۰۳/مهر/۱۴۰۵
|
۲۲:۳۱
تحلیل قابل تأمل هفته‌نامه اکونومیست از پیامد‌های جنگ تحمیلی 40 روزه، پایان نظم آمریکایی در غرب آسیا و افزایش قدرت ایران در تعیین معادلات منطقه

خاورمیانه پساآمریکایی

حسین کیامنش: جنگ آمریکا علیه ایران، جدا از اینکه سرانجام آن چه خواهد بود و در نهایت توافقی میان تهران و واشنگتن شکل خواهد گرفت یا اصلا توافقی نخواهد شد، یک واقعیت را در معادلات غرب آسیا آشکار کرد: منطقه دیگر همانی نیست که پیش از آغاز جنگ بود. مساله فقط این نیست که آمریکا بخشی از نیروها و تجهیزات خود را از منطقه خارج کند یا برخی پایگاه‌های نظامی آن کشور به دلیل خسارات واردشده، تخلیه یا کوچک‌تر شود، موضوع مهم‌تر، تغییر جایگاه آمریکا در ساختار امنیتی غرب آسیاست. بر اساس تحلیلی که هفته‌نامه «اکونومیست» در تازه‌ترین شماره خود ارائه کرده، آمریکا دیگر نمی‌تواند مانند گذشته، خود را قدرت برتر، تضمین‌کننده امنیت و حل‌کننده مشکلات منطقه معرفی کند. اکونومیست صراحتا نوشت آمریکا ناچار خواهد شد از نقش خود به ‌عنوان قدرت برتر منطقه، عقب بنشیند.
این نکته، اهمیت جنگ اخیر آمریکا علیه کشورمان را فراتر از نتیجه مستقیم نظامی آن قرار می‌دهد. 7 ماه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، اکنون امکان بیشتری برای ارزیابی پیامدهای آن وجود دارد. در روزهای ابتدای جنگ، ارزیابی‌ها عمدتا حول اهداف اعلام‌شده واشنگتن و میزان موفقیت یا شکست عملیات نظامی می‌چرخید. اتفاقا اکونومیست نیز از پیروزی‌های تاکتیکی ایالات متحده در ترور رهبر شهید انقلاب و فرماندهان نظامی ایران، نتیجه گرفته بود کار تمام شده است اما با گذشت زمان، پیامدهای جنگ در سطحی بزرگ‌تر خود را نشان داد، طوری که اکنون یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است: این جنگ چه تغییری در جایگاه آمریکا در غرب آسیا ایجاد کرده است؟ گزارش اکونومیست پاسخی روشن به این پرسش ارائه می‌کند: جنگ، محدودیت‌های قدرت آمریکا را در منطقه آشکار کرد و به تضعیف نقشی منجر شد که واشنگتن دهه‌ها برای خود تعریف کرده بود.
اکونومیست یادآوری می‌کند سال ۱۹۹۱، پس از جنگ خلیج فارس و در آستانه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به نظر می‌رسید آمریکا آماده شکل‌ دادن به یک نظم جدید در غرب آسیاست اما آنچه ۳۵ سال پس از آن رخ داد، مجموعه‌ای از مداخلات نظامی و بحران‌های پی‌درپی بود. جنگ اخیر علیه ایران نیز قرار بود در مدت 3 روز پایان یابد اما وارد ماه‌های طولانی شده و هزینه‌های گسترده‌ای را برای متحدان عرب آمریکا و اقتصاد جهانی ایجاد کرده است. از همین رو، اکونومیست نتیجه می‌گیرد آمریکا برای کسانی که اکنون در محل سازمان ملل در نیویورک گرد آمده‌اند، دیگر صرفا راه‌حل مشکلات غرب آسیا نیست، بلکه خود به یکی از منابع مشکلات تبدیل شده است.
این تغییر را می‌توان در وضعیت متحدان آمریکا در خلیج فارس مشاهده کرد. اکونومیست نوشت: در جنگ‌های قبل، کشورهای عرب ممکن بود با تصمیمات آمریکا اختلاف داشته باشند اما تعهد و توانایی آمریکا برای تأمین امنیت آنها محل تردید نبود. عربستان سال ۲۰۰۳ با حمله آمریکا به عراق مخالف بود و کشورهای خلیج فارس سال ۲۰۱۱ از فشار دولت باراک اوباما برای کناره‌گیری حسنی مبارک نگران بودند اما این اختلافات به معنای تردید درباره توانایی یا تعهد آمریکا نبود. این وضعیت حالا با جنگ علیه ایران، دچار تغییر شده و کشورهای عرب متحد آمریکا در منطقه را نسبت به امنیت‌زا بودن حضور ایالات متحده، دچار تردید جدی کرده است.
اکونومیست افزود: بیشتر کشورهای عرب خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ با کاهش رشد اقتصادی مواجه خواهند شد و صدها میلیارد دلار از درآمدهای نفت و گاز، درآمدهای گردشگری و زیرساخت‌های خود را از دست داده‌اند. این کشورها امیدوار بودند با توافق موقت میان آمریکا و ایران بتوانند در 3 ماه چهارم سال به فعالیت‌های اقتصادی عادی بازگردند اما ادامه جنگ آنها را بار دیگر درباره برگزاری رویدادهای بزرگ اقتصادی و ورزشی، از کنفرانس‌های فناوری تا مسابقات فرمول یک، دچار تردید کرده است. در نتیجه، مساله اصلی دیگر صرفا حضور یا عدم حضور نیروهای آمریکایی نیست، بلکه پرسش این است: کشورهای منطقه همچنان می‌توانند آمریکا را به عنوان تضمین‌کننده نهایی امنیت خود در نظر بگیرند یا نه؟ اکونومیست برای توصیف این تغییر از تعبیر یک مقام کشورهای حاشیه خلیج فارس استفاده می‌کند: «هر وقت مشکلی داریم، به واشنگتن زنگ می‌زنیم». به نوشته این نشریه، همین تصور که واشنگتن همیشه باید مشکل امنیتی کشورهای منطقه را حل کند، در حال تغییر است. آمریکا همچنان منافع خود را در غرب آسیا دنبال خواهد کرد اما نقش آن به‌ عنوان «تضمین‌کننده امنیت و حل‌کننده مشکلات» منطقه‌، قطعا دیگر مانند گذشته نخواهد بود.
نشانه‌های این تغییر حتی در موضوع پایگاه‌های نظامی آمریکا نیز دیده می‌شود. هفته‌نامه انگلیسی نوشت: هیچ‌یک از کشورهای خلیج فارس فعلا آماده نیستند آشکارا درباره آینده پایگاه‌های آمریکا صحبت کنند، زیرا چنین بحثی در میانه جنگ می‌تواند به معنای رها کردن متحدان آمریکا تلقی شود. با این حال، این مجله معتقد است جنگ آمریکا را از حفظ تأسیسات بزرگ و دائم در منطقه دور خواهد کرد. پایگاه دریایی آمریکا در بحرین که پیش از جنگ نزدیک به ۱۰ هزار نفر را در خود جا می‌داد، احتمالا به اندازه گذشته بازنخواهد گشت. قطر نیز پیش از جنگ آماده بود ۱۰ میلیارد دلار برای ارتقای پایگاه العدید هزینه کند اما اکنون مشخص نیست آمریکا همچنان چنین سرمایه‌گذاری‌ای را بخواهد.
همزمان کشورهای منطقه تلاش می‌کنند قواعد جدیدی برای حضور آمریکا تعریف کنند. اکونومیست ادامه داد: برخی کشورها از هم‌اکنون محدودیت‌های موردی برای استفاده آمریکا از پایگاه‌ها و حریم هوایی خود اعمال کرده‌اند.
در همین نقطه است که جایگاه ایران در ساختار جدید امنیت منطقه اهمیت می‌یابد. اکونومیست در بررسی سناریوهای آینده، ایران را همچنان یکی از بازیگران اصلی معادله امنیتی منطقه می‌داند. این نشریه در یک سناریو احتمال می‌دهد ایران پس از جنگ، همچنان خواهد توانست بر رفت‌وآمد در تنگه هرمز اثر تعیین‌کننده بگذارد؛ در چنین شرایطی، حفظ پایگاه‌های آمریکا در کشورهای ساحلی خلیج فارس دشوارتر خواهد شد.
از سوی دیگر، آمریکا دیگر نمی‌تواند تمام ظرفیت نظامی خود را برای منطقه کنار بگذارد. اکونومیست نوشت: دوران مداخله‌گرایی حداکثری آمریکا در خاورمیانه با دوره‌ای همراه بود که سایر مناطق جهان آرام‌تر بودند اما امروز وضعیت متفاوت است. اروپا با بحران‌های امنیتی روبه‌رو است و چین به قدرتی تبدیل شده که آمریکا را در اقیانوس آرام به چالش می‌کشد. در چنین شرایطی، پنتاگون نمی‌تواند به‌راحتی یک‌پنجم ناوهای هواپیمابر خود را در خلیج فارس درگیر نگه دارد یا صدها موشک رهگیر و موشک هدایت‌شونده کمیاب را در جنگ علیه ایران مصرف کند.
این محدودیت فقط نظامی نیست. اکونومیست به سیاست داخلی آمریکا نیز اشاره می‌کند. هفته‌نامه انگلیسی افزود: جنگ ایران در میان آمریکایی‌ها به سرعت نامحبوب شده است؛ در حالی که 4 سال طول کشید تا ۶۰ درصد آمریکایی‌ها جنگ عراق را اشتباه بدانند، جنگ ترامپ در ایران کمتر از 2 ماه به چنین سطحی از نارضایتی رسید. همچنین در نظرسنجی ماه مه مؤسسه پیو، ۶۲ درصد آمریکایی‌ها نگاه منفی به اسرائیل داشتند؛ ۱۹ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۲. اکونومیست این داده‌ها را در کنار تضعیف حمایت سیاسی از جنگ‌های آمریکا در غرب آسیا، به‌خصوص جنگ علیه ایران قرار می‌دهد.
در چنین شرایطی، پرسش بعد این است: اگر آمریکا از نقش سابق خود فاصله بگیرد، چه کسی جای آن را پر خواهد کرد؟ پاسخ اکونومیست این است: هیچ قدرت خارجی‌ای آماده پر کردن این خلأ نیست. اروپا توان لازم را ندارد، روسیه درگیر جنگ اوکراین است و چین نیز تجربه‌ای از عملیات نظامی جدی خارج از مرزهای خود ندارد. بنابراین بخش مهمی از بار امنیتی آینده بر دوش خود کشورهای منطقه قرار خواهد گرفت؛ درست همان‌گونه که ایران دوست دارد.
به گزارش اکونومیست، آنچه در حال تغییر است، صرفا اندازه حضور نظامی آمریکا نیست. اگرچه عقب‌نشینی آمریکا به معنای خروج آن نیست. واشنگتن همچنان در منطقه حضور خواهد داشت، به فروش سلاح ادامه می‌دهد، در مذاکرات نقش ایفا می‌کند، توافق‌های تجاری را دنبال خواهد کرد و در صورت نیاز عملیات نظامی انجام خواهد داد. کمک نظامی آمریکا به اسرائیل نیز ادامه خواهد یافت اما تفاوت اصلی در جایگاه سیاسی و امنیتی آمریکاست. آمریکا همچنان یک بازیگر خاورمیانه خواهد بود اما دیگر نمی‌تواند مانند گذشته تنها بازیگری باشد که کشورهای منطقه برای حل مسائل امنیتی خود به آن رجوع می‌کنند. از این منظر، جنگ ایران نه فقط یک درگیری نظامی میان تهران و واشنگتن، بلکه نقطه‌ای برای آشکار شدن محدودیت‌های نظم امنیتی‌ای بوده که آمریکا طی چند دهه در منطقه شکل داده بود.
اکونومیست در پایان، ریشه این وضعیت را به ساختار همان نظمی برمی‌گرداند که آمریکا طی ۳۵ سال گذشته ایجاد کرده بود. به نوشته این مجله، اهداف اصلی آمریکا حفظ جریان نفت، حفاظت از تل‌آویو و حفظ پایگاه‌های نظامی بود. این اهداف الزاما نیازمند شکل‌گیری کشورهای عرب توانمند، مستقل و دارای ساختارهای امنیتی خودکفا نبود. نتیجه آن نیز به نوشته اکونومیست، منطقه‌ای بود که تعداد زیادی از کشورهایش ضعیف، چندپاره یا شکست‌خورده باقی ماندند.
آمریکا مدتی همه این اهداف مورد اشاره را محقق کرد اما امروز پایگاه‌هایش در پی حملات ایران آسیب دیده‌اند، نفتکش‌هایش مورد حمله ایران قرار می‌گیرند و مهم‌تر از همه، بنا بر اذعان اکونومیست، ایران نیز از بازیگری که تحت فشار بوده، به بازیگری فعال و یکی از قطب‌های شکل‌دهنده امنیت خاورمیانه تبدیل شده است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده