۱۰/مهر/۱۴۰۵
|
۲۲:۴۷
جنگ ایران فرض چند دهه‌ای واشنگتن درباره امکان عملیات از پایگاه‌های امن نزدیک خط مقدم را زیر سؤال برد

پایان عصر پایگاه‌های امن

مهدی حسنی: روزنامه واشنگتن‌پست، در متن تحلیلی‌ای به قلم «مکس بوت» کارشناس معروف آمریکایی و نظامی بازنشسته ارتش تروریست آن کشور، ایده‌ای پرورانده که بر اساس آن، ایران عملا در جنگ با آمریکا، تمام مفروضات نظامی ارتش آن کشور پس از جنگ دوم جهانی را از بین برده و ویران کرده و ارتش تروریست آمریکا باید به فکر یک دکترین جدید باشد.
بوت اول از همه تلاش می‌کند نشان دهد ایده انبوه پایگاه‌های نظامی آمریکا، با چه منطقی گسترش یافت و چه قدرتی از آن پشتیبانی می‌کرد و ایران چطور تمام آن‌ منطق را به چالش کشید: «از زمان جنگ دوم جهانی، ایالات متحده شبکه‌ای گسترده متشکل از ۷۵۰ پایگاه در ۸۰ کشور و قلمرو ایجاد کرده است. 
هنگامی که نشانه‌های جنگ پدیدار می‌شود، همان‌طور که در عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ رخ داد، آمریکا پیش از آغاز عملیات تهاجمی، حجم عظیمی از تجهیزات و تدارکات را که به «کوه‌های آهنین» شهرت دارد، در پایگاه‌های نزدیک انباشته می‌کند. همواره فرض بر این بوده که برتری هوایی آمریکا امنیت این پایگاه‌ها را تضمین خواهد کرد. 
حتی در جریان جنگ‌های عراق و افغانستان نیز پایگاه‌های آمریکا با وجود قرار داشتن در مناطقی آکنده از فعالیت شورشیان، از امنیت نسبی برخوردار بودند».
تمام این مفروضات اما در جنگ علیه ایران عملا ویران شد: «جنگ جاری علیه ایران نشان داد این فرض دیگر اعتبار ندارد؛ موضوعی که یکی از بنیان‌های دیرینه راهبرد نظامی آمریکا را زیر سؤال می‌برد. ایران با استفاده از پهپادها و موشک‌ها، خسارات سنگینی به پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه خلیج فارس وارد کرد. 
همان‌گونه که در گزارش اخیر بازرس کل وزارت جنگ آمریکا آمده است، حملات ایران در طول این درگیری به صدها ساختمان و تأسیسات در پایگاه‌های آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، سعودی، عراق، عمان و اردن آسیب زده یا آنها را به طور کامل ویران کرده است. افزون بر این، ده‌ها هواپیمای آمریکایی نیز نابود شده یا خسارت دیده‌اند».
بوت اشاره می‌کند ایران عملا برخی پایگاه‌ها مانند بحرین را چنان ویران کرده که دیگر قابل بازیابی نیستند: «شدت خسارات به‌ویژه در پایگاه پشتیبانی دریایی بحرین (مقر ناوگان پنجم آمریکا) چشمگیر بود؛ پایگاهی که ۲۸ فوریه، یعنی همان روز نخست جنگ، عملا از مدار عملیات خارج شد. هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی اخیرا گفت: «بحرین را حسابی در هم کوبیدند».  دریاسالار داریل کادل، فرمانده عملیات نیروی دریایی نیز در یک نشست عمومی با کارکنان نیروی دریایی گفت قرار نیست به این زودی‌ها بتوانیم دوباره به آنجا برگردیم. فقط می‌خواهم در این باره کاملا صادق باشم». او پس از این توصیف، از آمریکایی‌ها می‌پرسد اگر راهبردی که ایران پیش گرفت، چین هم در پیش بگیرد، چه بلایی ممکن است بر سر آمریکا بیاید: «حال تصور کنید چین، با شمار بسیار بیشتری از پهپادها و موشک‌ها نسبت به ایران، چه کاری می‌تواند با پایگاه‌های آمریکا در ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، گوآم و حتی هاوایی کند. اگر بخش عمده این پایگاه‌ها، حتی به طور موقت از کار بیفتد، توان آمریکا برای دفاع از تایوان به‌شدت فلج خواهد شد. افزایش آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا در نتیجه گسترش پهپادها و موشک‌های ارزان‌قیمت - روندی که با فراگیرتر شدن سامانه‌های هدایت مبتنی بر هوش مصنوعی وخیم‌تر نیز خواهد شد - راه‌حل ساده‌ای ندارد. 
بستن پایگاه‌ها یکی از راه‌های جلوگیری از هدف قرار گرفتن آنهاست اما چنین اقدامی پیامد سیاسی منفی خواهد داشت، زیرا نشانه عقب‌نشینی آمریکا تلقی می‌شود. پایگاه‌های آمریکایی نقش مهمی به عنوان یک «سیم تله» ایفا می‌کنند: به دشمنان هشدار می‌دهند اگر به یکی از متحدان آمریکا حمله کنند، ناگزیر نیروهای آمریکایی را نیز هدف خواهند گرفت. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و شی جین‌پینگ، رهبر چین، چیزی بیش از بسته شدن پایگاه‌های آمریکا در نزدیکی کشورهای‌شان نمی‌خواهند». به باور بوت، بعید است بسیاری از پایگاه‌های آمریکا دیگر بازسازی شود و اگر آمریکا در مکان دیگری بخواهد پایگاه برقرار کند، مجبور است از جنگ علیه ایران درس‌های مهمی بگیرد: «ممکن است بازسازی همه پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس منطقی نباشد اما در عین حال ضروری است دفاع فعال و غیرفعال پایگاه‌های آمریکا در سراسر جهان تقویت شود. نخستین گام، ساخت شمار بیشتری پناهگاه‌ و سازه‌های مقاوم برای نیروها، هواپیماها و تجهیزات است. روشن است در خاورمیانه، دست‌کم به اندازه کافی، چنین کاری انجام نشده و در دیگر مناطق نیز وضعیت چندان متفاوت نیست». اوضاع اما در وزارتخانه تروریست‌های جنگ‌طلب آمریکایی چنان وخیم است که بوت از بازسازی راهبرد آمریکا ابزار ناامیدی مطلق می‌کند و دلیل عمده آن را وزیر سطح پایین و متوهم آن، هگست می‌داند: «ارتش آمریکا به تغییر بنیادین در شیوه تفکر خود نیاز دارد. دیگر نمی‌تواند انتظار داشته باشد از پایگاه‌هایی نزدیک به خط مقدم عملیات کند که در برابر حمله مصونند. 
با این‌ حال، دشوار است تصور کنیم نیروهای مسلح بتوانند بر چنین بازنگری راهبردی بزرگی متمرکز شوند، در حالی که همزمان با تصفیه‌های سیاسی بی‌ثبات‌کننده پیت هگست، وزیر جنگ و مطالبات واپس‌گرایانه او برای افزایش سطح تستسترون دست‌وپنجه نرم می‌کنند».

ارسال نظر
captcha
پربیننده