۰۱/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۱۱
گزارش «وطن امروز» از اظهارات و ادعاهای ترامپ درباره ایران در سازمان ملل

استیصال جنایتکار

امیرعباس نوری: رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا روز سه‌شنبه در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، یک بار دیگر مدعی شد ایران به دنبال دخالت و اثرگذاری در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکاست. دونالد ترامپ در ادامه تلاش کرد نشان دهد این ادعا، یعنی اثرگذاری ایران بر انتخابات کنگره، تاثیری در سیاست‌ها و تصمیمات او درباره ایران ندارد. وی در همین راستا گفت: ایرانی‌ها باید بدانند من در این انتخابات کاندیدا نشده‌ام. در واقع ترامپ با این اظهارنظر تلاش کرد اینگونه وانمود کند که نتایج انتخابات کنگره، ارتباطی با موقعیت سیاسی و اجتماعی او در آمریکا ندارد و از همین رو، سیاست ایران برای اثرگذاری بر این انتخابات، بی‌فایده است.

درباره این اظهارات و ادعاهای ترامپ چند نکته حائز اهمیت است.
۱- ترامپ با ادعای دخالت ایران در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، تلویحا این نکته بسیار مهم را ثابت کرد که اکنون، یعنی نزدیک ۷ ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، جمهوری اسلامی در شرایطی قرار دارد که می‌تواند نتایج انتخابات کنگره آمریکا را تعیین کند. اظهارات ترامپ، یک اعتراف بسیار مهم هم درباره شکست تلاش‌های او برای تضعیف ایران است و هم بیانگر موقعیت و قدرت ایران برای تغییر معادلات قدرت در آمریکا. ۹ اسفند، ساعاتی پس از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران، ترامپ در اظهاراتی متبخترانه اعلام کرد ایران باید تسلیم شود، در غیر این صورت، حملات به ایران ادامه خواهد یافت. در هفته‌های نخست جنگ نیز وی تلاش کرد این موضع خود را حفظ کند. ترامپ در ادامه و حتی پس از توقف جنگ نیز بارها مدعی شد ایران را در این جنگ شکست داده و اکنون جمهوری اسلامی ایران یک کشور شکست خورده، فاقد نیروی نظامی و همین‌طور درگیر یک اقتصاد فروپاشیده است. در واقع وی تلاش کرد با طرح ادعاهای نادرست و غیرواقعی، اینگونه القا کند که در نتیجه جنگ ۴۰ روزه، جمهوری اسلامی ایران نسبت به قبل از جنگ، در یک شرایط بحرانی قرار گرفته است.‌ ترامپ حتی در برخی اظهارات خود خطاب به کشورهای منطقه خاورمیانه مدعی شد او در جنگ ۴۰ روزه توانسته برای همیشه خطر ایران را از بین ببرد و اعراب دیگر از بابت تهدید ایران، نگرانی ندارند. البته همان زمان نیز کارشناسان و صاحبنظران با استناد به پیامدهای موجود و واقعیات پس از جنگ، ضمن رد ادعای ترامپ، تصریح کردند جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی به مراتب بهتر از قبل از جنگ قرار دارد. برخی صاحبنظران‌ مطرح مسائل بین‌الملل و همین‌طور اندیشکده‌ها و رسانه‌های معروف دنیا نیز با استناد به گزاره‌های مشهود، اذعان کردند در نتیجه جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم علیه ایران، معادله‌ای جدید بر غرب آسیا در حال تثبیت است که معمار این معادله جمهوری اسلامی ایران است. بر همین اساس این کارشناسان تاکید کردند اشتباه راهبردی ترامپ در حمله به ایران باعث شد موقعیت ایران به عنوان قدرت برتر خاورمیانه تثبیت شود. با وجود این مواضع و گزارشات صاحبنظران‌ و اندیشکده‌ها و رسانه‌های مطرح دنیا اما ترامپ طبق معمول با پاک‌ کردن صورت مساله، همچنان مدعی بود توانسته در جنگ ۴۰ روزه، جمهوری اسلامی ایران‌ را شکست داده و در نتیجه، ایران اکنون یک کشور ضعیف و ورشکسته است. با این حال اما ادعای ترامپ مبنی بر اقدام ایران برای دخالت در انتخابات کنگره و تغییر معادلات سیاسی آمریکا به ضرر ترامپ، خط بطلانی برجسته بر ادعاهای پیشین او مبنی بر شکست و تضعیف ایران است. مهم‌ترین پیام ادعای وی مبنی بر دخالت ایران در انتخابات آمریکا این است که جمهوری اسلامی ایران، پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه آمریکا و رژیم، از چنان قدرتی برخوردار است که می‌تواند معادلات سیاسی درون آمریکا را تغییر دهد. در‌ واقع، این ادعای ترامپ که در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد اعتراف رسمی به افزایش قدرت ایران و همین‌طور آسیب‌پذیری موقعیت او در درون آمریکا در مقابل سیاست‌های ایران است.
۲- بحران مسدود شدن تنگه هرمز، مهم‌ترین نمود و نماد شکست ترامپ در جنگ علیه ایران است. بسته شدن تنگه هرمز نه‌تنها منجر به افزایش قیمت نفت شد، بلکه نشان داد ایران تا چه اندازه توانایی اثرگذاری بر بازار جهانی انرژی را داراست. اکنون همه مقامات دنیا ترامپ را به خاطر اشتباه راهبردی حمله به ایران سرزنش می‌کنند و مهم‌تر از آن، به خاطر ناتوانی وی در حل و فصل مساله هرمز، او را فاقد قدرت، اعتبار و صلاحیت می‌دانند. به همین خاطر، یکی از اهداف ترامپ از طرح ادعای تلاش ایران برای اثرگذاری بر انتخابات کنگره، این است که مدعی شود این ایران است که تمایلی به مذاکره یا توافق برای حل و فصل مساله تنگه ندارد.
در واقع، ترامپ با ادعای تمایل ایران به دخالت در انتخابات کنگره آمریکا، تلاش می‌کند این ادعای کذب را جا بیندازد که این ایران است که باعث بن‌بست دیپلماسی برای حل و فصل مساله تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی آن بر دنیاست. البته پیداست ادعای وی بی‌اعتبار و اهمیت است، زیرا اولا تنگه هرمز تا پیش از حمله آمریکا به ایران باز بود و کشتیرانی در آن طبق معمول انجام می‌شد. این آمریکا بود که با تجاوز نظامی به خاک ایران، باعث ناامن شدن هرمز و سپس انسداد آن شد. این موضوع بارها از سوی صاحبنظران‌ به عنوان سند شکست ترامپ در جنگ مورد اشاره قرار گرفته است.
در وهله دوم، سیاست‌ها و اقدامات دولت ترامپ در بر هم خوردن تفاهمنامه خاتمه جنگ و شرارت سنتکام در تنگه هرمز به‌وضوح نشان داد در واقع این دولت آمریکا بوده و هست که عامل و مانع اصلی بازگشایی هرمز و عادی شدن تردد در این آبراه مهم و استراتژیک است. کما اینکه طی هفته‌های گذشته، کارشناسان و صاحبنظران‌ مطرح دنیا به همین موضوع اذعان کرده و دولت آمریکا را مانع اصلی بازگشایی تنگه هرمز و عامل اصلی افزایش قیمت نفت معرفی کرده‌اند. از همین رو، تلاش ترامپ برای مقصر جلوه دادن ایران به عنوان عامل عدم بازگشایی تنگه هرمز، فاقد اعتبار است.
۳- یکی از اهداف ترامپ از طرح ادعای دخالت ایران در انتخابات کنگره، تحریک افکار عمومی آمریکا و واکنش آنها در انتخابات آتی کنگره است. به عبارتی وی با طرح چندباره این ادعا تلاش می‌کند بخشی از جامعه آمریکا نسبت به تلاش یک کشور خارجی برای دخالت در انتخابات کنگره واکنش نشان داده و به کاندیداهای مورد حمایت او و نامزدهای حزب جمهوری‌خواه رأی دهند. کارشناسان با استناد به فضای داخلی آمریکا معتقدند این تلاش ترامپ بی‌فایده است. نتایج نظرسنجی‌های معتبر نشان می‌دهد اکثریت جامعه آمریکا، جنگ ترامپ علیه ایران را یک اقدام اشتباه و فاقد اعتبار می‌دانند و معتقدند این جنگ یک اقدام غیرضروری و خطا بوده است. بر همین اساس، بخش زیادی از جامعه آمریکا معتقدند مقصر اصلی پیامدهای این جنگ و به صورت ویژه، افزایش قیمت سوخت در آن کشور، ترامپ است. این کارشناسان معتقدند به احتمال زیاد جامعه آمریکا حتی درباره ادعای ترامپ مبنی بر تلاش ایران برای دخالت در انتخابات کنگره، این موضوع را ناشی از سیاست‌های اشتباه وی در به راه انداختن جنگ علیه ایران تلقی می‌کند. در واقع این کارشناسان معتقدند حتی اگر جامعه آمریکا ادعای ترامپ درباره دخالت ایران در انتخابات کنگره آن کشور را بپذیرند، نه‌تنها نسبت به این موضوع واکنش منفی نشان نمی‌دهد، بلکه این اقدام را واکنش طبیعی ایران نسبت به تجاوز آمریکا به خاک خود تلقی خواهد کرد. از سوی دیگر، صاحبنظران‌ معتقدند وضعیت اعتراضات افکار عمومی آمریکا به خاطر افزایش قیمت سوخت به گونه‌ای است که گزاره‌هایی مانند ادعای دخالت ایران در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نمی‌تواند این انتقادات و اعتراضات را به حاشیه ببرد. به عبارتی قدرت و جاذبه اعتراض آمریکایی‌ها نسبت به افزایش قیمت سوخت، بسیار بیشتر از آن است که ترامپ بتواند با ادعای دخالت ایران در انتخابات کنگره، این انتقادات و اعتراضات را به حاشیه ببرد. در کنار این موارد، وضعیت وی در هسته سخت طرفدارانش، یعنی جنبش ماگا نیز متزلزل است. برخی کارشناسان معتقدند هدف اصلی ترامپ از طرح ادعای دخالت ایران در انتخابات کنگره، تأثیرگذاری بر هسته سخت طرفداران خود در جنبش ماگا است تا بتواند این افراد را برای رأی دادن به کاندیداهای حزب جمهوری‌خواه ترغیب کند. این کارشناسان در عین حال معتقدند بعید است تلاش ترامپ موثر واقع شود. طبق نتایج جدیدترین نظرسنجی‌ها، بخشی از هسته سخت طرفداران ترامپ، پس از جنگ علیه ایران، به ۳ دلیل دچار ریزش شده‌اند:
الف- ادعاها و سیاست‌های ترامپ علیه جنگ‌طلبی‌های آمریکا بویژه در خاورمیانه، یکی از مهم‌ترین دلایل گرایش ماگا به او بوده است، به گونه‌ای که برخی کارشناسان معتقدند مواضع ترامپ علیه جنگ، ستون گرایش ماگا به ترامپ، بویژه در جریان رقابت‌های انتخاباتی ۲۰۲۴ بوده است. وی اما با به راه انداختن جنگ علیه ایران، در عمل ثابت کرد ادعای او علیه جنگ‌طلبی آمریکا واقعیت نداشته و از این رو، او به قول و قرارهایش با ماگا پشت کرد. این یکی از دلایل رویگردانی بخشی از اعضای جنبش ماگا از ترامپ است.
ب- بخشی از بدنه ماگا‌ معتقدند ترامپ با حمله به ایران، پیمان خود با طرفدارانش مبنی بر «اول آمریکا» را زیر پا گذاشت. آنها معتقدند جنگ آمریکا علیه ایران، نتیجه قول و قرارهای ترامپ با لابی صهیونیستی بود و نتیجه جنگ نیز به‌وضوح نشان داد آمریکا نه‌تنها از این جنگ سودی نبرده، بلکه صدها میلیارد خسارت روی دست اقتصاد آمریکا گذاشته است.
لذا بخشی از بدنه ماگا‌ به‌درستی معتقدند ترامپ با به راه انداختن جنگ علیه ایران، عملا منافع اسرائیل را بر منافع آمریکایی‌ها ترجیح داده است، بویژه با افزایش قیمت سوخت در آمریکا، صدای اعتراض این افراد بلندتر شده است و تصاویر و فیلم‌های منتشرشده نشان می‌دهد جامعه آمریکا معتقد است افزایش هزینه زندگی آنها به خاطر این است که کاخ سفید منافع رژیم صهیونیستی را بر معیشت آمریکایی‌ها ترجیح داده است. به همین خاطر پس از جنگ آمریکا و رژیم علیه ایران، در فضای رسانه‌ای آمریکا، به شعار «اول آمریکا» کنایه می‌زنند و با انتشار طرح‌ها و کاریکاتورهای متعدد، عبارت «اول اسرائیل» را به عنوان مانیفست سیاسی ترامپ مطرح می‌کنند. دقیقا به همین خاطر است که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا اخیرا مدعی شد ترامپ به خاطر در اولویت قرار دادن منافع آمریکا در راستای شعار «اول آمریکا» بارها در مقابل خواسته‌های نتانیاهو ایستادگی کرده است. با این حال واقعیت‌های موجود به قدری واضح و برجسته است که نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد دست‌کم نیمی از جنبش ماگا، جنگ علیه ایران را یک اقدام اشتباه و خیانت ترامپ به ماگا می‌دانند.
ج- بخش مهمی از طرفداران جنبش ماگا از طبقات پایین جامعه آمریکا هستند؛ افرادی که افزایش نرخ سوخت، تأثیر مستقیم بر زندگی آنها دارد. این افراد صرفا به خاطر شعارها و وعده‌های ترامپ، در انتخابات ۲۰۲۴ به وی رأی دادند. افزایش قیمت سوخت، بیشترین تأثیر را بر معیشت این قشر از جامعه آمریکا گذاشته است. طی ماه‌ها و هفته‌های اخیر صدها کلیپ در شبکه‌های اجتماعی آمریکا منتشر شده که نشان می‌دهد تعداد زیادی از جامعه آمریکا که در انتخابات ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بودند اکنون به خاطر پیامدهای جنگ آمریکا علیه ایران در زندگی و معیشت‌شان، از رأی خود به ترامپ اظهار پشیمانی می‌کنند.
مجموعه این دلایل و عوامل باعث شده بسیاری از کارشناسان تصریح کنند تلاش ترامپ برای تحریک جامعه آمریکا نسبت به ادعای دخالت ایران در انتخابات کنگره و ترغیب آنها به رأی دادن به کاندیداهای حزب جمهوری‌خواه بی‌فایده است.
۴- ترامپ در سخنرانی خود در سازمان ملل تلاش کرد اینگونه وانمود کند که نتایج انتخابات تاثیری بر تصمیمات او در قبال ایران ندارد و با این ادعا تلویحا ایران را تهدید کرد پس از این انتخابات، سیاست‌های رادیکالی در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد. این ادعا و سپس تهدید ترامپ، با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد، چرا که:
اول- ترامپ می‌گوید او در انتخابات کنگره کاندیدا نیست و اینگونه می‌خواهد وانمود کند نتایج این انتخابات تاثیری بر موقعیت او در فضای سیاسی آمریکا ندارد. این یک ادعای مضحک است، زیرا در وهله نخست، شخصیت‌شناسی ترامپ نشان می‌دهد او همواره نسبت به موضوعاتی که ذهن او را درگیر کرده اظهارنظر می‌کند. کاملا پیداست انتخابات کنگره و نتایج آن، باعث نگرانی شدید وی شده است. واشنگتن‌پست اخیرا در گزارشی فاش کرد گزارشات مربوط به نتایج نظرسنجی‌ها و پیش‌بینی‌های مربوط به نتایج انتخابات کنگره، باعث افزایش نگرانی‌ ترامپ شده و به عنوان نمونه، او از مشاوران و دستیارانش خواسته روزانه گزارشات مربوط به موقعیت کاندیداهای حزب جمهوری‌خواه در این انتخابات را به او بدهند. بنابراین تلاش ترامپ برای اینکه وانمود کند نتیجه انتخابات برای او اهمیت چندانی ندارد، به‌وضوح نشان می‌دهد اتفاقا نسبت به این ماجرا بسیار نگران است.
جدا از تحلیل شخصیتی این موضع ترامپ، این یک واقعیت بدیهی و طبیعی است که نتایج انتخابات کنگره، بویژه انتخابات سنا، رابطه مستقیم با موقعیت سیاسی و اجتماعی ترامپ در آمریکا دارد. وی یک تجربه تلخ از این ماجرا دارد. به اعتقاد کارشناسان، نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در سال ۲۰۱۸، عامل اصلی شکست ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ بود. در آن مقطع، اگرچه حزب جمهوری‌خواه توانست اکثریت سنا را حفظ کند اما دموکرات‌ها توانستند اکثریت مجلس نمایندگان را از آن خود کنند. همین تغییر ترکیب کنگره باعث شد دست مخالفان ترامپ برای تضعیف و مهار او بازتر شود. کما اینکه در آن زمان، نه‌تنها موضوع استیضاح ترامپ در دستور کار دموکرات‌ها قرار گرفت، بلکه مخالفان ترامپ از نفوذ خود در برخی ایالت‌ها استفاده کردند و پرونده‌های متعددی علیه وی به جریان انداختند. همین سلسله تقابل‌ها در نهایت باعث شد ترامپ انتخابات ۲۰۲۰ را به جو بایدن ببازد. به عبارتی ترامپ انتخابات را به کسی باخت که او را جو خوابالو می‌نامد. بنابراین تأثیر نتایج انتخابات کنگره بر وضعیت رئیس‌جمهور کاملا پیداست و اتفاقا ترامپ به‌خوبی از تأثیر این انتخابات بر جایگاه رئیس‌جمهور مطلع است. ضمن اینکه نتایج نظرسنجی‌های معتبر نشان می‌دهد پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات مجلس نمایندگان بسیار محتمل است.
در‌ واقع، در مقطع زمانی فعلی، نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اگر اتفاق غیرمترقبه‌ای رخ ندهد، احتمالا مخالفان ترامپ کنترل مجلس نمایندگان را در اختیار خواهند گرفت. درباره سنا اما وضعیت متفاوت است. اگرچه برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد شانس دموکرات‌ها برای تصاحب سنا بالاست اما برخی دیگر از نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ممکن است جمهوری‌خواهان بتوانند با یک اختلاف نزدیک، همچنان اکثریت سنا را حفظ کنند. با این حال مجموع نظرسنجی‌ها فعلا نشان می‌دهد حزب جمهوری‌خواه نمی‌تواند همه‌ کرسی‌های فعلی سنا را حفظ کند. از سوی دیگر، برخی سناتورهای حزب جمهوری‌خواه مواضع انتقادی نسبت به برخی سیاست‌های ترامپ، بویژه جنگ علیه ایران دارند. کما اینکه در یک نوبت، آنها به طرح دموکرات‌ها برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ رأی دادند و ترامپ نیز آنان را به باد انتقاد گرفت. بر همین اساس کارشناسان معتقدند حتی اگر سنا با یک اختلاف نزدیک در اختیار جمهوری‌خواهان بماند، باز هم موقعیت ترامپ تضعیف خواهد شد.
بنابراین کاملا پیداست ژست ترامپ در ابراز بی‌تفاوتی نسبت به نتایج انتخابات کنگره، صرفا یک ژست تبلیغاتی است و در عمل، او بیشتر از سایرین نسبت به نتایج این انتخابات احساس نگرانی می‌کند. دست و پا زدن‌های نزدیکان وی برای توافق با ایران در مقطع فعلی نیز موید همین واقعیت است. ساعاتی پس از سخنرانی ترامپ در سازمان ملل، نمایندگان او یعنی استیو ویتکاف و جرد کوشنر تلاش کردند در مذاکره با نمایندگان ایران، زمینه یک توافق جدید و احیای تفاهمنامه پایان جنگ را فراهم کنند. این اقدام به‌وضوح در تناقض با ادعای ترامپ در سازمان ملل و ژست بی‌تفاوتی او نسبت به نتایج انتخابات کنگره است. به اعتقاد کارشناسان وی تلاش می‌کند در مقطع فعلی به یک توافق جدید با ایران برسد، زیرا به‌خوبی می‌داند بسته ماندن تنگه هرمز و تبعات اقتصادی و معیشتی آن در زندگی آمریکایی‌ها تا چه اندازه در‌ نتایج انتخابات کنگره موثر است.
دوم- با توجه به واقعیت‌های موجود، تهدیدات ترامپ علیه ایران برای از سرگیری جنگ پس از انتخابات کنگره، فاقد اعتبار است. کارشناسان معتقدند جنگ ۴۰ روزه، ماکزیمم توان سیاسی ترامپ و حداکثر قدرت نظامی ممکن آمریکا علیه ایران بود. بر اساس افشاگری‌های اخیر، ارتش آمریکا اکنون درگیر بحران تامین تجهیزات و تسلیحات استراتژیک مانند موشک‌های سامانه‌های رهگیر موشکی است. از سوی دیگر، ترامپ پس از ماجرای ونزوئلا، جنگ علیه ایران را در یک موقعیت سیاسی مطلوب آغاز کرد. اکنون اما او نه موقعیت سیاسی قبل از ۹ اسفند ۱۴۰۴ را دارد و نه ارتش او قدرت قبل از این جنگ‌ را دارد. بنابراین تهدیدات نظامی ترامپ علیه ایران، در حداکثر حالت، باز هم در سطحی پایین‌تر از جنگ ۴۰ روزه است. از سوی دیگر، بدون تردید، پس از انتخابات کنگره، موقعیت سیاسی ترامپ نسبت به شرایط فعلی ضعیف‌تر خواهد بود و قطعا موقعیت سیاسی او پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، به مراتب ضعیف‌تر از موقعیت سیاسی او قبل از آغاز جنگ علیه ایران است. دقیقا به همین خاطر است که تهدیدات نظامی وی دیگر نمی‌تواند به عنوان یک اهرم سیاسی معتبر کارگر شود. رفتار و مواضع جمهوری اسلامی در قبال تهدیدات جنگی ترامپ نیز نشان می‌دهد ایران در عین آمادگی برای مواجهه با هر نوع تهدید نظامی احتمالی، به‌خوبی از ضعف بنیه نظامی و وضعیت آسیب‌پذیری نظامی، سیاسی و اقتصادی دولت آمریکا و شخص ترامپ مطلع است. مقاومت اصولی ایران بر سر شروط و خواسته‌هایش برای بازگشت به تفاهمنامه خاتمه جنگ نیز نشان‌دهنده هوشیاری و واقع‌بینی ایران است. ایران در کنار آگاهی نسبت به وضعیت نظامی و تسلیحاتی آمریکا به‌خوبی از موقعیت سیاسی ترامپ در آمریکا مطلع است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده