۳۰/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۳۸
دورخیز روسیه برای ماورای اوکراین و پیامدهای آن برای جبهه ایران

اتحاد جنگ‌ها

رضا باقری‌پور: در حالی که توجه افکار عمومی و بسیاری از محافل سیاسی جهان بر تحولات خلیج فارس، تنش‌های انرژی و معادلات منطقه‌ غرب آسیا متمرکز است، روندهای موازی در شرق اروپا و مرکزی نشان می‌دهد بحران اوکراین می‌تواند به‌سرعت به جبهه‌ای گسترده‌تر تبدیل شود. مساله فقط ادامه جنگ اوکراین نیست. جنگ در اوکراین، حملات دوربرد به زیرساخت‌های روسیه، برخوردهای هوایی در مرز کشورهای ناتو، خرابکاری‌های متقابل، فشار فزاینده اقتصادی بر روسیه و واکنش‌های متقابل مسکو، آرام‌آرام در حال تبدیل شدن به یک محیط امنیتی واحد است و همه اینها ظرفیت بسیار بالایی برای در‌هم‌تنیدگی با روندهای موازی در غرب آسیا دارند؛ آنقدر که تنها کمی هماهنگی زمانی کافی است تا رسما یک جنگ دیگر جهانی بر اثر آتش‌افروزی غرب را شاهد باشیم؛ جبهه‌ای که از یخ‌های شمال تا آب‌های گرم استوا ادامه دارد و البته دور و نزدیک جهان را در همه ابعاد متاثر می‌کند.

الف) دژاووی اروپایی
در هفته‌های اخیر (سپتامبر ۲۰۲۶) چند دولت اروپایی سطح آمادگی خود را در برابر احتمال گسترش پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین به قلمرو کشورهای ناتو افزایش داده‌اند. دونالد توسک، نخست‌وزیر لهستان در پارلمان کشورش هشدار داده روسیه ممکن است در ماه‌های آینده حملات ترکیبی پهپادی و موشکی علیه کشورهای حامی اوکراین انجام دهد و آنها را در قالب حوادث اتفاقی جلوه دهد تا انسجام ناتو و اعتبار ماده ۵ را بیازماید. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه نیز پس از یک نشست محرمانه با رهبران احزاب سیاسی آن کشور، تهدید ترکیبی روسیه را تشدیدشده توصیف و دستور تهیه طرحی را برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات حساس دفاعی در برابر حملات پهپادی و سایبری صادر کرد. در آلمان هم دولت و ارتش، ظرفیت بیمارستان‌ها را برای سناریوی یک جنگ احتمالی با روسیه بررسی می‌کنند؛ سناریویی که در آن ممکن است روزانه حدود 1000 مجروح نیازمند درمان باشند. در انگلیس نیز بحث آمادگی عمومی برای اختلالات شدید، از جمله نگهداری آب و غذای ماندگار و احیای برنامه‌های ملی زمان جنگ، دوباره به فضای عمومی بازگشته و رئیس ستاد دفاع آن کشور از یکی از خطرناک‌ترین دوره‌های امنیتی دوران خدمت خود سخن گفته است.
در ردیف مراکز فکر، اندیشکده‌هایی چون مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS)، مؤسسه مطالعه جنگ (ISW) و کارنگی، مجموعا سناریوهای مشخصی را مطرح می‌کنند؛ حمله محدود متعارف به کشورهای بالتیک (به‌ویژه منطقه ناروا در استونی یا گذرگاه سووالکی میان لهستان و لیتوانی)، عملیات انکارپذیر با نیروهای نیابتی یا تشدید جنگ ترکیبی (خرابکاری، حملات سایبری و نفوذ پهپادی). ارزیابی‌های اطلاعاتی اروپا حاکی از آن است چنین اقداماتی می‌تواند در «ماه‌ها، نه سال‌ها» رخ دهد، هر چند ناتو رسما تهدید «قریب‌الوقوع» را رد می‌کند. تمرینات نظامی بلاروس در نزدیکی گذرگاه سووالکی و افزایش 4 برابری عملیات سایبری روسیه در اروپا از سال ۲۰۲۴ تاکنون، این نگرانی‌ها را تقویت کرده است.

ب) هدف‌گیری زیرساخت‌های انرژی روسیه و فشار به سمت رفتار تهاجمی
یکی از عوامل کلیدی که تحلیلگران را به هشدار واداشته، تشدید حملات اوکراین به پالایشگاه‌ها، پایانه‌های صادراتی و زیرساخت‌های نفتی روسیه است. البته واضح است از نگاه روسیه، اوکراین در شکل دادن به چنین حملاتی، یک پوسته ظاهری بیشتر نیست. سوای اینکه این حملات جز با حمایت اطلاعاتی و فناورانه غرب به‌خصوص آمریکا قابل انجام نیست، مسلم است اوکراین دستور و مجوزی ویژه از طرف آمریکا برای حملات خود دریافت کرده است. مدت‌ها از آغاز جنگ می‌گذرد و جز تا همین اواخر، اوکراین چنین تهوری به خرج نمی‌داد. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) و مؤسسه انرژی آکسفورد، سال ۲۰۲۶ بیش از ۲۰ پالایشگاه از مجموع ۳۴ پالایشگاه اصلی روسیه هدف قرار گرفته‌اند؛ ظرفیتی معادل ۷۶ درصد توان پالایشی این کشور. توان پردازش پالایشگاه‌های روسیه در برخی ماه‌ها به پایین‌ترین سطح 2 دهه گذشته (3,7 تا ۳,۸ میلیون بشکه در روز) رسیده و تولید بنزین و گازوئیل به ترتیب ۲۰ و نزدیک به ۳۰ درصد کاهش یافته است. این امر منجر به کمبود سوخت در ده‌ها منطقه روسیه، اعمال محدودیت صادرات و صف‌های طولانی در پمپ‌‌های بنزین‌ شده است.
این حملات که گاه به عمق ۲۵۰۰ کیلومتری خاک روسیه (مانند پالایشگاه اومسک) رسیده، فراتر از یک عملیات تاکتیکی است. غرب در شرایطی که تحریم‌های مالی با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده، عملا از طریق تحریم‌های جنبشی،  فشار اقتصادی مستقیم بر مسکو وارد می‌کند. این فشار، در کنار تلفات سنگین میدان نبرد و بازسازی نظامی روسیه با هدف آمادگی برای رویارویی احتمالی با ناتو تا افق ۲۰۲9-۲۰۲7، کرملین را در موقعیت «ناگزیر» قرار می‌دهد. تحلیل‌های اخیر اندیشکده‌هایی چون کارنگی و آتلانتیک کانسیل نشان می‌دهد برخی محافل راهبردی غرب احتمال می‌دهند فشارهای اقتصادی و فرسایش میدانی روسیه، به جای کاهش رفتار تهاجمی مسکو، آن را به سمت تشدید جنگ ترکیبی علیه اروپا سوق دهد؛ کارزاری که می‌تواند با هدف آزمودن آستانه واکنش ناتو، ایجاد شکاف در میان اعضای ائتلاف و افزایش هزینه حمایت غرب از اوکراین دنبال شود. این تحلیل‌ها در عین حال سناریوی تشدید محدود و مبهم در جناح شرقی ناتو، از جمله در بالتیک یا اروپای شرقی را نیز کاملا منتفی نمی‌داند.

پ) تلاقی روندها و پیامدهای جهانی
آنچه این وضعیت را به‌ویژه غیرقابل پیش‌بینی می‌کند، همپوشانی آن با بحران‌های همزمان در خلیج فارس است. توجه غرب به تحولات غرب آسیا و نوسانات بازار انرژی می‌تواند فضای عملیاتی بیشتری برای روسیه در جبهه اروپا ایجاد کند. در عین حال، اختلال در صادرات انرژی روسیه، قیمت‌های جهانی سوخت را تحت تأثیر قرار داده و زنجیره تأمین را پیچیده کرده است. برای بازیگران منطقه‌ مانند ایران، این تحولات 2 سویه دارد؛ اگر صرفا جهت مرور بخواهیم فهرستی از احتمالات منفی را در نظر بگیریم، می‌شود گفت اگر بحران از این مرحله عبور کند و به جنگ تمام‌عیار روسیه و ناتو یا رکود شدید جهانی تبدیل شود، مکانیسم‌ها پیچیده‌تر می‌شود: چین ممکن است برای حفظ رشد اقتصادی خود اولویت را به ثبات بازار جهانی بدهد، روسیه ممکن است تمام منابعش را صرف جبهه اروپا کند و ظرفیت کمک به شرکایش کاهش یابد و رکود جهانی می‌تواند تقاضای نفت را کاهش دهد. از سوی دیگر اما افزایش قیمت‌ انرژی می‌تواند فرصت‌های درآمدی ایجاد کند و کاهش کمیت صادراتی را با افزایش قیمت تا حدی پوشش دهد، همچنین تمرکز قدرت غرب را متفرق و اراده قدرت‌های شرق برای پشتیبانی از ایران را تشدید کند.
احتمالات منفی در دوردست و احتمالات مثبت نزدیک‌ترند. سرجمع، افزایش تنش‌ها غرب را در چالش بیشتری قرار می‌دهد و نسبت قدرت ایران به تصاعد میل می‌کند.
تحلیل واقع‌بینانه نشان می‌دهد روسیه با وجود هزینه‌های سنگین جنگ فرسایشی، هنوز ظرفیت بازسازی نیرو و گسترش عملیات هیبریدی را حفظ کرده است. غرب نیز با هدف قرار دادن شاهرگ اقتصادی مسکو، عملا آستانه پاسخ تهاجمی را پایین آورده است. در چنین فضایی، اشتباه محاسباتی یا حادثه‌ای کنترل‌نشده (مانند نفوذ پهپاد به حریم هوایی ناتو یا حمله محدود به زیرساخت‌های مرزی) می‌تواند مارپیچ تصاعد را فعال کند.
بحران اوکراین دیگر یک جنگ محلی نیست، بلکه به آزمایشگاهی برای سنجش اراده ناتو، تاب‌آوری اقتصاد روسیه و انسجام غرب تبدیل شده است. در حالی که افکار عمومی بر خلیج فارس متمرکز است، روندهای اروپا می‌تواند به سرعت و بسیار بیشتر از آنچه تاکنون دیده‌ایم، با تحولات غرب آسیا درهم‌تنیده شود و نظم منطقه‌ای و جهانی را دستخوش تغییرات غیرمنتظره کند. برای ایران به عنوان بازیگری که منافع انرژی و امنیتی‌اش با هر دو جبهه پیوند خورده، رصد دقیق این تحولات، تقویت دیپلماسی چندجانبه شرق‌گرا و آمادگی برای سناریوهای نوسان قیمت انرژی و فشارهای ژئوپلیتیک، ضرورتی راهبردی است. تاریخ گواه آن است که وقتی قدرت‌های بزرگ در موقعیت «ناچاری» قرار می‌گیرند، منطق بازدارندگی جای خود را به منطق ریسک‌پذیری می‌دهد و این همان نقطه‌ای است که جهان امروز در آستانه آن ایستاده است.

ارسال نظر
captcha