۰۱/مهر/۱۴۰۵
|
۰۰:۴۳

دروغگوهای جانی

مهدی حسنی: برای آنان که جهان را از دریچه رفتارهای پیشین آمریکا به عنوان یک قدرت وحشی و متجاوز می‌بینند، تقریبا هیچ تردیدی نیست که ارتش تروریست آن کشور، مدرسه میناب را تعمدا و با علم به حضور دانش‌آموزان هدف قرار داد. آمریکا از این اقدام هم در هم شکستن روحیه ملی ایرانیان در آغاز جنگ و هم جنایت به مثابه تاکتیک جنگی را در نظر داشته است. در عین مفروض داشتن این واقعیت، مساله مدرسه میناب چنان آشکارا جنایت است که تقریبا هر متخصصی از هر منظری می‌تواند آن را اثبات کند. «نیل کامرون» وکیل بریتانیایی و پژوهشگر حقوق بشردوستانه مؤسسه رپی در دانشگاه کرنل، در مقاله‌ای که هفته گذشته منتشر کرد، ثابت می‌کند ماهیت غیرنظامی مدرسه در تصاویر و منابع علنی قابل تشخیص بوده و آمریکایی‌ها یقینا در رابطه با مساله داده‌های قدیمی دروغ می‌گویند ولی این دروغ هم از مسؤولیت حقوقی این جنایت نمی‌کاهد و گزارش‌های موجود نیز نشان می‌داد درباره قدیمی‌ شدن اطلاعات برخی اهداف ایران در سامانه‌های آمریکایی هشدارهایی وجود داشته و قدیمی‌ بودن داده، یک وضعیت خارج از کنترل ارتش آمریکا نیست. وقتی عملیات هدف‌گیری بر یک پایگاه داده پیشین استوار می‌شود، بازبینی و به‌روزکردن آن خود بخشی از فرآیند نظامی و حقوقی است.
کامرون استدلال می‌کند در زمان بروز این جنایات، ارتش تروریست آمریکا از یک الگوی مشخص پیروی کرد: «واکنش رسمی به هر 2 واقعه از الگویی یکسان پیروی می‌کند: ایالات متحده غیرنظامیان را هدف قرار نمی‌دهد، حادثه در دست بررسی است، اشتباه هم رخ می‌دهد. معاون رئیس‌جمهور در پاسخ به پرسشی درباره کوهستک گفت گاهی چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد. این پاسخ، تنها در یک گام، از اصل تفکیک به «حادثه» می‌رسد و از آن بخش از حقوق عبور می‌کند که اساسا برای جلوگیری از وقوع چنین حوادثی وضع شده است. «اشتباه» نامیدن آسیب واردشده به غیرنظامیان، پاسخ آن پرسش حقوقی مقدم نیست که آیا برای اجتناب از این آسیب یا دست‌کم کاهش آن، همه احتیاط‌های عملی و ممکن اتخاذ شده بود؟»
او پس از این طرح بحث حقوقی، به این معنی که اشتباه نامیدن این جنایت، بررسی پرسش حقوقی را منتفی نمی‌کند، تلاش می‌کند به دروغ قدیمی بودن داده‌ها پاسخ حقوقی بدهد: «واقعه میناب پیش از هر چیز، مصداق قصور در راستی‌آزمایی موضوع ماده ۵۷ (۲) (الف) (۱) پروتکل‌های الحاقی کنوانسیون‌های ژنو است. ماهیت غیرنظامی مدرسه پنهان نبود و وضعیت آن در تصاویر منابع باز نیز قابل مشاهده بود اما مشکل عمیق‌تر، همان‌طور که وودکاک و دورسی نشان داده‌اند، این است که کهنگی پایگاه داده مورد استفاده از پیش شناخته شده بود. تحلیلگرانی که مسؤول «پایگاه داده یکپارچه نوسازی‌شده» بودند، سال‌ها هشدار داده بودند اطلاعات مربوط به تأسیسات مجددا اعتبارسنجی نمی‌شود و بنا بر گزارش‌ها درباره همین مدرسه نیز نگرانی‌هایی مطرح شده بود. اطلاعات تاریخ‌گذشته یک حادثه خارج از کنترل نیست. این، یکی از شیوه‌های شکست شناخته‌شده هر سامانه هدف‌گیری مبتنی بر پایگاه داده است و اقدام احتیاطی لازم برای مقابله با آن، یعنی راستی‌آزمایی اطلاعات با منابع به‌روز پیش از صدور مجوز حمله، کاملا عملی و ممکن بود، زیرا این منابع به صورت عمومی در دسترس بودند. همان‌گونه که شوکر و دورسی استدلال می‌کنند، پشتیبانی تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی، بازه زمانی موجود برای انجام چنین راستی‌آزمایی‌ای را فشرده می‌کند اما الزام به انجام آن را از میان نمی‌برد».
به باور او، حتی اگر استدلال‌های ارتش جنایتکار آمریکا هم پذیرفته شود، باز هم از نظر حقوق بین‌الملل، حمله ارتش آمریکا در آن ساعت صبح، حتما با علم انجام شده و تعمد داشته است: «میناب در عین حال مساله‌ای مربوط به «روش حمله» نیز هست. حتی اگر روایت خود ایالات متحده درباره مختصات هدف را مبنا قرار دهیم، حمله به یک تأسیسات دریایی واقع در مجاورت یک دبستان در ساعت ۱۰:۲۳ صبح یک روز مدرسه، خود انتخابی درباره زمان حمله ذیل بند فرعی (۲) بود و آسیبی که از این انتخاب حاصل شد، قابل پیش‌بینی».

ارسال نظر
captcha
پربیننده