۳۰/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۴۲
ترکش‌های جنگ‌افروزی نظامی آمریکا علیه ایران، از بنادر فرانسه تا مزارع بولیوی را به آشوب کشید

فاکتور سنگین جنگ برای جهان

گروه اقتصادی: در جهان درهم‌تنیده‌ امروز، فاصله‌ میان یک تنش نظامی در غرب آسیا تا توقف چرخ‌های اقتصاد و معیشت در آن سوی کره زمین، کوتاه‌تر از هر زمان دیگری است. بحران جهانی سوخت که این روزها با عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه خودنمایی می‌کند، واقعیتی تلخ است که بر سفره‌ میلیون‌ها خانوار، از بنادر فرانسه تا مزارع بولیوی و خیابان‌های اندونزی سایه انداخته است. این شوک اقتصادی فراگیر، پیش از هر چیز ریشه در جنگ‌افروزی‌ها و سیاست‌های مداخله‌جویانه‌ آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد که امنیت حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان را در خلیج فارس و دریای سرخ هدف قرار داده و زنجیره‌ای از تورم، کمبود و نارضایتی اجتماعی را در پی داشته است.
در بندر فوس‌سور‌مر در جنوب فرانسه، ماهیگیرانی که هر بامداد برای صید راهی دریا می‌شدند، این هفته انبار سوخت را بستند. در آن سوی دنیا، رانندگان اندونزیایی، موتور بی‌بنزین خود را تا نزدیک‌ترین جایگاه هل می‌دهند. در فیلیپین، قایق‌های ماهیگیری در بندر مانده‌اند، چون صاحبان‌شان توان خریدن گازوئیل ندارند. در حاشیه بزرگراه حسکه - دیرالزور در سوریه، لاستیک می‌سوزد و دود آن از دور پیداست. این تصاویر که در گوشه گوشه جهان در حال نقش بستن است، یک ریشه دارد؛ نفتی که بیش از 100 دلار در هر بشکه معامله می‌شود و دلیل آن جنگی است که ماه‌هاست در غرب آسیا به واسطه جنایات آمریکا ادامه دارد. 
ردیابی این دومینوی ویرانگر نشان می‌دهد چگونه ناامنی در گذرگاه‌های استراتژیکی چون تنگه هرمز و باب‌المندب، به بحرانی عمیق در قالب گرانی گازوئیل به عنوان موتور محرک و پنهان اقتصاد تبدیل شده است. در شرایطی که دولت‌ها در مواجهه با دوراهی دشوار مهار قیمت‌ها و کنترل اعتراضات مردمی مستأصل مانده‌اند، جایگاه ویژه و اهرم‌های فشار ژئوپلیتیک ایران در این شطرنج پیچیده بیش از پیش نمایان می‌شود. این معادلات به‌روشنی ثابت می‌کند مهار آتش درگیری‌های منطقه‌ای، ضرورتی گریزناپذیر و حسابگرانه برای نجات اقتصاد جهانی است.

بازی با نفت در شاهرگ‌های حیاتی
عمده انرژی جهان از چند گذرگاه باریک می‌گذرد. تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب 2 آبراهه از مهم‌ترین آنهایند. هرچه کشتی‌ها از این گذرگاه‌ها دشوارتر و پرخطرتر رفت‌وآمد کنند، بیمه حمل گران‌تر و مسیرها بلندتر می‌شود و بازار، ترس را در قیمت می‌نشاند. لازم نیست تنگه‌ای به طور کامل بسته شود تا اثرش را ببینیم، همین که اطمینان از عبور امن کم شود، قیمت‌ها بالا می‌رود.
به گزارش «سی‌ان‌ان»، 2 رویداد باعث شد قیمت نفت هفته‌ گذشته بار دیگر از مرز 100 دلار بگذرد؛ جنگ نفتکش‌ها در خلیج فارس که با اشتباه آمریکا آغاز شد و از سرگیری درگیری‌ها بین انصارالله یمن و آل‌سعود که کشتیرانی در باب‌المندب را تهدید می‌کند. اینها را باید کنار هم گذاشت؛ یک طرف ضربه به صادرات انرژی از یک سوی منطقه و طرف دیگر، تهدید یکی از مسیرهای اصلی رساندن آن به بازار. نتیجه، بازاری است که هر خبر تازه را با جهشی تازه پاسخ می‌دهد.
نکته‌ای که در این بین کمتر گفته می‌شود این است که آسیب فقط به نفت خام محدود نیست. به نوشته‌ رسانه‌های اروپایی، بخشی از ظرفیت پالایشگاهی در خلیج فارس و روسیه آسیب دیده و روسیه صادرات را محدود کرده است. آکسیوس هم یادآور شده حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه به گرانی سوخت‌های حمل‌ونقل کمک کرده است. پس مساله، فقط گرانی ماده خام نیست، کمبود فرآورده‌ای است که ماشین‌ها و تراکتورها و قایق‌ها به آن نیاز دارند. به همین دلیل گازوئیل و نفت کوره در ماه‌های اخیر حتی سریع‌تر از بنزین گران شده‌اند.

شعله‌ای زیر خرمن اقتصاد جهان
بنزین را همه می‌بینند، چون در سبد خانوار جای مشخصی دارد اما گازوئیل بی‌سروصدا کار می‌کند؛ کامیونی که میوه را به شهر می‌رساند، تراکتوری که زمین را شخم می‌زند، قایقی که ماهی می‌آورد و... . رئیس کنگره‌ گواتمالا جمله‌ای گفته که خلاصه‌ همین واقعیت است: گازوئیل موتور محرک اقتصاد کشور است؛ وقتی این موتور گران شود، هزینه‌اش در قیمت نان و سبزی و مرغ ظاهر می‌شود.
در این ارتباط بولیوی نمونه‌ روشنی است. صدها کشاورز در اعتراض به 2 برابر شدن قیمت گازوئیل به خیابان آمدند، چون این سوخت هم در حمل‌ونقل جاده‌ای مصرف می‌شود و هم بر بهای مواد غذایی اثر می‌گذارد. در فرانسه نیز میانگین قیمت گازوئیل از ۲,۳۷ یورو در هر لیتر گذشته و به رکورد تاریخی بیش از ۲,۳۸ یورو نزدیک شده است. شهردار فوس‌سور‌مر هشدار داده صنعت ماهیگیری شهر در بحرانی عمیق است و خشم معترضان باید شنیده شود. دولت فرانسه کمک به ماهیگیران را از ۲۵ به ۳۵ سنت برای هر لیتر رسانده اما ماهیگیران آن را کافی نمی‌دانند و سقف قیمت می‌خواهند. کاخ الیزه نیز به دلیل «وخامت سریع» اوضاع بین‌المللی نشستی ویژه برگزار کرده است.
کشاورزی هم فقط از راه سوخت آسیب نمی‌بیند. به گزارش پژوهشگران مؤسسه‌ کارنگی، کنیا افزون بر گرانی سوخت، با جهش هزینه‌ کودهای شیمیایی هم روبه‌رو شده است؛ یعنی هم کاشتن گران‌تر می‌شود، هم حمل محصول. کشوری که پیش‌تر با تورم و بدهی عمومی و بیکاری جوانان دست‌ و پنجه نرم می‌کرد، این فشار را روی زخم‌های قبلی تحمل می‌کند.

سوغات جنگ برای مردم دنیا
در بنگلادش، کمبود گاز طبیعی مایع که در تولید برق به کار می‌رود، به سهمیه‌بندی و تعطیلی موقت کارخانه‌های پوشاک انجامیده است. بعضی کارخانه‌ها روزی 4 تا 5 بار برق را از دست می‌دهند و هزاران کارگر آسیب می‌بینند. در اندونزی نیز کمبود گاز پخت‌وپز و قطعی‌های دوره‌ای برق در کنار سهمیه‌بندی بنزین دیده می‌شود و دانشجویان یوگیاکارتا به خیابان آمده‌اند. در سریلانکا هم توزیع‌کنندگان که منتظر افزایش قیمتند، عرضه را محدود کرده‌اند و همین کمبود را بیشتر می‌کند.
سوریه شاید شفاف‌ترین نمونه از این شرایط باشد. دولت این کشور قیمت گازوئیل را موقتا حدود ۴۰ درصد بالا برد و به ۱۷۵ لیره‌ سوری، معادل ۱,۴۳ دلار برای هر لیتر رساند و قیمت بنزین را بیش از ۲۵ درصد افزایش داد. وزارت انرژی علت را گرانی جهانی سوخت و تعمیر پالایشگاه بانیاس اعلام کرد که وابستگی به واردات را بیشتر کرده است. نتیجه، بزرگ‌ترین تظاهرات‌های این کشور از زمان سقوط حکومت پیشین بود. تحلیلگر مؤسسه‌ ACLED به نکته‌ مهمی را اشاره کرده است. او گفته خواسته‌ها از بازگرداندن قیمت‌ها به برکناری مسؤولان از جمله وزیر انرژی رسیده و نارضایتی اقتصادی به نارضایتی از دولت تبدیل شده است. سخن یکی از معترضان هم شنیدنی است: «ما دستمزد بیشتر نمی‌خواهیم، ارزان‌تر شدن سوخت را می‌خواهیم». دیگری هم هشدار داده این وضع می‌تواند کار را به انفجار بکشاند.

ترکش‌های گرانی سوخت بر پیکر اقتصادهای توسعه‌یافته
ساده‌اندیشانه است اگر فکر کنیم این بحران فقط دامن کشورهای آسیب‌پذیر را گرفته است. در پرتغال، کارآفرینان و کارگران شهر اسپینیو تا خانه‌ نخست‌وزیر راهپیمایی کردند و اتحادیه‌ آتش‌نشانان هشدار داد هزینه‌ سوخت برای گروه‌های داوطلب تحمل‌ناپذیر شده است. دولت پرتغال بسته‌ای حمایتی برای حمل‌ونقل، تاکسیرانان، آتش‌نشانی و بخش اجتماعی اعلام کرد. در فیلیپین هم اعضای گروه حمل‌ونقلی «مانیبلا» اعتصاب کردند و خواهان یارانه و حذف مالیات سوخت شدند. وزیر انرژی این کشور گفت هر افزایش قیمت در پمپ‌بنزین، خرج روزانه‌ خانواده‌ها و معیشت رانندگان را تحت تأثیر می‌گذارد و دولت برای کاهش مالیات بر فرآورده‌های نفتی گام برداشته است.
آمریکا نیز از این ماجرا بیرون نیست. قیمت گازوئیل در این کشور به رکورد بیش از 6 دلار در هر گالن رسیده و تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند قیمت سوخت گرمایشی حدود ۳۰ درصد بالا برود. رسانه‌ها یادآور شده‌اند این نارضایتی می‌تواند در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر خود را نشان دهد. جالب اینکه واشنگتن بر خلاف بسیاری از کشورها سقف قیمت یا یارانه‌ای برای خرده‌فروشی سوخت تعیین نکرده و بازار را رها گذاشته است.
در این میان پاکستان نمونه‌ واکنش دولتی است. نخست‌وزیر این کشور برنامه ریاضت و صرفه‌جویی انرژی را تصویب و سهمیه‌ سوخت خودروهای دولتی را به استثنای آمبولانس و آتش‌نشانی و نیروهای انتظامی، برای 3 ماه نصف کرد. این نوع تصمیم هرچند نمادین است، دست‌کم بار اول را بر دوش خود دولت می‌گذارد.

یارانه بده یا منتظر شورش باش
آکسیوس وضعیت را به‌خوبی خلاصه کرده است: دولت‌ها یا با حمایت از قیمت سوخت، به بودجه‌ خود فشار می‌آورند یا پیامدهای سیاسی گرانی را می‌پذیرند. به نوشته‌ آژانس بین‌المللی انرژی، ده‌ها کشور سقف قیمت گذاشته‌اند، یارانه داده‌اند یا مالیات سوخت را کم کرده‌اند. صندوق بین‌المللی پول اما نگران است، چون به گفته‌ مقام‌های ارشد آن بسیاری از اقدامات «موقت» نه تاریخ پایان دارند و نه برآورد هزینه.
نظر «جوزف وبستر» از شورای آتلانتیک هم قابل تأمل است. او گفته بسیاری از کشورها به جای کاهش تقاضا، قیمت را مصنوعی نگه داشته‌اند، در حالی که کاهش تدریجی و مدیریت‌شده‌ تقاضا از نظر سیاسی هزینه‌ کمتری از سهمیه‌بندی ناگهانی و بی‌نظم دارد. او همچنین توصیه می‌کند حذف یارانه‌ها تدریجی باشد تا جهش قیمت شورش نیاورد.

تاوان جنگ‌افروزی آمریکا روی میز اقتصاد جهانی
از روایت شرایط در کشورهای مختلف می‌توان نتیجه گرفت هزینه جنگ‌افروزی آمریکا به میدان نبرد محدود نمانده و اهرم فشارهای در اختیار ایران به‌خوبی کار می‌کنند. کارگر بنگلادشی، ماهیگیر فرانسوی، کشاورز بولیویایی و راننده فیلیپینی، هیچ‌کدام در تصمیم‌گیری برای این درگیری دخالتی نداشتند اما صورت‌حساب آن را می‌پردازند. یکی از رهبران کارگری فیلیپین همین را گفته: ما زیر بمباران نیستیم اما فقر و گرسنگی به ما رسیده است.
بحران‌ها و تنش‌های نظامی در غرب آسیا به‌ویژه سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، به ناامنی در شریان‌های حیاتی انرژی جهان مانند تنگه هرمز و باب‌المندب انجامیده است. این ناامنی‌ها در کنار آسیب دیدن ظرفیت‌های پالایشگاهی در منطقه و جهان، باعث عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه و کمبود شدید فرآورده‌های نفتی به‌ویژه گازوئیل شده است. در نتیجه، بازار انرژی که با هر خبر منفی دچار التهاب می‌شود، موجی از تورم و گرانی را به سراسر جهان تحمیل کرده است.
گازوئیل به عنوان «موتور پنهان اقتصاد»، نقشی کلیدی در حمل‌ونقل، کشاورزی و صیادی دارد و افزایش قیمت آن مستقیما بر بهای مواد غذایی و کالاهای اساسی اثر می‌گذارد. این شوک قیمتی، اعتراضات و بحران‌های اجتماعی گسترده‌ای را از کشورهای در حال توسعه مانند سوریه، بولیوی، بنگلادش و اندونزی تا کشورهای ثروتمندی چون فرانسه، پرتغال و آمریکا در پی داشته است. در بسیاری از این نقاط، اعتصابات، خاموشی‌های مکرر، توقف تولید و تبدیل شدن نارضایتی‌های اقتصادی به خشم سیاسی علیه دولت‌ها به امری روزمره بدل شده است.
در مواجهه با این بحران فراگیر، دولت‌ها بر سر یک دوراهی دشوار گرفتار شده‌اند: یا باید با تخصیص یارانه‌ها و تعیین سقف قیمت به بودجه عمومی خود فشار بیاورند، یا پیامدهای سیاسی و شورش‌های ناشی از گرانی سوخت را بپذیرند. در حالی که نهادهای بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول نسبت به ناپایداری این یارانه‌های موقت هشدار می‌دهند، کارشناسان معتقدند کاهش مدیریت‌شده تقاضا راهکار بهتری است. با این حال، معادلات ژئوپلیتیک نشان می‌دهد نجات اقتصاد جهانی و بازگرداندن ثبات به سفره‌ مردم، پیش از هر تدبیر اقتصادی، نیازمند مهار آتش جنگ و پایان دادن به درگیری‌های منطقه‌ای است.

ارسال نظر
captcha