۰۵/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۳
شهید سیدحسن نصرالله تأثیر شگرفی بر جهان‌بینی جهان عرب نسبت به گذر از ناسیونالیسم عربی به مقاومت اسلامی گذاشت

جمال مقاومت

ایلیا داوودی: برای فهم ابعاد وجودی شخصیتی که جهان عرب و خاورمیانه را در 3 دهه اخیر دگرگون کرد، باید نقطه عزیمت تاریخ را شناخت. تاریخ معاصر اعراب تا پیش از طلوع جنبش‌های نوین مقاومت، تاریخی انباشته از داغ، واگذاری و سرخوردگی ساختاری بود. از «یوم‌النکبه» در سال ۱۹۴۸ و آوارگی ملتی بی‌پناه تا شوک 6 روزه «یوم النکسه» در ژوئن ۱۹۶۷، ذهن جمعی انسان عرب با این گزاره‌ شوم پیوند خورده بود که اسرائیل، شکست‌ناپذیر است و ارتش‌های عرب توان مقاومت ندارند. ژوئن ۱۹۶۷ ائتلاف 3 ارتش کلاسیک، پرشمار و مجهز مصر، سوریه و اردن ظرف کمتر از یک هفته در برابر ماشین جنگی صهیونیست‌ها از پا درآمد. صحرای سینا، بلندی‌های جولان، کرانه باختری و قدس شرقی در چند روز تصرف شدند. ناسیونالیسم عربی با پرچمداری جمال عبدالناصر، با همه شعارهای پرطنین و جاذبه‌های توده‌ای‌اش، به صخره سخت شکست نظامی خورد و درهم شکست. نتیجه این فروریختگی، زایش یک سندروم روانی فراگیر در جهان عرب بود؛ احساس حقارت مزمن، فلج‌شدگی اراده و پذیرش خفت‌بار این ادعا که خاورمیانه لاجرم باید زیر سایه سنگین هژمونی امنیتی - نظامی غرب و تل‌آویو نفس بکشد.
پایان منطقی این سندروم، پیمان‌های زنجیره‌ای تسلیم بود؛ از توافق «کمپ دیوید» در ۱۹۷۸ با خیانت انور سادات به آرمان فلسطین تا نشست مادرید در ۱۹۹۱، پیمان «اسلو» در ۱۹۹۳ و معاهده «وادی عربه» در ۱۹۹۴. سران عرب یکی پس از دیگری به این باور رسیده بودند ۹۹ درصد کارت‌های بازی در دست آمریکاست و اعراب هیچ چاره‌ای جز تن دادن به شرایط طرف غالب ندارند. در چنین اتمسفر یأس‌آلود و خفقان‌باری، ظهور سیدحسن نصرالله یک انقلاب شناختی و رستاخیز هویتی در کالبد جهان عرب بود.

تغییر ریل تاریخ؛ از انفعال ناسیونالیسم عربی تا اقتدار مکتب ولایت
جالب اینجاست که این رستاخیز عظیم، پدیده‌ای خلق‌الساعه یا برآمده از نظریات بومی کلاسیک جهان عرب نبود. هویت، استقامت و نبوغ استراتژیک سید به طور مستقیم از مکتب ولایت فقیه و رهبری حکیمانه حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای سیراب می‌شد. نصرالله همواره با افتخار و بیانی صریح، خود را سرباز و تربیت‌یافته این مکتب می‌دانست؛ پیوندی که نه از سر تبعیت اداری، بلکه ناشی از یک ذوب‌شدگی ایمانی و درک عمیق افق‌های تمدنی بود.
امام شهید انقلاب در عصری که تمام دستگاه‌های محاسباتی جهان عرب مغلوب منطق قدرت مادی غرب شده بودند، هندسه جدیدی از قدرت را صورت‌بندی کردند؛ بازدارندگی بر پایه ایمان میدانی، تدبیر محاسباتی و عدم سازش با طاغوت. ایشان به جهان اسلام و به‌ویژه بدنه عرب مقاومت آموختند اتکا به زرادخانه‌های مادی بدون تکیه بر نصرت الهی و اراده استوار، نتیجه‌ای جز شکست‌های ۱۹۶۷ نخواهد داشت.
سیدحسن نصرالله با الهام همه‌جانبه از رهبری داهیانه و نگاه راهبردی ایشان توانست این دکترین را در جغرافیای عربی بازتولید کند. اگر امروز نام نصرالله به عنوان نماد غرور و غیرت عربی در تاریخ ثبت شده، به این دلیل است که او کانال انتقال اراده تسلیم‌ناپذیر رهبر شهید انقلاب به شریان‌های خفته جهان عرب بود. رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، با ارائه عمیق‌ترین پشتیبانی‌های فکری، معنوی و استراتژیک، به نصرالله این ظرفیت را بخشید تا بتواند از لبنان کوچک، سدی پولادین در برابر افزون‌خواهی صهیونیسم بسازد و عطر حریت و اعتمادبه‌نفس را در فضای مسموم شکست‌خوردگی عربی بپراکند. این هدایت مستمر بود که به نصرالله جرات داد قواعد بازی تحمیلی ۵۰ ساله را به سود کرامت انسان عرب بر هم بزند.

شبی که اسطوره بن‌گوریون زیر گام‌های مقاومت دفن شد
نخستین ضربه خردکننده نصرالله بر سندروم تحقیر، ۲۵ مه ۲۰۰۰ (ایار) رخ داد؛ روزی که برای همیشه تاریخ غرب آسیا را به 2 دوره پیش و پس از خود تقسیم کرد. پس از ۱۸ سال اشغالگری ارتش صهیونیستی در خاک لبنان، رزمندگان حزب‌الله تحت فرماندهی مستقیم و نبوغ‌آمیز سید، ارتش مدعی رژیم را بدون اینکه حتی یک بند قرارداد، یک امتیاز دیپلماتیک یا سند صلح امضا شود، وادار به فرار شبانه و ذلیلانه از جنوب لبنان کردند.
این رویداد، ستون‌های نظریه امنیتی بن‌گوریون را ویران کرد. برای نخستین‌بار در تاریخ منازعه عربی - صهیونی، این اعراب بودند که سرزمینی را با نیروی قهرآمیز اسلحه و بدون دادن کوچک‌ترین باج، از دهان گرگ بیرون می‌کشیدند. سخنرانی تاریخی سیدحسن نصرالله در شهر آزادشده بنت‌جبیل، نقطه عطف نابودی اعتبار بازدارندگی دشمن بود؛ آنجا که با صدای رسا و با استناد به درک عمیق میدانی، گزاره‌ای را در گوش تاریخ فریاد زد که مانند صاعقه بر پیکره ارتش اشغالگر فرود آمد: «اسرائیل با همه سلاح‌های اتمی و هواپیماهای پیشرفته‌اش، والله از خانه عنکبوت سست‌تر است».
این جمله بیانیه‌ای بر مبنای شناخت شکاف‌های درونی و ساختار شکننده جامعه صهیونیست بود. شهید نصرالله با این کلام، حصار روانی ۵۰ ساله‌ای را که دیکتاتورهای عرب پیرامون قدرت خیالی اسرائیل کشیده بودند، در چند دقیقه فروریخت. جوان عرب در قاهره، دمشق، بغداد، صنعا و امان ناگهان دید پیروزی امکان‌پذیر است؛ دید می‌توان ارتش صهیونی را عقب راند و تسلیم نشد.

نبرد تموز ۲۰۰۶؛ اثبات نظریه نصر و تجلی کاریزمای فراملی
آزمون نهایی تثبیت این دگرگونی هویتی، در جنگ ۳۳ روزه ژوئیه ۲۰۰۶ رقم خورد. ماشین جنگی اسرائیل با تمام توان هوایی، آتش سنگین و حمایت تمام‌عیار واشنگتن به میدان آمد تا خط بطلانی بر اسطوره نصرالله بکشد اما هدایت بی‌نقص میدانی سید، عملیات روانی بی‌بدیل و آرامش خیره‌کننده‌اش، صحنه‌هایی آفرید که تا آن زمان در تاریخ مدرن عرب دیده نشده بود. جهان عرب هنوز فراموش نکرده شبی را که سید به صورت زنده پشت دوربین حاضر شد و درست در لحظه سخنرانی، رزمندگان حزب‌الله، ناوچه مدرن «ساعر ۵» نیروی دریایی اسرائیل را در ساحل بیروت هدف قرار دادند: «انظروا إليها تحترق...» (بنگرید که چگونه در میان شعله‌های آتش غرق می‌شود). این تصویر زنده، تمام ۵۰ سال ناتوانی ناوگان‌های عرب را یک‌تنه شست و تطهیر کرد. نصرالله در سال ۲۰۰۶ نشان داد ارتش‌های متکی به اراده، تقوا و سازماندهی شبکه نامتقارن می‌توانند ارتش تا بن دندان مسلح تل‌آویو را پس از ۳۳ روز بمباران بی‌وقفه، بدون دستیابی به حتی یک هدف استراتژیک، وادار به التماس برای آتش‌بس کنند. پس از پایان جنگ تموز، تصاویر نصرالله در مغازه‌ها و خانه‌های مصر، اردن، فلسطین، تونس و الجزایر در کنار تصویر جمال عبدالناصر و فراتر از او قرار گرفت.
او به «سید عزت عربی» تبدیل شد؛ مردی که اهل تسنن غزه و کرانه باختری، مسیحیان لبنان و شیعیان عراق نام فرزندان خود را به عشق او «حسن» می‌گذاشتند. او ثابت کرد قطب‌نمای واقعی کرامت عربی نه از کاخ‌های ریاض و ابوظبی، بلکه از سنگرهای مقاومت و در خط پیوند با ولایت در تهران عبور می‌کند.

تقابل تاریخی سیدِ غیرت برابر پروژه‌های حقارت
طی دهه گذشته، ماشین رسانه‌ای عبری - عربی - غربی با سرمایه‌گذاری نجومی تلاش کرد با ایجاد فتنه مذهبی و برجسته‌سازی دوگانه ساختگی شیعه - سنی و عرب - عجم، نصرالله را از جایگاه رهبر معنوی و محبوب جهان عرب پایین بکشد. پترودلار خلیج فارس به میدان آمد تا پیمان‌های خیانت‌بار آبراهام را به عنوان تنها گزینه بقای اعراب بزک کند. حاکمانی که برای بقای تاج و تخت خود به دستبوسی جنایتکاران جنگی تل‌آویو می‌رفتند، تلاش کردند دوباره روان رنجور عربی را به زنجیر تحقیر بکشند.
پاسخ نصرالله به این توطئه، تاریخی و تعیین‌کننده بود. با آغاز نبرد طوفان‌الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳، در شرایطی که پایتخت‌های ثروتمند عرب در سکوتی مرگبار فرورفته و حتی در حال تجارت زمینی با تل‌آویو بودند، سید جبهه شمال را گشود و اعلام کرد لبنان تمام قد فدای فلسطین و غزه مظلوم خواهد شد.
او مذهب، طایفه و مرزهای جعلی سایکس - پیکو را به آتش کشید. جوان عرب نظاره‌گر فرماندهی شد که رزمندگان حزب‌الله را برای دفاع از خواهران و برادران اهل سنت خود در خان‌یونس و رفح به شهادت می‌سپرد. نصرالله با خون پاک خود، فریبکاران مذهبی و سران خائن عرب را رسوا کرد. او نشان داد غیرت، عربیت واقعی و اسلام ناب، کلماتی هستند که در میدان آتش و خون معنا می‌یابند، نه در کریدورهای سازش و هتل‌های عادی‌سازی.

پایان نیم‌قرن تحقیر؛ رستاخیز اسلامی هویت عربی در مکتب نصرالله
پاییز ۲۰۲۴ زمانی که رژیم صهیونیستی با استفاده از ۸۰ تن بمب سنگرشکن آمریکایی، قلب فرماندهی ضاحیه را شکافت تا سید را ترور کند. این اقدام از سر اقتدار نبود، اعتراف وحشت‌زده دشمن به بن‌بست کامل در برابر شخصیتی بود که نمی‌توانستند او را در جنگ اراده‌ها شکست دهند. دشمن تصور می‌کرد با قطع فیزیکی این حنجره حقیقت، صدای عزت اعراب بار دیگر برای نیم‌قرن خاموش خواهد شد.
امروز اما ۲ سال پس از شهادت سید مقاومت، صحنه به طرز اعجاب‌آوری گواه پیروزی خط و میراث اوست. خون پاک نصرالله که حاصل مکتب پرفروغ و هدایت حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای بود، نه‌تنها جریان مقاومت را متوقف نکرد، بلکه به بذر هویت‌بخش یک رستاخیز غیرقابل‌ مهار در ضمیر جوانان جهان عرب بدل شد. اسرائیل ۲ سال پس از ترور نصرالله، خسته‌تر، ناامن‌تر، متزلزل‌تر و درگیرتر از هر زمان دیگری در تاریخ جعلی خویش است؛ در حالی که یاد، استراتژی و قواعد تحمیلی سید همچنان مرزهای جغرافیایی و خطوط آتش را اداره می‌کند.
سیدحسن نصرالله به ابدیت پیوست اما میراث او زنده است. او یک‌تنه دیو سیاه عقده حقارت اعراب را به زنجیر کشید و واژه «پیروزی» را که برای دهه‌ها از لغتنامه‌های سیاسی جهان عرب حذف شده بود، با خون، خطابه و عقل استراتژیک بازگرداند. تاریخ گواهی خواهد داد مردی با عمامه سیاه و لبخندی مالامال از اطمینان و ایمان، شاگرد مکتب ولایت و شجاع‌ترین سردار جهان عرب در قرن بیست‌ویکم، چگونه سرنوشت یک ملت و امت را از قعر تاریکی شکست به قله‌های رفیع کرامت و پیروزی رساند.

ارسال نظر
captcha