت‌مساله بهره‌گیری از حداکثر توان تخریب مشترک پنتاگون و تل‌آویو برای تسلیم سریع تهران آغاز شد. 
ریشه شکست‌های پی‌درپی واشنگتن در یک کوری معرفتی دیرینه نهفته است؛ همان حقیقت روشنگری که رهبر انقلاب در پیام‌شان با بازخوانی بیش از 7 دهه کینه‌توزی آمریکا از ننگ ۲۸ مرداد 32 تا تهاجمات نظامی و ترور نمادها و پیشوایان انقلاب بر آن انگشت گذاشتند؛ عجز ساختار سلطه از فهم ملتی که بقا و پیروزی را با منطق سود و زیان مادی محاسبه نمی‌کند. حقیقت ایران، اراده‌ای تاریخی، متکی بر ایمان است. با کوبیده شدن ارابه جنگی متجاوز به این صخره تسلیم‌ناپذیر، توهمات پنتاگون بیش از پیش فروریخته است؛ ضربه‌ای که قرار بود کمر مقاومت را بشکند، در برابر پایداری جامعه ایرانی مهار شده و اثرات بومرنگی آن به خانه خود متجاوز رسیده است.

الف- آمریکا در تله محاسبات غلطش گرفتار شد
یکی از عمیق‌ترین نشانه‌های این شکست بزرگ، رفتارشناسی رئیس دولت تروریست آمریکا پس از باخت تاریخی حزبش است. مصاحبه‌های عصبی و حقیرانه او با فاکس‌نیوز و وال‌استریت ژورنال و معرفی ایران به عنوان عامل شکست جمهوری‌خواهان، اعتراف‌نامه کامل تسلیم است. 
سرمایه‌دار قمارباز که متکی بر بلوف، ارعاب رسانه‌ای و شوک‌درمانی وارد معرکه علیه ایران شده بود، اکنون باید به‌خوبی دریافته باشد در مواجهه با این حریف قدر، قواعد قمار کاربرد ندارد. اعتراف او به اینکه «ایران تعیین‌کننده سرنوشت انتخابات ما بود»، در واقع اعلام پایان دوران مصونیت استراتژیک واشنگتن است. فرمانده کل ارتشی که خود را خدایگان بلامنازع جهان می‌دانست، اکنون در موضع انفعال تام، اقرار می‌کند اراده‌ای در آن سوی جهان توانسته نتایج کارزار داخلی او در تگزاس و کانزاس را مهندسی کند. اسطوره شکست‌ناپذیری نه فقط در میدان، بلکه در ضمیر ناخودآگاه حاکمان کاخ سفید ترک برداشته است. شاه‌بیت ژئوپلیتیک پیام رهبر انقلاب، اشاره به اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز و بطلان افسانه شکست‌ناپذیری آمریکاست. در سطح استراتژیک، قدرت جمهوری اسلامی در پیوند زدن هزینه امنیت منطقه به امنیت معیشت غرب بازتعریف شد. 
سلطه‌جویان تا زمانی دوام می‌آورند که بتوانند هزینه جنگ‌های بیرونی را از جیب غارت دیگران بپردازند و جامعه داخلی خود را در توهم رفاه حاصل از هژمونی نگه دارند اما تسلط میدانی ایران بر گلوگاه انرژی جهان، این چرخه استعماری را مسدود کرد. افزایش ۴۰ درصدی قیمت بنزین در آمریکا، جهش هزینه سوخت در ۴۲ ایالت و اتلاف بیش از ۴۷ میلیارد دلار از بودجه عمومی در عملیات‌های بی‌ثمر سنتکام، شکاف طبقاتی و معیشتی جامعه آمریکا را باز کرد. 
رأی منفی طبقه متوسط و کارگر آمریکا به حزب حاکم، تجلی مادی این واقعیت بود که هزینه قمار برای مهار صخره ایران، مستقیما از جیب مصرف‌کننده غربی وصول شده است. وقتی ۶ نفر از هر ۱۰ رأی‌دهنده آمریکایی، جنگ علیه ایران را خطایی پرهزینه و ناموجه قلمداد می‌کنند، معنایش این است که ایران توانسته میدان جنگ را از مرزهای خود به محاسبات سبد خرید خانواده‌های آمریکایی تعمیم دهد.

ب- تبارشناسی ۱۳ آبان و تکرار شکست‌های تاریخی
تقارن این واقعه با ۱۳ آبان، بعدی فلسفی و تاریخی به ماجرا می‌بخشد. واقعه ۱۳ آبان ۵۸ گسست معرفتی در نظم دوقطبی پس از جنگ دوم جهانی بود که برای نخستین‌‌بار نشان داد بت هژمونی آمریکا نه‌تنها شکست‌پذیر است، بلکه فاقد شجاعت در پاسخ متوازن در برابر یک اراده ایمانی است؛ شوکی که 47 سال پیش تومار ریاست‌جمهوری جیمی کارتر را در ماجرای طبس و بحران گروگان‌ها در هم پیچید. 
آنچه امروز در انتخابات آمریکا رخ داد، ادامه خطی و فرجام تکاملی همان گسست است. تفاوت این است که اگر سال ۵۸ این گسست با تسخیر لانه توطئه آغاز شد، امروز پس‌لرزه‌های آن در قامت تسلط بر معادلات خلیج فارس، از کار انداختن پایگاه‌های سنتکام و فلج‌ کردن ساختار رأی آمریکا خود را تحمیل می‌کند. ترامپ، کارتر زمانه جدید است؛ تجسم فرسودگی یک ساختار مستکبر که در برابر تداوم امواج ضدسلطه، چاره‌ای جز تسلیم و بی‌اعتباری ندارد. 
یکی از ژرف‌ترین تذکرات پیام رهبر انقلاب، هشدار نسبت به آفت تحلیل‌های ساده‌اندیشانه و دل‌ بستن به جابه‌جایی‌های جناحی درون واشنگتن است. سقوط ترامپ و جمهوری‌خواهان و صعود دموکرات‌ها نباید به مثابه تغییر ماهیت سیاست خارجی آمریکا تفسیر شود. 
در منطق نظام سلطه، تفاوت جمهوری‌خواه و دموکرات صرفا در فرم و ادبیات مدیریت هژمونی است؛ یکی با چماق زمخت نظامی پیش می‌آید و دیگری با پنبه مخملین اجماع‌سازی دیپلماتیک و تحریم هوشمند. شکست ترامپ در انتخابات، ناشی از گرایش مردم آمریکا به صلح نیست، بلکه حاصل اصطکاک سنگین داخلی و ناتوانی ساختار در هضم شکست است. تبدیل ترامپ به یک اردک لنگ در 2 سال پایانی، فضای مانور ماجراجویانه کاخ سفید را منجمد می‌کند اما بازدارندگی واقعی نه از درون صندوق‌های رأی واشنگتن، بلکه صرفا از شاهراه دکترین «ایران قوی‌» متولد می‌شود. تجربه نشان داده هرگونه سیگنال ضعف یا کرنش در برابر مستکبر، تنها اشتهای متجاوز را برای جنگ‌های بعد تحریک خواهد کرد. 
حال باید خیره‌تر به کانون اصلی تولید قدرت ایران نگریست؛ توده‌های مؤمن و غیور مردم ایران. ایستادگی 8 ماهه زیر بار سهمگین‌ترین شوک‌های اقتصادی و روانی، نشان داد پیوند مردم با آرمان استقلال و حاکمیت ملی، فراتر از مناسبات مادی زودگذر است. ملت ایران نشان داد صخره‌ است، چرا که در تلاطم سخت‌ترین فشارها، وحدت اجتماعی و هویت تاریخی خود را پای محاسبات بیگانگان قربانی نکرد. 
این پیروزی، امانتی سنگین بر دوش مسؤولان است؛ همان‌گونه که در پیام حضرت معظم‌له تصریح شده، شکرانه این اقتدار، خدمت مضاعف به معیشت مردم، حفظ عزت ملی و پرهیز از افتادن جوانان در لانه‌های تاریک یأس و تردید است. 
انتخابات کنگره آمریکا اثبات کرد تاریخ را نه لفاظی‌های قماربازان واشنگتن، بلکه سنت‌های تغییرناپذیر الهی می‌نویسند. هژمونی آمریکا در صحنه واقعیت میدانی دچار زوالی برگشت‌ناپذیر است. سر قمارباز به صخره خورده و صدای خرد شدن هیمنه استکبار از واشنگتن تا تل‌آویو به گوش می‌رسد؛ حقیقتی که افق نوینی از تغییر در مناسبات نابرابر جهانی را نوید می‌دهد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده