۱۱/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۱۳

درس‌هایی برای تروریست‌ها

مهدی حسنی: مدتی پیش «سهراب احمری» ستون‌نویس روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در مصاحبه‌ای با یک رسانه داخلی، در تحلیل شرایط جنگ گفت بعید است دیگر دولتی در آمریکا پس از این هوس کند به ایران حمله نظامی کند. دقیقا با همین مضمون، وال‌استریت ژورنال مدتی پیش گزارشی منتشر کرد با این عنوان که جنگ علیه ایران، احتمالا آخرین نبردی بود که آمریکا در خاورمیانه به راه انداخت. اولین نکته گزارش آن است که این رسانه اعتراف می‌کند دیگر آمریکا توان نظامی و اقتصادی درگیری طولانی‌مدت را ندارد: «ایالات متحده دریافت نمی‌تواند حتی جنگی نسبتا کوتاه با یک قدرت منطقه‌ای را پیش ببرد، بی‌آنکه ذخایر برخی مهمات حیاتی خود را به‌شدت کاهش دهد. کوچک‌ شدن پایه صنعتی - نظامی آمریکا، در کنار فناوری پیچیده‌ای که در پیشرفته‌ترین تسلیحات ما به کار رفته، روند جایگزینی این سلاح‌ها را به‌ طرزی خطرناک کند کرده است». این روزنامه از سوی دیگر اشاره می‌کند میزان پرسنل نظامی ارتش تروریست آمریکا هم چندان برای یک جنگ روبه‌راه نیست: «همچنین دریافتیم توان نیروهای نظامی ما با دامنه تعهدات جهانی‌مان تناسب ندارد. برای اجرای عملیات علیه ایران، ناچار شدیم بخش قابل‌ توجهی از تجهیزات حیاتی نیروی دریایی خود را از شرق آسیا خارج کنیم. اگر چین همین مقطع را برای تشدید تهدید علیه تایوان انتخاب کرده بود، پاسخ مؤثر به آن بسیار دشوار می‌شد». مساله توان دریایی و تولید نظامی آمریکا هم در این مدت بارها و بارها دستمایه گزارش‌های مختلف بود؛ این روزنامه هم اشاره می‌کند آمریکا حتی از متحدان خود هم در تولید نظامی عقب افتاده است: «سرعت تولید شناورهای نظامی چین با آمریکا قابل مقایسه نیست و شتابی که این کشور گرفته، جبران فاصله را دست‌کم در آینده نزدیک دشوار می‌کند. چین اکنون ۵۳ درصد ظرفیت کشتی‌سازی جهان را در اختیار دارد و دکترین «همجوشی نظامی/ غیرنظامی» این کشور به نیروی دریایی آن امکان می‌دهد از زیرساخت‌های تولیدی بخش غیرنظامی نیز بهره بگیرد. ایالات متحده که ظرفیت تولید دریایی‌اش به‌شدت تحلیل رفته، به‌تنهایی از عهده این کار برنمی‌آید. به تلاشی همه‌جانبه نیاز داریم که استفاده از ظرفیت تولیدی کره جنوبی با ۲۹ درصد ظرفیت جهانی و ژاپن با ۱۳ درصد را نیز دربرگیرد. چنین کاری مستلزم سیاستی باثبات و بلندمدت است که با هر تغییر کوچکی در فضای سیاسی دگرگون نشود. همچنین باید متحدان خود را به عنوان عاملی برای چند برابر کردن توان‌مان ببینیم، نه کسانی که صرفا از منابع ما بهره می‌برند». نکته دیگر این رسانه آن است که درس ایران به آمریکا نشان داد هرگز نمی‌تواند با بمباران به پیروزی برسد: «بار دیگر درسی را آموختیم که هرگز نباید فراموش می‌کردیم: قدرت هوایی محدودیت‌های خود را دارد.
ما هیچ‌گاه آماده اعزام نیروی زمینی نبودیم و ایرانی‌ها نیز این را می‌دانستند. تهران با راهبرد انتقال ظرفیت‌های تولیدی و قطعات یدکی به تأسیسات عمیق زیرزمینی توانست قابلیت خود را برای ساخت موشک‌هایش حفظ کند». اشاره مهم دیگر آن است که جنگ علیه ایران نشان داد پایگاه‌های آمریکا بسیار آسیب‌پذیرند و وال‌استریت ژورنال اعتراف کرد صدها آمریکایی کشته و زخمی شده‌اند: «پایگاه‌های ما در خاورمیانه برای اعمال قدرت نظامی آمریکا در منطقه ضروری‌اند اما اکنون دریافته‌ایم این پایگاه‌ها در برابر حمله آسیب‌پذیرند. ۲۸ فوریه، موشک‌ها و پهپادهای ایرانی خسارات سنگینی به پایگاه آمریکا در بحرین وارد کردند و پس از آن نیز پایگاه‌های آمریکا در عراق، اردن، کویت، عمان، قطر و عربستان هدف قرار گرفت. تلفات ما به صدها نفر رسید که ۱۸ کشته نیز در میان آنها بود و خسارات واردشده به ساختمان‌ها و تجهیزات به 4 میلیارد دلار رسید. پیش از آنکه نیروهایی که از منطقه خارج کرده‌ایم بتوانند بازگردند - اگر اصلا بازگردند - ارتش باید توان خود را برای دفاع از آنها افزایش دهد». درس مهم دیگر برای آمریکا آن است که ایران به‌خوبی با راهبرد تشدید افقی می‌تواند آمریکا را در منطقه زمینگیر کند: «دریافتیم ایرانی‌ها می‌توانند با استفاده از نیروهای همپیمان خود در سراسر منطقه، از طریق راهبرد «تشدید افقی» به حملات ما پاسخ دهند. عملیات جنبش انصارالله، تنگه باب‌المندب را تحت کنترل آنان درآورده و حمله پهپادی یک گروه شبه‌نظامی وابسته به ایران از خاک عراق نیز خط لوله شرق - غرب را موقتا از کار انداخته؛ همان خط لوله‌ای که سعودی بخش بزرگی از صادرات نفت خود را از مسیر خلیج فارس به آن منتقل کرده بود. با کاهش ذخایر نفت دنیا، جهش دیگری در قیمت انرژی می‌تواند اقتصاد جهان را با خطر روبه‌رو کند. در چنین شرایطی، ادامه بن‌بست کنونی در ایران امکان‌پذیر نخواهد بود». به باور این رسانه، جنگ علیه ایران چنان شکستی برای آمریکا بود که احتمالا این آخرین جنگ آن کشور در غرب آسیا خواهد شد و حتی ممکن است متحدان آمریکا در منطقه را مجبور به پذیرش ابرقدرتی ایران کند: «این سومین ماجراجویی نافرجام آمریکا در خاورمیانه طی یک‌ربع قرن گذشته است و احتمالا آخرین آن نیز خواهد بود. این جنگ نشانه پایان تلاش ما برای تسلط بر منطقه است و ممکن است روند کاهش تدریجی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را به جریان بیندازد. اگر چنین شود، کشورهای خلیج فارس و دیگر دولت‌هایی که تاکنون به حمایت آمریکا متکی بوده‌اند، ناچار خواهند شد ترتیبات دیگری برای امنیت خود بیابند؛ واقعیتی که رد درخواست عربستان از سوی ترامپ برای پیوستن ارتش آمریکا به جنگ علیه یمن، آن را برجسته‌تر کرده است. متحدان ما در این صورت باید میان پذیرش سلطه منطقه‌ای ایران و ایجاد یک ائتلاف رسمی ضدایرانی - که ممکن است در نهایت اسرائیل نیز به آن بپیوندد - یکی را انتخاب کنند. هر اتفاقی که رخ دهد، جنگ علیه ایران خاورمیانه را برای همیشه تغییر داد».

ارسال نظر
captcha
پربیننده