محسن ردادی: سفر اخیر سردار سرلشکر محسن رضایی، نماینده رهبر انقلاب و دبیر شورای عالی امنیت ملی به مسکو و تقدیم پیام عالیترین مقام جمهوری اسلامی ایران به ولادیمیر پوتین، در یکی از ملتهبترین مقاطع تاریخ روابط بینالملل رخ داد. این دیدار، فراتر از یک رایزنی دیپلماتیک روزمره یا هماهنگی تاکتیکی مقطعی است. این مأموریت، نقطه عطفی برای یادآوری یک واقعیت مهم و تغییر قواعد بازی در سطح کلان ژئوپلیتیک جهانی است. اگرچه گیرنده فیزیکی این پیام رئیسجمهور روسیه بود اما مخاطب پنهان و استراتژیک این دکترین، «شی جینپینگ» و کادر رهبری در پکن نیز هستند.
پیام ایران شفاف و راهبردی است: جنگ امروز در غرب آسیا، یک تنش محلی، مذهبی یا منطقهای نیست، بلکه فاز نخست یک نبرد جهانی برای تعیین معماری نظم نوین است. در این نبرد، ایران دیگر در قامت یک قدرت منطقهای صرف عمل نمیکند، بلکه به عنوان یک کنشگر تعیینکننده جهانی ظاهر شده که لنگرگاه ثبات بلوک شرق را در غرب آسیا حفظ کرده است.
الف- تله «مهار انفرادی»؛ استراتژی واشنگتن برای غلبه بر کشورهای مستقل
برای درک چرایی ضرورت اتحاد میان ایران، روسیه و چین، ابتدا باید معماری کلان استراتژی واشنگتن را کالبدشکافی کرد. رویکرد بنیادین ایالات متحده و متحدانش در قبال 3 قدرت مستقل شرق (ایران، روسیه و چین)، بر پایه دکترین «مهار انفرادی» استوار است. طراحان استراتژیک پنتاگون و کاخ سفید بهخوبی میدانند تقابل همزمان و یکپارچه با این 3 قدرت، به معنای نابودی سریع آمریکاست. بنابراین استراتژی آنها «ایزوله کردن و تجزیه بحرانها» است.
آمریکا میکوشد روسیه را در باتلاق شرق اروپا و اوکراین زمینگیر، چین را در زنجیرهای از بحرانهای دریای چین جنوبی و تایوان محاصره و ایران را در یک جنگ فرسایشی دائم در غرب آسیا تضعیف کند؛ بدون آنکه اجازه دهد این 3 جبهه به یکدیگر متصل شوند.
موفقیت غرب در این است که شرق را متقاعد کند «تک به تک» بجنگند و تک به تک فرسوده شوند. تا زمانی که پکن گمان کند بحران غرب آسیا ارتباطی به امنیت دریای چین ندارد و مسکو تصور کند جنگ غزه و لبنان از جنگ کورسک و دونباس جداست، واشنگتن برنده این بازی است. اولین قدم برای مقابله با نقشه غرب، افشای همین تله مرگبار است: اجازه ندهید دشمن ما را در جزیرههای جداگانه نابود کند.
ب- دکترین «امنیت تفکیکناپذیر»
در ادبیات روابط بینالملل، غرب با موفقیت توانسته از طریق ناتو، مفهوم «امنیت تفکیکناپذیر» را تئوریزه و عملیاتی کند؛ به این معنا که تهدید علیه یک عضو کوچک در شرق اروپا، تهدید علیه کل بلوک غرب تلقی میشود. به همین دلیل است که تمام اروپا و آمریکا، جنگ اوکراین را جنگ خود میدانند و زرادخانههای خود را در اختیار کییف قرار دادهاند.
کشورهای مستقل شرق نیز باید به همین درک مشترک برسند. ایران برای مسکو و پکن نمیجنگد و هرگز نیروی نیابتی هیچ قدرتی نخواهد بود اما جبر جغرافیایی و ژئوپلیتیک حکم میکند همه ما سرنشینان یک قایق در توفان گذار جهانی هستیم. بنابراین در مواجهه با دشمن متجاوز، همسرنوشتیم و تنها راه عبور از این توفان، همکاری تنگاتنگ است.
پ- عبور از توهم «شراکت تجاری»؛ اقتصاد بدون چتر امنیتی سراب است
یکی از مهمترین و حیاتیترین نقدهایی که در این مقطع تاریخی به روابط میان قدرتهای شرق وارد است، نگاه بهشدت تقلیلگرایانه، تجاری و مصلحتسنجانه است. مسکو، پکن و تهران، در طول دهههای گذشته، عادت و حتی تلاش کردهاند به یکدیگر صرفا از عینک یک «شریک اقتصادی»، «تأمینکننده انرژی ارزان»، «حلقه وصل ترانزیتی» یا «بازار مصرف» نگاه کنند.
امضای پیمانهای بلندمدت، نظیر برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله با چین یا توافقنامه راهبردی ۲۰ ساله با روسیه، اگرچه روی کاغذ گامهای مهمی به شمار میروند اما در جهان واقعیت و زیر سایه جنگ سخت، ارزش استراتژیک خود را از دست میدهند. یک اصل بدیهی در ژئوپلیتیک وجود دارد: بدون شراکت عمیق امنیتی و نظامی، هیچگونه همکاری اقتصادی پایداری به نتیجه نخواهد رسید.
چگونه میتوان به موفقیت «ابتکار کمربند و جاده» (راه جدید ابریشم چین) یا «کریدور شمال - جنوب» (شاهرگ حیاتی روسیه) امید داشت، وقتی زیرساختهای بندری، ریلی و انرژی ایران در معرض تهدیدات نظامی و خرابکاریهای شبکهای بلوک غرب و رژیم صهیونیستی قرار دارد؟
باید از این توهم خارج شد که میتوان اقتصاد و تجارت خود را توسعه داد، در حالی که برای تأمین امنیت این جغرافیای پهناور همکاری میان 3 کشور شکل نگرفته باشد. لولههای نفت، مسیرهای ترانزیت و سرمایهگذاریهای میلیارد دلاری، نمیتواند از میدانی عبور کند که فاقد یک چتر پدافندی و امنیتی مشترک است. چین باید درک کند تداوم جریان انرژی به سمت پالایشگاههایش، نیازمند شراکت در هزینههای امنیتی غرب آسیاست. نمیتوان اقتصاد را در پکن شکوفا کرد اما هزینه مهار هژمونی آمریکا را نپرداخت. اقتصاد بدون سپر امنیتی، سرابی است که با اولین موشک فرومیریزد.
ت- معماری «بازدارندگی شبکهای»؛ شکلگیری یک سپر امنیتی مشترک
در پرتو این واقعیتها، راهکار خروج از این بنبست، گذار از تعارفات دیپلماتیک و شراکتهای صرفا تجاری، به سمت ایجاد یک «معماری بازدارندگی شبکهای» است. بازدارندگی شبکهای به این معناست که کشورهای شرق باید به غرب نشان دهند هرگونه حمله نظامی، سایبری یا اقتصادی به زیرساختهای ایران، دیگر تنها با پاسخ متقابل تهران مواجه نخواهد شد، بلکه یک واکنش متقارن و هماهنگ را در زنجیره تأمین جهانی انرژی، اختلال در کریدورهای غرب و وتوهای سخت دیپلماتیک توسط روسیه و چین به دنبال خواهد داشت. این شبکه باید شامل تبادل بیقیدوشرط فناوریهای پیشرفته پدافندی، یکپارچگی سیستمهای هشدار زودهنگام، اشتراکگذاری دادههای ماهوارهای و اطلاعاتی و برگزاری رزمایشهای مشترک با سناریوهای واقعی جنگی باشد. وقتی واشنگتن بداند آسیب زدن به تهران، به معنای فعال شدن واکنشهای زنجیرهای در پکن و مسکو است، سطح بازدارندگی از مقیاس ملی به مقیاس قارهای ارتقا مییابد.
ث- ضرورت بلوغ استراتژیک در سیاست داخلی
رسیدن به این سطح «بازدارندگی شبکهای» و ارتقای جبهه جنگ از یک تقابل منطقهای به یک موازنه جهانی، پیش و بیش از آنکه نیازمند پاسخ مثبت کرملین یا پکن باشد، محتاج یک دگردیسی و بلوغ استراتژیک در ادراک جامعه و نخبگان سیاسی ایران است. ما به عنوان افکار عمومی و سیاستگذاران داخلی، باید به این درک جمعی عمیق برسیم که حفظ «محور مقاومت» و بقای ایران در عصر گذار جهانی، دیگر با تکیه بر ابزارهای سنتی و انزوای ژئوپلیتیک ممکن نیست؛ ما محکوم به «گسترش ارتباطات» و هضم قدرتهای بزرگتر در معماری امنیتی خود هستیم.
ما یک الگوی بسیار موفق و اثباتشده در این زمینه داریم: تجربه همکاری و همافزایی محور مقاومت با نیروی هوایی و اطلاعاتی روسیه در نبرد سوریه.
در آن مقطع، با دیپلماسی فعال و میدانی، مسکو متقاعد شد سقوط دمشق به معنای حضور تروریستها در مرزهای روسیه است.
امروز نیز ما نیازمند تکرار، ارتقا و بسط همان الگوی موفق هستیم؛ با این تفاوت که اکنون باید چین و روسیه را نهتنها در ابعاد نظامی، بلکه در بالاترین سطوح سیاسی و شبکههای کلان اقتصادی به «محور مقاومت» متصل و در آن فعال کنیم.
ایران به عنوان لنگرگاه ثبات و مقاومت در برابر هژمونی غرب، باید در سیاست داخلی خود از دوگانههای فرساینده «شرقهراسی» عبور کند و با یک اراده منسجم ملی، شرکای شرقی را قانع کند هزینههای دفاع مشترک در برابر امپریالیسم را بپردازند. بازدارندگی حداکثری ما، در معماری شبکهای است که در آن، هر ضربه به تهران، لرزهای بر پیکر هژمونی غرب در سراسر منطقه بیندازد.
گزارش «وطن امروز» از ضرورت عبور ایران، روسیه و چین از همکاریهای اقتصادی به سمت بازسازی راهبردی
بازدارندگی شبکهای
ارسال نظر
پربیننده