ماشاءالله ذراتی: انتخابات میاندورهای آمریکا به یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ تبدیل شد. دموکراتها با تصاحب اکثریت مجلس نمایندگان و سنا، کنترل هر 2 مجلس کنگره را از جمهوریخواهان گرفتند. بر اساس آخرین تابلوی برخط نتایج در ششم نوامبر، ائتلاف دموکراتهای سنا ۵۴ کرسی دارد، شامل ۵۲ سناتور دموکرات و 2 مستقل همپیمان. جمهوریخواهان ۴۴ کرسی دارند و نتایج 2 رقابت هنوز اعلام نشده است. در مجلس نمایندگان نیز دموکراتها ۲۴۹ کرسی و جمهوریخواهان ۱۵۷ کرسی دارند و ۲۹ رقابت تعیین تکلیف نشده است. این ارقام باید با نتایج نهایی و رسمی ایالتها تطبیق داده شود اما جهت کلی روشن است: ترامپ دیگر آن پشتوانه نهادی پیشین را در کنگره ندارد. اهمیت این نتیجه فقط در جابهجایی کرسیها نیست، گستردگی جغرافیایی تغییر رأی، پیروزی دموکراتها در برخی پایگاههای دیرینه جمهوریخواهان و تغییر رفتار گروههای اجتماعیای که سال ۲۰۲۴ به ترامپ نزدیک شده بودند، ابعاد مهمتری را آشکار میکند.
7 عددی که موج را روایت میکند
بر اساس دادههای رویترز و یواسای تودی، جمهوریخواهان در ۹۹ درصد از حدود ۲۲۰۰ شهری که تا صبح چهارم نوامبر بخش عمده آرا را شمارش کرده بودند...
...در مقایسه با انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با کاهش سهم رأی مواجه شدند. متوسط کاهش ۸ درصد است. این افت به کلانشهرها، مناطق دانشگاهی یا ایالتهای سنتی دموکرات محدود نماند و روستاها، حومهها و مناطق کمبرخوردار و برخوردار را نیز در بر گرفت. در کانزاس، آدام همیلتون با ۵۰,۹ درصد آرا راجر مارشال، سناتور جمهوریخواه را شکست داد و دموکراتها برای نخستینبار در ۹۴ سال گذشته کرسی سنای این ایالت را به دست آوردند. سهم مارشال ۴۶,۱ درصد بود؛ اختلافی ۴,۸ درصدی در حالی که ترامپ در ۲۰۲۴ کانزاس را با بیش از ۱۶ درصد اختلاف برده بود. در تگزاس نیز جیمز تالاریکو با ۵۵,۱ درصد در برابر 43 درصد، کن پکستون را شکست داد. تحول تگزاس به سنا محدود نماند: جینا هینوخوسا، گرگ ابوت، فرماندار جمهوریخواه را شکست داد و نخستین فرماندار دموکرات و لاتینتبار تگزاس پس از سال ۱۹۹۰ شد.
در فلوریدا، انجی نیکسون تا آستانه پیروزی پیش رفت اما اشلی مودی جمهوریخواه با ۵۰,۸ درصد در برابر ۴۸,۱ درصد کرسی را حفظ کرد؛ اختلافی ۲,۷ درصدی در ایالتی که ترامپ در ۲۰۲۴ با ۱۳ درصد اختلاف برده بود. بنابراین فلوریدا را نباید در شمار پیروزیهای دموکراتها گذاشت، اهمیت آن در کاهش محسوس فاصله 2 حزب است. در ۶۴ شهری که اکثریت جمعیت آنها لاتینتبار است، سهم جمهوریخواهان به طور میانگین ۱۴ درصد کمتر از سهم ترامپ در ۲۰۲۴ بود. در شهر هیدالگوی تگزاس ۲۵ درصد و در میامی-دید فلوریدا ۱۰ درصد کاهش ثبت شد. نظرسنجی خبرگزاری ایپی نیز نشان میدهد حدود یکسوم رأیدهندگان لاتینتبار در انتخابات مجلس به نامزد جمهوریخواه رأی دادند، در حالی که در ۲۰۲۴ حدود 4 نفر از هر 10 نفر به ترامپ رأی داده بودند و در مقابل حدود 6 نفر از هر 10 رأیدهنده لاتینتبار از نامزد دموکرات حمایت کرده بودند. در سنای تگزاس نیز حدود 6 نفر از هر 10 رأیدهنده لاتینتبار تالاریکو را انتخاب کردند و سهم پکستون حدود 3 نفر از هر 10 نفر بود. این جابهجایی را باید در کنار سیاست سختگیرانه مهاجرتی، تورم و هزینه زندگی تحلیل کرد، نه با یک عامل منفرد. جمهوریخواهان در هیچیک از حوزههای مجلس نمایندگان که ترامپ در ۲۰۲۴ با اختلاف کمتر از ۱۱ درصد برده بود، کرسی نگرفتند. در سوی مقابل، دموکراتها 4 کرسی را در حوزههایی به دست آوردند که ترامپ بیش از ۱۵ درصد برتری داشت. نمونه برجسته، شکست ویکتوریا اسپارتز در برابر جیدی فورد در ایندیانا بود؛ حوزهای که ترامپ با ۱۷ درصد اختلاف در آن پیروز شده بود. همچنین از ۱۵ کرسی دموکرات که جمهوریخواهان برای تصاحب آنها پس از بازترسیم مرزهای انتخاباتی هدفگذاری کرده بودند، دموکراتها ۱۰ کرسی را حفظ کردند یا به دست آوردند و 5 رقابت باز بود. این ارقام مربوط به وضعیت شمارش در چهارم نوامبر است ولی احتمالا تا پایان شمارش رسمی تغییرات بسیار اندکی داشته باشد. در میان گروههای اجتماعی نیز حدود 7 نفر از هر 10 رأیدهنده زیر ۳۰ سال به نامزد دموکرات مجلس رأی دادند، هرچند این گروه حدود یکدهم کل رأیدهندگان بود. حدود دوسوم میانهروها از نامزدهای دموکرات مجلس حمایت کردند و حدود 8 نفر از هر 10 میانهرو معتقد بودند نظارت کنگره کافی نیست. تغییر موازنه به کنگره محدود نماند: دموکراتها در 4 رقابت فرمانداری پیروز شدند و برای نخستینبار از ۲۰۱۰ اکثریت فرمانداریها را به دست آوردند، کنترل ۱۱ مجلس ایالتی را گرفتند و جمهوریخواهان هیچ مجلسی را به نفع خود تغییر ندادند.
تغییر مرزهای تاریخی در فرمانداریها، سنا و مجلس نمایندگان
یکی از مهمترین اتفاقات، پیروزی کیشالنس باتمز در ایالت جورجیا بود. او طبق پیشبینی میز تصمیمگیری انتخاباتی سیانان، نخستین زن سیاهپوست فرماندار در تاریخ آمریکا و نخستین زن و نخستین فرد سیاهپوست منتخب برای فرمانداری جورجیا شد. باتمز که پیشتر شهردار آتلانتا بود، ریک جکسون، نامزد مورد حمایت ترامپ را شکست داد. در فلوریدا، بایرون دونالدز، نماینده جمهوریخواه کنگره، نخستین فرماندار سیاهپوست این ایالت شد؛ پیروزیای مهم در ایالتی که به پایگاه مستحکم جمهوریخواهان تبدیل شده است. در ویسکانسین و نوادا نیز دیوید کراولی و آرون فورد بهترتیب نخستین فرمانداران سیاهپوست این 2 ایالت شدند. پیروزی جینا هینوخوسا در تگزاس اهمیت ویژهای داشت: نخستین فرماندار لاتینتبار تگزاس و پایان سلطه 12 ساله گرگ ابوت. در نیومکزیکو، دب هالند، وزیر پیشین کشور، نخستین زن بومی آمریکا در مقام فرمانداری شد. ایمی اکتون در اوهایو نخستین زن منتخب برای فرمانداری این ایالت شد و خاویر بسرا نخستین فرماندار منتخب لاتینتبار کالیفرنیا. در سوی دیگر، مارشا بلکبرن، سناتور جمهوریخواه و از حامیان ترامپ، نخستین فرماندار زن تنسی شد. بنابراین ثبت رکوردهای تاریخی به یک حزب محدود نماند.
در سنا نیز عبدال السید، نامزد دموکرات، نخستین مسلمان تاریخ آمریکا شد که به این مجلس راه یافت و البته کریس پاپاس نخستین سناتور مرد آشکارا همجنسگرا در تاریخ آمریکا خواهد بود که با شکست دادن جان سونونو، سناتور پیشین جمهوریخواه، سناتور ایالت نیوهمشایر شد. پگی فلاناگان نخستین زن بومی آمریکا در سنا و نخستین سناتور بومی مینهسوتا شد. در کارولینای جنوبی، آنی اندروز با شکست دارلین گراهام (خواهر لیندزی گراهام)، سناتور منصوبشده، نخستین زنی شد که از طریق انتخابات به نمایندگی این ایالت در سنا انتخاب شد؛ کرسیای که نزدیک به 3 دهه در اختیار جمهوریخواهان بود و انتصاب گراهام با حمایت ترامپ انجام شده بود. در مجلس نمایندگان نیز ملات کِروس، وکیل ۲۹ ساله، نخستین زن سیاهپوست از کلرادو در کنگره شد. همچنین آدام حموی نخستین نماینده مسلمان کنگره از نیوجرسی لقب گرفت، کلر والدز نخستین زن بومی آمریکا از نیویورک در مجلس نمایندگان شد و دنیز پاول نخستین نماینده لاتینتبار نبراسکا در مجلس نمایندگان نام گرفت. این پیروزیها نشان میدهد گروههایی که پیشتر حضور محدودی در سطوح بالای قدرت سیاسی داشتند، اکنون در موقعیتهای تازهای قرار گرفتهاند.
معنا و محدودیتهای این تغییرات
این نتایج 3 پیام راهبردی دارد: نخست، نتیجه انتخابات تغییر گسترده در موازنه سیاسی آمریکا را نشان میدهد. کاهش سهم جمهوریخواهان در ۹۹ درصد شهرهای بررسیشده، پیروزی دموکراتها در کانزاس و تگزاس، تغییر رفتار رأیدهندگان لاتینتبار و جوان، پیشروی در فرمانداریها و مجالس ایالتی و تصاحب هر دو مجلس کنگره همگی نشان میدهد عقبنشینی جمهوریخواهان به چند حوزه رقابتی محدود نبود. دوم، عمده نارضایتی انتخاباتی ناشی از نتایج و پیامدهای جنگ ضد ایران و حمایت از نتانیاهو بود. مواردی که خود ترامپ و جیدی ونس هم آن را ابراز کردند و بر آنها صحه گذاشتند؛ نتایجی که ملت ایران با مقاومت عقلانی خود به دشمن تحمیل و آنها را مجبور به اعتراف کرد. سوم، پیروزی دموکراتها به معنای پایان جنگ یا توقف خودکار سیاست خارجی ترامپ نیست. کنگره دموکرات میتواند جلسات نظارتی برگزار کند، تحقیق کند، مقامها را احضار کند، بر قوانین و انتصابات اثر بگذارد و هزینه سیاسی تصمیمات کاخ سفید را افزایش دهد اما رئیسجمهور همچنان اختیارات اجرایی و نقش محوری در سیاست خارجی و حق وتو را حفظ میکند. همچنین نباید پیروزی دموکراتها را معادل اجماع کامل جامعه آمریکا دانست. تنها حدود نیمی از رأیدهندگان نگاه مثبتی به حزب دموکرات داشتند و اختلاف میان میانهرو و پیشرو درون حزب پابرجاست. بخشی از رأیدهندگان نه از سر حمایت کامل، بلکه برای ایجاد تغییر و محدود کردن قدرت دولت مستقر و تنها برای نه گفتن به ترامپ، به دموکراتها رأی دادند. سرانجام، تغییر ترکیب اجتماعی نهادهای سیاسی آمریکا را نباید با تغییر جهت سیاستهای آن کشور یکسان گرفت. انتخاب نخستین سناتور مسلمان یا نخستین فرماندار زن سیاهپوست به خودی خود به معنای تغییر سیاست خارجی واشنگتن، رویکرد آن در قبال منطقه یا مناسبات با ایران نیست. نمایندگان جدید در چارچوب ساختارهای حزبی، منافع ملی تعریفشده و محدودیتهای نهادی فعالیت خواهند کرد. حتی در میان چهرههای تاریخساز نیز اختلاف سیاسی جدی وجود دارد، برای نمونه بایرون دونالدز از حامیان دستورکار ترامپ بود، در حالی که آرون فورد در مقام دادستان کل نوادا بارها با سیاستهای او مقابله کرد. بخشی از این تغییرات حاصل روندهای اجتماعی و جمعیتی طولانیمدت است و بخشی به رقابت حزبی، مطالبات اقتصادی و عملکرد نامزدها بازمیگردد. در جمعبندی، انتخابات ۲۰۲۶ نشان داد قدرت فقط در توان آغاز جنگ یا اعمال فشار خارجی خلاصه نمیشود؛ توانایی تحمیل هزینههای سیاسی، اقتصادی و نهادی به تصمیمگیرندگان نیز بخشی از معادله قدرت است. تصمیمات دولت در عرصه خارجی میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد داشته باشد و موازنه قدرت در داخل واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد.
آمریکای پس از موج آبی
ارسال نظر
پربیننده