ماشاءالله ذراتی: کنفرانس سالانه هوا، فضا و سایبر 2026 انجمن نیروی هوایی و نیروهای فضایی آمریکا (AFA) روزهای ۱۴ تا ۱۶ سپتامبر جاری برگزار شد و جمعی از فرماندهان ارشد، مقامات دفاعی، متخصصان، شرکتهای صنایع دفاعی و فعالان حوزههای هوافضا و سایبری آمریکا در آن حضور داشتند. در روز پایانی کنفرانس، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش تروریست آمریکا سخنرانی کلیدی خود را ارائه کرد و درباره آینده جنگ، هوش مصنوعی، سامانههای خودمختار، جنگ چنددامنهای و چالشهای پیش روی نظامیان آمریکایی سخن گفت.
سخنرانی کین را باید نه نمایش قدرت بیکران آمریکا، بلکه اعترافنامه یک امپراتوری خسته و هراسان خواند. او از «محیط مورد مناقشه» گفت، از جهانی که در آن دسترسی بدون چالش، عقبه امن و لجستیک بیوقفه دیگر تضمینشده نیست. سخنان وی در نگاه نخست، یک سخنرانی انگیزشی برای نیروهای هوایی و فضایی ایالات متحده است اما در لایه عمیقتر، تصویری نسبتا صریح از نگرانیهای ساختاری واشنگتن درباره آینده جنگ ارائه میکند. اهمیت این سخنان در آن است که کین، بدون آنکه هدف سخنرانیاش ارائه تصویری از ضعف آمریکا باشد، مجموعهای از محدودیتها، شکافها و آسیبپذیریهای نظامی ایالات متحده را بر زبان آورد. از همین منظر، سخنرانی او را میتوان نه صرفا بیانیهای درباره قدرت آمریکا، بلکه سندی درباره «مساله قدرت آمریکا» در عصر جنگهای چنددامنهای دانست.
کین در توصیف جنگهای ۲۵ سال گذشته آمریکا تصریح کرد نیروهای مشترک آن کشور عمدتا در پارادایم ضدشورش فعالیت کردهاند، محیطی که در آن آمریکا از «برتری تعیینکننده در هوا، طیف الکترومغناطیسی، لجستیک و حفاظت نیرو» برخوردار بوده و «آزادی مانور» برای آن تضمین شده بود اما بلافاصله اضافه کرد جنگهای آینده دیگر بر چنین مفروضاتی استوار نخواهند بود و آمریکا باید بدون «دسترسی بلامنازع»، مناطق امن و «تداوم بلامنازع پشتیبانی» عملیات کند.
کین گفت: «آینده درگیریها ما را ملزم خواهد کرد بدون مفروضات دسترسی بدون مناقشه، مناطق امن و تداوم بدون مناقشه پشتیبانی عملیات کنیم». این سخن از منظر نظریه قدرت، اهمیت بسیار زیادی دارد. قدرت مطلق وجود ندارد. قدرت همواره در رابطه با محیط اعمال قدرت معنا مییابد. کشوری که میتواند هزینه استفاده از قدرت طرف مقابل را افزایش دهد، حتی اگر از نظر حجم منابع در سطح پایینتری باشد، میتواند بخشی از شکاف مادی را جبران کند.
در اینجا یکی از ظرفیتهای مهم ایران، یعنی جغرافیا آشکار میشود. ایران در نقطه اتصال خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی، قفقاز و منطقه غرب آسیا قرار دارد و در مجاورت یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان - تنگه هرمز - واقع شده است. اهمیت این جغرافیا زمانی افزایش مییابد که آن را با مفهوم «محیط عملیاتی مورد مناقشه» مورد اشاره کین پیوند بزنیم. آمریکا برای اعمال قدرت در منطقه نیازمند شبکهای از پایگاهها، خطوط ارتباطی، سوخترسانی، اطلاعات، پشتیبانی و جابهجایی نیرو است. هر عاملی که این شبکه را تحت فشار قرار دهد، الزاما به معنای شکست آمریکا نیست اما هزینه اعمال قدرت آن را افزایش میدهد.
کین همچنین تصریح میکند آمریکا همزمان با چند مساله مواجه است: دفاع از سرزمین اصلی و مرزها، حفاظت از منافع آمریکا در نیمکره غربی، عملیاتهای مستمر در غرب آسیا، رقابت پایدار در اقیانوس آرام و جنگ اروپا. او حتی وضعیت موجود را چنان پیچیده میداند که میگوید «تام کلنسی در الهامبخشترین روز خود نیز نمیتوانست چنین وضعیتی را تصور کند».
این بخش از سخنان کین یک آسیبپذیری مهم را آشکار میکند: مساله آمریکا صرفا قدرت دشمن نیست، مساله همزمانی بحرانهاست. ایران، چین، روسیه و سایر بازیگران الزاما برای به چالش کشیدن آمریکا نیازمند ایجاد یک جنگ کلاسیک مستقیم با آن کشور نیستند، کافی است محیط امنیتی به گونهای شکل گیرد که واشنگتن ناچار شود منابع، توجه، اطلاعات و توان تصمیمگیری خود را میان چند جبهه توزیع کند.
کین دقیقا به همین مساله اشاره کرد: «دشمنان ما ممکن است از نظر جغرافیایی پراکنده باشند اما به طور فزایندهای به یکدیگر متصل شدهاند». از این منظر، قدرت ایران میتواند در قالب قدرت شبکهای تعریف شود؛ مفهومی که حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای امام شهید انقلاب اسلامی آن را «کمربند مقاومت» نامیدند: توانایی ایجاد پیوند میان جغرافیا، بازیگران، فناوری، اطلاعات و ظرفیتهای نامتقارن. البته این به معنای فرض وجود یک ائتلاف نظامی یکپارچه میان همه بازیگران ضدآمریکایی نیست، بلکه نشاندهنده تغییر محیط راهبردیای است که در آن آمریکا دیگر الزاما با یک دشمن منفرد، یک جبهه مشخص و یک میدان نبرد محدود مواجه نیست.
یکی دیگر از اعترافات مهم کین، مربوط به سرعت تصمیمگیری است. او گفت زمان تصمیمگیری مقامات از هفتهها به روزها و سپس به ثانیهها کاهش یافته و در جنگ آینده «مزیت با طرفی خواهد بود که نخست ببیند، نخست درک کند، نخست تصمیم بگیرد و نخست اقدام کند». این سخن دربردارنده یک آسیب مهم است: هرچه سرعت جنگ افزایش یابد، احتمال خطای تصمیمگیری نیز افزایش خواهد یافت.
ایران در این حوزه الزاما نیازی ندارد در همه حوزهها از آمریکا سریعتر باشد. کافی است بتواند سرعت تولید ابهام، تغییر وضعیت، ایجاد اهداف کاذب، حملات ترکیبی و فشار اطلاعاتی را افزایش دهد؛ به گونهای که سامانه تصمیمگیری آمریکا با مساله «اشباع اطلاعاتی» و دشواری تشخیص واقعیت از فریب مواجه شود؛ کاری که نیروهای مسلح کشورمان تاکنون بهخوبی انجام داده است. در چنین شرایطی، برتری فناورانه آمریکا لزوما به برتری تصمیمگیری تبدیل نمیشود.
کین در بخش دیگری از سخنرانیاش، نمونهای از پهپادهای کوچک و ارزان را مطرح کرد که حتی در شرایط قطع جیپیاس و ارتباطات میتوانند با استفاده از هوش مصنوعی و بینایی ماشین به سمت هدف حرکت کنند. سپس نتیجهای بسیار مهم گرفت: «قیمت مبادله مرگبار روزبهروز در حال کاهش است». این جمله برای فهم قدرت ایران بسیار مهم است. در واقع، سخنان کین نشان میدهد آمریکا خود را در برابر یک مساله «هزینه/ مقیاس» میبیند. او از صنایع دفاعی کشورش خواست تسلیحات باکیفیت را «در زمان مناسب، با زمان تولید کوتاهتر و هزینه پایینتر» تحویل دهند و هشدار داد: «پنجره ساخت نیروی مورد نیاز در حال بسته شدن است». اینجا یکی از ضعفهای ساختاری مدل آمریکایی نمایان میشود: فاصله میان فناوری پیشرفته و توان تولید انبوه و سریع آن.
در همین نقطه، یکی از ظرفیتهای ایران آشکار میشود: توان تبدیل محدودیت اقتصادی به نوآوری نامتقارن. ایران در شرایط تحریم طی دهههای گذشته ناچار به توسعه داخلی برخی فناوریهای دفاعی، استفاده از طراحیهای کمهزینهتر و حرکت به سوی تولید انبوه برخی سامانهها شد. این تجربه الزاما به معنای برتری ایران نیست اما در جنگی که «هزینه تبادل مرگبار» اهمیت فزاینده پیدا کرده، چنین تجربهای میتواند ارزش راهبردی داشته باشد.
کین بارها بر «انطباق در تماس با دشمن»، «نوآوری»، «سرعت»، «کاهش محدودیتهای سازمانی» و «عدم انتظار برای مجوز» تأکید کرد. وقتی عالیترین مقام نظامی آمریکا چنین توصیههایی را ضروری میداند، میتوان دریافت بخشی از مساله آمریکا در ساختارهای تصمیمگیری، فرآیندهای طولانی، الزامات بروکراتیک و فاصله میان فناوری و میدان نبرد نهفته است.
از این منظر، قدرت ایران میتواند در تحمیل «اصطکاک» به این فرآیندها تعریف شود. هر چه میدان نبرد پیچیدهتر، چندلایهتر و سریعتر شود، ارزش سازمانی چابکی افزایش مییابد. جنگ آینده الزاما جنگی نیست که در آن قدرتمندترین سامانه پیروز شود، ممکن است جنگی باشد که در آن طرفی که سریعتر چرخه «مشاهده - درک - تصمیم - اقدام» را تکمیل کند، مزیت بیشتری به دست آورد.
در نهایت، شاید مهمترین جمله کین همان 2 جمله پایانی او باشد: «ما باید اکنون حرکت کنیم» و «نمیتوانیم زمان بخریم». این 2 جمله در حقیقت یک اعتراف راهبردی است: آمریکا میداند بخشی از مزیتهای گذشته در حال فرسایش است و برای بازسازی آنها به زمان نیاز دارد اما خود زمان نیز به یک متغیر کمیاب تبدیل شده است.
در نهایت، سخنان ژنرال دن کین را باید بیش از آنکه صرفا نمایش قدرت آمریکا دانست، تصویری از نگرانی عمیق آن کشور نسبت به تغییر قواعد بازی قدرت در جهان دانست. آمریکا همچنان از بزرگترین ظرفیتهای نظامی، فناورانه و اقتصادی جهان برخوردار است اما مساله آن است که بسیاری از مزیتهای تاریخی این قدرت رو به افول در حال ورود به محیطی است که دیگر مطابق مفروضات گذشته عمل نمیکند. دسترسی بلامنازع، برتری مطلق اطلاعاتی، امنیت خطوط پشتیبانی، زمان کافی برای تصمیمگیری و امکان تحمیل هزینههای نامتقارن به طرف مقابل، دیگر مفروضات تضمینشده نیست.
کین میگوید دشمن آینده آمریکا باید در محیطی تصور شود که نظامیان آمریکایی در آن «ردگیری میشوند»، «در طیف الکترومغناطیسی مختل میشوند» و با سامانههای خودمختار مورد حمله قرار میگیرند. او از کاهش روزافزون هزینه مبادله مرگبار سخن میگوید و هشدار میدهد آمریکا با چند بحران همزمان، ظرفیت صنعتی محدودتر از نیازهای جنگ آینده و پنجره زمانی رو به بسته شدن مواجه است. اینها صرفا مشکلات تاکتیکی نیست، نشانههای یک تغییر بزرگتر در منطق اعمال قدرت است.
اینجاست که مفهوم قدرت ایران اهمیت مییابد. قدرت ایران در تغییر «هندسه جنگ» است، در آنکه میدان را از یک رقابت متقارن به محیطی چندلایه، پرهزینه، متراکم و غیرقابل پیشبینی تبدیل کند؛ کاری که تاکنون نیز هنرمندانه انجام داده است. هر چه آمریکا بیشتر ناچار شود برای حفظ برتری خود منابع، زمان، سامانههای گرانقیمت و ظرفیت تصمیمگیری بیشتری مصرف کند، فاصله میان «توان بالقوه» و «توان قابل استفاده» آن بیشتر میشود.
از این منظر، شکست آمریکا در برابر ایران را نباید صرفا در معنای نابودی نظامی یا شکست در یک نبرد کلاسیک جستوجو کرد. شکست راهبردی میتواند زمانی رخ دهد که قدرتی با وجود برخورداری از فناوری، بودجه و تسلیحات برتر، نتواند اراده سیاسی و نظامی خود را با هزینهای قابل تحمل بر محیط تحمیل کند. اگر ایران بتواند محیطی ایجاد کند که در آن آمریکا نتواند آزادانه زمان، مکان، مقیاس و هزینه درگیری را تعیین کند، بخش مهمی از برتری مادی آمریکا خنثی میشود.
بنابراین شاید مهمترین درس این سخنرانی آن باشد که آینده تقابل ایران و آمریکا الزاما در کارخانههای تسلیحاتی، تعداد هواپیماها یا حجم بودجه دفاعی تعیین نمیشود؛ بخشی از آن در «توان تحمیل اراده» تعیین خواهد شد. آمریکا برای حفظ برتری خود ناچار است همزمان در چند جغرافیا، چند حوزه فناوری و چند سطح از جنگ حضور داشته باشد. ایران اما میتواند با تمرکز بر نقاط حساس و آسیبپذیر این معماری، هزینه اعمال قدرت آمریکا را افزایش دهد.
ایران زمانی قدرتمندتر میشود که آمریکا را وادار کند با همه قدرتش بجنگد اما ایران فقط با بخشی از قدرت ملی خود پاسخ دهد. در چنین معادلهای، مساله دیگر مقایسه قدرت خام نیست، مساله «کارآمدی قدرت» است. اگر آنچه کین درباره کاهش زمان تصمیمگیری، ارزان شدن ابزارهای ضربه، محدود شدن دسترسی و لجستیک، تعدد جبههها و فشار بر ظرفیت صنعتی آمریکا میگوید، بهدرستی فهم شود، روشن است یکی از مهمترین فرصتهای ایران، تبدیل همین آسیبپذیریهای ساختاری به اهرمهای بازدارندگی و قدرت ملی است.
در نهایت، قدرت ایران در توانایی ایستادن در برابر قدرتی است که خود را برای جنگ در سراسر جهان آماده کرده اما اکنون ناچار شده درباره دسترسی، زمان، لجستیک، صنعت، فناوری و حتی شیوه تصمیمگیری خود تجدیدنظر کند. اگر ایران بتواند این روند را با هوش، صبر راهبردی، ابتکار فناورانه و انسجام ملی دنبال کند، تقابل آینده صرفا آزمون قدرت ایران و آمریکا نخواهد بود، بلکه آزمون این پرسش خواهد بود: یک قدرت جهانی میتواند اراده خود را بر کشوری تحمیل کند که سالهاست برای جنگ در شرایط فشار و عدم قطعیت آماده شده است؟
آمریکا در برابر ایران نه با یک نیروی نظامی، بلکه با یک تمدن، یک جغرافیا، یک تاریخ و یک ایمان روبهرو است. هر ناو، هر پایگاه، هر تحریم و هر تهدید، فقط عمق شکاف را بیشتر میکند. شکست آمریکا در برابر ایران رؤیا نیست، یک منطق است؛ منطقی که در تنگه هرمز، در خلیج فارس، در آسمان منطقه و در دل ملتها نوشته شده است.
گزارش «وطن امروز» از اعترافات اخیر دن کین و خوانش قدرت ایران
اعترافنامه یک امپراتوری خسته
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها