۱۵/آبان/۱۴۰۵
|
۲۲:۳۰

3 لایه منازعه در واشنگتن

حنیف غفاری: اعلام نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا و از دست رفتن اکثریت جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس قانون‌گذاری و تصاحب کرسی‌های کلیدی فرمانداری‌ها از سوی رقبای دموکرات، نقطه آغازی بر آشکار شدن گسل‌های عمیقی است که سال‌ها در زیر پوسته به‌ظاهر یکدست ساختار حاکمیتی مسموم واشنگتن پنهان شده بود. 
این شکست تاریخی که در پی ماجراجویی‌های نظامی و جنگ‌افروزی پرهزینه علیه جمهوری اسلامی ایران رقم خورد، فراتر از یک جابه‌جایی متعارف حزبی در کنگره، به منزله کاتالیزوری عمل کرد که آمریکا را وارد فاز نوینی از تنش‌های چندوجهی کرده است. 
واکاوی وضعیت امروز آمریکا نشان می‌دهد آن کشور نه با یک بحران گذرا، بلکه با یک منظومه از تضادها و تقابل‌های همزمان در 3 لایه کاملا مجزا اما به هم‌پیوسته دست‌به‌گریبان است؛ لایه‌هایی که از راهروهای قدرت در کاخ سفید و پنتاگون آغاز، در رقابت‌های سنتی 2 حزب تشدید و در عمیق‌ترین سطح، به رویارویی فراگیر توده‌های خشمگین با کلیت ساختار الیگارشیک حاکم منتهی می‌شود. 
نخستین و آشکارترین لایه تقابل، منازعه خونین سیاسی و تشکیلاتی درون خود اردوگاه جمهوری‌خواهان است. شکست خردکننده در کارزار میان‌دوره‌ای کنگره، به‌سرعت نقاب اتحاد ظاهری این جریان را کنار زد و به تسویه‌حساب‌های سهمگین در درون کاخ سفید بدل شد. مظهر تام و تمام این شکاف روبنایی، خروج علنی «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا از مدار فرمانبرداری ترامپ و حمله بی‌محابای او به راهبردهای امنیتی وی است. ونس با انگشت نهادن مستقیم بر نقطه بحران، اعلام کرد ورود به فاز درگیری نظامی با ایران و پیامدهای ویرانگر آن، عامل بلافصل ریزش آرای جنبش ماگا و هدایت آنها به سبد رأی نامزدهای دموکرات بود. 
این موضع‌گیری تند، تیغ کشیدن بر دکترین تهاجمی شخص ترامپ و به‌ویژه وزیر جنگ او به شمار می‌رود. 
هگست که نماینده جناح میلیتاریست و متوهم در ساختار امنیتی کاخ سفید است، پیش از انتخابات مدعی بود نمایش مشت آهنین در برابر مقاومت ایران می‌تواند غرور ملی را احیا و پیروزی انتخاباتی جمهوری‍خواهان را تضمین کند! اکنون با شکست فضاحت‌بار این راهبرد، ونس با هدف نجات آینده سیاسی خویش، پنتاگون و فرماندهان آن را به مسلخ برده و عملا سیگنال برکناری یا استعفای اجباری هگست را به رسانه‌ها مخابره کرده است. این سطح از منازعه اگرچه پرسر و صداست و توجه روزنامه‌نگاران را به خود جلب می‌کند اما صرفا دعوایی در سطح جمهوری‌خواهان برای انداختن تقصیر شکست گردن یکدیگر است. 
در گام بعد، منازعه در لایه ساختار سیاسی سنتی و دوقطبی دیرین میان حزب دموکرات و جمهوری‌خواه بازتعریف شده است. دموکرات‌ها که توانسته‌اند با موج‌سواری بر خشم عمومی و بهره‌گیری از آرای سلبی طبقه متوسط و کارگر، کنگره و بخش مهمی از قدرت اجرایی ایالت‌ها را قبضه کنند، این پیروزی را پایانی بر عصر تسلط ترامپیسم دانسته و از هم‌اکنون توپخانه‌های خود را برای فتح کرسی ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ مستقر کرده‌اند. برای رهبران حزب دموکرات، 2 سال پیش رو، برهه اعمال حداکثر فشار، فلج‌سازی برنامه‌های ترامپ از طریق استیضاح‌های پیاپی، تشکیل کمیته‌های تحقیق درباره ماجراجویی‌های پرهزینه در غرب آسیا و گروگان‌گیری لوایح بودجه خواهد بود. آنان می‌کوشند جمهوری‌خواهان را در لاک دفاعی نگاه داشته و دولت مستقر را تا سال ۲۰۲۸ به دولتی کاملا ناکارآمد و فرسوده مبدل کنند. در نقطه مقابل، هسته سخت قدرت در حزب جمهوری‌خواه نیز حاضر به عقب‌نشینی آسان نیست؛ آنان برای جلوگیری از پیشروی دموکرات‌ها دست به اقدامات تلافی‌جویانه زده و تلاش خواهند کرد با استفاده از وتوی ریاست‌جمهوری و به چالش کشیدن مصوبات مجالس، واشنگتن را به بن‌بست کامل نهادی بکشانند. این جنگ قدرت بی‌پایان، دستگاه حکمرانی آمریکا را در موقعیت انسداد تام قرار خواهد داد؛ جنگی که انرژی هیات حاکمه را نه صرف حل مشکلات جامعه، بلکه صرف ویران‌سازی رقیب انتخاباتی می‌کند. 
اما حیاتی‌ترین و  بنیادین‌ترین لایه بحران که رسانه‌های جریان اصلی آمریکا تعمدی آشکار در سانسور، پنهان‌سازی و حاشیه‌رانی آن دارند، رویارویی مستقیم و عمیق توده‌های مردم آمریکا با اصل سیستم و حاکمیت نولیبرال است. این همان لایه زیربنایی منازعه است که پایه‌های نظم حاکم بر واشنگتن را به لرزه درآورده است. واقعیت کف خیابان‌های شیکاگو، نیویورک، فیلادلفیا، دیترویت و دیگر شهرهای آمریکا این است که جامعه از فریبکاری، ریاکاری و روش وقیح حکمرانی هر دو حزب سنتی عبور کرده است. نظرسنجی‌های ملی نشان می‌دهد اکثریت مطلق شهروندان آمریکا، دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان را 2 سر یک کرباس و کارگزاران یک الیگارشی سرمایه‌سالار می‌دانند که مالیات مردم را صرف تغذیه کارتل‌های اسلحه، لابی‌های صهیونی و جنگ‌های خانمان‌سوز فرامرزی می‌کنند، در حالی که فقر، بی‌خانمانی، هزینه‌های کمرشکن درمان، جهش سرسام‌آور قیمت مسکن و تورم، بنیان‌های حیات یک خانواده معمولی آمریکایی را ویران کرده است. آرای سلبی ریخته‌شده در سبد دموکرات‌ها در انتخابات اخیر، نشانه علقه یا باور به این حزب نیست، بلکه فریاد استیصال و نوعی لگد زدن به وضعیت موجود توسط مردمی است که دیگر هیچ گزینه‌ای درون سیستم نمی‌یابند. هیچ‌یک از 2 حزب حاکم، نه توان درک این خشم انفجاری را دارند و نه از ابزارهای لازم برای مهار آن برخوردارند. دستگاه‌های تبلیغاتی آمریکا عمدا توجهات را به سمت درگیری‌های لفظی ونس، ترامپ و رهبران دموکرات منحرف می‌کنند تا افکار عمومی متوجه شکاف طبقاتی هولناک، بی‌عدالتی ساختاری و زوال پایگاه اجتماعی رژیم آمریکا نشود. این لایه سوم، باروت انباشته‌شده‌ای است که در آینده‌ نه‌چندان دور به شکل شورش‌های اجتماعی مهارناپذیر و نافرمانی‌های مدنی گسترده دهان باز خواهد کرد. بررسی این 3 لایه متداخل نشان می‌دهد ایالات متحده وارد یک پیچ تاریخی بی‌بازگشت شده است. درگیری ونس با هگست و ترامپ (لایه روبنایی) نشان از شکسته شدن هیمنه لاف‌زنان جنگ‌طلب دارد که در مواجهه با قدرت ترکیبی جمهوری اسلامی ایران ناچار به افشاگری علیه یکدیگر شده‌اند. 
تسویه‌حساب دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان برای انتخابات ۲۰۲۸ (لایه میانی) نماد بی‌برنامگی و غرق شدن نخبگان در باتلاق قدرت‌طلبی حزبی است اما آنچه سرنوشت نهایی ایالات متحده را ترسیم خواهد کرد، همان لایه سوم و زیربنایی است: نبرد توده‌های ناراضی و سرخورده با سیستمی ورشکسته و فاسد. این، آغاز بحران موجودیتی و فروپاشی توهم حکمرانی دموکراتیک در آمریکاست.

ارسال نظر
captcha