رضا باقریپور: جنگهای طولانیمدت فقط ارتشها را تغییر نمیدهد، دولتها را هم وادار میکند خود را با جنگ سازگار کنند. وقتی جنگ از یک عملیات کوتاه فراتر رود، مساله دیگر فقط تأمین سلاح و نیروی نظامی نیست، دولت علاوه بر اینکه باید پول بیشتری برای جنگ کنار بگذارد، باید نیروی انسانی پیدا، صنایع را با تقاضای نظامی هماهنگ، هزینههای اجتماعی جنگ را مدیریت و در عین حال روتین اداره کشور را حفظ کند. نه فقط روسیه، بلکه قطبهای جهان رفتهرفته به سمتی میروند که تمایز بین «سیاست جنگی» و «حکمرانی روزمره» بیمعنا میشود؛ نوع خاصی از حکمرانی در حال ظهور است که آمادهباش، در آن نهادینه شده است. تجربه روسیه پس از جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ از این منظر اهمیت دارد. نبرد برای روسیه برخلاف انتظار اولیه بسیاری، به یک درگیری کوتاه تبدیل نشد و بهتدریج به جنگی دامنهدار بدل شد که حالا به پنجمین سال خود نزدیک میشود. در واکنش به این وضعیت، دولت روسیه تجربهای ثبت کرد که قطعا در خور مطالعه است. شیب تحریم روسیه بیسابقه بود و نبرد نیز بهوضوح یک درگیری نظامی کلاسیک و تمامعیار. با این حال دولت مسکو بهخصوص از حیث اقتصادی مدیریت قابل تاملی ارائه کرد؛ مدیریتی که ترکیبی است از افزایش نقش دولت در تخصیص منابع، استفاده بیشتر از ظرفیتهای منطقهای، کنترل سیاسی متمرکز و بازآرایی تدریجی بخشی از دستگاه اداری و اقتصادی. این را نیز باید افزود که بعضی تغییرات که امروز در روسیه مشاهده میشود، مستقیما محصول جنگ نیست، اگرچه محصول ذهن جنگآشنا و نسبتا زمانهشناس روس هست اما تمرکز قدرت در مسکو، کاهش استقلال حکومتهای محلی و وابستگی بیشتر مناطق به مرکز از سالها پیش آغاز شده بود. جنگ بیش از آنکه این روندها را ایجاد کرده باشد، آنها را تشدید کرد و کارکردهای جدیدی به آنها داد. این تشدید و تسریع روندهای اصلاحی نیز خود نوعی از هوشیاری جنگی است.
جنگ محوری و ملیسازی؛ بازگشت لویاتان
نخستین و روشنترین نشانه این سازگاری را میتوان در بودجه دید. طبق برآورد سیپری1، مخارج نظامی روسیه در سال ۲۰۲۵ به ۱۹۰ میلیارد دلار رسید؛ معادل ۷,۵ درصد تولید ناخالص داخلی و حدود ۲۰ درصد کل مخارج دولت. این بالاترین سهم ثبتشده برای روسیه در دادههای سیپری از مخارج نظامی در بودجه دولت است. در بودجه ۲۰۲۶ نیز نزدیک به ۱۴,۹ تریلیون روبل برای هزینههای نظامی برنامهریزی شد؛ هرچند این منبع احتمال اصلاح این ارقام در طول سال را بالا دانسته است. نکته مهمتر از رقم مطلق، این است که بخش قابل توجهی از هزینههای مرتبط با جنگ دیگر در ردیف آشکار «دفاع ملی» قرار نمیگیرد و برخی هزینههای اجتماعی، حمایت از نیروهای نظامی، مناطق مرزی و دیگر مخارج مرتبط با جنگ نیز در بخشهای دیگر بودجه پراکنده شدهاند. در نتیجه، جنگ عملا به یکی از محورهای سازماندهنده سیاست مالی روسیه تبدیل شده است. جنگ محور شده و نه یک حاشیه یا یک عامل مستحدثه و مزاحم در روند عادی. این خود شاید برای برخی مسؤولان ما اولین درس باشد. دولت همزمان با افزایش مخارج دفاعی، سعی کرده مصرف داخلی، اشتغال و فعالیت اقتصادی را حفظ کند. همین امر باعث شده هزینه جنگ نه از مسیر یک بسیج اقتصادی کلاسیک، بلکه از طریق ترکیبی از بودجه دولتی، سفارشهای صنعتی، درآمدهای انرژی، استقراض و تصدیگری فزاینده دولت تأمین شود. تغییر مهم دیگر در سطح مناطق رخ داده است. در نظام روسیه، استانداران سالهاست بیش از آنکه نماینده یک خودمختاری منطقهای باشند، مجری سیاستهای مرکز محسوب میشوند. جنگ این نقش را پررنگتر کرد. در جریان بسیج سال ۲۰۲۲، استانداران مسؤولیت مهمی در اجرای سهمیههای نیروی انسانی، همکاری با کمیساریای نظامی، تأمین مشوقهای مالی و حمایت از خانواده نیروهای اعزامشده بر عهده گرفتند. برخی مناطق از بودجه خود پرداختهای نقدی برای جذب نیرو تعیین کردند و برخی دیگر برای جبران کمبود نیروی کار، حمایت از بنگاههایی را که کارکنانشان به ارتش اعزام شده بودند در دستور کار قرار دادند. در عمل، بخشی از هزینه و بار اجرایی جنگ از دولت فدرال به سطوح منطقهای منتقل شد، البته در عین اینکه کنترل سیاسی در مرکز همزمان محکمتر، مقتدرانهتر و متصلب شد، به عبارتی حالتی فیمابین تمرکز مطلق یا واسپاری فزاینده که در هر دو معایبی هست. ما در تجربه روسیه سرنخهایی از شکلگیری الگوی قدرت و مسؤولیت محلی در عین اقتدار مرکز را شاهدیم، نه واگذاری از سر عجز، مشغله یا عدم توانایی. این الگو نشان میدهد تمرکزگرایی الزاما به معنای اجرای تمام امور از مسکو نیست. در روسیه، مرکز میتواند هدف، سهمیه و چارچوب سیاست را تعیین و در عین حال اجرای آن را به مناطق واگذار کند. این ترکیب، یکی از ویژگیهای مهم سازگاری دولت روسیه با جنگ است. کنترل سیاسی در بالا متمرکزتر شده اما اجرای بخشی، از بسیج منابع در پایین صورت میگیرد. تجربه بسیج ۲۰۲۲ البته نشان داد این مدل در تجربه روسی، سراسر هم بدون مشکل نیست. فراخوانهای اشتباه، کمبود تجهیزات و اختلاف در پرداختهای منطقهای باعث شد اجرای سیاست در مناطق مختلف کیفیت یکسانی نداشته باشد. بنابراین به هر حال بین افزایش قدرت اداری اجزا و هماهنگی کامل بروکراتیک همواره داد و ستدی وجود دارد. رابطه مرکز و شهرداریها نیز در همین دوره بیش از پیش عمودی شده است. بخش مهمی از این تحول قبل از جنگ آغاز شده بود. دولت پوتین از سالها پیش استقلال حکومتهای محلی را محدود کرده و اختیارات مناطق را نسبت به شهرداریها افزایش داده بود. سال ۲۰۲۴، اختیارات استانداران برای تذکر، توبیخ و پیگیری برکناری برخی مقامات محلی افزایش یافت و مارس ۲۰۲۵ اصلاح گسترده ساختار حکومت محلی به قانون تبدیل شد. این اصلاحات تعداد زیادی از واحدهای محلی را ادغام کرده و در مواردی جای انتخاب مستقیم شهرداران را با سازوکارهای انتخاب غیرمستقیم و فهرستهای مورد تأیید مقامات بالاتر عوض کرد. در سطح مدیریت نخبگان نیز نشانههایی از انطباق با شرایط جنگ دیده میشود. نمونه روشن آن انتصاب «آندری بلوسوف» به وزارت دفاع در مه ۲۰۲۴ است. بلوسوف نه یک فرمانده نظامی، بلکه مدیری با سابقه طولانی در حوزه اقتصاد و برنامهریزی دولتی است. جایگزینی او با ژنرال «سرگئی شویگو» را میتوان از این زاویه دید که در مرحله جدید جنگ، مساله فقط فرماندهی عملیات نبود، مدیریت منابع، کنترل هزینهها، تولید تسلیحات و هماهنگی میان وزارت دفاع و صنایع نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده بود. نگرش درهمتنیدگی اقتصاد و جنگ و صنعت و... که حتی در این انتصاب هم به نوعی نمایان بود، پیام واضحی به غرب فرستاد: روسیه برآورد طولانیمدتی از جنگ دارد و به نحوی زیربنایی به آن فکر میکند.
جایگزینی پراگماتیستها با قهرمانان
همین پیوند میان جنگ و بازتولید نخبگان را میتوان در برنامه موسوم به «عصر قهرمانان» دید. این برنامه فوریه ۲۰۲۴ توسط شخص ولادیمیر پوتین اعلام و از مارس همان سال اجرایی شد. هدف رسمی آن آموزش کهنهسربازان و شرکتکنندگان جنگ اوکراین برای تصدی مناصب دولتی، شهرداری ها و شرکتهای دولتی بود تا طبقه «نخبگان واقعی» جدید شکل بگیرد؛ نخبگانی که به جای ثروتاندوزی دهه ۱۹۹۰، وفاداری و اراده به خدمت از خود نشان دادهاند، به عبارتی از تکنوکراتها و بروکراتها عبور شد و زمام امور به دست نیروهای متعهد و وفاداران نخبه سپرده شد. در نخستین دوره، ۸۳ نفر از میان بیش از ۴۴ هزار متقاضی انتخاب شدند. تا سال ۲۰۲۵ دهها نفر از شرکتکنندگان به سمتهای جدید منصوب شده بودند و فوریه ۲۰۲۶ نیز آمار انتصابها از ۸۰ نفر عبور کرد. اهمیت این برنامه بیش از آنکه به تعداد مدیرانی که وارد دولت میشوند مربوط باشد، به معنای سیاسی و نهادی آن برمیگردد. دولت در حال ایجاد یک مسیر مشخص برای تبدیل تجربه جنگی به سرمایه سیاسی و مدیریتی است. به عبارت دیگر، جنگ فقط نیروی انسانی ارتش را مصرف نمیکند، میتواند ترکیب نسل بعد مدیران دولتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این روند را میتوان نوعی «مسیر از جبهه به مدیریت» دانست که بهتدریج جایگاه کهنهسربازان را در ساختار حکمرانی رسمیتر میکند. البته هنوز برای اینکه بگوییم چنین برنامهای ترکیب کلی بروکراسی روسیه را دگرگون کرده، شواهد کافی وجود ندارد و هنوز باید صبر کرد اما به عنوان یک سازوکار سازمانیافته برای بازتولید نخبگان، اهمیت آن روشن است. وجه دیگر این انطباق را باید در رابطه دولت با مالکیت خصوصی دید. از ۲۰۲۲، دولت روسیه دامنه مداخله مسؤولانه خود در اقتصاد و مدیریت داراییها را افزایش داد. در برخی موارد، دارایی شرکتهای خارجی تحت مدیریت موقت دولت قرار گرفت؛ در موارد دیگر، دادستانها و دادگاهها، مالکیت شرکتهای بزرگ را به دلیل ادعاهایی درباره تخلف در خصوصیسازی، فساد یا اهمیت راهبردی آنها به چالش کشیدند و کارزار برخورد با خصوصیسازیهای ناکارآمد و پرمفسده، به صورت جدی دنبال شد. طبق اعلام دادستان کل روسیه، فقط سال ۲۰۲۳ بیش از یک تریلیون روبل دارایی و شرکت راهبردی به مالکیت دولت بازگردانده شد.2 سال جاری میلادی نیز دولت روی درآمد حاصل از فروش بخشی از داراییهای توقیفشده حساب کرده است. به عبارتی دولت در شرایط تحریم و فشار خارجی، ابزار بیشتری برای تغییر مالکیت، کنترل بخشهای راهبردی و هدایت منابع اقتصادی به دست آورد و از آن بهخوبی هم استفاده کرد. تجربه روسی، سوای جلوههای محلی و بومی، در کلیت و اصول، تجربه جدیدی نبود. حکمرانی و جنگ در اقتصاد و نظام تصمیمگیری و... معمولا اصول ثابتی را ساخته و ایجاد کرده است. دولت، گرگ درنده بازار را مهار، مدیریت خود را دامنهدار و نظام تصمیمگیری را چابک، متمرکز و طبعا توأم با مسؤولیت روشن، بازطراحی میکند. در تجربههای آمریکایی و انگلیسی حتی رکوردهای بالاتری ثبت شده که روسیه با همه کنترلها و مدیریتها، به نیمی از آن نیز نرسیده است. این حکایت از جدیت موضوع مورد بحث دارد؛ فهمی دقیق از شرایط جنگ که باید مورد توجه قرار بگیرد.
-----------------------------------
1- https://www.sipri.org/publications/2025/sipri-insights-peace-and-security/preparing-fourth-year-war-military-spending-russias-budget-2025
2- https://www.interfax-russia.ru/military/news/614440
«وطن امروز» گزارش میدهد؛ مسکو چگونه نبرد با اوکراین را به منطق اداره کشور تبدیل کرد؟
جنگ، دولت را بیدار کرد
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها