محمد رستمپور: فاصله ۲ جمله کاملاً متناقض رئیسجمهور آمریکا، اندکی بیش از 30 روز بود؛ از «در کنار معترضان ایران هستیم» تا «امیدوارم بتوانیم با ایران به توافق برسیم»، از دوم ژانویه 2026 تا هفتم فوریه 2026 و البته چرخش دیگری که به یک ماه هم نرسید؛ از «یک ناوگان عظیم به سمت ایران در حرکت است» تا «آمریکا عجلهای برای اقدام نظامی علیه ایران ندارد». چیزی درون کاخ سففید تغییر کرده یا مهرههای قمار ترامپ آنقدر متنوع است که چرخش مواضع برای دستیابی به منافع را برای آمریکا ضروری میکند؟ حتی پیش از آنکه «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا در جلسه استماع کمیته اقتصادی مجلس سنای آمریکا به مداخله ایالات متحده در آشوبهای 18 و 19 دی اعتراف کند و حتی پیش از آنکه تأسیسات هستهای ایران در جنگ 12 روزه مورد هدف هواپیماهای آمریکایی قرار گیرد، بسیار پیشتر از همه این رخدادها، مداخله آمریکا در همه ناآرامیهای ایران در 1401 و 1398 و 1388 با واسطه یا بدون واسطه بیش از همه چیز با هدف اخلال در حکمرانی روی داد. ترامپ با اتکا به تکنیکهای تلویزیونی در پی آن است همواره خود را در مرکز توجهات قرار دهد و بکوشد قاب و زوم دوربین حتی برای لحظهای از روی او برداشته نشود. در نتیجه این سیاستورزی خودخواهانه و تمرکزگرایانه، وجهی از تعیینکنندگی و تصمیمگیری به مخاطب القا میشود که گویی اراده و قصد شخص ترامپ برای رقم زدن جنگها و برپایی صلحها یگانه عنصر مؤثر است. فراتر از همه آنچه ترامپ در مواجهه با ایران در نظر دارد، سیاست «نه جنگ، نه صلح» با هدف اخلال در توسعه و فرسایش ذهنی اجتماع در دستور کار است تا امکان زندگی معمولی و رضایتبخش که تابآوری میآورد، از ایرانیان سلب شود. در این سیاست، نمایش یا به تعبیر دقیقتر «بازنمایی» یک محور کلیدی است. 26 مهر سال گذشته، آمریکا در پی آن بود با استقرار سامانه پدافندی «تاد» به آسمان رژیم صهیونیستی، وجهی از نفوذناپذیری ببخشد و خرداد امسال، با سایه هواپیماهای «بی۲» و در ۲ هفته گذشته با تصویر ناو آبراهام لینکلن که حتی میزبان نمایندگان آمریکا در دور نخست مذاکرات جدید هستهای با ایران در مسقط عمان نیز بود. در مقابل، هواپیمای سیدعباس عراقچی روی آسمان طبس دور زد تا خاطره شکست نیروی دلتا فورس آمریکا در اردیبهشت 1359 را یادآوری کند. روز دوشنبه هم وزیر امور خارجه در جلسه غیرعلنی مجلس حاضر شد تا هم نظرات نمایندگان مجلس را بشنود، هم توضیحاتی در ارتباط با محتوای مذاکرات ارائه کند. همزمان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح هم از آخرین تجهیز آفند و پدافند کشور برای هر گونه مقابله احتمالی با هر شکل از تعرض خبر داد اما مهمتر از همه، بیانات همان روز رهبر انقلاب بود که اراده مردم در رقم زدن قدرت ملی را قدرتمندتر از هر گونه موشک و هواپیما توصیف کردند. به تعبیر بهتر، آنچه دیپلماسی و میدان را میسازد، همان چیزی است که اتحاد، فکر و اراده، انگیزه و ایستادگی ملی را تشکیل میدهد. هر چیزی این قدرت ملی را تضعیف کند و به کنش، سلاح، موشک، هواپیما یا ناو دشمن عاملیت بدهد، برای آنچه در جنگ خرداد و آشوب دی به وقوع نپیوسته، زمینهسازی خواهد کرد؛ چه خط اتهامزنی به نیروهای مدافع امنیت باشد و چه تفسیر وارونه از منافع ملی ایران در مذاکرات هستهای. در چنین وضعیتی که التهاب در خیابان پایان یافته و التهاب در رسانه و ذهن همچنان به زور فحاشی مجازی برپاست، فرصت کاملاً بیسابقهای برای غلبه بر وضعیت تعلیق و امکان بروز کارآمدی جمهوری اسلامی ایران پدیدار شده است. اگر هفته دوم اعتراضات دی از مردم خواسته شد با توجه به بروز آشوب در شهرهایی از غرب کشور، فریاد خود را از عربده آشوب جدا کنند و در هفته سوم با راهپیمایی شگفتانگیز 22 دی، هواداری جانانه خود از جمهوری اسلامی ایران را اعلام کردند و دیروز - ۲۲ بهمن - نیز در لبیک به فرمان رهبر انقلاب، در پی مأیوسسازی دشمن قدم به خیابانهای شهرها گذاشتند تا 47 سال مبارزه بیامان و مستمر با مستکبران را جشن بگیرند، در مقابل میخواهند اتفاقاً برای سربلندسازی وطن و میهن و کشور و ایرانشان کاری کنند. اگر ملت و جمعیتی احساس تبعیض کند، زانویش برای مقاومت شل میشود و مشتش برای فریاد بالا نمیرود. آن که باید کاری کند و برای جامعه، امکان مقاومت، زیست و فراتر از آن، توسعه را فراهم کند؛ پیش از همه باید بر احساس تبعیض غلبه کند، چه در مجلس که باید صدای مردم باشد، چه در رسانه که باید سخن بازار را منتشر کند و چه در دولت که باید شب و روز را یکی کند تا طعم مقاومت شیرین باشد. قاب ۳ نفره جلسه غیرعلنی ۲۰ بهمن مجلس شورای اسلامی با حضور محمدباقر قالیباف، سیدعباس عراقچی و سیدعبدالرحیم موسوی، زاده مشهد، تهران و قم را مردمی میسازند از جایجای ایران که میخواهند اثبات کنند اراده ترامپ و تصمیم آمریکا برای تعیین سرنوشت ایرانیان، نهتنها کافی نیست، بلکه لازم هم نیست. در وضعیت تعلیق، تصمیمات مرتباً به فرداها ارجاع میشوند و گذشته نزدیک، ذهنیت ملموسی میسازد. برای ذهنی که ربایش مادورو را دیده و شکستهای ترامپ در غزه و اوکراین برایش تجسم جدی نیافته، باید کارآمدی ساخت و عینیت آفرید؛ چیزی شبیه موشکهایی که از خرمآباد تا تلآویو در 1265 کیلومتر آنسوتر، بر سر صهیونیستها فرود آمد. با این نگاه، مذاکره برای آنکه ترامپیسم را خنثی کند، باید روی ستاندههای شدنی ایران تمرکز کند و نه توقعاتی که دائماً تکرار میشود. غلبه بر وضعیت تعلیق و بهرهمندی از فرصتی که حضور و شجاعت نیروهای بسیجی و انتظامی در شب تاریک ۱۸ دی و پس از آن فریاد اعتراض به مداخله آمریکا و اسرائیل در عصر روشن 22 دی برای ایران ساخته است، باید از همان جایی آغاز شود که متمایزکننده اعتراض و آشوب است؛ یعنی نهادی که نمایندگی مردم را بر عهده دارد. گامهای مأیوسکننده دشمن در 22 بهمن و صبر و تحمل ملت در 50 روز گذشته باید به سیاست و تدبیر برای حل مسائل تبدیل شود، اگرنه کمپین فشار حداکثری با همه تناقضهای خندهدارش همچنان تداوم خواهد یافت.
پربیننده
تازه ها