ماشاءالله ذراتی: دیدار 3 روزه روسای جمهور چین و آمریکا در واشنگتن، بیش از آنکه به یک توافق بزرگ و قابل سنجش منجر شود، به نمایش گستردهای از دیپلماسی شخصی، مدیریت تنش و خرید زمان شباهت داشت. در سطح عمومی، تصاویر دیدار در پایگاه اندروز، مراسم تشریفاتی، ضیافت شام، بازدید از آرشیو ملی و تأکید مکرر ترامپ بر «دوستی» و «پیشرفتهای بزرگ» برجسته بود اما در پروندههایی که برای سنجش واقعی موازنه میان 2 طرف اهمیت دارد، تغییر تعیینکنندهای اعلام نشد. بیبیسی انگلیس نیز تصریح کرد تا پایان سفر، «نمایش و تشریفات» بسیار پررنگتر از پیشرفت در مسائل اصلی بود.
در واقع، مساله اصلی این نشست نه آن چیزی بود که اعلام شد، بلکه آن چیزی بود که اعلام نشد. 3 موضوع کلیدی تجارت، تایوان و هوش مصنوعی همچنان بدون توافق جامع باقی ماندند و درباره ایران، اوکراین و دیگر پروندههای امنیتی نیز اعلامیهای که نشاندهنده تغییر محاسبات راهبردی باشد منتشر نشد. حتی در گزارش رسمی کاخ سفید نیز تأکید اصلی بر فضای مثبت و «موفقیت» دیدار بود، نه اعلام یک بسته جامع و الزامآور از توافقات جدید. در گزارش رویترز نیز جمعبندی مشابهی دیده میشود: اجلاس بیشتر بر «دیپلماسی شخصی» متمرکز بود تا دستیابی به گشایشهای بزرگ در پروندههای مورد اختلاف.
مهمترین خروجی اقتصادی نشست، تمدید آتشبس تجاری موجود بود، آن هم فقط برای 2 ماه. توافقی که قرار بود ۱۰ نوامبر پایان یابد، تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ تمدید شد. در کنار آن، واشنگتن از برخی تفاهمهای محدود درباره صادرات محصولات کشاورزی، تجهیزات پزشکی و شماری از کالاهای مصرفی و غیرحساس سخن گفت اما جزئیات مربوط به حجم معاملات، خطوط تعرفهای و سازوکار اجرای آنها هنوز منتشر نشده است. بنابراین آنچه در دسترس افکار عمومی قرار گرفت، بیشتر یک «وقفه در مناقشه» بود تا معماری تجاری جدید.
این تفاوت مهم است، زیرا یکی از اهداف اصلی ترامپ پیش از نشست، کسب امتیازات ملموس از چین در تجارت و استفاده از وزن بازار آمریکا برای وادار کردن پکن به تغییر رفتار بود اما خروجی اعلامشده، به جای یک توافق چندساله، حفظ همان چارچوب موقت قبل و خرید زمان بود. رویترز نیز گزارش کرد جزئیات توافقهای تجاری محدود قرار است بعدا منتشر شود و 2 طرف فقط توانستهاند آتشبس موجود را برای 2 ماه دیگر حفظ کنند. از این منظر، دستاورد ملموس واشنگتن بیش از آنکه «امتیازگیری از چین» باشد، جلوگیری از بازگشت فوری جنگ تجاری بود.
در مقابل، چین توانست بدون پذیرش تغییر علنی در مواضع حساس خود، وضعیت موجود را حفظ کند. در پرونده تایوان، شی از ترامپ خواست موضعی نزدیکتر به دیدگاه چین اتخاذ کند و به طور مشخص از مخالفت با استقلال تایوان سخن گفت. با این حال، واشنگتن هیچ بازتعریف عمومی از سیاست خود ارائه نکرد و هیچ توافقی درباره توقف فروش تسلیحات به تایوان یا تغییر سیاست آمریکا اعلام نشد. در نتیجه، یکی از حساسترین پروندههای راهبردی بدون امتیاز آشکار چین و بدون تعهد جدید آمریکا از نشست خارج شد.
این نکته برای ارزیابی موازنه نشست بسیار مهم است. چین پیش از دیدار، خواستههایی روشن داشت: تمدید طولانیتر آتشبس تجاری، محدود شدن فشارهای فناوری و موضعی مساعدتر از سوی واشنگتن درباره تایوان. آنچه در پایان حاصل شد، دستکم بر اساس اسناد عمومی، نه پذیرش این مطالبات، بلکه ادامه مذاکره درباره آنها بود. در عین حال، ترامپ نیز موفق نشد از ابزارهایی مانند فروش تسلیحات به تایوان و کنترل فناوری یا تعرفهها برای اعلام یک توافق بزرگ استفاده کند. پروندهها از میز مذاکره حذف نشدند، فقط به مرحله بعد منتقل شدند؛ تا بعد از انتخابات کنگره!
در حوزه هوش مصنوعی، شکاف میان 2 طرف حتی آشکارتر بود. طرف آمریکایی بر رقابت فناوری، ایمنی و اصطلاح مورد علاقه ترامپ یعنی «هوش برتر» تمرکز کرد، در حالی که شی بر توسعه هوش مصنوعی تحت کنترل انسان و استفاده «برای خیر» تأکید داشت. هیچ سازوکار مشترکی برای کنترل مدلها، بازرسی، محدودیت دسترسی یا مهار ریسکهای هوش مصنوعی اعلام نشد. بنابراین در این حوزه نیز نشست به «فرآیند گفتوگو» منتهی شد، نه به یک رژیم مشترک حکمرانی فناوری. پرونده ایران نیز نمونه دیگری از فاصله میان فضای سیاسی و خروجی قابل سنجش است. ترامپ گفت درباره جنگ ایران با شی گفتوگو کرده و وقتی از پیشرفت درباره تنگه هرمز پرسیده شد، پاسخ داد «فکر میکنم عملکرد خوبی خواهیم داشت». دیوید پردو، سفیر آمریکا در پکن نیز گفت ترامپ به شی هشدار داد هرگونه حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از ایران برای واشنگتن غیرقابل قبول است و مدعی شد چین متعهد شده در این زمینه دخالت نکند اما هیچ سازوکار اجرایی، جدول زمانی یا توافق علنی درباره رفتار چین در جنگ آمریکا علیه ایران منتشر نشد. در نتیجه، «اعلام گفتوگو» را نباید با «حل مساله» یکسان گرفت. گزارشهای منتشرشده درباره دیدار ۹۰ دقیقهای نیز نشان میدهد منطقه غرب آسیا، اوکراین و شبهجزیره کره در مذاکرات مطرح شدند اما قرائتهای عمومی 2 طرف فاقد توافق مشخص و الزامآور درباره آنها بود. همین تفاوت در گزارش بیبیسی نیز دیده میشود. رسانه سلطنتی انگلیس تأکید کرد چشمانداز پیشرفت در موضوعاتی مانند جنگ ایران، اوکراین و تنظیم مقررات هوش مصنوعی بسیار ضعیفتر از فضای دوستانه نشست بود. وجه دیگری که باید در تحلیل نشست مورد توجه قرار گیرد، «دیپلماسی تشریفاتی» است. ترامپ حتی با حضور شخصی در پایگاه اندروز به استقبال شی رفت، از او در کاخ سفید با بالاترین سطح تشریفات پذیرایی کرد و در ادامه، بازدید از آرشیو ملی، ضیافت رسمی و نمایش روابط شخصی این دو در مرکز توجه قرار گرفت. در مقابل، زبان شی عمدتا نهادی و راهبردی بود: احترام متقابل و عدالت، ثبات راهبردی، پرهیز از دام توسیدید و کنترل رقابت. به بیان دیگر، ترامپ بیشتر بر کیفیت رابطه شخصی تأکید کرد و شی بر چارچوب بلندمدت رابطه 2 قدرت. عدم تقارن در سبک مذاکره، از نظر راهبردی قابل توجه است. تشریفات برای ترامپ میتوانست تصویری از کنترل فضای سیاسی، ثبات رابطه و توانایی شخص رئیسجمهور در مدیریت رقیب ایجاد کند اما برای چین، همین تشریفات میتوانست به عنوان دستاوردی مستقل از مذاکرات سخت اقتصادی و امنیتی مورد استفاده قرار گیرد. یک سفر دولتی با استقبال کمسابقه، ضیافت رسمی، دعوت به آرشیو ملی و تثبیت 2 دیدار بعد در سال جاری، برای پکن بدون آنکه نیاز به پذیرش تغییر اساسی در پروندههای کلیدی داشته باشد، ارزش نمادین و دیپلماتیک ایجاد کرد. از این منظر، شاید دقیقتر باشد که نشست واشنگتن را «معاملهای ناتمام» بدانیم، نه شکست کامل یا توافق بزرگ. آمریکا زمان خرید، از بازگشت فوری جنگ تجاری جلوگیری کرد و 2 نشست دیگر در نوامبر و دسامبر را تثبیت کرد. چین نیز زمان خرید، به واشنگتن رفت، امتیاز تشریفاتی مهمی دریافت کرد، دعوت ترامپ به نشست اپک APEC در شنژن چین را محقق کرد و بدون دادن امتیاز علنی در تایوان، هوش مصنوعی یا سایر پروندههای حساس، مذاکرات را ادامه داد. تحلیل برخی کارشناسان غربی و ژاپنی که بر موضوع چین تمرکز دارند درباره نتایج نشست نیز به همین ساختار اشاره میکند: آمریکا یک وقفه کوتاه در تجارت و مسیر ادامه مذاکره به دست آورد، در حالی که چین در کنار آن، امتیازهای نمادین کسب و مواضع موجود را حفظ کرد. بنابراین اگر معیار موفقیت، دستیابی به یک توافق بزرگ، پایدار و الزامآور در مسائل اصلی باشد، اسناد عمومی نشست، چنین نتیجهای را نشان نمیدهد ولی اگر معیار، جلوگیری از تشدید فوری تنش و حفظ کانال مذاکره باشد، اجلاس در این سطح خروجی داشته است اما نکته تعیینکننده آن است که پروندههای اصلی همچنان باز ماندهاند و تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ درون همان چارچوب موقت قرار دارند. آزمون واقعی نشست در نهایت نه در تصاویر آرشیو ملی و ضیافت شام، بلکه در متن جزئیات تجاری، رفتار چین درباره مواد معدنی حیاتی، موضع آمریکا درباره تایوان و فناوری و نتایج دیدارهای بعد در شنژن و میامی مشخص خواهد شد.
در چنین چارچوبی، تعبیر «دستان خالی ترامپ» از نظر رسانهای قابل فهم است؛ ترامپ در سطح علنی نتوانست مجموعهای از امتیازهای بزرگ را که بتواند به عنوان تغییر در رفتار چین عرضه شود، اعلام کند. آنچه از واشنگتن بیرون آمد، بیشتر «زمان، ادامه گفتوگو و تثبیت رابطه» بود تا «حل اختلاف». همزمان پکن اهرمهای اصلی خود شامل تایوان، مواد معدنی حیاتی، پیوندهای تجاری، فناوری و نقش آن در پروندههای ژئوپلیتیک را برای مذاکرات بعد حفظ کرد. این همان واقعیتی است که باعث میشود نتیجه نشست، بیش از آنکه پایان یک معامله باشد، مرحلهای دیگر از چانهزنی فرسایشی میان 2 کشور باشد. نشست واشنگتن در زمانی برای ترامپ برگزار شد که هزینه سیاسی سیاست خارجی و اقتصادی او نیز در حال افزایش است؛ از جنگ ایران و فشار ناشی از قیمت انرژی تا افت رضایت عمومی. در نظرسنجی رویترز/ ایپسوس در شهریور، میزان تأیید عملکرد ترامپ به ۳۲ درصد رسید و فاصله دموکراتها با جمهوریخواهان در رأی ترجیحی کنگره به ۸ درصد افزایش یافت. نظرسنجی امرسون نیز تأیید عملکرد او را ۳۹ درصد و برتری دموکراتها در رأی ترجیحی کنگره را ۱۱ درصد نشان داد. در چنین شرایطی، نمایش پرهزینه استقبال از شی، بدون اعلام یک توافق بزرگ در تجارت، تایوان، فناوری و ایران، این پرسش را پررنگتر میکند: کاخ سفید توانست از این نشست یک دستاورد سیاسی قابل عرضه بسازد یا صرفا تصویری از موفقیت تولید کرد؟
حتی گزارشهای تحلیلی رویترز نیز بر محدودیت توان ترامپ در مقطع کنونی و فشار ناشی از انتخابات میاندورهای تأکید کردهاند. به این ترتیب، مساله ترامپ در آستانه انتخابات نوامبر فقط نداشتن یک «توافق بزرگ» با چین نیست، مساله این است که در حالی که او به نمایش قدرت و روایت پیروزی نیاز دارد، خروجی منتشرشده از واشنگتن مجموعهای از امتیازات محدود، تمدید موقت آتشبس تجاری و وعده ادامه مذاکره است؛ وضعیتی که به منتقدان او امکان میدهد بیپرده از فاصله میان لفاظیهای حداکثری ترامپ و نتایج عملی معکوس سخن بگویند.
نمایش پرزرقوبرق واشنگتن؛ امتیاز بزرگی در کار نبود
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها