۰۶/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۳۵
نارضایتی ۸۳ درصدی آمریکایی‌ها از عملکرد رئیس‌جمهور آن کشور در کنترل هزینه‌های زندگی

کارت قرمز مردم آمریکا به ترامپ

گروه اقتصادی: در آمریکا انتخابات میان‌دوره‌ای آبان‌ماه تفاوت‌هایی با انتخابات‌های قبلی پیدا کرده و آرام‌آرام از قاب تبلیغات حزبی بیرون آمده و به جایی بسیار ملموس‌تر رسیده است. پمپ‌بنزین، فروشگاه مواد غذایی، اجاره‌خانه و صورت‌حساب آخر ماه نقشی تعیین‌کننده در انتخابات یافته‌اند. برای بخش قابل‌ توجهی از رأی‌دهندگان، پرسش اقتصادی انتخابات پیچیدگی چندانی ندارد: برای همان زندگی معمولی، امروز چقدر باید بیشتر پول پرداخت کرد؟
اعداد نیز نشان می‌دهد این احساس را نمی‌توان صرفا محصول تبلیغات انتخاباتی دانست. اداره آمار کار آمریکا اعلام کرده شاخص قیمت مصرف‌کننده در ماه پیش نسبت به سال قبل ۳,۴ درصد بالا رفته است. قیمت انرژی در همین فاصله ۱۶,۳ درصد افزایش یافته و شاخص بنزین ۲۷,۴ درصد جهش کرده است. مواد غذایی نیز ۲,۷ درصد گران‌تر از یک سال قبل شده است.
داستان اصلی اما شاید در خود این ارقام نباشد. نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو نشان می‌دهد تنها ۲۴ درصد آمریکایی‌ها شرایط اقتصادی کشورشان را «عالی» یا «خوب» ارزیابی می‌کنند. ۴۱ درصد آن را «متوسط» و ۳۵ درصد «بد» می‌دانند. وقتی از رأی‌دهندگان ثبت‌شده پرسیده شده مهم‌ترین موضوعی که دوست دارند نامزدهای کنگره درباره آن حرف بزنند چیست، ۲۹ درصد به مجموعه مسائل اقتصادی اشاره کرده‌اند و «هزینه زندگی و استطاعت مالی» با ۱۵ درصد، به‌تنهایی در صدر پاسخ‌های مشخص قرار گرفته است.

انتخابات در راهروی فروشگاه
تورم در زبان اقتصادی یعنی افزایش سطح عمومی قیمت‌ها اما مردم تورم را با شاخص و نمودار تجربه نمی‌کنند. یک خانواده هنگام خرید نان، گوشت، تخم‌مرغ یا پرکردن باک خودرو متوجه تغییر هزینه زندگی می‌شود. از همین رو میان «عدد تورم» و «احساس گرانی» همیشه فاصله‌ای وجود دارد.
داده‌های ماه پیش اداره آمار کار آمریکا تصویر روشنی ارائه می‌کند. قیمت مواد غذایی نسبت به سال قبل ۲,۷ درصد بیشتر شده است. غذای مصرف‌ شده در خانه ۲,۲ درصد و غذا در رستوران‌ها و بیرون از خانه ۳,۴ درصد افزایش قیمت داشته است. نان ۳,۸ درصد، برنج ۴,۷ درصد و انواع کلوچه و شیرینی خشک ۵ درصد گران‌تر شده است.
کارت قرمز مردم آمریکا به ترامپ
منبع: اداره آمار کار ایالات متحده، گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده (اوت ۲۰۲۶)

این اعداد یک نکته مهم سیاسی دارد؛ مردم معمولا هنگام قضاوت درباره وضع معیشت، به تغییر قیمت کالاهایی حساس‌ترند که مرتب می‌خرند. کسی ممکن است هر چند سال یک‌بار خودرو یا یخچال بخرد اما تقریبا هر هفته با قیمت مواد غذایی و هر چند روز با قیمت سوخت روبه‌رو می‌شود. قیمت‌های پرتکرار، درست مثل صدای ساعتی که در اتاق ساکت شنیده می‌شود، مرتب وضعیت اقتصادی را به مصرف‌کننده یادآوری می‌کند.
پیو در نظرسنجی ۶ تا ۱۲ ژوئن (15 تا 21 تیر) از ۳۵۵۴ بزرگسال آمریکایی به همین بدبینی رسیده است. تنها ۲۳ درصد انتظار داشته‌اند شرایط اقتصادی طی یک سال آینده بهتر شود. این رقم در ژانویه (دی ماه سال گذشته) ۳۱ درصد بود. در مقابل، ۳۶ درصد انتظار بدترشدن اوضاع را داشته‌اند.

بنزین روی تابلو
اگر مواد غذایی فشار اقتصادی را در فروشگاه به مردم نشان می‌دهد، بنزین این کار را در خیابان انجام می‌دهد. قیمت سوخت ویژگی سیاسی خاصی دارد؛ عدد آن با حروف بزرگ در کنار جاده نصب شده و هر راننده‌ای می‌تواند تغییرش را ببیند.
اطلاعات اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد متوسط قیمت بنزین معمولی در سطح کشور از ۴,۰۴۹ دلار برای هر گالن در هفته منتهی به 26 مرداد، به ۴,۴۷۸ دلار در هفته منتهی به 30 شهریور رسیده است؛ افزایشی حدود ۴۳ سنت در تنها 5 هفته. متوسط قیمت همه انواع بنزین نیز در 30 شهریور به ۴,۶۱۰ دلار رسیده است.
کارت قرمز مردم آمریکا به ترامپ
منبع: اداره اطلاعات انرژی آمریکا

اهمیت این افزایش را می‌توان با یک محاسبه ساده فهمید: خانواده‌ای که در ماه ۶۰ گالن بنزین مصرف کند، فقط بر اثر افزایش قیمت میان 26 مرداد تا 30 شهریور، حدود ۲۶ دلار بیشتر در ماه می‌پردازد. این رقم برای یک خانوار ثروتمند چندان تعیین‌کننده نیست اما در خانواده‌ای که دخل‌وخرج آن با دقت تنظیم شده، همان پول می‌تواند بخشی از قبض تلفن، خرید مواد غذایی یا هزینه مدرسه فرزند باشد.

دیزل پشت ویترین
با این حال، بخش پرخطرتر ماجرا شاید سوختی باشد که مصرف‌کننده عادی کمتر قیمت آن را دنبال می‌کند؛ گازوئیل. بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، متوسط قیمت گازوئیل کم‌گوگرد در 30 شهریور به ۶,۵۲۹ دلار در هر گالن رسیده است. 5 هفته قبل این رقم ۵,۴۵۴ دلار بود؛ یعنی در زمانی کوتاه بیش از یک دلار به قیمت هر گالن اضافه شده است.
کارت قرمز مردم آمریکا به ترامپ
منبع: اداره اطلاعات انرژی آمریکا

گازوئیل همان چیزی است که کامیون حمل مواد غذایی، بخشی از ماشین‌آلات کشاورزی و شبکه توزیع کالا مصرف می‌کند. مصرف‌کننده ممکن است هرگز یک گالن دیزل نخرد ولی هزینه آن می‌تواند در قیمت کالایی که از قفسه فروشگاه برمی‌دارد پنهان شود.
تحلیل رویترز در پایان شهریور بر همین حلقه تأکید کرده است. طبق محاسبات این پایگاه آمریکایی، از زمان آغاز جنگ علیه ایران، قیمت دیزل نسبت به سال قبل ۷۶ درصد و بنزین ۴۱ درصد بالا رفته و از ۱۱۲ میلیارد دلار هزینه اضافی پرداخت‌شده در جایگاه‌های سوخت، حدود ۵۱ میلیارد دلار به دیزل مربوط بوده است. رویترز همچنین یادآور شده صنعت حمل‌ونقل جاده‌ای به دلیل حاشیه سود پایین، توان محدودی برای جذب چنین جهشی دارد و بخشی از هزینه ناگزیر در طول زنجیره توزیع منتقل می‌شود.
این همان مسیر نامرئی انتقال شوک انرژی به زندگی روزانه است. نفت گران می‌شود، سوخت حمل‌ونقل بالا می‌رود، کامیون گران‌تر حرکت می‌کند و هزینه حمل در نهایت می‌تواند روی برچسب قیمت کالا بنشیند.
همچنین جنگ علیه ایران و درگیری‌های منطقه‌ای طی ماه‌های اخیر یکی از عوامل مهم فشار بر بازار انرژی بوده است. مرکز پژوهشی پیو نیز هنگام بررسی نگرانی آمریکایی‌ها درباره قیمت بنزین تصریح کرده نگرانی از قیمت سوخت نسبت به قبل از جنگ به‌شدت افزایش یافته و این تغییر در دوره پس از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران رخ داده؛ یعنی همزمان با تشدید عملیات منطقه‌ای و افزایش قیمت نفت خام.
رویترز نیز در گزارش 2 هفته پیش درباره جهش دیزل، اختلال عرضه ناشی از درگیری آمریکا و ایران و حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه را از عوامل تنگنای بازار دانسته است.

سفره وارد سیاست می‌شود
نقطه تعیین‌کننده برای انتخابات زمانی پدید می‌آید که نارضایتی اقتصادی از یک احساس عمومی به رفتار سیاسی نزدیک شود. در نظرسنجی 2 ماه پیش پیو، ۲۹ درصد رأی‌دهندگان ثبت‌شده گفته‌اند مهم‌ترین موضوعی که می‌خواهند نامزدهای کنگره درباره آن صحبت کنند، «مسائل اقتصادی» است. هزینه زندگی و استطاعت مالی با ۱۵ درصد، مهم‌ترین زیرمجموعه این پاسخ بوده است. مهاجرت تنها ۷ درصد، بهداشت و درمان ۵ درصد و سیاست خارجی ۴ درصد پاسخ‌ها را تشکیل داده‌اند.
این یافته را کنار نظرسنجی تازه‌تر رویترز و ایپسوس بگذاریم. نظرسنجی روزهای اخیر که میان ۱۲۷۷ بزرگسال آمریکایی انجام شده و حاشیه خطای حدود 3 واحد درصد داشته، نشان می‌دهد تنها ۱۷ درصد عملکرد دونالد ترامپ در زمینه هزینه زندگی را تأیید می‌کنند. میزان تأیید کلی عملکرد او نیز به ۳۲ درصد رسیده است.
این اعداد به خودی خود نتیجه انتخابات را تعیین نمی‌کند؛ انتخابات میان‌دوره‌ای از حوزه‌های انتخابیه متعدد، نامزدهای محلی، میزان مشارکت و موضوعات گوناگون تأثیر می‌پذیرد اما داده‌ها اجازه می‌دهد با اطمینان بیشتری بگوییم هزینه زندگی اکنون در متن محاسبات انتخاباتی قرار گرفته است.
نشانه‌ای دیگر نیز دیده می‌شود؛ رویترز گزارش کرده 2 نامزد جمهوری‌خواه سنا، مایک راجرز در میشیگان و اشلی هینسون در آیووا، خواهان پایان سریع جنگ ایران شده‌اند؛ موضعی که با نگرانی از افزایش هزینه سوخت و فشار اقتصادی همزمان شده است. هینسون پیشنهاد تعلیق مالیات بنزین و محدودکردن صادرات دیزل را مطرح کرده است. بنابراین وقتی قیمت سوخت وارد آگهی انتخاباتی می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را مساله‌ای محدود به بازار نفت دانست.

فاصله واشنگتن و آشپزخانه
یک خطای رایج در تحلیل اقتصاد سیاسی آمریکا این است که تجربه شهروند عادی را از پشت انبوه شاخص‌های اقتصادی نگاه کنیم. رأی‌دهنده اما لزوما گزارش‌های رسمی را نمی‌خواند، حساب بانکی، قیمت فروشگاه و هزینه رفت‌وآمد خود را می‌بیند.
نظرسنجی پیو این فاصله را با عدد نشان می‌دهد؛ ۷۶ درصد آمریکایی‌ها اقتصاد را در یکی از 2 طبقه «متوسط» یا «بد» قرار داده‌اند و فقط ۲۴ درصد ارزیابی «خوب» یا «عالی» داشته‌اند. نکته قابل ‌توجه آن است که حتی میان جمهوری‌خواهان و مستقل‌های متمایل به جمهوری‌خواهان، سهم کسانی که اقتصاد را خوب یا عالی می‌دانند از ۴۹ درصد در اوایل بهمن سال گذشته به ۴۱ درصد در مرداد امسال کاهش یافته است.
این تغییر برای حزب حاکم اهمیت دارد، زیرا مساله هزینه زندگی مرزهای حزبی را تا حدی در می‌نوردد. خانواده‌ای که باید با درآمد ثابت، بنزین گران‌تر، مواد غذایی گران‌تر و هزینه حمل بالاتر را بپردازد، پیش از آنکه به جدول‌های اقتصادی فکر کند، حساب دخل‌وخرج خود را می‌سنجد. در سیاست گاهی یک عدد کوچک از یک سخنرانی بزرگ اثرگذارتر است. قیمت ۴,۴۸ دلاری بنزین معمولی یا ۶,۵۳ دلاری گازوئیل نمونه چنین اعدادی است.

رأیی که قیمت دارد
انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا هنوز برگزار نشده و هیچ نظرسنجی معتبری نمی‌تواند با قطعیت بگوید رأی‌دهندگان در روز انتخابات چگونه تصمیم خواهند گرفت، آنچه اکنون می‌توان دید، صورت مساله است: تنها ۲۴ درصد آمریکایی‌ها ارزیابی مثبتی از شرایط اقتصادی دارند، ۲۹ درصد رأی‌دهندگان، مسائل اقتصادی را موضوع اصلی مورد انتظار خود از نامزدهای کنگره معرفی می‌کنند و تنها ۱۷ درصد عملکرد ترامپ در زمینه هزینه زندگی را تأیید کرده‌اند. همزمان تورم سالانه در آگوست به ۳,۴ درصد رسیده و انرژی ۱۶,۳ درصد و بنزین ۲۷,۴ درصد نسبت به سال قبل گران‌تر شده است. همچنین متوسط قیمت بنزین معمولی در پایان شهریور به ۴,۴۷۸ دلار و گازوئیل به ۶,۵۲۹ دلار در هر گالن رسیده است.
این اعداد کنار هم روایتی ساده و در عین حال سیاسی می‌سازند: هزینه زندگی اکنون یکی از محورهای اصلی قضاوت مردم آمریکا درباره اداره کشور است. رأی‌دهنده آمریکایی هنگام ورود به حوزه رأی‌گیری مجموعه‌ای از نگرانی‌ها را همراه خود می‌برد؛ از مهاجرت و امنیت تا درمان و سیاست خارجی اما در انتخابات آینده، یک همراه دیگر نیز حضوری پررنگ دارد: صورت‌حساب زندگی روزمره!

ارسال نظر
captcha