23/بهمن/1404
|
01:09
مروری محتوایی، ساختاری و فنی بر فیلم‌های فجر چهل‌و‌چهارم و شیوه برگزاری آن

جوان شدن در ۴۴ سالگی

جوان شدن در ۴۴ سالگی

میلاد جلیل‌زاده: جشنواره فجر چهل‌وچهارم را از 3 منظر کاملا متفاوت می‌توان بررسی کرد. یک جنبه آن مربوط به فیلم‌هایی است که در این رویداد حضور داشتند. واقعیت این است که در طول سال و با رصد میزان فروش و تعداد مخاطبانی که هر کدام از فیلم‌های اکران شده دارند، چندان نمی‌توان به ذائقه مخاطبان ایرانی یا فیلمسازان ایرانی پی برد. سیستم اکران سینمای ایران طوری مهندسی شده و حتی سالن‌های نمایش به شکلی جایابی شده‌اند که غیر از کمدی‌های مبتذل، هیچ فیلم دیگری موفق نباشد اما همه مردم ایران همان‌هایی نیستند که در این جو مهندسی‌شده مسموم، آمارهای گیشه‌ها را می‌سازند و بخش قابل توجهی از مردم ایران و مخاطبان سینمای آن را می‌توان در جشنواره فجر دید؛ جایی که فیلم‌های درام، معمایی، اکشن و انواع ژانرهای دیگر در فهرست علاقه‌مندی‌ها قرار می‌گیرند و به جمع منتخب‌های تماشاگران راه پیدا می‌کنند و جایی که منتقدان و اصحاب رسانه با حرارت تمام درباره کیفیت و مضمون آثار حرف می‌زنند یا می‌نویسند و کسی سقف شعور مردم ایران را 4 انگشت پایین‌تر از علاقه بی‌پایان و ناتمام برای خندیدن به جلف‌ترین لوده‌بازی‌ها نمی‌داند. می‌توان در این چارچوب نشست و دید که امسال فجر سراغ چه ژانرهای رفت یا نرفت و چه مضامینی در آن پررنگ بودند یا کمرنگ شدند اما از یک منظر دیگر هم می‌توان به فجر امسال نگاه کرد؛ ناآرامی‌های دی‌ماه امسال، هم روی روند تولید فیلم‌ها تاثیر گذاشت، هم در کار اصحاب رسانه اختلال جدی به وجود آورد و هم فراتر از اینها جوی به وجود آورد که در آن صحبت از تحریم جشنواره یا نیامدن به آن، علت سوگواری(!) مطرح بود. این نوع رفتارها از سال ۹۸ شروع شد و در ۱۴۰۱ هم دیده می‌شد و ظاهراً تا ابد هر بار که بهانه‌ای به دست بیاید، بخشی از سلبریتی‌ها هم که در حباب دنبال‌کنندگان مجازی‌شان زندگی می‌کنند، پس از اینکه دستمزدشان را بابت حضور در یک فیلم دریافت کردند، نشستن در خانه و نیامدن به نشست خبری فیلم‌شان در جشنواره را به عنوان مبارزه سیاسی فاکتور می‌کنند. البته همه چیز در پیروی از جو فضای مجازی خلاصه نمی‌شود و بخشی از فشارها هم از جانب همکاران آنها وارد می‌شود. یعنی کسانی که دوره اوج‌شان گذشته است و چون خودشان کار نمی‌کنند، چشم دیدن اینکه بقیه کار می‌کنند را هم ندارند. رفتارهای این بخش از بدنه سینما، یعنی چهره‌های مشهور بازیگری که ۶۰ الی ۸۰ درصد بودجه فیلم‌ها هزینه دستمزد آنها می‌شود و در ۶۰ سالگی نقش تازه‌دامادها را ایفا می‌کنند و مدت‌هاست اجازه کشف و خلق ستاره‌های جدید را به عنوان جایگزین‌های خودشان نداده‌اند، امسال واکنش‌های تندی در جشنواره به راه انداخت و زمزمه‌ها درباره اینکه ما از هر لحاظ، نه فقط به لحاظ سیاسی بلکه از هر لحاظ، نیاز به پوست‌اندازی در بدنه بازیگری‌مان را حس می‌کنیم، مرتب شنیده می‌شد. از سال ۱۴۰۰ به بعد تعدادی از کارگردان‌های جوان وارد عرصه شدند که ورود آنها تاثیرگذار بود و حالا در فجر چهل‌وچهارم، میانگین سنی فیلمسازان از عدد سن خود جشنواره کمتر است اما این پوست‌اندازی باید به حوزه بازیگری هم کشیده شود.
سومین چارچوبی که می‌توان جشنواره فجر امسال را در قالب آن بررسی کرد، نوع برگزاری‌اش و ضعف‌ها و قوت‌های آن نسبت به دوره‌های دیگر است. این دست مباحث در هر دوره‌ای از فجر رواج دارد اما مساله فجر چهل‌وچهارم از یک جهت ویژه و خاص بود؛ نه از این جهت که امسال ناآرامی‌های دی‌ماه روی جو برگزاری جشنواره موثر بود و عبور متولیان این رویداد از چنین وضعی قابل بررسی است؛ چه اینکه در 3 دولت قبلی و تحت مدیریت 3 دبیر پیشین جشنواره هم چنین فضاهایی به وجود آمده بود‌. برگزاری فجر امسال از این جهت ویژه است که دبیر آن برای این دوره تصمیمات کاملاً خاصی گرفت و با نظر شخصی‌اش تغییرات عمده‌ای در آن ایجاد کرد که همگی مربوط به قبل از دی‌ماه بودند. حذف هیات انتخاب، حذف قرعه‌کشی برای زمان نمایش فیلم‌ها و انجام این مراحل با نظر شخصی دبیر جشنواره، داوری شدن آثار کوتاه و مستند توسط هیات داوران بخش فیلم‌های بلند و چند مورد دیگر، همگی در این چارچوب قرار می‌گیرند.
در ادامه به بررسی محتوایی و کیفی فیلم‌های فجر چهل‌وچهارم و دسته‌بندی آنها در چند گروه پرداخته می‌شود که مربوط به چارچوب اول بحث است و درباره چارچوب دوم بحث که به نوع برگزاری جشنواره و نهایتاً داوری‌های آن مربوط می‌شود هم مواردی ذکر خواهد شد. اما چارچوب دوم را که به حاشیه‌ها مربوط می‌شود می‌توان فعلاً در همین جا بست و دنباله‌اش را موقوف کرد به روزی که بتوانیم با ورق خوردن این دفتر و تازه شدن فهرست بازیگران سینمای ایران از چنین وضعی رها شویم.

***

*جهان جدید سینمای ایران
در فجر امسال حضور فیلم‌اولی‌ها بسیار پررنگ بود و غیر از آن هم فیلمسازان با‌سابقه‌تری که دیده شدند، عمدتاً کارهای دوم و سوم‌شان را ساخته بودند. یعنی با رویدادی مواجه بودیم که ماحصل فکر جوان‌ترهای سینما بود و خواهی‌نخواهی دفتر نسل‌ها در سینمای ایران ورق خورد. با نگاهی به مجموع فیلم‌های به نمایش درآمده در این 11 روز، می‌توان چند مؤلفه مهم و اصلی را از دل آنها بیرون کشید و مدنظر قرار داد. نخستین نکته توجه ویژه به ژانر معمایی بود که در بعضی موارد پیوست جنایی می‌خورد و در بعضی موارد دیگر پیوست جاسوسی. نکته دوم عادی شدن نقش منفی زن‌ها در فیلم‌ها بود. نمی‌توان گفت نقش منفی زن‌ها در روایت‌ها بیشتر از مردها شده بود اما اگر قرار است زن‌ها در کنار مردان ارزیابی شوند و جنس دوم نباشند، طبیعی است که نه فقط در نقش‌های اجتماعی خوب، بلکه در بدی‌ها و شرارت‌ها هم به همان اندازه سهیم باشند. یک موضوع دیگر تصویری است که سینمای ایران از افراد مذهبی و حزب‌اللهی و بسیجی و به طور کل باورمندان به ارزش‌ها نشان داد. این موضوع سوای از فیلم‌هایی است که موضوع‌شان مستقیماً با جنگ یا فضاهایی شبیه به آن مرتبط است و شامل فیلم‌هایی با موضوعات معمایی، اجتماعی یا حتی طنز می‌شود. موضوع مهم دیگری که در این جشنواره به چشم ‌آمد، جنگ بود؛ هم جنگ تحمیلی ۸ ساله و هم جنگ تحمیلی۱۲ روزه. امسال 2 فیلم کاملاً جنگی به دفاع‌مقدس ۸ ساله مربوط بودند و در سکانس‌های یکی دیگر هم اشاره‌ای به آن مقطع زمانی شد. یک فیلم دیگر هم به شهیدی نوجوان در جنگ تحمیلی اشاره می‌کرد. چند فیلم هم مرتبط با فضای جنگ ۱۲ روزه بودند اما در واقع زندگی مردم عادی را نمایش می‌دادند و کاملاً مشخص بود که یکی‌دو سکانس به فیلمنامه اضافه کرده‌اند یا تغییر داده‌اند که فیلم به جنگ ۱۲ روزه هم ربط پیدا کند. نکته نهایی که می‌توان به آن توجه کرد، طیفی از فیلم‌ها بود که به عنوان بازماندگان مدل‌های قدیمی فیلمسازی در ایران، کاملاً فارغ از همه دغدغه‌های عام مردم ایران، در دنیای خودشان سیر می‌کردند. فیلم‌هایی با شخصیت‌های مذکر بالای ۵۰ سال (که البته یکی‌شان بالای ۴۰ سال معرفی می‌شد) و درگیر با اختلال‌های درونی شخصیت‌ها و بازتاب‌دهنده مشکلاتی که نه اقتصادی‌اند نه اجتماعی، بلکه برآمده از نوع نگاه فرد به دنیا هستند. این فیلم‌ها با چاشنی طنز به نمایش درآمدند و بعضاً با استقبالی از سمت عده‌ای از مخاطبان هم مواجه شدند اما به هیچ وجه در حد و اندازه استقبالی که سال‌ها پیش متوجه این نوع آثار می‌شد، مورد توجه قرار نگرفتند. در ادامه طی مروری گذرا و فهرست‌وار، اشاره‌ای به این آثار در دسته‌بندی‌های مخصوص به خودشان می‌شود.
* معما
در فجر امسال فیلم‌هایی مثل «غوطه‌ور»، «تقاطع نهایی»، «گیس» و به نوعی می‌توان گفت «خواب» و «حاشیه»، تم معمایی و جنایی داشتند. «قمارباز» با تم امنیتی مربوط به جنگ ۱۲ روزه، «جانشین» با موضوع جنگ ۸ ساله و «کارواش» با موضوع مفاسد اقتصادی و پولشویی، دیگر آثاری بودند که مایه‌های معمایی پررنگی در آنها وجود داشت. همچنین «اردوبهشت» هم از آنجا که در جست‌وجوی کشف یک حقیقت و به اثبات رساندن آن بود، تا حدودی در این ریل حرکت کرد. غیر از «کارواش» که احمد مرادپور به عنوان یکی از کهنه‌کاران سینمای ایران آن را کارگردانی کرده بود، تمام فیلم‌های معمایی دیگر را جوان‌ترها ساخته بودند و تعداد زیادی از آنها فیلم‌اولی هستند. حتی احمد مرادپور هم که بعد از ۶ سال به فیلمسازی برگشت، متاثر از فیلمنامه‌نویس کار بود. واقعیت این است که نسل قبلی فیلمسازان ایرانی، با وجود تمام ارزش‌هایی که در کارشان وجود داشت، به لحاظ طرح معما و حل آن در قصه به‌شدت ضعف داشتند؛ طوری که غیر از یکی دو فیلم محمدعلی سجادی در دهه ۶۰ و سریال «سرنخ» از کیومرث پوراحمد در دهه ۷۰ و احیاناً چند مورد جزئی دیگر، اساساً داستان کارآگاهی و معمایی خاصی را در سینمای ایران نمی‌شد یافت اما اخیراً و خصوصاً در میان نسل جدید، توجه ویژه‌ای به این موضوع شده است.
* نقش منفی زن
در فیلم «غوطه‌ور» شخصیت منفی اصلی یک زن است، در «تقاطع نهایی» 3 زن قصد کشتن و سپس انهدام جسد یک مرد را دارند، در «قمارباز» اصلی‌ترین عامل تمام خرابکاری‌ها یک زن است، در «گیس» عامل جنایات، خیانت و زیاده‌خواهی یک زن است، در «حاشیه» نقطه ثقل جنایت‌ها که از طریق او به داخل معما نگاه می‌شود یک زن است، در «خواب» یک زن شرور که ابتدا فرشته‌گون ظاهر می‌شود، عامل زوال روانی یک مرد است و در «استخر» زنی بی‌وفا که زندگی‌اش را رها می‌کند عامل اصلی گرفتاری‌هاست. در نگاه اول ممکن است به نظر برسد که سینمای ایران در حال نشان دادن تصویری زشت و جنایتکار از زن‌هاست اما واقعیت را باید طور دیگری دید. اگر زن‌ها قرار است استثنایی نباشند و تا ابد موجوداتی نمایش داده نشوند که در سایه مردها و ذیل آنها قابل تعریف هستند، باید در نقش‌های مثبت و منفی حضور پیدا کنند. یک نکته مهم دیگر این است که کاراکترهای منفی، بخشی از جذاب‌ترین کاراکترهای سینمایی هستند و زن‌ها هم حق دارند که در کنار نقش‌های مثبت و معمولی، گاهی این نقش‌های پرچالش‌تر را بازی کنند تا توانایی‌های هنری‌شان دیده شود. 
* سینمای جنگ
امسال ۵ فیلم به جشنواره فجر آمدند که عنوان می‌شد موضوع آنها با جنگ ۱۲ روزه مرتبط است. «نیم‌شب»، «قمارباز»، «سقف»، «کافه سلطان» و «رقص باد». پیش از جشنواره اعلام شده بود که 2 فیلم «دکه» به کارگردانی سالار طهرانی و «گلوریا» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی بابک برجسته هم با موضوع جنگ ۱۲ روزه قرار است به فجر بیایند که هیچ‌کدام به این رویداد نرسیدند. با این حال نکته قابل توجه این است که هیچ کدام از ۵ فیلم مرتبط با موضوع جنگ ۱۲ روزه که در جشنواره فجر چهل‌وچهارم حضور داشتند، ارتباط کاملی با فضای جنگ نداشتند. «نیم‌شب» از محمدحسین مهدویان عملیات خنثی‌سازی و جابه‌جایی یک موشک عمل نکرده اسرائیلی را نشان می‌داد و «قمارباز» به موضوع هک بانک مرکزی می‌پرداخت که این 2 فیلم هم با اینکه فارغ از فضای جنگ و در پشت صحنه آن اتفاق می‌افتادند، کمی بیشتر از باقی آثار با خود جنگ ارتباط داشتند اما آثار دیگری که از آنها نام برده شد، مطلقاً هیچ ارتباطی با این موضوع نداشتند و حتی حس کاسب‌کارانه بودن تولید آنها به خیلی از مخاطبان دست داد. یعنی به نظر رسید که تعدادی از سینماگران ایرانی فیلمنامه‌های قدیمی خود را با تغییر یکی دو سکانس به جنگ ۱۲ روزه مرتبط کرده‌اند تا بودجه تولید آن را دریافت کنند. ما حتی یک فیلم نداشتیم که به شلیک‌کنندگان موشک‌ها و پهپادها بپردازد یا بخش‌های دیگر نبرد را به طور مستقیم نشان بدهد. اما در میان فیلم‌هایی که مرتبط با جنگ تحمیلی ۸ ساله بودند، شاخص‌ترین اثر «جانشین» بود که در بخشی از آن به طور پررنگی به موضوع نفوذ پرداخته می‌شد و همان اتفاقی برای آن افتاد که سال گذشته برای «خدای جنگ» افتاده بود. به طور قطع نادیده گرفته شدن «خدای جنگ» در فجر سال گذشته دلایل سیاسی داشت و وقتی چند ماه پس از این قضیه، به ایران حمله نظامی شد و موشک‌ها نقش اساسی را ایفا کردند، بیشتر مشخص شد که این تصمیم چقدر محل بحث است. حالا یک سال بعد از فجر چهل‌وسوم و با دبیری مجدد منوچهر شاهسواری، باز هم درباره حساس‌ترین نقطه استراتژیک و ملی، یعنی بحث نفوذ، همان برخوردی صورت می‌گیرد که تصادفی دانستن آن نیاز به ساده‌دلی و حتی تا حدودی کنددذهنی دارد. فیلم جنگی دیگر امسال «پل» بود که در چارچوب یادواره شهدای استان البرز سـاخته شــد و 2 مـــاه پیش در جشنواره جهانی فجر هم حضور داشت. «آن‌دو» به کم سن و سال‌ترین شهید داوطلب جنگ ۸ ساله می‌پرداخت و در سکانس‌های نهایی فیلم «مارون» هم اشاره‌ای به جنگ تحمیلی شد.
* تصویر متدینان
از آنجا که سینمای ایران در سال‌های اخیر طعنه‌های فراوانی به قشر مذهبی و انقلابی‌ زده و حتی یکی از دستورالعمل‌های فروش آثار کمدی مبتذل، تکه‌پرانی به همین قشر است، نوع نمایش تصویر این طیف از جامعه در سینما می‌تواند به طور دقیق مورد توجه قرار بگیرد. در بعضی فیلم‌ها، خصوصاً آنهایی که افراد متعلق به نسل قبل ساخته‌اند، اساساً چنین جماعتی وجود خارجی ندارند؛ حتی کسی که اسمی مذهبی داشته باشد در ایران نیست مگر کلفت‌ها و نوکرهای پیر. «دختر پری‌خانم»، «قایق‌سواری در تهران» و «استخر» از جمله این آثارند و بعضی‌های دیگر در حال تکه‌پرانی‌های زرد و جلف به این طیف از جامعه هستند که امسال مبتذل‌ترین نمونه‌اش در «زنده‌شور» به کارگردانی کاظم دانشی دیده شد. «خواب» یک داستان روان‌شناختی را به تصویر کشید اما بی‌هیچ علت منطقی خاصی، زن و شوهر میانسال روایت را چادری و مذهبی و مداح اهل‌بیت نشان داد. در «حال خوب زن» مردی مذهبی را می‌بینیم که در مقابل مشکلات روحی همسرش صبوری می‌کند و باعث بهبود اوضاع می‌شود. در «غوطه‌ور» و «حاشیه» این تصویر پررنگ‌تر بود. در هر 2 فیلم بسیجی‌ها به کمک پلیس می‌آمدند و به حل یک موضوع بغرنج کمک می‌کردند. این 2 فیلم در نمایش تصویر نرمال و انسانی از افراد متدین موفق بودند.
* باقی‌مانده نسل قدیم
تعدادی از فیلم‌های فجر امسال را می‌شد باقی‌مانده نگاه نسل قدیم سینمای ایران به موضوعات جهان دانست. فیلم‌هایی که از چند سال پیش اصطلاحاً به آنها «حال‌خوب‌کن» می‌گوییم اما حالا نسبت به اینکه واقعاً چنین کارکردی داشته باشند تردیدهای جدی ایجاد شده است. «قایق‌سواری در تهران»، «دختر پری‌خانم» و «استخر» که به ترتیب از رسول صدرعاملی، محمدرضا معتمدی و سروش صحت بودند، مردان میانسالی را نمایش می‌دادند که به لحاظ مالی پشتوانه محکم و گرمی دارند اما مساله اصلی‌شان اختلال در نوع روابط‌شان با زن‌هاست. با کنار گذاشتن تعارفات معمول به صراحت می‌توان گفت این مشکل اگر هم در سطح جامعه ایران مصداق داشته باشد، عمومیت ندارد و فقط بین جامعه هنرمندان است که می‌توان آن را تا این حد عام یافت. به عبارتی آنها نتوانستند از حباب ذهنی و اجتماعی خودشان بیرون بیایند و با باقی جامعه ارتباط بگیرند و فیلم‌هایی که می‌بینیم حاصل فروبستگی آنها در خود است. این امر را خصوصاً در واکنش‌هایی که نسبت به فیلم «استخر» داده شد می‌توان دید؛ چه اینکه این فیلم با وجود بازی امین حیایی، مهران مدیری، بیژن بنفشه‌خواه، علیرضا خمسه و سحر دولتشاهی، حتی به جمع 10 فیلم منتخب تماشاگران راه نیافت.
* جشنواره ملی یا میهمانی شخصی؟!
شیوه برگزاری جشنواره فجر امسال از بسیاری جهات ویژه بود که ریشه تمام آنها را می‌شود در دبیری منوچهر شاهسواری و شخصی‌سازی مطلق قوانین و آیین‌نامه‌ها دید. فجر چهل‌وچهارم برای نخستین بار صاحب دبیرخانه‌ای شد که مکانی مشخص دارد و در طول سال دایر است. به‌علاوه سیمرغ بلورین آن به ثبت حقوقی رسید. اینها اقدامات خوبی است اما در اولویت داشتن‌شان تردیدهایی وجود دارد. 
شاهسواری امسال هیات انتخاب را حذف کرد و خود شخصاً فیلم‌های بخش مسابقه را برگزید! او داوران فیلم‌های کوتاه و بلند و مستند را یک گروه واحد قرار داد و کاری کرد که نمایش تعدادی از فیلم‌های کوتاه یا مستند با عدم حضور حتی یک تماشاگر برگزار شود؛ در حالی که چنین آثاری در جشنواره‌های تهران و حقیقت استقبالی کم‌نظیر دریافت می‌کنند. اگر فقط یک نفر نظر بدهد و حرف اول و آخر را بزند، طبیعتاً نتیجه کار منجر به همین آبروریزی خواهد شد. شاهسواری جدول نمایش فیلم‌ها را هم خودش شخصاً چید(!) و قرعه‌کشی نکرد و جداول را طوری چید که به جز چند فیلمساز معدود، تقریباً همه ناراضی بودند و از اصحاب رسانه هم نقدهای فراوانی به این سبک چینش کردند. داوران هم تا صبح روز اختتامیه مشخص نشدند و وقتی اسامی آنها بیرون آمد، معلوم شد که بیشتر از هر چیز در میان آنها تهیه‌کننده وجود دارد. نکته مهم دیگر مسائل استراتژیکی است که بعضاً در فجر نادیده گرفته می‌شوند و تأکید مؤکد روی واژه «ایران» نمی‌تواند این خلأ را پر کند. چه اینکه امروز حتی بعضی دشمنان ایران هم به دروغ روی همین واژه تأکید می‌کنند و جایی که یک موضع‌گیری استراتژیک، درست شکل می‌گیرد و کامل می‌شود، نقطه مرزبندی‌ها است. 
برخورد سال گذشته جشنواره فجر با فیلم «خدای جنگ» دلایل سیاسی، باندی و فرقه‌ای داشت و برخلاف اهداف ملی بود و امسال هم حذف و نادیده‌انگاری «جانشین» که اشاره دقیقی به مساله نفوذ دارد، چیزی نیست که بتوان ساده از کنار آن گذشت.

برندگان سیمرغ‌‌ها مشخص شدند

برندگان چهل‌وچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر شامگاه چهارشنبه مشخص شدند.
به گزارش «وطن ‌امروز»، برگزیدگان جوایز اصلی به این شرح است:
سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن: کارن همایونفر 
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: شهرام حقیقت‌دوست
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن: مارال فرجاد
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن: آزیتا حاجیان
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد: بهرام افشاری 
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه: مهدی ‌یزدانی‌خرم و مریم بهروز
جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین کارگردانی: بابک خواجه‌پاشا 
سیمرغ بلورین بهترین کارگردان: کاظم دانشی
سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی (جایزه ویژه شهید سلیمانی): حبیب والی‌نژاد برای فیلم نیم‌شب
 سیمرغ بلورین بهترین فیلم: منوچهر محمدی برای فیلم سرزمین فرشته‌ها

ارسال نظر
پربیننده