۱۶/آبان/۱۴۰۵
|
۲۳:۲۵
بررسی نقش پروژه ۵۵ میلیارد مترمکعبی ایران و روسیه در بازتعریف ژئوپلیتیک انرژی و دگرگونی موازنه منطقه‌ای

گام بلند به سوی هاب گازی

گروه اقتصادی: سفر اخیر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی به روسیه و دیدارش با ولادیمیر پوتین از جمله دیدارهای مهمی بود که بسیاری آن را در ادامه ساخت نظم جدید منطقه به‌خصوص از حیث اقتصاد سیاسی تلقی کردند؛ دیداری که اگرچه در میانه تحولات جنگ و گفت‌وگو درباره ترتیبات امنیتی آینده منطقه انجام شد اما یکی از مهم‌ترین محورهای اقتصادی آن می‌تواند نقشه تجارت انرژی در بخش بزرگی از آسیا را دگرگون کند. 
دبیر شورای عالی امنیت ملی پس از دیدار با پوتین اعلام کرد 2 طرف درباره احداث خطوط لوله انتقال گاز از روسیه به ایران گفت‌وگو کردند؛ طرحی که قرار است هم بخشی از کمبود گاز ایران را برطرف کند و هم امکان فروش گاز روسیه به کشورهای همسایه را در اختیار تهران قرار دهد. علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز با اشاره به طرح انتقال گاز و راهگذر شمال به جنوب، این دو پروژه را ظرفیت‌هایی راهبردی برای پیشرفت اقتصادی و افزایش قدرت ایران در برابر فشارهای خارجی توصیف کرد. 
اهمیت این گفت‌وگوها را باید در تغییر احتمالی نقش ایران در تجارت انرژی جست‌وجو کرد. ایران سال‌هاست با وجود برخورداری از یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان، عمدتا درگیر تأمین مصرف داخلی و صادرات محدود به همسایگان بوده است. اکنون چشم‌انداز متفاوتی پیش روی کشور قرار گرفته است؛ تبدیل شدن از تولیدکننده‌ای که برای فروش گاز خود بازار می‌جوید، به کشوری که بخشی از تجارت گاز میان شمال و جنوب منطقه را سازمان می‌دهد. 
اگر این طرح با دقت اقتصادی، پیگیری سیاسی و سرعت اجرایی مناسب دنبال شود، می‌تواند آغاز فصلی تازه در روابط راهبردی ایران و روسیه باشد؛ فصلی که منافع آن به خریدوفروش یک محصول محدود نمی‌ماند و می‌تواند جایگاه ایران را در مناسبات اقتصادی و امنیتی منطقه تغییر دهد.

از بن‌بست اروپا تا چرخش به جنوب
برای فهم اهمیت این فرصت، ابتدا باید به تحولی نگاه کرد که طی سال‌های اخیر در بازار گاز روسیه رخ داده است. اقتصاد انرژی روسیه برای چند دهه بر پیوند گسترده با بازار اروپا استوار بود. خطوط لوله بزرگی از میدان‌های گازی این کشور به صنایع و شهرهای اروپایی می‌رسیدند و درآمد قابل ‌توجهی برای مسکو فراهم می‌کردند. این خطوط لوله در عین حال بخشی از مناسبات سیاسی روسیه و اروپا را شکل می‌دادند. کشورهای اروپایی به گاز روسیه نیاز داشتند و مسکو نیز به درآمد حاصل از فروش آن وابسته بود. 
جنگ اوکراین این رابطه دیرپا را به‌شدت تغییر داد. بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، واردات گاز روسیه از طریق خطوط لوله به اتحادیه اروپا میان سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ نزدیک ۹۰ درصد، معادل حدود ۱۲۰ میلیارد مترمکعب در سال کاهش یافت. این تحول روسیه را با مساله بزرگی روبه‌رو کرد: چگونه می‌توان برای حجم عظیمی از گاز که پیش‌تر راهی اروپا می‌شد، بازار تازه‌ای پیدا کرد؟ 
مسکو در پاسخ، توسعه صادرات به چین و گسترش زیرساخت‌های انتقال گاز به شرق را دنبال کرد. با این حال، چین به ‌تنهایی نمی‌تواند جای تمام بازارهای از دست ‌رفته اروپا را بگیرد. ساخت خطوط لوله جدید نیز زمان‌بر و پرهزینه است و خریداران آسیایی معمولا در مذاکرات قیمت، قدرت چانه‌زنی قابل‌توجهی دارند.
در این میان، ایران برای روسیه موقعیتی کم‌نظیر پیدا کرده است؛ کشوری که هم مصرف‌کننده بزرگ گاز است، هم دارای شبکه گسترده انتقال انرژی است و هم با بازارهای پرجمعیت و رو به رشد غرب و جنوب آسیا ارتباط جغرافیایی دارد. روسیه با ورود به بازار ایران می‌تواند بخشی از گاز خود را بفروشد و در صورت تکمیل زیرساخت‌ها، از قلمرو ایران برای دستیابی به مشتریان تازه استفاده کند. این همان نقطه‌ای است که نیاز اقتصادی روسیه با فرصت راهبردی ایران به یکدیگر می‌رسند.

غول گازی با دست‌های بسته
در نگاه نخست ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا کشوری با ذخایر عظیم گاز طبیعی باید واردکننده گاز روسیه باشد؟ پاسخ را باید در تفاوت میان داشتن منابع زیرزمینی و توانایی رساندن گاز به مصرف‌کننده جست‌وجو کرد. 
بر اساس آمار مجمع کشورهای صادرکننده گاز، تولید گاز قابل عرضه ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۷۱ میلیارد مترمکعب و مصرف داخلی آن بیش از ۲۵۹ میلیارد مترمکعب بوده است. این ارقام نشان می‌دهد بخش عمده تولید گاز ایران در داخل کشور مصرف می‌شود و فاصله میان تولید و مصرف چندان بزرگ نیست.
مساله دیگر توزیع نامتوازن تولید و مصرف است. بخش بزرگی از گاز ایران در جنوب، به‌ویژه میدان پارس جنوبی تولید می‌شود. در حالی ‌که مناطق سردسیر شمالی در ماه‌های زمستان به حجم بالایی از گاز نیاز دارند. انتقال این انرژی از سواحل خلیج فارس به شمال کشور، مستلزم شبکه گسترده خطوط لوله، ایستگاه‌های تقویت فشار و سرمایه‌گذاری مستمر است. 
در روزهای سرد سال، افزایش مصرف خانگی می‌تواند عرضه گاز به نیروگاه‌ها و صنایع را محدود کند. نتیجه آن گاهی مصرف بیشتر سوخت مایع در نیروگاه‌ها و گاهی کاهش تولید کارخانه‌هایی است که برای فعالیت به گاز وابسته‌اند. آسیب‌های وارد شده به برخی تأسیسات گازی در جریان جنگ اخیر نیز اهمیت افزایش تاب‌آوری شبکه انرژی کشور را بیشتر کرده است. 
بنابراین واردات گاز از روسیه را نباید نشانه ضعف منابع ایران دانست. مساله اصلی، تأمین مطمئن گاز در زمان و مکان موردنیاز است. اگر گاز روسیه از شمال وارد کشور شود، می‌تواند بخشی از نیاز مناطق شمالی و شمال‌ غربی را تأمین کند و فشار بر خطوط انتقال جنوب به شمال را کاهش دهد. 
در نتیجه، مقداری از گاز تولیدشده در جنوب که پیش‌تر باید به مناطق شمالی منتقل می‌شد، امکان استفاده در صنایع داخلی یا صادرات به بازارهای نزدیک‌تر را پیدا می‌کند. این جابه‌جایی می‌تواند هزینه انتقال انرژی را کاهش دهد و بهره‌برداری از شبکه گاز کشور را اقتصادی‌تر کند.

نبض تند ۵۵ میلیارد
یکی از مهم‌ترین ارقام مطرح‌شده در مذاکرات گازی ایران و روسیه، انتقال سالانه ۵۵ میلیارد مترمکعب گاز است. این عدد بسیار بزرگ است. برای درک ابعاد آن کافی است بدانیم چنین حجمی معادل حدود یک‌پنجم تولید سالانه گاز ایران در سال ۲۰۲۴ و برابر با انتقال روزانه نزدیک به ۱۵۰ میلیون مترمکعب گاز است.
البته باید میان ظرفیت نهایی یک طرح و مقدار گازی که واقعا منتقل می‌شود تفاوت گذاشت. پوتین در دی‌ ۱۴۰۳ اعلام کرده بود انتقال گاز به ایران می‌تواند ابتدا با حجمی کمتر از 2 میلیارد مترمکعب در سال آغاز شود و در مراحل بعدی به ۵۵ میلیارد مترمکعب برسد. مرداد ۱۴۰۵ نیز سفیر ایران در مسکو از تفاهم درباره ظرفیت ۵۵ میلیارد مترمکعبی مسیر انتقال خبر داد. با وجود این، ظرفیت نهایی، برنامه افزایش تدریجی انتقال و زمان بهره‌برداری هنوز به قراردادها و زیرساخت‌های اجرایی وابسته است. 
مسیر زمینی عبور گاز از جمهوری آذربایجان مورد توافق اولیه 2 طرف قرار گرفته و درباره قیمت، شیوه پرداخت و جزئیات فنی مذاکراتی انجام شده است. مهر ۱۴۰۵ نیز سرپرست وزارت نفت از نزدیک شدن توافق مربوط به مبادله گاز ایران و روسیه به مراحل نهایی خبر داد. با این همه، توافق سیاسی بر سر یک ظرفیت بزرگ به معنای آماده بودن خطوط لوله برای انتقال آن نیست. 
همین تمایز، اهمیت سفر اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی را روشن می‌کند. گفت‌وگو در عالی‌ترین سطوح سیاسی می‌تواند به رفع موانعی کمک کند که حل آنها از توان مذاکرات معمول فنی خارج است. اکنون مساله این است که اراده سیاسی 2 کشور چگونه به قراردادهای روشن، تأمین مالی و عملیات اجرایی تبدیل شود.

تولد «هاب گازی» غرب آسیا
مهم‌ترین ظرفیت طرح مشترک ایران و روسیه در این نکته نهفته است که ایران می‌تواند نقش تازه‌ای در تجارت انرژی منطقه بر عهده بگیرد. 
در الگوی سنتی، یک کشور گاز تولید می‌کند و آن را از طریق خط لوله به خریدار می‌رساند. درآمد صادرکننده نیز عمدتا به مقدار و قیمت گاز فروخته‌ شده وابسته است اما در الگویی گسترده‌تر، کشوری که در میانه مسیر انتقال قرار دارد، می‌تواند از واردات، صادرات مجدد، جابه‌جایی گاز و خدمات شبکه درآمد کسب کند. 
فرض کنیم گاز روسیه وارد مناطق شمالی ایران و در همان مناطق مصرف شود. ایران در مقابل می‌تواند مقدار معادلی از گاز تولیدی خود را در غرب یا جنوب به کشورهای دیگر بفروشد. در این حالت، ضرورتی ندارد همان گاز روسیه هزاران کیلومتر در داخل کشور حرکت کند. این شیوه که در تجارت انرژی به مبادله یا سوآپ شناخته می‌شود، در صورت توافق تجاری مناسب می‌تواند هزینه حمل را کاهش دهد. 
حالت دیگر آن است که ایران گاز روسیه را خریداری کند و پس از تأمین نیاز داخلی، بخشی از آن را با قراردادهای مستقل به کشورهای همسایه بفروشد. در چنین معامله‌ای، تفاوت قیمت خرید و فروش پس از کسر هزینه‌های انتقال و سایر مخارج، می‌تواند برای کشور درآمد ایجاد کند. 
در شکل سوم، ایران مالک گاز نمی‌شود و در برابر عبور آن از شبکه خود، حق انتقال دریافت می‌کند. این شیوه ممکن است درآمد کمتری نسبت به تجارت مستقیم داشته باشد اما خطر نوسان قیمت و تعهدات خرید را نیز کاهش می‌دهد. 
ارزش راهبردی پروژه زمانی افزایش می‌یابد که ایران بتواند متناسب با شرایط بازار از ترکیبی از این روش‌ها استفاده کند. در آن صورت، قدرت کشور در بازار انرژی صرفا به میزان استخراج از مخازن داخلی وابسته نخواهد بود. گستردگی ارتباطات تجاری و توانایی مدیریت جریان گاز نیز به یکی از منابع درآمد و نفوذ اقتصادی تبدیل می‌شود.

بازارهایی در 4 سوی ایران
جغرافیای ایران امکان ارتباط با مجموعه‌ای از بازارهای متفاوت را فراهم کرده است. با این حال، هر بازار شرایط خاص خود را دارد و نمی‌توان همه کشورهای همسایه را مشتریانی آماده برای گاز روسیه فرض کرد. 
عراق یکی از طبیعی‌ترین بازارهای پیش روی ایران است. بخش مهمی از تولید برق این کشور به گاز وابسته است و ایران نیز سابقه صادرات گاز به نیروگاه‌های عراقی را دارد. افزایش پایداری تأمین گاز ایران می‌تواند به حفظ این بازار، کاهش احتمال اختلال در تحویل و در صورت توافق تجاری، افزایش صادرات کمک کند. البته مسائل مربوط به دریافت پول و محدودیت‌های بانکی همچنان باید حل شوند. 
ترکیه بازار مهم دیگری است. این کشور شبکه گسترده واردات گاز دارد و از روسیه و جمهوری آذربایجان نیز گاز دریافت می‌کند. ورود گاز روسیه از مسیر ایران به بازار ترکیه از نظر فنی و اقتصادی نیازمند محاسبه دقیق است، زیرا روسیه هم‌اکنون مسیرهای مستقلی برای صادرات به این کشور دارد. مزیت ایران در این بازار باید از طریق قیمت رقابتی، انعطاف در تحویل و توافق‌های بلندمدت اثبات شود. 
پاکستان نیز با نیاز فزاینده به انرژی و محدودیت‌های مالی و زیرساختی روبه‌رو است. خط لوله ایران و پاکستان سال‌هاست در دستور کار قرار دارد اما بخش‌های لازم برای بهره‌برداری کامل از آن تکمیل نشده‌اند. گاز روسیه می‌تواند توجیه اقتصادی توسعه این مسیر را تقویت کند، مشروط بر آنکه مسائل سرمایه‌گذاری، تحریم و تضمین خرید حل شوند. 
افغانستان نیز در افق بلندمدت می‌تواند یکی از بازارهای بالقوه باشد، هرچند ضعف زیرساخت‌های انتقال و محدودیت توان مالی آن تحقق چنین چشم‌اندازی را دشوارتر می‌کند. از سوی دیگر، اتصال به آب‌های جنوبی ایران در آینده می‌تواند فرصت‌هایی برای توسعه تجارت گاز مایع‌شده ایجاد کند اما این بخش به تأسیسات پرهزینه، فناوری و سرمایه‌گذاری گسترده نیاز دارد. 
بنابراین تبدیل ایران به مرکز توزیع گاز منطقه، مسیری تدریجی است که باید از بازارهای موجود و زیرساخت‌های آماده آغاز شود و سپس به بازارهای تازه گسترش یابد.

نقد کردن چک موقعیت جغرافیایی
یکی از درس‌های مهم تاریخ اقتصاد آن است که برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب، به‌خودی‌خود ثروت و قدرت ایجاد نمی‌کند. کشورها زمانی از موقعیت خود بهره می‌برند که بتوانند مسیرهای پایدار تجارت را در قلمروشان شکل دهند. 
ایران در چهارراه ارتباطی آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و شبه‌قاره هند قرار گرفته است. با وجود این، بخش قابل ‌توجهی از ظرفیت تاریخی این موقعیت هنوز به درآمد اقتصادی پایدار تبدیل نشده است. 
طرح انتقال گاز روسیه می‌تواند یکی از ابزارهای تغییر این وضع باشد، به‌ویژه آنکه در سفر اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی، توسعه مسیر ریلی رشت به آستارا نیز در کنار همکاری گازی مورد بحث قرار گرفت. این همزمانی اهمیت دارد، زیرا هر دو پروژه به یک مساله مشترک پاسخ می‌دهند: چگونه می‌توان جریان کالا و انرژی میان شمال و جنوب منطقه را از قلمرو ایران عبور داد؟ 
تکمیل راه‌آهن رشت به آستارا می‌تواند ارتباط زمینی روسیه و قفقاز با بنادر جنوبی ایران را تقویت کند. توسعه خطوط لوله گاز نیز پیوندی پایدار میان تولیدکنندگان شمالی و مصرف‌کنندگان جنوبی ایجاد خواهد کرد. ترکیب این دو ظرفیت، امکان شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط اقتصادی را فراهم می‌کند که ایران در آن نقش اتصال‌دهنده داشته باشد. 
کشوری که بخشی از تجارت همسایگان از مسیر آن انجام می‌شود، برای شرکای اقتصادی خود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. البته این اهمیت زمانی پایدار می‌ماند که مسیر تجاری قابل اعتماد، اقتصادی و امن باشد. هیچ کشوری صرفا به دلیل موقعیت جغرافیایی یک همسایه، تجارت خود را برای همیشه به آن وابسته نمی‌کند. قدرت واقعی ایران در این طرح، از توانایی ارائه خدماتی مطمئن و سودآور به دیگر کشورها به دست خواهد آمد.

آغاز یک موقعیت تازه
سفر اخیر به مسکو را می‌توان یکی از نشانه‌های تغییر جهت روابط اقتصادی ایران و روسیه دانست؛ روابطی که ظرفیت آن را دارد از همکاری‌های موردی به شبکه‌ای از منافع پایدار در حوزه انرژی و حمل‌ونقل تبدیل شود. 
در سال‌هایی که آرایش تجارت جهانی انرژی در حال تغییر است، روسیه برای گاز خود به مسیرها و بازارهای تازه نیاز دارد و ایران در پی افزایش امنیت انرژی و بهره‌برداری اقتصادی از موقعیت جغرافیایی خویش است. پیوند این دو نیاز، فرصتی فراهم کرده که در صورت مدیریت درست، برای هر دو کشور سودآور خواهد بود. 
اهمیت اصلی تحولات اخیر در این چشم‌انداز نهفته است که ایران می‌تواند به‌تدریج از اقتصادی که بخش بزرگی از توان انرژی آن صرف پاسخگویی به نیازهای داخلی می‌شود، به اقتصادی حرکت کند که در تأمین و توزیع انرژی میان کشورهای منطقه نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. 
این تحول، در صورت تحقق بر درآمدهای ارزی، امنیت تأمین انرژی، توسعه صنعتی و وزن سیاسی کشور اثر خواهد گذاشت. فرصتی که اکنون در مذاکرات تهران و مسکو پدید آمده، از همین رو شایسته توجه جدی و پیگیری مستمر است. مساله امروز ایران صرفا کشیدن یک خط لوله تازه نیست، مساله آن است که آیا کشور می‌تواند از موقعیت جغرافیایی خود، جایگاهی تازه در اقتصاد سیاسی منطقه بسازد یا خیر.

ارسال نظر
captcha
پربیننده