گروه سیاسی: تنگه هرمز بار دیگر به صحنه یک رویارویی فناورانه میان ایران و آمریکا تبدیل شده؛ با این تفاوت که این بار خبری از انهدام یک سامانه آمریکایی یا شلیک به سمت ناوشکن ایالات متحده نیست، بلکه نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از به دام انداختن و به غنیمت گرفتن یک زیرسطحی بدون سرنشین پیشرفته آمریکایی خبر داده است؛ سامانهای که نهتنها برای شناسایی و نقشهبرداری زیر آب طراحی شده، بلکه یکی از مأموریتهای اصلی آن در خلیج فارس، کشف، طبقهبندی و شناسایی مینهای دریایی است. اهمیت این اتفاق زمانی بیشتر میشود که این حادثه را در کنار شکار یک زیرسطحی آمریکایی دیگر در ۱۷ شهریور قرار دهیم؛ 2 سامانهای که هر دو سالم در اختیار ایران قرار گرفتهاند و اکنون میتوانند به منبعی از اطلاعات درباره شیوه فعالیت، تجهیزات، نرمافزار، حسگرها و الگوهای عملیاتی سامانههای بدون سرنشین زیرسطحی آمریکا در خلیج فارس تبدیل شوند.
ریموس ۶۰۰ در تور سپاه
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز گذشته در اطلاعیهای اعلام کرد طی یک «اقدام هماهنگ و پیچیده» با اتکا به اشراف اطلاعاتی و جنگ الکترونیک، یک فروند زهپاد پیشرفته آمریکایی را که با هدف جاسوسی در تنگه هرمز فعالیت میکرد، به دام انداخته است.
بر اساس اطلاعیه سپاه، سامانه غنیمت گرفته شده از نوع ریموس ۶۰۰ است؛ یک وسیله زیرسطحی خودکار یا AUV که برای انجام مأموریتهای طولانیمدت زیر آب طراحی شده و میتواند با مجموعهای از حسگرها و سامانههای ناوبری، بدون حضور مستقیم انسان در داخل وسیله، مأموریت خود را اجرا کند. سپاه اعلام کرد این سامانه اکنون در اختیار متخصصان نیروی دریایی قرار گرفته تا اطلاعات موجود در آن بازیابی شود.
ریموس ۶۰۰ اساسا یک ربات زیردریایی است؛ یعنی بر خلاف زیردریاییهای معمولی، سرنشین ندارد و بخش قابل توجهی از فرآیند مأموریت را به شکل خودکار انجام میدهد. شرکت سازنده این خانواده از سامانهها، آن را یک AUV ماژولار با قابلیت حمل مجموعه متنوعی از حسگرها معرفی کرده است.
مشخصات منتشرشده برای ریموس 600، عمق عملیاتی ۶۰۰ متر و در برخی پیکربندیها امکان فعالیت در عمقهای بیشتر را نشان میدهد و مأموریتهایی همچون نقشهبرداری بستر دریا، بررسیهای محیطی، شناسایی و پایش مناطق زیرآبی و مأموریتهای اطلاعاتی و شناسایی را پوشش میدهد.
یکی از مهمترین ویژگیهای این سامانه، قابلیت استفاده برای مینیابی است. ریموس ۶۰۰ میتواند برای بررسی مسیر، کشف مین، طبقهبندی مین، شناسایی اهداف و تشخیص تغییرات در محیط زیر آب مورد استفاده قرار گیرد.
این قابلیت برای آمریکاییها در تنگه هرمز اهمیت ویژهای دارد. به این دلیل که نیروی دریایی ارتش تروریست آن کشور در ماههای گذشته، به دنبال تلاش برای مینزدایی از خلیج فارس بوده است. از همینجا میتوان به بخش مهمتر ماجرا رسید.
اگر اطلاعات مأموریت، مسیرهای طی شده، دادههای ناوبری، تنظیمات حسگرها و دیگر دادههای ثبتشده در حافظه این زهپاد زیرسطحی باقی مانده باشد، بازیابی آنها برای ایران میتواند فراتر از دستیابی به یک قطعه تجهیزات باشد. چنین دادههایی میتواند به نیروهای مسلح ایران نشان دهد یک سامانه آمریکایی در زمان مأموریت از چه مسیرهایی عبور کرده، چه مناطقی را اسکن کرده، چه الگوهایی را برای جستوجو به کار گرفته و چه نوع اطلاعاتی را در طول مسیر جمعآوری کرده است.
به بیان دیگر، ایران فقط یک زهپاد به دست نیاورده، بلکه در صورت سالم بودن دادههای مأموریت، ممکن است بخشی از ردپای اطلاعاتی یک عملیات شناسایی زیر آب آمریکا در تنگه هرمز را نیز در اختیار گرفته باشد.
البته مأموریتهای چنین زهپادهایی صرفا به پیدا کردن مین محدود نیست. ریموس ۶۰۰ میتواند برای بررسیهای هیدروگرافیک، نقشهبرداری بستر دریا، پایش محیطی، شناسایی اهداف و جمعآوری اطلاعات زیرسطحی نیز مورد استفاده قرار گیرد. همین قابلیت چندمنظوره باعث میشود دادههای ثبت شده توسط آن، در صورت بازیابی، ارزش اطلاعاتی قابل توجهی داشته باشد.
در اختیار گرفتن این زیرسطحیِ هدایتپذیرِ بدون سرنشین میتواند به نیروهای مسلح ایران کمک کند مسیرهای تلاش آمریکا برای مینیابی در تنگه هرمز را بهتر شناسایی کند.
همچنین میتواند مناطقی را که در آنها بررسی بستر دریا، آزمایش مسیرهای ترانزیت یا پایش فعالیتهای زیرسطحی انجام شده است، آشکار کند.
حتی در صورت وجود دادههای مرتبط با بررسیهای محیطی و معدنی، این اطلاعات میتواند تصویر دقیقتری از مناطقی که در مأموریتهای زیرآبی مورد توجه قرار گرفتهاند، ارائه کند.
البته این نکته وابسته به یک شرط مهم است و آن اینکه اطلاعات مأموریت در حافظه سامانه باقی مانده باشد و متخصصان ایرانی بتوانند آن را استخراج و تفسیر کنند. سالم به دست آمدن ریموس 600، امکان بررسی این لایههای اطلاعاتی را فراهم کرده است.
دومین شکار در کمتر از ۲۰ روز
ریموس ۶۰۰ نخستین زیرسطحی آمریکایی نیست که در هفتههای اخیر در تنگه هرمز به دست نیروی دریایی سپاه افتاده است. ۱۷ شهریور، سپاه از به دام انداختن یک فروندDive-LD ، دیگر سامانه زیرسطحی بدون سرنشین آمریکا، در محدوده تنگه هرمز خبر داد.
دستکم در سطح عملیاتی، این 2 اتفاق نشان میدهد سامانههای خودکار زیرسطحی آمریکا در محیط پیرامونی هرمز، توسط ایران قابل شناسایی و رهگیری هستند.
این زهپاد نیز یک سامانه معمولی نیست و قادر است تا ۶ هزار متر عمق عملیاتی داشته باشد و برای مأموریتهایی با مداومت حداکثر ۱۰ روز طراحی شده است. معماری ماژولار آن نیز اجازه میدهد محمولههای مختلف، از حسگرهای اطلاعاتی و شناسایی گرفته تا تجهیزات مربوط به مینیابی و مأموریتهای بررسی زیرسطحی، روی آن نصب شود.
اهمیت دیگر Dive-LD به تازگی نسبی حضور آن در ساختار نیروی دریایی آمریکا مربوط میشود. نخستین Dive-LD آوریل ۲۰۲۵ به نیروی دریایی آمریکا تحویل شد و در اختیار اسکادران پهپادهای زیرسطحی این نیرو قرار گرفت.
در نتیجه، 2 سامانهای که اکنون ایران آنها را به غنیمت گرفته، صرفا 2 زیردریایی کوچک بدون سرنشین نیستند، بلکه هر دو بخشی از روند بزرگتر حرکت نیروی دریایی آمریکا به سمت استفاده گستردهتر از سامانههای خودکار برای جمعآوری اطلاعات، شناسایی محیط زیرسطحی و اجرای مأموریت در خلیج فارس هستند.
چیزی مهمتر از شکار
با این حال، مهمترین بخش این 2 شکار، نه در از دست رفتن 2 زهپاد پیشرفته آمریکایی، بلکه در سالم به دست آمدن آنها نهفته است.
وقتی یک وسیله پیچیده بدون سرنشین، سالم به دست میآید، علاوه بر امکان بررسی سختافزار، میتوان اجزای الکترونیکی، معماری سامانه، حسگرها، سیستمهای ناوبری، ارتباطات، نرمافزار، شیوه پردازش داده و حتی الگوی طراحی بدنه را مورد مطالعه قرار داد. بهخصوص درباره سامانههای خودکار زیرسطحی، ارزش اصلی فقط در موتور و بدنه خلاصه نمیشود. مغز واقعی چنین سامانهای در مجموعهای از حسگرها، الگوریتمهای ناوبری، مدیریت مأموریت، پردازش داده و ترکیب اطلاعات قرار دارد.
بنابراین شکار سالم این 2 زهپاد، دستکم مسیر بالقوهای برای مهندسی معکوس آنها در اختیار ایران قرار میدهد.
ایران در استفاده از تجهیزات آمریکایی غنیمتگرفته برای شناخت فناوری و توسعه سامانههای بومی، تجربهای قابل توجه دارد.
نمونه مشهور این روند، ماجرای RQ170 است. ایران آذر 1390علام کرد یک فروند RQ170 را سالم در اختیار گرفته است. اصل در اختیار گرفتن این پرنده بعدا از سوی مقامهای آمریکایی نیز تأیید شد. گزارشهای رسمی و پژوهشی درباره RQ170 نشان میدهد این پرنده یک سامانه کمپیدا و اطلاعاتی با مشخصات عمدتا طبقهبندیشده است.
پس از آن، ایران اعلام کرد اطلاعات سامانه را استخراج و روند مهندسی معکوس آن را آغاز کرده است. در سالهای بعد نیز نمونههایی از پرندههای بالپرنده ایرانی با الهام از RQ170 معرفی شدند؛ از جمله خانواده صاعقه و شاهد ۱۷0.
در واقع، تجربه RQ170 نشان داد یک سامانه غنیمتگرفته شده میتواند برای ایران صرفا یک غنیمت جنگی نباشد، بلکه میتواند به یک نمونه منحصربهفرد برای شناخت فناوری، استخراج ایدههای طراحی و سپس توسعه نسخههای بومی تبدیل شود.
مهندسی معکوس الزاما به معنای بازتولید 100 درصدی یک محصول نیست. ممکن است یک کشور از سامانه به دستآمده برای شناخت معماری، مواد، طراحی، شیوه عملکرد، نقاط قوت و حتی نقاط ضعف استفاده کند و سپس آن دانش را با فناوریهای موجود خود تلفیق کند.
اکنون ریموس ۶۰۰ و البته Dive-LD وارد همین معادله شدهاند؛ با این تفاوت که بر خلاف RQ170، این بار موضوع یک پرنده جاسوسی نیست، بلکه یک سامانه رباتیک زیرسطحی است که برای فعالیت در محیطی طراحی شده که دسترسی مستقیم انسان به آن دشوار و پرهزینه است.
اگر ایران بتواند از این فناوریها شناخت کافی به دست آورد و آنها را با ظرفیتهای بومی خود ترکیب کند، نتیجه الزاما یک نسخه کپیشده از ریموس 600 نخواهد بود. حتی ممکن است ارزش واقعی در این باشد که ایران از معماری و فناوری آن برای توسعه نسل تازهای از زهپادهای خود استفاده کند؛ سامانههایی با مأموریتهای متناسب با جغرافیای خلیج فارس و دریای عمان.
آنچه امروز به عنوان یک زهپاد شکارشده دیده میشود، در سالهای آینده ممکن است به نقطه شروع خانوادهای از سامانههای زیرسطحی ایرانی تبدیل شود.
در کمتر از 3 هفته دومین زهپاد آمریکایی سالم به دست نیروی دریایی سپاه افتاد
گنج دریایی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها